بزرگترین وبلاگ سینمایی ایران - مقاله سینمایی
همه چیز در مورد سینما و تلویزیون و تئاتر - نقد فیلم - بیوگرافی بازیگران - اخبار و آخرین تحلیلهای روز

دوستان گرامی و هم وطنان عزیز

سایت پرده سینما تنها سایت تحلیلی سینمای ایران است که جایزه بهترین سایت سینمایی کشور را از انجمن منتقدان و نویسندگان سینمای ایران گرفته است.

سایت پرده سینما تنها سایت تحلیلی سینمای ایران است که به نقد و بررسی آثار روز سینمای ایران و جهان می پردازد و یکی از بهترین سایت هایی است که برای مشتاقان و علاقمندان و دانشجویان رشته سینما در دسترس است.

همواره با سایت پرده سینما تنها سایت تحلیلی سینمای ایران همراه باشید.

http://cinscreen.com/

پرده سینما بهترین سایت سینمایی کشور

http://cinscreen.com/?id=2350

چهره مرموز و جذاب سینمای جهان؛ نگاهی به زندگی و آثار ترنس مالیک

http://cinscreen.com/?id=2349

نشست مشترک دبير و مدير روابط عمومي جشنواره فيلم فجر با منتقدين و سردبيران سينمايی برگزار میشود

http://cinscreen.com/?id=2339

«عشق» هانکه پیشتاز نامزدهای جوایز اسکار اروپا شد

http://cinscreen.com/?id=2333

جدال با واپسگرایی؛ نگاهی به فیلم «آینه های روبرو» ساخته نگار آذربایجانی

http://cinscreen.com/?id=2068

سیاست از دریچه طنز. نقدی بر فیلم «دیکتاتور» ساخته ساشا بورن کوهن

http://cinscreen.com/?id=2321

مرثیه ای بر مرگ ارزش های عمیق انسانی؛ نگاهی به فیلم «بوسیدن روی ماه» ساخته همایون اسعدیان

http://cinscreen.com/?id=2299

تلاشی شکست خورده برای برانگیختن نوستالژی؛ نگاهی به فیلم «عاشقانه های تجریش» ساخته پوریا آذربایجانی

http://cinscreen.com/?id=2266

همراه شدن یا فاصله گرفتن؟ نقد فیلم «بغض» ساخته رضا درمیشیان


+ نوشته شده در  پنجشنبه هجدهم آبان 1391ساعت 15:11  توسط هنرمند | 

به جمع خوانندگان سایت پرده سینما تنها سایت تحلیلی سینمای ایران و برگزیده شده از سوی انجمن منتقدان سینمای ایران به عنوان برترین سایت سینمایی کشور بپیوندید. سایت پرده سینما با آخرین تحلیل ها و نقد و بررسی ها از فیلم های روز سینمای ایران و جهان و اخبار در مورد فیلم ها و سریال های تلویزیونی و تئاترها و آخرین تحلیل های مربوط به فروش فیلم ها در سینمای ایران و جهان به همراه تعداد کثیری از منتقدین برجسته و نامی سینمای ایران در خدمت شما علاقمندان سینما است.

سردبیر: غلامعباس فاضلی

تحریریه: هیوا مسیح - جلال الدین ترابی - جواد طوسی - خدایار قاقانی - وحیده دینداری - رضا منتظری - موحد منتقم و...

به جمع خوانندگان سایت پرده سینما تنها سایت تحلیلی سینمای ایران بپیوندید و همواره به آخرین نقدها و تحلیل های روز سینمای ایران و جهان دسترسی داشته باشید.

همچنین می توانید به عضویت پیج رسمی سایت پرده سینما در فیس بوک نیز درآیید...

پرده سینما را به دوستان و آشنایان خود معرفی نمایید.

http://www.cinscreen.com/

تعدادی از جدیدترین نقدهای روز سینمای ایران در سایت پرده سینما:

نقدی بر فیلم یه حبه قند ساخته رضا میرکریمی به قلم رضا منتظری -

فاصله میان زیستن و مرگ ثانیه ای بیش نیست؛ نگاهی به فیلم «یه حبه قند» ساخته رضا میرکریمی

http://www.cinscreen.com/?id=1468

نقدی بر فیلم سعادت آباد ساخته مازیار میری به قلم رضا منتظری -

ترکیب ریزبینی، تیزهوشی و نکته سنجی؛ نگاهی به فیلم «سعادت آباد» ساخته مازیار میری

http://www.cinscreen.com/?id=1466

پیروزی بزرگ در رثای وظیفه شناسی؛ نقد و بررسی فیلم «مانی بال» ساخته بنت میلر

http://www.cinscreen.com/?id=1448

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و هشتم مهر 1390ساعت 14:25  توسط هنرمند | 
دوستان گرامی و همراهان عزیز بزرگترین وبلاگ سینمایی ایران

به جمع خوانندگان سایت پرده سینما تنها سایت تحلیلی سینمای ایران و برگزیده شده از سوی انجمن منتقدان سینمای ایران به عنوان برترین سایت سینمایی کشور بپیوندید...

سایت پرده سینما بهترین سایت سینمایی ایران برای تمامی مشتاقان هنر هفتم است که در آن بخشهای گوناگونی وجود دارد از معرفی بهترین کتاب های سینمایی برای علاقمندان به سینما و فیلم سازی و بازیگری گرفته تا داغ ترین و جنجالی ترین خبرهای روز سینمای ایران و جهان و نقد فیلم های روز سینمای ایران و جهان به همراه تحلیل های منتقدان سایت پرده سینما ...

اگر به دوبله فیلم - سینمای کلاسیک - سینمای قدیم - تاریخ سینما - مباحث تئوریک سینما و... علاقه دارید تنها با سایت پرده سینمای ایران همراه باشید...

آدرس سایت پرده سینما:

http://www.cinscreen.com/

همچنین در صورت تمایل می توانید به پیج اختصاصی سایت پرده سینما در فیس بوک بپیوندید...

http://www.facebook.com/cinscreen

سردبیر: غلامعباس فاضلی

تحریریه: جواد طوسی ، هیوا مسیح ، موحد منتقم ، رضا منتظری ، خدایار قاقانی ، نیروان غنی پور ، جلال الدین ترابی ، وحیده دینداری ، قاسم بدیرخانی ، محمود توسلیان و...

همراه با بهترین ها

تنها

سایت پرده سینما

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و نهم تیر 1390ساعت 2:35  توسط هنرمند | 

لازم به ذکر است تنها بخشی از این مطلب در بزرگترین وبلاگ سینمایی ایران درج شده است برای خواندن مطلب به صورت کامل به سایت پرده سینما مراجعه فرمایید :

 

 

 http://cinscreen.com/?id=1124

 

 

اکران دو فیلم نخودی و خاله سوسکه در این اواخر بهانه ای بود تا نگاهی به وضعیت سینمای کودک در ایران از آغاز تا کنون بیندازیم.

 

بی تردید می توان از فیلم شهر موشها به کارگردانی مشترک مرضیه برومند و محمدعلی طالبی به عنوان اولین فیلم سینمایی ویژه کودک در ایران یاد کرد. هرچند که قبل از ساخت این فیلم هم تعدادی از کارگردانان سعی کرده بودند تا فیلم کودک بسازند اما هیچ یک از آن هانتوانستند به موفقیت و محبوبیت شهر موشها دست یابند، چرا که شهر موشها اولین فیلمی بود که مخاطبان اصلی اش کودکان بودند و مانند فیلم های قبلی برای دو قشر کودکان و بزرگسالان ساخته نشده بود.

 

ساختار فانتزی و تخیلی شهر موشها که بعدها سریالی هم از روی آن ساخته شد برای کودکان آن برهه از زمان بسیار جذاب می نمود و استقبال بسیار شایانی هم توسط کودکان از این فیلم به عمل آمد.

 

به همین دلیل شهر موشها را میتوان به نوعی یک نقطه عطف برای شروع یک دوره سینمای مترقی کودک دانست که تا ده، دوازده سال بعد توانست روز به روز به پیشرفت های زیادی در زمینه فیلم های کودک در ایران دامن بزند. از آن  به بعد هم فیلم های زیادی برای کودکان ساخته شد که اتفاقا همه با استقبال چشمگیر مخاطبان مواجه شدند.

 

گلنار، علی و غول جنگل، سفر جادویی، مدرسه پیرمردها، دزد عروسک ها و ده ها فیلم دیگر از جمله فیلم هایی بودند که با استقبال خوب تماشاگران مواجه شدند اما کلاه قرمزی و پسرخاله به نوعی آخرین فیلمی بود که توانست مخاطبان میلیونی را جذب نماید و از آن به بعد سینمای کودک در ایران دچار یک افت و رکود شدید شد.

 

آن چه روشن است این که اکنون از سینمای کودک فقط نامی باقی مانده است، چرا که در این سال های اخیر کمتر کارگردان و تهیه کننده ای پیدا می شود که بخواهد وقت و سرمایه خو.د را برای سینمای کودک بگذارد و تنها افرادی که از  سال ها قبل دغدغه سینمای کودک را داشته اند هر چند سال یک بار دست به تولید این گونه فیلم ها می زنند  که البته اغلب هم در گیشه با شکست مواجه می شوند چرا که سطح کیفی فیلم های تولید شده در ژانر کودک به مانند سبک فیلم های تولید شده در 15 و 20 سال پیش است و این در حالی است که کودکان نسل امروز مانند کودکان نسل های پیش به داستان های قدیمی علاقه ندارند چون با پیشرفت علم و تکنولوژی و آمدن ماهواره و هزاران دستگاه بازی و سرگرمی و کامپیوتر و کارتون ها و فیلم های با کیفیت و اغوا کننده کننده خارجی مانند: هری پاتر و شرک و در دسترس بودن اینترنت و ...  ذهن آن ها را باز کرده و دیگر با شندیبن و دیدن قصه های قدیمی و هزار بار تکرار شده خاله سوسکه و کدو قلقله زن و شنگول و منگول ارضا نمی شوند.

 

اگر تا همین ده ، پانزده سال پیش کودکان ، والدینشان را به اصرار برای دیدن فیلم هایی همچون: الوالو من جوجوام و پاتال و آرزوهای کوچک و گربه آوازه خوان و... به سینماها میکشاندند تنها دلیلش این بود که هیچ گونه وسایل سرگرمی و تفریحی بهتری در اختیارشان نبود و آثار مشابه خارجی با کیفیت بهتر را ندیده بودند.

 

آن چه که بسیار روشن و واضح است این که تخیل و تفکر کودکان امروز با تخیل و تفکر کودکان نسل های پیشین هزاران هزار کیلومتر از هم فاصله دارد اما با تمامی این تفاسیر سینمای کودک نیاز مبرم برای هر جامعه ای است و این طور سهل انگارانه نباید از کنار آن عبور کرد. متاسفانه مسئولین، سینمای کودک را مورد بی مهری قرار داده و حمایتی از این سینمای رو به زوال نمی کنند و اگر همین جشنواره فیلم های کودکان هم سالی یک بار برگزار نمی شد فاتحه سینمای کودک تا کنون خوانده شده بود.

 

جدا از این با تولید بسیار گسترده فیلم های کمدی و طنز که از جذابیت های بصری بالاتری برای کودکان برخوردار هستند، کودکان ترجیح می دهند به جای دیدن برخی فیلم هایی که مناسب سن و سالشان است این گونه فیلم های طنز را تماشا کنند که اتفاقا اغلب بازیگرانشان را هم در سریالهای تلویزیونی قبلا دیده اند و دوستشان دارند.

 

برای خواندن ادامه مطلب به آدرس زیر مراجعه فرمایید:

 

 http://cinscreen.com/?id=1124

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و یکم دی 1389ساعت 2:16  توسط هنرمند | 
 

این مطلب از سایت پرده سینما برداشته شده است برای اطلاعات بیشتر و خواندن کامل مطلب و دیدن عکسهای مرتبط به آدرس زیر مراجعه فرمایید:

http://cinscreen.com/?id=1117

بی تردید جشنواره بین المللی فیلم فجر مهم ترین و جنجالی ترین واقعه سینمایی ایران است و اغلب سینماگران مایلند که آثارشان در این جشنواره که به نوعی مهم ترین جشنواره سینمایی ایران است به نمایش درآید. از این رو می توان این جشنواره را که همه ساله در بهمن ماه و در ایام دهه مبارک فجر برگزار می شود را به نوعی آغاز یک سال نو برای سینمای ایران قلمداد نمود. به همین دلیل اینک که در آستانه برگزاری بیست و نهمین دوره برگزاری این جشنواره هستیم بر آن شدیم تا به صورت روزشمار به مرور برخی وقایع و اتفاقات مهمی که در طول این یک سال برای سینمای ایران افتاده است بپردازیم.

لازم به ذکر است که یادآوری این رویدادها از نظر گرد آورنده این مقاله مهمترین اتفاقات می باشد و لزوما یادآور تمامی رویدادهای مهم سینمایی و جشنواره ای در یک سال اخیر نیست.

 

 

آذر 1388 :

 

1 آذز : برگزیدگان بخش های سینمایی،  سینمایی ویدیویی،  مستند کوتاه و 135 ثانیه ای چهارمین جشنواره فیلم کوثر معرفی شدند. در این مراسم شخصیت هایی                                                            همچون: سید محمد حسینی ( وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی )،                            غلامعلی حداد عادل    ( رئیس کمیسیون فرهنگی مجلس شورای اسلامی )، محسن رضایی ( دبیر مجمع تشخیص مصلحت نظام )، مرتضی تمدن ( استاندار تهران )، علیرضا افشار ( معاون اجتماعی فرهنگی وزارت کشور ) و جواد شمقدری (معاون امور سينمايي و سمعي و بصري وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي ) حضور داشتند. در این مراسم از پروانه معصومی و انسیه شاه حسینی تجلیل شد و کلیپی از نیکو خردمند،  پروین سلیمانی،  سیف الله داد، امیر قویدل و مسعود رسام  هنرمندان تازه درگذشته سینمای ایران پخش گردید که با استقبال خوب حضار در این مراسم روبرو گشت .

همچنین در این روز جواد شمقدری برای افتتاحیه جشنواره فیلم پروین اعتصامی پیامی به شرکت کنندگان در این جشنواره فرستاد .

 

2 آذر : نشست خبری مهدی مسعود شاهی دبیر بیست و هشتمین جشنواره بین المللی فیلم فجر با حضور تعداد کثیری از خبرنگاران برگزار شد و مسعود شاهی در این نشست به سوالات خبرنگاران پاسخ داد. دبیر بیست و هشتمین جشنواره بین المللی فیلم فجر در این نشست گفت: « به تعبیر من جشنواره بین المللی فیلم فجر شب قدر سینمای ایران است، جایی که همه نسبت به گذشته و آینده شان تصمیم میگیرند. »                 

همچنین در این روز و در حاشيه برگزاري نمايشگاه مشترك عباس كيارستمي و پرويز تناولي در دبي، عباس كيارستمي درباره نامه بهمن قبادي به يكي از رسانه‌هاي فارسي‌زبان توضيحاتي داد و در جواب قبادی گفت: « اگر شما می گویید که ما باید فیلم اجتماعی بسازیم یکی از فیلم های من را نام ببرید که اجتماعی نیست اما اگر منظورتان این است که ما فیلم سیاسی بسازیم این در حیطه تخصص ما نیست » بهمن قبادی پیش از این با ارسال نامه به برخی شبکه های بیگانه امثال کیارستمی را مورد انتقاد خود قرار داده بود که چرا فیلم های سیاسی نمیسازند !

 

3 آذر : مراسم نخستین سالگرد درگذشت زنده یاد احمد آقالو هنرمند فقید سینمای ایران با حضور تعدادی از هنرمندان برگزار شد.

همچنین در این روز استاد علی کسمایی پیشکسوت دوبلاژ سینمای ایران به موزه سینما رفت تا برخی از یادگارهایش را به موزه سینمای ایران اهدا نماید، محمد حسن پزشک و استاد عزت الله انتظامی، کسمایی را در این دیدار همراهی میکردند. کسمایی در این دیدار گفت: « به همه همکارانم خواهم گفت که یادگارهایشان را به موزه سینمای ایران اهدا نمایند . »

و در این روز به طور رسمی از پایگاه اطلاع رسانی بیست و هشتمین جشنواره بین المللی فیلم فجر رونمایی شد.

 

7 آذر : اصغر فرهادی کارگردان شهیر سینمای ایران برای ساخت فیلم درباره الی... دو جایزه از جشنواره معتبر آسیا پاسفیک دریافت نمود. درباره الی... در چند رشته از جمله برای بهترین بازیگری نقش اول زن با بازی گلشیفته فراهانی کاندیدای دریافت جایزه از این جشنواره شده بود.

همچنین در این روز با حضور معاون رئیس جمهور و رئیس سازمان ملی جوانان برگزیدگان پنجمین جشنواره فیلم پروین اعتصامی معرفی شدند.

 

8 آذر : دو فیلم پر و سر و صدای توقیف شده فرم حضور در بیست و هشتمین دوره جشنواره بین المللی فیلم فجر را پر کردند. این دو فیلم عبارت بودند از: تسویه حساب به کارگردانی تهمینه میلانی و صد سال به این سالها به کارگردانی سامان مقدم، این فیلم ها در دوره مدیریتی جعفری جلوه توقیف شده بودند اماعلام شد که از این فیلم ها رفع توقیف شده و این فیلم ها در این دوره از جشنواره نمایش داده خواهند شد .

 

9 آذر : دبيرخانه جشنواره فيلم فجر از پايان بازبيني آثار پويانمايي متقاضي شركت در بيست و هشتمين دوره اين رويداد خبر داد.

همچنین در این روز برخی خبرگزاری ها اقدام به انتشار خبر آغاز  فعالیت آزمایشی سایت  پرده سینما کردند. پرده سینما اولین پایگاه تحلیلی سینمای ایران است که به سردبیری غلامعباس فاضلی فعالیت آزمایشی خود را آغاز نموده است.

 

12 آذر : اختتامیه پنجمین جشنواره فیلم کوتاه دینی رویش برگزار شد.

 

13 آذر : مسعود کیمیایی کارگردان نامی سینمای ایران با حضور در سازمان صدا و سیما با رئیس این سازمان دیدار و گفتگو کرد .

 

15 آذر : مهدی مسعود شاهی دبیر بیست و هشتمین جشنواره بین المللی فیلم فجر در گفتگو با یکی از خبرگزاری ها اعلام کرد که در مراسم آغازین و پایانی بیست و هشتمین جشنواره بین المللی فیلم فجر از تعدادی از پیشکسوتان سینمای ایران تجلیل و قدردانی خواهد شد.

همچنین در این روز داوود رشیدی رئیس انجمن بازیگران سینمای ایران از هیاهوهای به وجود آمده در مورد دستمزدهای کلان برخی از بازیگران سینمای ایران انتقاد کرد و به حمایت از بازیگران پرداخت. خبر دریافت دستمزدهای کلان توسط بازیگران در ماه های بعد هم بسیار خبرساز شده بود .

 

17 آذر : نشست جواد شمقدری با اصحاب رسانه در این روز برگزار شد و شمقدری در این نشست اعلام کرد که با توقیف فیلم های سینمایی مخالف است، او در عین حال خاطر نشان کرد که همه هنرمندان میتوانند به ایران باز گردند و مانعی بر سر ورود آنها نیست .

همچنین در این روز  مهدی مسعود شاهی اعلام کرد که مراسم افتتاحیه و اختتامیه بیست و هشتمین جشنواره بین المللی فیلم فجر  به طور قطعی در سالن همایش های برج میلاد برگزار خواهد شد .

 

18 آذر : نخستین جشنواره فیلم کوتاه برکت در این روز به کار خود پایان داد .

 

22 آذر : در این روز اعلام شد تنها ظرف 14 روز بیش از 1 میلیون نسخه از فیلم سینمایی درباره الی... به کارگردانی اصغر فرهادی در شبکه نمایش خانگی به فروش رسیده است. با این فروش، درباره الی... رکورد فروش در شبکه نمایش خانگی را شکست .  

همچنین در این روز هیئت انتخاب بخش مسابقه سینمای ایران بیست و هشتمین جشنواره بین المللی فیلم فجر آغاز به کار کرد .

 

23 آذر : حبیب ایل بیگی مدیر روابط عمومی بیست و هشتمین جشنواره بین المللی فیلم فجر اعلام کرد: با پايان كار هيئت انتخاب بخش های: ويدئو - سينما، پويا نمايی و فيلم های كوتاه داستانی به زودی كار بازبينی فيلم های بلند سينمايی آغاز خواهد شد. وی در ادامه گفت: « با نزديك شدن به آخرين مهلت ثبت نام فيلم های بلند سينمايی (30 آذر ماه) اكثر فيلم های سينمايی آمادگی خود را برای حضور در اين رويداد بزرگ هنری كشور اعلام داشته اند و پيش بينی می شود بيش از 50 فيلم بلند سينمايی برای حضور در بيست و هشتمين جشنواره بين المللی فيلم فجر با هم به رقابت بپردازند.»  وی در پايان ابراز اميدواری كرد فيلم های سينمايی كه تاكنون موفق به ثبت نام و ارائه تقاضا برای حضور در جشنوراه نشده اند، بتوانند در اين فرصت باقيمانده نسبت به ارائه فرم جشنواره اقدام نمايند .

 

24 آذر : جمعی از هنرمندان سینمای ایران در این روز با انتشار بیانیه ای با توجه به وقایع اخیر اهانت به ساحت مقدس حضرت امام خمینی ( ره ) را محکوم کردند. نام هنرمندانی همچون: مسعود ده نمکی، اکبر عبدی، جهانگیر الماسی،  جمال شورجه، اسماعیل سلطانیان، سعیده عرب،  رامین راستاد و... در این بیانیه دیده میشد .

همچنین در این روز اسامی فیلم های متقاضی حضور در بخش ویدیو – سینمای بیست و هشتمین جشنواره بین المللی فیلم فجر توسط روابط عمومی این جشنواره اعلام شد .

 

25 آذر : جواد شمقدری، معاون سینمایی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی به اولین جشنواره فیلم کوتاه و فیلمنامه اصلاح الگوی مصرف پیام داد .

 

27 آذر : علیرضا سجاد پور در پی شرکت فیلم ایرانی بدون مجوز  کشتزارهای سفید  در جشنواره فیلم دوبی اعلام کرد: « از این به بعد با همه هنرمندانی که با یک فیلم بدون پروانه ساخت همکاری کنند برخورد خواهیم کرد . » طبق شنیده ها از این پس تمامی فیلم هایی که میخواهند در جشنواره های جهانی شرکت نمایند باید از وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی مجوز دریافت کنند .

 

30 آذر : از سایت پرده سینما اولین سایت تحلیلی سینمای ایران و جهان رسما در فرهنگسرای سرو رونمایی شد. در این مراسم بزرگانی همچون: جواد طوسی،  آیدین آغداشلو،  علی کسمایی و ناصر طهماسب حضور داشتند و سخنانی را ایراد کردند . برای خواندن گزارش کامل می توانید به این بخش مراجعه فرمایید :

http://cinscreen.com/?c=14&id=192

 

 

دی ماه 1388 در آستانه برگزاری بیست و هشتمین دوره جشنواره فیلم فجر :

 

1 دی : عباس جعفري دولت ‌آبادي دادستان عمومي و انقلاب اسلامي درباره ممنوع‌الخروجي چند سينماگر توضيحاتي را ارائه داد. او گفت : « در مورد فاطمه معتمد‌ آريا رفع ممنوع‌الخروجي شده و در مورد مجتبی ميرطهماسب و جعفر پناهي اعتراض آن‌ها را شكايت تلقي كرده و قرار شد كه پرونده به دادگاه ارسال شود. »

همچنین در این روز اسامي فيلم‌هاي مستند كوتاه و نيمه‌بلند متقاضي حضور در بخش چشم واقعيت بيست و هشتمين جشنواره بين‌المللي فيلم فجر اعلام شد.

 

2 دی : علیرضا سجاد پور اعلام کرد: « برای شرکت در جشنواره فیلم فجر همه فیلم ها باید پروانه موقت دریافت کنند . » این اظهارات سجادپور در حالی بیان می شد که پیش از این شنیده شده بود فیلم ها برای حضور در این دوره از جشنواره نیازی به داشتن پروانه نمایش نخواهند داشت .

همچنین در این روز اعلام شد نخستین جشنواره فیلم کوتاه ترافیک بزودی برگزار خواهد  شد .

 

7 دی : حبیب ایل بیگی مدير روابط عمومي جشنواره بين‌المللي فيلم فجر با تاكيد بر اين نكته كه سينماي اختصاصي هنرمندان امسال حذف نشده است، گفت: « هنرمندان با ارائه كارت مي‌توانند تمامي فيلم‌هاي جشنواره را امسال در برج ميلاد و در کنار اهالی رسانه و میهمانان خارجی ببينند.»

همچنین در این روز شنیده شد که از سال آینده مقر اصلی جشنواره به جای برج میلاد، باغ هنر خواهد بود .

 

8 دی : اسامی فيلم‌هاي راه يافته به بخش مسابقه ويديو سينماي بيست و هشتمين جشنواره بين‌المللي فيلم فجر اعلام شد.

 

9 دی : اسامي فيلم‌هاي مستند كوتاه و نيمه‌بلند بخش چشم واقعيت بيست و هشتمين جشنواره بين‌المللي فيلم فجر اعلام شد.

 

11 دی : اسامي فيلم‌هاي بخش مسابقه آثار كوتاه داستاني بيست و هشتمين جشنواره بين‌المللي فيلم فجر اعلام شد.

                                                                                           

12 دی : حبیب ایل بیگی مدیر روابط عمومی بیست و هشتیمن دوره جشنواره بین المللی فیلم فجر اعلام کرد: « برای نخستین بار پیش‌فروش بلیت‌های بیست و هشتمین جشنواره بین‌المللی فیلم فجر اینترنتی می‌شود تا هنرمندان و دانشجویان در فضایی آرام و در زمان و فرصت مناسب بتوانند فیلم‌ها و سینماهای مورد نظرشان را انتخاب کنند.»

 

15 دی : مدير روابط عمومي جشنواره فيلم فجر اعلام كرد: « تا پايان مهلت اعلام شده به رسانه‌ها، بيش از يك هزار و 300 تقاضاي كارت جشنواره از طرف رسانه‌هاي داخلي دريافت كرده‌ايم.» او ادامه داد: « اين تقاضاها از 16 خبرگزاري، 20 برنامه تلويزيوني، 18 سايت سينمايي، 45 روزنامه، 9 شبكه و برنامه راديويي، 20 ماهنامه تخصصي سينمايي و غير تخصصي، 16 هفته‌نامه تخصصي سينمايي و غيرتخصصي، 11 نشريه عمومي و انجمن منتقدان و نويسندگان سينمايي ارائه شده است. »
وي با اشاره به اينكه امسال سالن اصلي مركز همايش‌هاي برج ميلاد با ظرفيت نمايشي 1300 نفر به اهالي رسانه‌ها و هنرمندان اختصاص يافته است، افزود: البته بخشي از اين ظرفيت به هنرمندان و صاحبان فيلم‌ها تعلق مي‌گيرد و ما بايد با بررسي تقاضاي ارائه شده و بر اساس اولويت‌هاي جشنواره، نسبت به تعيين سهميه هر رسانه براي حضور در جشنواره فيلم فجر اقدام كنيم.

همچنین در این روز اعلام شد: وزارتخانه‌ها، سازمان‌ها و نهادها براي پيش خريد بليت‌هاي بيست و هشتمين جشنواره بين‌المللي فيلم فجر بايد درخواست خود را به كميته مربوط به اين بخش ارايه دهند.

 

16 دی : یکی از نمایندگان مجلس به رئیس دفتر رئیس جمهور در خصوص انتشار عکس اسفندیار رحیم مشایی با هدیه تهرانی در سایت های مختلف، تذکر کتبی داد. نمایشگاه عکس هدیه تهرانی که از 18 آذر در خانه هنرمندان ایران برپا شده بود یکی از پر حاشیه ترین و جنجالی ترین نمایشگاه هایی بود که تا کنون در ایران برگزار شده بود .

 

19 دی : مهدی مسعود شاهی دبیر بیست و هشتمین دوره جشنواره بین المللی فیلم فجر اعلام کرد: « با حامیان مالی جشنواره که به تعهداتشان عمل نکنند برخورد قانونی می‌شود.» این سخنان مسعودشاهی در حالی بیان می شد که بر اساس شنیده ها حامیان مالی جشنواره از سال قبل به تعهدات خود عمل نکرده بودند .

همچنین در این روز اعلام شد: بازبيني فيلم‌هاي سينمايي ايراني رسيده به دبيرخانه بيست و هشتمين جشنواره فيلم فجر توسط هيأت انتخاب پايان يافته است .

 

20 دی : پس از نپذیرفتن عزت الله انتظامی و اصغر فرهادی و برخی دیگر از هنرمندان برای داوری در بیست و هشتمین دوره جشنواره بین المللی فیلم فجر عنوان شد که احتمالا فرهاد توحیدی یکی از داوران این دوره از جشنواره خواهد بود . انتخاب هیئت داوران در این دوره از جشنواره به یکی از معضلات مسئولین برگزاری این جشنواره تبدیل گشته است.

همچنین در این روز اسامی 81 فیلم ایرانی متقاضی حضور در بیست و هشتمین دوره جشنواره بین المللی فیلم فجر توسط روابط عمومی این جشنواره اعلام شد .

 در این روز معاونت امور سینمایی، مدیر كل اداره نظارت و ارزشیابی بر سینمای حرفه‌ای از رفع مشكل چهار فیلم سینمایی خبر داد. علیرضا سجاد پور که چند روز قبل از رفع مشکل فیلم به رنگ ارغوان خبر داده بود اعلام کرد فیلم های زادبوم، شبانه روز، محفل ایکس و سفر سرخ مشکلی برای نمایش نخواهند داشت.

همچنین در همین روز توسط روابط عمومی بیست و هشتمین دوره جشنواره فیلم فجر عنوان شد: از علی کسمایی مدیر دوبلاژ با سابقه ایران و همچنین از علی رضایی اولین رئیس لابراتوار رنگی در ایران در مراسم افتتاحیه بیست و هشتمین دوره جشنواره فیلم فجر تقدیر میشود.

و بالاخره در این روز روابط عمومی بیست و هشتمین دوره جشنواره بین المللی فیلم فجر اعلام کرد بزودی تعداد قطعی کارت های رسانه ها اعلام خواهد شد.

 

21 دی : اسامي 10 فيلم ايراني خارج از بخش مسابقه بيست و هشتمين جشنواره بين‌المللي فيلم فجر اعلام شد.

 

همچنین اسامی 26 فیلم بخش مسابقه سینمای ایران در بیست و هشتمین دوره جشنواره بین المللی فیلم فجر توسط روابط عمومی این جشنواره اعلام شد در این لیست نام فیلم های توقیف شده ای همچون: به رنگ ارغوان و تسویه حساب دیده می شد. علیرضا سجاد پور در همین روز اعلام کرد که بزودی از 3 فیلم دیگر نیز رفع توقیف خواهد شد.

 

22 دی : اولین نشست خبری شفیع آقا محمدیان مدیر عامل مرکز گسترش سینمای مستند و تجربی برگزار شد .

در این روز سید ضیاء هاشمی تهیه کننده فیلم زمهریر به کارگردانی علی روئین تن در پی پذیرفته نشدن فیلمش در جشنواره فیلم فجر نامه ای گلایه آمیز منتشر کرد و مسئولین ذیربط در این زمینه را به باد انتقاد گرفت. در همین روز اعلام شد که فیلم های هیچ،  زمهریر و آتشکار به شکل محدود و تنها برای اهالی رسانه در جشنواره نمایش داده خواهند شد. برای خواندن متن کامل نامه سید ضیاء هاشمی می توانید به این بخش مراجعه فرمایید:

http://cinscreen.com/?c=14&id=258

 

و بالاخره در این روز محمد پوستی تهیه کننده فیلم سینمایی آدمکش در اعتراض به این که فیلمش وارد بخش مسابقه سینمای ایران نشده خواستار خروج فیلمش از بیست و هشتمین دوره جشنواره بین المللی فیلم فجر شد .

 

23 دی : در این روز ادامه نامه نگاری های عوامل فیلم سینمایی زمهریر ادامه یافت و هادی دیباجی بازیگر فیلم سینمایی زمهریر و فرزند شهید دیباجی با انتشار نامه ای به حمایت از فیلم سینمایی زمهریر پرداخت و از عوامل جشنواره به تندی گله کرد و خواستار نمایش این فیلم در بخش مسابقه شد .

در این روز مدير روابط عمومي جشنواره فيلم فجر از كارگرداني مراسم افتتاحيه و اختتاميه جشنواره توسط محمد پرويزي خبر داد.

 

24 دی : مراسم افتتاحيه سومين جشنواره فيلم‌هاي ايراني با حضور ابراهيم حاتمي‌كيا در سالن نمايش مجتمع فرهنگي رسالات بيروت افتتاح شد.

 

25 دی : پیش فروش اینترنتی بلیط های بخش مسابقه فیلم های بیست و هشتمین جشنواره بین المللی فیلم فجر آغاز شد و این در حالی بود که از همان ابتدای امر هیچ گونه ظرفیت خالی برای سینما فرهنگ درنظر گرفته نشده بود که این امر مهم باعث اعتراض شدید خریداران بلیط بیست و هشتمین جشنواره فیلم فجر شد. سینما فرهنگ تهران یکی از سینماهای پرطرفدار در کشور است که متاسفانه از سال ها قبل بلیط این سینما برای عموم مردم به صورت خیلی محدود پیش فروش می شد .

همچنین در این روز مدير روابط عمومي جشنواره فيلم فجر اعلام كرد كه دومين نشست رسانه‌اي اين رويداد با حضور مهدي مسعود شاهي دبير جشنواره صبح روز سه شنبه 29 دي ماه در مركز همايش‌هاي برج ميلاد تهران برگزار مي‌شود.

حبیب ایل بیگی در این روز با اعلام خبر دیگری گفت: كار ارزيابي عملكرد رسانه‌ها به پايان رسيده است و اواسط هفته جاري اهالی رسانه‌ها كارت‌هاي جشنواره خود را دريافت خواهند كرد.

 

27 دی : علي روئين‌تن كارگردان فيلم سينمايي زمهریر جوابيه‌اي به نامه های منتشر شده توسط عوامل اين فيلم نوشت. روئین تن در این نامه به نوعی مشغول به قربان صدقه رفتن عوامل فیلمش شده بود تا شاید با این سوز و گدازها دل مسئولین را به دردآورده تا فیلمش در  بخش مسابقه جشنواره به نمایش درآید.

همچنین حبیب ایل بیگی در این روز اعلام کرد: مخاطبان جشنواره مي‌توانند همانند سال‌هاي گذشته آيين‌هاي افتتاحيه و اختتاميه اين رويداد را به صورت زنده از طريق پايگاه اينترنتي www.Fajrlive.ir تماشا كنند.

 

 

28 دی : سایت پرده سینما تنها بعد از 1 ماه که به طور رسمی از آغاز فعالیتش می گذشت توسط انجمن منتقدان و نویسندگان سینمای ایران به عنوان بهترین سایت  سینمایی برگزیده شد. غلامعباس فاضلی سردبیر این سایت سینمایی هنگام دریافت جایزه اش در فرهنگ سرای ارسباران در جملاتی گفت: « من و همکارانم به جایزه انجمن منتقدان و نویسندگان سینمایی افتخار می کنیم. جایزه ای که از طرف انجمن منتقدان و نویسندگان سینمایی ایران به پرده سینما اهداء شد بزرگترین افتخاری بود که می توانست نصیب این سایت شود. نه فقط از این جهت که داوران ما را شایسته تر دانسته اند، بلکه به خصوص از این جهت که با وجود اینکه چند سال از حضور سایت های سینمایی مختلف می گذرد اساساً اولین بار است که انجمن یک سایت سینمایی را شایسته اهداء جایزه می داند. » می توانید گزارش کامل این مراسم را در اینجا بخوانید:

http://cinscreen.com/?c=14&id=275

 

 

همچنین در این روز عبدالرضا ساعتچی فرد تهیه کننده با سابقه سینما به اظهارات داوود توحيدپرست كارگردان فيلم سينمايي نامزد آمريكايي من پاسخ داد. توحید پرست پیش از این اعلام کرده بود که ساعتچی فرد حق و حقوق او را در این فیلم خورده است. ساعتچی فرد اعلام کرد که از توحیدپرست به دادگاه شکایت کرده است.  

در این روز ستاد برگزاري بيست و هشتمين جشنواره بين‌المللي فيلم فجر در برج ميلاد تهران به عنوان مركز اصلي جشنواره مستقر شد و کارت های رسانه ها در اختیار نمایندگان آن ها قرار گرفت .

 

29 دی : در این روز پیش فروش اینترنتی بلیط های بیست و هشتمین جشنواره بین المللی فیلم فجر تا  5 بهمن ماه تمدید شد .          

 

 

 

بهمن ماه 1388

 

 

1 بهمن : از نخستین خبرگزاری سینمای ایران طی مراسمی در موزه سینمای ایران رونمایی شد .

 

2 بهمن : تيزر بيست و هشتمين جشنواره بين المللي فيلم فجر آماده شد و روي سايت جشنواره قرار گرفت.

همچنین در این روز مهدی مسعود شاهی دبیر بیست و هشتمین جشنواره بین المللی فیلم فجر اعلام کرد: « به سبب مسائلي كه ممكن است پس از اعلام نام افراد به وجود بيايد اسامي هيأت داوران بخش مسابقه ايران را در مراسم اختتاميه اعلام مي‌كنيم. »

و در این روز پس از 4 سال توقيف فيلم سينمايي شاعر زباله‌ها به كارگرداني محمد احمدي رسما از سوي معاونت سينمايي پروانه نمايش گرفت.

 

3 بهمن : زنگ افتتاحیه بیست و هشتمین دوره جشنواره بین المللی فیلم فجر در سالن همایش های برج میلاد رسما به صدا در آمد. این مراسم که با استقبال زیادی از طرف سینماگران و دوستداران سینما مواجه شده بود ساعت 19 آغاز شد و مهدی مسعود شاهی ( دبیر بیست و هشتمین جشنواره فیلم فجر ) جواد شمقدری ( معاونت سینمایی وزارت ارشاد ) سید احمد میرعلایی ( رئیس بنیاد سینمایی فارابی ) و در نهایت سید محمد حسینی ( وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی ) در این مراسم به سخنرانی پرداختند. برای اطلاعات بیشتر و خواندن گزارش کامل این مراسم میتوانید به این بخش مراجعه فرمایید:

http://cinscreen.com/?c=14&id=283

 

 

در این روز دو فیلم مهم و تاثیر گذار سینمای ایران، آواز گنجشکها و تنها دوبار زندگی میکنیم وارد شبکه نمایش خانگی شد .

 

4 بهمن : نمایش فیلم های بیست و هشتمین دوره جشنواره بین المللی فیلم فجر برای اهالی رسانه آغاز شد و در روز اول فیلم های مهمی همچون: تسویه حساب و به رنگ ارغوان به نمایش درآمدند که در این میان تنها فیلم تسویه حساب توانست نشست خبری برگزار نماید. تسویه حساب در حالی اولین فیلم نشست رسانه ای جشنواره بود که نیمه تمام رها شد و  توسط برخی به تشنج کشیده شد. برای اطلاعات بیشتر به این بخش مراجعه فرمایید:

http://cinscreen.com/?c=14&id=286

 

 

5 بهمن : نشست خبری فیلم خواب های دنباله دار به کارگردانی پوران درخشنده برگزار شد. برای خواندن متن کامل این نشست و دیدن عکس ها  می توانید به این بخش مراجعه فرمایید:

http://cinscreen.com/?c=14&id=290

 

نمایش ویژه فیلم سینمایی آتشکار برای اهالی رسانه در ساعات پایانی شب برگزار شد و سالن همایش های برج میلاد یکی از شلوغ ترین سئانس اکران فیلم را با نمایش این فیلم تجربه کرد. تعداد کثیری از منتقدین و مسئولین سینمایی به دیدن این فیلم نشستند. شاید مهم ترین چهره ای که از میان مسئولین سینمای ایران به تماشای این فیلم نشسته بود علیرضا سجاد پور بود . غلامعباس فاضلی در مورد این فیلم نقدی نوشته که می توانید در این بخش بخوانید:

http://cinscreen.com/?c=8&id=288

 

 

همچنین در این روز گزارش عملکرد  1 ساله خانه سینمای ایران منتشر شد.

 

6 بهمن : نشست خبری فیلم آل به کارگردانی بهرام بهرامیان و تهیه کنندگی علی معلم با حضور اکثر عوامل این فیلم برگزار شد. برای خواندن متن کامل این نشست و دیدن عکس ها می توانید به این بخش مراجعه فرمایید :

http://cinscreen.com/?c=8&id=294

 

 

در ساعات پایانی شب فیلم سینمایی هیچ به کارگردانی عبدالرضا کاهانی با حضور تعداد کثیری از منتقدین و هنرمندان سینمای ایران به نمایش درآمد و اکثریت منتقدین سینمای ایران از این فیلم رضایت داشتند. برای خواندن نقد نویسندگان سایت پرده سینما در مورد این فیلم میتوانید به این بخش ها مراجعه فرمایید:

http://cinscreen.com/?c=8&id=298

http://cinscreen.com/?c=8&id=584

 

 

7 بهمن : بازار فیلم ایران با حضور بیش از 150 میهمان خارجی آغاز به کار کرد.

همچنین در این روز نشست خبری فیلم بیداری رویاها به کارگردانی محمدعلی باشه آهنگر  برگزار شد. برای خواندن متن کامل این نشست و دیدن عکس ها می توانید به این بخش مراجعه فرمایید :

http://cinscreen.com/?c=14&id=320

 

 

در این روز بیمه آسیا تمامی میهمانان و مدعوین بیست و هشتمین جشنواره بین المللی فیلم فجر را زیر پوشش بیمه حوادث قرار داد.

 

8 بهمن : مهم ترین خبر روز انصراف فاطمه گودرزی از هیئت داوران بیست و هشتمین جشنواره بین المللی فیلم فجر بود. مهدی مسعود شاهی دبیر جشنواره در واکنش به انصراف گودرزی اعلام کرد: « که تیم هیئت داوران بدون حضور گودرزی به فعالیت خود ادامه خواهند داد و نفر دیگری به این جمع اضافه نخواهد شد . »

فیلم سینمایی زمهریر به کارگردانی علی روئین تن و تهیه کنندگی سید ضیاء هاشمی بعد از تلاشهای فراوان عوامل این فیلم در ساعات پایانی شب به نمایش درآمد و ساعاتی پس از نیمه شب نشست خبری این فیلم در سالن کنفرانس مرکز همایش های برج میلاد برگزار شد و این فیلم صد در صد توسط همه منتقدین هو شد. اعتراض اهالي رسانه به فيلم زمهریر به قدري زياد بود كه سبب شد مهدي مسعودشاهي دبير جشنواره به پشت تريبون برود و از اهالي رسانه بخواهد تا با آرامش و سعه صدر بيشتري با موضوع برخورد كنند. کیوان کثیریان  منتقد سینما  یکی از اشخاصی بود که علی روئین تن را خیلی شدید به باد حمله گرفت اما بیتا بادران که خود را گویی یک سوپراستار میدانست با تندی به همه پاسخ میداد . در نهایت علی روئین تن مجبور به عذرخواهی از مخاطبان فیلمش شد که این همه برای اکران آن تلاش کرده بود . برای خواندن متن کامل این نشست و دیدن عکس ها میتوانید به این بخش مراجعه فرمایید:

http://cinscreen.com/?c=14&id=295

 

 

همچنین در این روز دکتر احمدی نژاد رئیس جمهور در حاشيه اكران فيلم ملك سليمان در وزارت ارشاد اين فيلم را خوب توصيف کرد و گفت: «فيلم به رنگ اغوان ساخته ابراهيم حاتمي‌كيا نيز فيلمي قوي و از نوع انتقادي خوب است.»       

 

9 بهمن : در ضيافت نهار بازار فيلم، داوران بخش‌هاي بين‌المللي جشنواره بيست‌وهشتم معرفي شدند.

 

11 بهمن : نشست خبری فیلم مستند و آسمان آبی ... با حضور استاد عزت الله انتظامی برگزار شد .

همچنین در این روز نشست خبری فیلم طهران، تهران بدون برگزاری نشست اپیزود فیلم داریوش مهرجویی برگزار شد. برای خواندن متن کامل این نشست و دیدن عکس ها می توانید به این بخش مراجعه فرمایید:

http://cinscreen.com/?c=14&id=306

 

 

و بالاخره در این روز سید ضیاء هاشمی دوباره شروع به صادر کردن بیانیه و نامه نگاری کرد و به نوعی از فیلم مبتذل زمهریر حمایت نمود.

 

12 بهمن : بخش بين‌المللي جشنواره فيلم فجر با اهداي 13 سيمرغ بلورين و جوايز مختلف اين بخش،  به كار خود پايان داد.

در این روز محمود گبرلو منتقد سینمای ایران هم با انتشار نامه ای جواب سید ضیاء هاشمی را داد و به او گفت: شما هم باید به جای فرار می ایستادید و از همه بابت فیلم ضعیف زمهریر عذرخواهی می کردید.

 

13 بهمن : در این روز نامزدهاي دريافت جايزه در بخش مسابقه آثار پويانمايي و نامزدهاي دريافت جايزه در بخش مسابقه فيلم‌هاي مستند كوتاه و نيمه بلند و مستند بلند و نامزدهای بهترین فیلم روستایی جشنواره بيست و هشتم فيلم فجر معرفي شدند.

 

14 بهمن : مراسم اختتامیه بخش مسابقه سینمای ایران بیست و هشتمین جشنواره بین المللی فیلم فجر در سالن همایش های برج میلاد برگزار شد. این مراسم حواشی زیادی را با خود به همراه داشت که به دلیل ازدحام و شلوغی بیش از حد عده ای از افراد بود که هیچ ارتباطی با هنر نداشتند و به طور بسیار گسترده ای کارت ورود به سالن در اختیارشان قرار گرفته بود. اغلب خبرنگاران رسانه ها به همین دلیل و برای این که هیچ گونه جایی برای آن ها در سالن در نظر گرفته نشده بود از پوشش خبری مراسم اختتامیه ممانعت کردند و در بیرون از سالن در اعتراض به این امر دور هم جمع شده بودند. برای خواندن متن کامل این خبر و دیدن عکس ها میتوانید به این بخش مراجعه فرمایید:

http://cinscreen.com/?c=14&id=323

 

 

16 بهمن : از محمدرضا وطن دوست کارگردان فیلم وقتی لیموها زرد شدند در سینما سپهر شهر ساری تجلیل شد.

 

17 بهمن : انجمن بازیگران سینمای ایران با انتشار پیامی موفقیت بازیگران برگزیده در بیست و هشتمین جشنواره بین المللی فیلم فجر را به آنها تبریک گفت. این انجمن در پیام خود از مریلا زارعی،  نگار جواهریان،  شیرین یزدان بخش، محسن طنابنده، هدایت هاشمی،  مهدی فقیه و رضا خداداد بیگی که توانستند در این دوره از جشنواره به دیپلم افتخار و سیمرغ بلورین دست یابند نام برد و از آن ها قدردانی کرد.

همچنین در این روز جواد شمقدری در یک مصاحبه تلویزیونی با خبر جام جم از فيلم سازان ايراني خارج از كشور جهت مشاركت در فيلم سازي و حضور در جشنواره‌هاي داخلي دعوت كرد.

سعید حاجی میری تهیه کننده فیلم سینمایی پسرآدم، دختر حوا نیز در این روز با انتشار نامه ای به نمایش ندادن این فیلم برای اهالی مطبوعات و رسانه ها اعتراض کرد.

همچنین خانه سينما در پي عدم رفع توقيف گذرنامه‌هاي مجتبي ميرطهماسب و جعفر پناهي، به مديركل دادگستري تهران نامه نوشت و از وي، رعايت اجراي اصول قانون اساسي در پاسداري از حقوق شهروندي را درخواست كرد.

علیرضا سجادپور در این روز اعلام کرد: « با چشم انداز موجود من نوید این را میدهم که در بیست و نهمین جشنواره بین المللی فیلم فجر تحولات گسترده تر و تغییرات بیشتری را در بخش فیلم های سینمای ایران خواهید دید . »

و در نهایت اعلام شد مراسم اختتاميه بخش تجلي اراده ملي بيست‌وهشتمين جشنواره بين‌المللي فيلم فجر روز 27 بهمن ماه برگزار مي‌شود.

 

18 بهمن : فیلم سینمایی حیران به کارگردانی شالیزه عارف پور آخرین اثر زنده یاد خسرو شکیبایی از این روز اکران خود را آغاز کرد.

 

19 بهمن : اسامي 32 فيلم‌ پذيرفته شده در دومين جشنواره فيلم بم اعلام شد.

همچنین در این روز به مناسبت سي و يكمين سالگرد پيروزي انقلاب اسلامي انجمن سينماي جوان شهرستان گنبد كاووس راه‌اندازي شد.

 

20 بهمن : در این روز اعلام شد: ايرج تقي‌‌پور، ابراهيم حاتمي‌كيا، تهمينه ميلاني، رضا ميركريمي و فرهاد ورهرام دومين جشنواره بين‌المللي فيلم بم را كه به موضوع حوادث غيرمترقبه مي‌پردازد، داوري مي‌كنند.

همچنین تهمینه میلانی در این روز اعلام کرد: دكورسازي‌هاي فيلم سينمايي پرنسیب  به کارگردانی وی و با طراحي صحنه محمد نيك‌بين از اول اسفند ماه شروع مي‌شود.

 

27 بهمن : مراسم اختتاميه بخش تجلي اراده ملي بیست و هشتمین جشنواره بین المللی فیلم فجر  در تالار انديشه حوزه هنري با حضور جواد شمقدري، عليرضا سجادپور، جمال شورجه، مهدي مسعودشاهي، منوچهر محمدي، سيروس الوند، همايون اسعديان، عزيز‌الله حميد‌نژاد، مهدي حقيقي، سياوش اسعدي، مجتبي راعي، محمد احمدي، نگار جواهريان و نمايندگان نهادها و ارگان‌هاي مختلف برگزار شد.

همچنین در این روز فهرست بهترين‌هاي جشنواره بيست و هشتم فجر به انتخاب سايت سينمايي پرده سینما منتشر شد و بر اين اساس فيلم بدرود بغداد به کارگردانی مهدی نادری عنوان بهترين فيلم را به خود اختصاص داد. این خبر در برخی از خبرگزاری ها منتشر شد. برای خواندن متن کامل برگزیدگان این دوره از جشنواره از نظر منتقدین سایت پرده سینما و همچنین امتیاز نویسندگان این سایت به فیلم های جشنواره می توانید به بخش های زیر مراجعه فرمایید:

http://cinscreen.com/?c=8&id=285

http://cinscreen.com/?c=8&id=331

 

 

29 بهمن : مراسم اختتامیه پنجمین جشنواره فیلم قاصدک برگزار شد.

 

 

 

اسفند ماه 1388

 

1 اسفند : سی و نهمین جشنواره بین المللی فیلم رشد با حضور مدیران استان و مسئولان آموزش و پرورش در کرمانشاه آغاز شد .

همچنین در این روز احسان فراهاني دبير نخستين جشنواره فيلم كوتاه ترافيك اعلام کرد: «بيش از 90 اثر در حوزه هاي پويانمايي، مستند و داستاني به دبيرخانه نخستين جشنواره فيلم كوتاه ترافيك ارسال شده است. »

و محمد نیک بین تهيه‌كننده فيلم سينمايي تسویه حساب از انجام اصلاحيه‌هاي اداره كل نظارت و ارزشيابي معاونت سينمايي وزارت ارشاد در اين فيلم براي اكران عمومي در نوروز 89 خبر داد.

 

2 اسفند : علی معلم مديرمسئول نشريه دنياي تصوير و دبير جشن حافظ اعلام کرد:« پس از يك سال وقفه، يازدهمين جشن حافظ را كه اختصاص به معرفي برگزيدگان سينما و تلويزيون ايران دارد در تاريخ 14 اسفندماه در مركز همايش‌هاي برج ميلاد برگزار خواهيم كرد. »

 

3 اسفند : مديركل فرهنگ و ارشاد اسلامي استان فارس با بيان اينكه توجه به معناي صحيح هنر ديني رويكردي اساسي در نخستين جشنواره فيلم كوتاه شميم معرفت              است، گفت: اين جشنواره در اسفند ماه سال جاري برگزار مي‌شود.

 

7 اسفند : انجمن منتقدان و نويسندگان سينماي ايران فراخوان دومين جشنواره مطبوعات را اعلام كرد.

همچنین در پي استقبال منتقدان و اهالي رسانه فیلم هیچ ساخته عبدالرضا کاهانی در برنامه مرور جشنواره 28 انجمن منتقدان، دوبار اكران شد.

 

9 اسفند : توسط دبیرخانه نخستین جشنواره فیلم کوتاه ترافیک عنوان شد: با پايان يافتن مهلت ارسال آثار جشنواره فيلم كوتاه ترافيك، بازبيني اوليه هيات داوران آغاز خواهد شد. از علیرضا خمسه و پوران درخشنده به عنوان 2 عضو هیئت داوران این جشنواره نام برده شد.

 

13 اسفند : اختتاميه نهمين جشنواره سينماي جوان اروند شامگاه امشب با حضور جواد شمقدري، ناصر باكيده و حجت‌الاسلام سپهر برگزار شد .

 

14 اسفند : حسین فرح بخش و سید ضیاء هاشمی در برنامه تلویزیونی دو قدم مانده به صبح با هم مناظره کردند. هاشمی در این برنامه گفت: اگر خدا عمري داد، از سال آينده نمي‌گذاريم حتي يك فيلم را به اين صورت، در سينماي رسانه‌ها براي مطبوعاتي‌ها، نمايش دهند. بهترين جا و بهترين غذاهاي ممكن، براي‌شان فراهم شود و بيايند به ما فحش بدهند؟ نه ابدا! جلوي اين كار را مي‌گيريم. در این برنامه که اجرای آن بر عهده فریدون جیرانی بود متاسفانه این دو تهیه کننده سینمای ایران به هتاکی های بی شماری علیه منتقدین سینمای ایران پرداختند . سوز و گداز هاشمی به خاطر هو شدن فیلم زمهریر توسط منتقدین برجسته سینمای ایران بود .

همچنین در این روز با حكم جواد شمقدري معاون امور سينمايي وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي، مهدي مسعود شاهي به عنوان مدير سازمان جشنواره‌هاي سينمايي كشور منصوب شد.

و جشنواره انيميشن اصلاح الگوي مصرف با اهداي تنديس جشنواره به برگزيدگان به كار خود خاتمه داد.

همچنین در این روز برندگان يازدهمين جشن سينمايي تلويزيوني دنياي تصوير  ( حافظ ) طی مراسمی جوایز خود را دریافت نمودند.

 

15 اسفند : مراسم اختتامیه دومین جشنواره بین المللی فیلم بم با حضور کارگردانانی همچون: تهمینه میلانی و ابراهیم حاتمی کیا به کار خود پایان داد.

 

16 اسفند : هديه تهراني بازيگر سينما جوايز و يادگارهاي خود را به موزه سينما اهدا كرد. در میان یادگارهای هدیه تهرانی که وی به موزه سینمای ایران اهدا کرد سیمرغ ها و تندیس ها و دیپلم های افتخار او که از جشنواره های داخلی و خارجی دریافت کرده بود دیده می شد.

 

17 اسفند : حبیب ایل بیگی از فارابی به وزارت ارشاد نقل مکان کرد. حبيب‌ ايل‌بيگي                                     مدير روابط عمومي بنیادسینمایی فارابی طي نامه‌اي از زحمات اهالي رسانه در طول مدت‌ فعاليت خود در اين مركز تشكر  كرد.

 

18 اسفند : مراسم بزرگداشت زنده‌ياد رسول ملاقلي‌پور با تجليل از خانواده وي با حضور محسن رضايي و جمعي از هنرمندان در فرهنگسراي ارسباران برگزار شد . 

همچنین انجمن منتقدان و نویسندگان سینمایی ایران  در واكنش به اظهارات توهين‌آميز دو مهمان برنامه دو قدم مانده به صبح بيانيه‌اي صادر كرد. در بخشی از این بیانیه آمده است: دو تن كه خود را تهيه كننده سينما مي‌دانند، با صراحت تمام به منتقدان تاختند و در شرايطي كه هيچ نماينده‌اي از صنف منتقدان فرصت ابراز نظر هم‌زمان در اين برنامه‌ها را نيافت، با ركيك‌ترين الفاظ، تهمت هاي ناروا و ادعاهاي خلاف واقع، با ادبياتي كه به هيچ روي زيبنده برنامه‌اي در رسانه عمومي نيست، تلاش كردند با ايراد اتهامات واهي از جمله باج‌گيري و رشوه خواري، حرمت صنف نويسنده و منتقد سينمايي را دچار خدشه كنند. این دو تهیه کننده ، حسین فرح بخش و سید ضیاء هاشمی بودند که به نوعی از تهیه کنندگان مبتذل ساز سینمای ایران محسوب می شوند .

 

19 اسفند : سينماي شهر گناباد به عنوان يكي از مدرن‌ترين سينماهاي كشور، با حضور جواد شمقدری معاون سينمايي وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي، مسئولان شهرستان و جمعي از هنردوستان افتتاح شد.

اختتامیه نخستین جشنواره فیلم ترافیک برگزار شد.

 

21 اسفند : در این روز اعلام شد: جعفر گودرزي با حكم سيد احمد ميرعلايي به عنوان مدير روابط عمومي جديد بنياد سينمايي فارابي منصوب مي‌شود.

همچنین در برنامه شب‌ فيلم انجمن سينماي انقلاب و دفاع مقدس، از تهيه‌كنندگان فيلم‌‌‌هاي طلا و مس، نفوذي و شب واقعه و كارگردانان فيلم‌هاي عصر روز دهم و لطفاً مزاحم نشويد تقدير شد.

 

23 اسفند: علیرضا سجاد پور مديركل اداره نظارت و ارزشيابي سينماي حرفه‌اي از صدور پروانه نمايش به‌صورت مشروط و محدود (براي زير 16 ساله‌ها و شهرستان‌ها) براي فيلم سينمايي آتشكار ساخته محسن اميريوسفي خبر داد.

 

26 اسفند: اکران نوروزی سینماهای سراسر کشور آغاز شد. فیلم های تسویه حساب، طهران، تهران، سلام بر عشق و هیچ در حالی اکران شدند که فیلم های به رنگ ارغوان و عیار 14 روی پرده سینماها بودند .

 

این مطلب از سایت پرده سینما برداشته شده است برای اطلاعات بیشتر و خواندن کامل مطلب و دیدن عکسهای مرتبط به آدرس زیر مراجعه فرمایید:

http://cinscreen.com/?id=1117

+ نوشته شده در  پنجشنبه نهم دی 1389ساعت 1:43  توسط هنرمند | 
 

تلاش هنرمندان نامی سینما و تلویزیون ایران

تا واپسین لحظات برای نجات جان شهلا جاهد از چوبه دار ادامه داشت ...

 

با گذشت بیش از یک هفته از به دار آویخته شدن شهلا جاهد زنی که طی ۹ سال اخیر بی شک یکی از خبرسازترین زنان این سرزمین بوده است هنوز گمانه زنی ها در مورد قاتل بودن و یا قاتل نبودن شهلا ادامه دارد .

طی گذشت این سالیان بسیاری از هنرمندان مطرح و بنام سینما و تلویزیون و تئاتر ایران به ویژه خانمها مریلا زارعی - فاطمه گودرزی و مهناز افضلی و هدیه تهرانی سعی بر آن داشتند تا هرجور که شده رضایت خانواده لاله سحرخیزان را بگیرند و شهلا را از مرگ حتمی نجات دهند .

اما متاسفانه به رغم تمامی تلاشهای صورت گرفته شهلا جاهد صبح روز ۱۰ آذر ماه در محوطه زندان اوین به دار آویخته شد و به گفته وکلیش راز سر به مهری را با خود به گور برد .

بزرگترین وبلاگ سینمایی ایران پیش از این اقدام به انتشار مطلبی که بهاره رهنما بازیگر سینما و تلویزیون ایران در مورد شهلا جاهد کرده بود پرداخته و امروز سعی دارد بیشتر و بیشتر به نقش هنرمندان برای ممانعت از اعدام شهلا جاهد بپردازد .

رضا رشید پور بازیگر و مجری مطرح این سالهای ایران در سایت اختصاصی اش تنها ساعاتی قبل از اینکه شهلا جاهد به دار آویخته شود با سوز و گداز فراوان مطلبی را منتشر ساخته بود و از همه هم میهنان تقاضا کرده بود که این مطلب را برای دوستانشان بفرستند .

مطلب زیر به نقل از سایت رسمی رضا رشید پور :

یک التماس فوری

چند دقیقه قبل در خبرها خواندم که خانم شهلا جاهد فردا صبح اعدام خواهد شد …

ناخودآگاه یاد روزهای دستگیری ایشان و قتل مرحوم لاله سحرخیزان افتادم . بازار شایعه به شدت داغ بود . آن روزها برنامه ای به نام تا مهر را در شبکه ی اول تلویزیون اجرا می کردم . حمید درخشان مهمان برنامه بود .

با یک پژوی ۲۰۶ سفید رنگ به محوطه سازمان آمد . مثل همیشه خوش اخلاق بود اما دلشوره عجیبی در نگاهش موج می زد . از این حادثه بسیار آزرده بود . گرم صحبت شدیم . یک دنیا حرف برای گفتن داشت . تمام بدنم از شنیدن حرفهایش یخ زده بود … 

حالا چند ساعتی بیشتر به پایان قصه نمانده و من دلشوره دارم . ای کاش فوتبالیست های قدیمی همت دوباره ای بکنند . همین آقای درخشان یا هر عزیز دیگری . می دانم که همه ی تلاششان را کرده اند اما نجات جان یک انسان هدیه ی بزرگی به خداوند است …

قصاص حق خانواده ی آن مرحوم است . شکی نیست . اما با همین چشمهای پر اضطراب با تمام وجودم تمنا می کنم که غم سنگین عزیز دلبندشان را با تلخ ترین راه ممکن جبران نکنند …

خواهش می کنم … شما را به حرمت ماتم حسین که در راه است قسم می دهم اجازه بدهید پایان این قصه دردناک جان سپردن یک عاشق دیگر نباشد … تمنا می کنم …

دیگر نمی دانم چه بگویم … لطفا بزرگواری فرموده و این مطلب را لینک کنید و برای اعلام حضور در این تلاش بغض آلود حتما کامنت بگذارید

 

بهاره رهنما بازیگر مطرح و محبوب سینمای ایران هم بعد از درگذشت شهلا جاهد در وبلاگ رسمی خود چنین نگاشته بود :

ماجرای شهلا جایی تمام این  سال ها در گوشه ای از ذهنم مانده بود و با لغاتی مثل اخلاق , تعهد ,خیانت , عشق , خشونت , گناه و بی گناهی با وجود میل وافر و سعی ام به عدم قضاوت هی هر از گاهی زنده می شد و می آمد جلوی نظرم . 

 سه سال پیش برای دیدن از زنان زندانی اوین با جمعی از دوستان به آن جا رفتیم . مناسبتی بود نمی دانم چه ؟ اما منسوب به حضرت علی (ع). آن روز کبری  هم بود , همان کبرایی که مادر شوهرش را کشته بود و خیلی های دیگر . یادم هست مجری برنامه خانومی بود که به خاطر کشتن شوهرش در نوبت اعدام قرار داشت . و البته شهلا ...  بیشتر مراسم هم  روی دوش شهلا و برنامه ریزی های او می گشت . برای من که در همه عمرم معروف بودم به حلقه اتصال دوستانم و روابط عمومی آشنایان و زود جوشی و چه و چه .. آن روز اتفاق عجیبی افتاد . در مقابل شهلا خودم را باخته بودم . از نگاه  پر تاثیرش با آن چشم های عسلی و مژه های بلند ریمل زده می ترسیدم . نه شاید هم ترس نبود اما نمی توانستم با او ارتباط برقار کنم . کم حرف شده بودم و وقتی آمد و لطفی کرد و چیز هایی در مورد چشم هایم گفت مثل دختر مدرسه ای های خجالتی سرخ شدم . بی شک زن تاثیر گذار و عجیبی بود . الان هم که دارم این یادداشت را برای او یا به بهانه او می نویسم نمی دانم آنهمه عقب نشینی آن روزم برای چه بود ؟ آنهمه فاصله گرفتن و .. نمی دانم حالا فقط به یک جواب می رسم و آن هم این که شاید از همان قضاوتی که گفتم می ترسیدم . خوب یادم هست که شهلا, آن روز  رفت بالای سن و متنی در مدح امیر مومنان خواند . مدحی با شور و جذبه فروان در تحریر های صدایش و تکان دادن دستهای زنانه  سفیدش در هوا که هنوزهم جلوی چشم هایم موج می خورند .

 وقتی جوان تر بودم نگاهم به دنیا خیلی سیاه و سفید بود .تا قبل از بیست و پنج سالگی یا چیزی در همین حوالی همه مفاهیم دنیا را در همین دو رنگ می دیدم . اما سی سالگی برایم پرده های عجیبی را کنار زد . پرده های که دیگر بیشتر اشیا و مفاهیم و موجوداتش خاکستری بودندو حتی گاه رنگی . گاه حتی سرخ و سبز و بنفش و...

 در این دنیای رنگارنگ بود که دو باره به ماجرای این دو زن نگاه کردم . داستان لاله و شهلا و در داستان شهلا عشق نفرینی او را از سیزده سالگی به یک آن روز ها "قهرمان" مرور کردم و در کنارش  تصویر انتطار بی پایان لاله برای دیر رسیدن های همسرش به خانه یا نیامدن هایش و صبوری او در تحمل این دور ی ها را حس کردم . بعد یادم آمد وقتی تازه ازدواج کرده بودم . در زیرزمین نقلی در خیابانی از خیابان های قلهک خانه ای داشتیم و من هر از گاهی محمد خانی را می دیدم که پر هراس و پیاده کوچه را گز می کرد و من که آن روز ها دوستش داشتم همیشه سلام می کردم و او هم همیشه چیزی شبیه جواب سلام زیر لب می داد . با عجله و قدم های بلند می رفت . نمی دانستم واقعن که  چرا انقدر اضطراب   دارد .. بعد ها که داستان بر ملا شد . فهمیدم خانه ای که برا ی شهلا گرفته بود, در انتهای همان کوچه خانه ما بود ...وقتی خبر را شنیدم هنوز سی ساله نبودم . هنوز رنگ ها همان سیاه و سفید بود ند و من که خودم تازه مادر شده بودم از تصور دو طفل معصومی که ظهر از مدرسه برگشته اند و با جسد غرق به خون و مثله شده مادرشان مواجه شده اند تا مدت ها خشمگین و هراس زده بودم و دعا میکردم قاتل لاله سحر خیزان به جزای عمل وحشتناکش برسد .. .

بعد ها در سی و چند سالگی ام نمی دانم کجا فیلم همکار عزیزم " مهناز افضلی " را دیدم و آن جا بود که دیدم, بنا به حریمی که برای این پرونده , قاثل شده اند ,بسیاری مساثل مربوط به این پرونده از اذهان عمومی پنهان مانده بود و آن جا بود که  من هم  تردید کرد م  که شهلا حتی اگر قاتل هم باشد دست تنها نبوده . شواهد ی بود حاکی  از وجود مردی در صحنه قتل و البته همین ابهامات بود که پرونده این فاجعه را سال ها به تعویق انداخت . تا قاضی پرونده به حج رفت و سرنوشت شهلا با وجود خستگی بسیارش از این همه بلاتکلیفی ,به دست قاضی دیگری سپرده شد که استنباط او بر قاتل بودن شهلا بود ...

و به قول پیمان چه بار سنگینی , شکر که هرگز قاضی نیستیم بر هیچ محکمه ای .

شهلا جاهد در طول این مدت پدر و برادرش را از دست داد . بماند که قضاوت خانواده سحر خیزان را هم نمی شود کرد که شاید  آرامش این بچه ها را در کشیدن آن صندلی می دانستند . جایی خواندم گذشت از قصاص , آنقدر عمل بزرگی است که همه گناهان اولیای دم را این گذشت ازخون عزیزشان پاک میکند  و می برد . دیروز سوار آژانسی بودم . پسر راننده میگفت:" تو درگیری کسی و کشتم اما خانواده اش لجظه آخر رضایت دادن . اونا خیلی بزرگوار بودن اما من دیگه زنده و مردم واسه خودم و اطرافیانم یکیه . این از مرگ سنگین تره خانوم رهنما  می فهمین ؟و من سکوت کردم چون واقعن خیلی چیز ها را نمی فهمم و ترجیح می دهم قضاوت شان نکنم . شهلا در آخرین عکسی که از او دیدم دیگر پیر شده بود دیگر حوصله رنگ کردن ناخن ها و مو هایش را که حالا کمی سفید شده بود نداشت و در نگاه او فارغ از قاتل بودن یا نبودنش ,دیگر من زنی خسته  را می دیدم که به پای عشق سوخته بودو تمام شده بود ...

شهلا فقط یک بار به این فتل اعتراف کرد و آنهم بعد از دیداری با  تنها عشق زندگی اش محمد خانی در حیاط اوین و در یک شب بارانی و ظاهرن رمانتیک این تصمیم را گرفت . شنیده های بسیاری حاکی از آن است که محمد خانی این تقاضا را از او کرده است ..شهلا اما نگاهی دارد در یکی از عکس های دادگاهش به محمد خانی که معنی تاوان را برایم سخت زنده می کند . او قاتل بود یا نبود , تاوان عشق را پس داد تاوانی که برای زن عاشق سرزمین من تاوان باید و غیر قابل گذشتی است . زن سرزمین من برای عشق تاوان می دهد از مرگ و پیری و تف و طرد و لعن تا اعدام ...

 شبی که قرار بود شهلا اعدام شود تا صبح خوابم نبرد . یادم افتاد وفتی روزگاری که سیاه و سفید می دیدم هنوز جمعی از دوستان دعوتم کردند تا برای گرفتن رضایت از اولیای دم برویم . پایم به رفتن نبود و نرفتم . بر عکس پرونده دل آرا که همه یعی خودم را کردم و نشد و شاید این جا باید یک خسته نباشید قرا به آقای خرمشاهی وکیل این دوپرونده مجهول بگویم ...صبح بیدار شدم از پیمان که او هم نگران بود چیزی نپرسیدم . و  برای کاری  باید جایی می رفتم  و رفتم ,تا رسیدم  پرسیدم اعدام شد ؟ گفتند : آره و سکوت....

می گویند شهلا دردقایق آخر فقط پرسید : "ناصر هم راضیه که منو بکشنن ؟"و وقتی شنید که او فقط به همین قصد آمده دیگر سکوت کرد و هنگام رد شدن از کنارش حتی دیگر نگاهش هم نکرد ..این در حالی است که با ز شنیده ها حاکی از آن است که در تماس های تلفنی  هفته پیش ,محمد خانی به شهلا قول داده بود تا پای چوبه دار  هم که ببرندش , او نهایتن رضایت  اولیای دم را خواهد گرفت و..

شهلا سکوت کرد و حتی به اصرار وکیلش برای گفتن جملاتی در لحظات  آخر تسلیم نشد .شاید چون باز خام قول عشق شده بود ... در آن سحر گاه ,حضور ناصر محمد خانی به عنوان یکی از مصران بر مجازات اعدام , شهلا را تمام کرد..شاید  نیازی به چوبه دار نبود , محمد خانی مسافر بود باز هم عجله داشت وشک ندارم که باز هم اضطراب و  شنیده ام که  بعد از اجرای مجازات  فقط گفت :" آرام شدم "!!!

..سکوت شهلا مرگ قلبش را زودتر از لگد زدن به صندلی دارش رقم زد . شهلا بعد از آن سوال تمام شد ...

روز اعدام شهلا با روز تولدم یکی بود . و  نیز با روز  دیگری , روزی که مجموعه هفت داستان عاشقانه من برای چاپ بعد از مدت ها کار و ادیت به نشر چشمه سپرده شد . و جالب است که مر دهای این هفت داستان عجیب شبیه مرد داستان لاله و شهلا یند و البته زن های هم یک وجه اشتراک بزرگ با شهلا و لاله , دارند  :آن ها نیز سخت عاشقند و ترک خورده از عشق .. اما زن های کتاب من هرگز بر سر مردی نمی جنگند ,  بل که عشق آنها را بهم نزدیک می کند .. در تقدیم کتاب نوشتم : برای پریا و دخترکان سرزمینم که هیچ نمی دانم آرزو کنم روزی عاشق بشوند یا نشوند ؟

اما ته دلم می دانم که آرزو می کنم در این سرزمین هیج زنی عاشق نشود . حلاوت عشق بر زن ایرانی هیچ با تاوانش برایری نمی کند . هیج ..

بعد از تحریر :همان  شب بی حوصله و به اجبار بزرگتر هایمان , در جمع خانوادگی تولد من در رستورانی هستیم , خواننده پیر می خواند : غمگین چو پاییزم از من بگذر ... پیمان دستم را فشار می دهد . نگاهش میکنم , چشم هایش نم زده اند .. آرام می گوید : یاد شهلا افتادم خدا رحمتش کنه . .

 

بهاره رهنما هم مثل بسیاری از ایرانی های دیگر اعتقاد داشته و دارد که شهلا بی گناه به پای چوبه دار رفته است همانگونه که پیش از این خیلی های دیگر هم اعلام کرده بودند که مردی در صحنه قتل حضور داشته است . اما شهلا جاهد بنا به عشق بیکرانی که نسبت به ناصر محمدخانی داشت تا واپسین لحظات لب به سخن باز نکرد و حقیقت را افشا نکرد و خود را فدای عشق آتشینی نمود که جز مرگ و نیستی برایش چیزی نداشت .

 

همچنین سایت سینماگر در مورد تلاش هنرمندان برای ممانعت از اعدام شهلا جاهد چنین نگاشته است :

سینماگران ایرانی از ابتدای پرونده جنجالی شهلا جاهد تا انتهای آن حضوری فعال داشتند.

سال گذشته بود که جلسات صلح و سازش در پرونده شهلا جاهد با حضور هنرمندان سينما در دادسراي امور جنايي تهران برگزار شد.

براس  گزارش خبرگزاری ها در آن زمان، هنرمندانی چون هدیه تهرانی، اصغرفرهادی، مهتاب نصيرپور، مريلا زارعي، رخشان بني اعتماد، فاطمه گودرزي، مهناز افضلي، ابراهيم مختاري، هما روستا، جعفر پناهي و كيانوش عياري از جمله هنرمندان سينما بودند كه در اين جلسات حضور يافتند و تقاضاي گذشت را خطاب به اولياي دم لاله سحرخيزان همسر ناصر محمدخاني بيان كردند.

کارت قرمز؛ مستندی درباره پرونده شهلا

کارت قرمز نیز عنوان فیلم مستندی است که مهناز افضلی در خصوص پرونده شهلا جاهد ساخته است.

 روایت مریلا زارعی از آخرین ملاقات با شهلا جاهد

همچنین بر اساس گزارش سایت صداقت نیوز، مریلا زارعی هنرمند سینما نیز كه از شروع رسیدگی به این پرونده تا برگزاری جلسات صلح و سازش نیز در جریان پرونده شهلا حضور داشت نیز از ساعات اولیه در محوطه زندان اوین حضور داشت و با دلداری به خانواده شهلا به آنها برای رضایت امیدواری می كرد.

این هنرمند نیز روز چهارشنبه در گفتگو با صداقت نیوز در خصوص آخرین تلاش هایش برای كسب رضایت گفت: عصر دیروز آخرین باری بود كه برای جلب رضایت از سوی مادر لاله به خانه یكی از بستگانش در تهران رفتم و از او خواستم تا نسبت به شهلا كه خود نیز قربانی این حادثه بود گذشت كند، اما او حاضر به این كار نشد و بیان كرد كه در طول این نه سال در انتظار این حكم بوده است.

وی در حالی كه اشك در چشمانش حلقه می زد گفت: وقتی شهلا را عصر دیروز ملاقات كردم او سكوت اختیار كرده بود از وی خواستم اگر ماجرایی ناگفته دارد را بیان كند، اما شهلا هیچ چیز برای گفتن نداشت و تنها به رفتن به دنیای باقی امیدوار بود و از همگی حلالیت طلبید.

اما چه سود که بالاخره شهلا آگاهانه به چوبه دار آویخته شد ...

همچنین سایت تابناک در تاریخ ۱۳ مرداد ماه سال ۱۳۸۸ در مورد تلاش عدیده هنرمندان برای نجات جان شهلا چنین نوشته بود :

دومين جلسه صلح و سازش در پرونده شهلا جاهد با حضور هنرمندان سينما و در مجموع چهارمين جلسه صلح و سازش در اين پرونده در دادسراي امور جنايي تهران برگزار شد.


به گزارش ایسنا مهتاب نصيرپور، مريلا زارعي، رخشان بني اعتماد، فاطمه گودرزي، مهناز افضلي، ابراهيم مختاري، هما روستا، جعفر پناهي و كيانوش عياري از جمله هنرمندان سينما بودند كه در اين جلسه حضور يافتند و سه نفر از آنها به نمايندگي از سايرين تقاضاي گذشت را خطاب به اولياي دم لاله سحرخيزان همسر ناصر محمدخاني بيان كردند.

فخرالدين جعفرزاده، معاون دادستان تهران و سرپرست دادسراي امور جنايي در اين زمينه به خبرنگاران جنايي گفت: قطعا براساس آيات الهي و روايات وارده از پيامبر(ص) و ائمه معصومين (ع) ايجاد صلح و سازش از وظايف ماست اما به هر حال قصاص نيز حق اولياي دم است.

وي افزود: علاوه بر آموزه‌هاي ديني بر اساس مقررات قانوني نيز بر اصلاح ذات البين تاكيد شده است و هم چنين براساس بخشنامه سال 81 رياست قوه قضاييه در كليه پرونده‌هاي قصاص بايد جلسات صلح و سازش برقرار شود.

معاون دادستان تهران با بيان اين‌كه ما معتقديم همه انسان‌ها قابل اصلاح و جامعه پذير شدن هستند، خاطرنشان كرد: در پرونده شهلا جاهد مانند ساير پرونده‌ها جلسات صلح و سازش را تشكيل داده‌ايم و تلاش خود را ادامه خواهيم داد.

وي گفت:«شهلا» خود مي‌تواند در جهت جلب رضايت اولياي دم مهمترين نقش را ايفا كند.

رخشان بني اعتماد به نمايندگي از هنرمندان حاضر در اين جلسه اظهار كرد: آنچه نهاد جامعه را از هم مي‌پاشد خشونت است.

وي افزود: فردي با رابطه غلط و بيمارگونه وارد زندگي يك مرد مي‌شود و چنين حادثه تلخي رقم مي‌خورد حال تقاضاي ما از اولياي دم اين است كه با گذشت از قصاص اجازه بدهند اهالي هنر و سينما با استفاده از دوربين و ظرفيت‌هايي كه در اختيار دارند چنين حوادثي را مورد واكاوي و ريشه يابي قرار دهند تا شاهد تكرار اين قبيل فجايع نباشيم.

پس از اظهارات نمايندگان هنرمندان، اولياي دم لاله سحرخيزان بار ديگر بر قصاص شهلا جاهد تاكيد كرده و گفتند كه حرف از بخشش، وضعيت روحي آنها را خراب مي‌كند.

هنرمندان حاضر در اين جلسه در پايان بار ديگر از مادر، پدر و خواهر لاله سحرخيزان تقاضا كردند كه از قصاص گذشت كنند.
 
هنرمندان سینمای ایران طی این سالیان نه تنها برای شهلا جاهد که برای ممانعت از اعدام بسیاری از افرادی که به اعدام محکوم شده بودند تلاشهای بسیار گسترده ای را به عمل آورده اند . استاد عزت الله انتظامی - پرویز پرستویی و ... از جمله هنرمندانی بودند که بارها و بارها برای نجات جان محکومین به اعدام به سراغ خانواده مقتولین رفته و از آنها تقاضای عفو و بخشش نموده اند و در بسیاری از موارد هم در این زمینه موفق شده اند .
 
+ نوشته شده در  چهارشنبه هفدهم آذر 1389ساعت 16:9  توسط هنرمند | 

دوستان ارجمند و کاربران گرامی

بزرگترین وبلاگ سینمایی ایران

به اطلاع میرساند متن زیر به قلم رضا منتظری و به نقل از سایت پرده سینما نگاشته شده است .

 

مدتهاست که سازمان صدا و سیما در یک برنامه ریزی دراز مدت اقدام به تولید آثار تاریخی و مذهبی می کند. صدا و سیما برای اینگونه آثار اعتبارات ویژه ای را در نظر می گیرد و با دادن درجه «الف ویژه» اقدام به تولید چنین مجموعه هایی می نماید .

سریال یوسف پیامبر و در چشم باد آخرین مجموعه های تاریخی پخش شده از تلویزیون هستند که هر کدام با اختصاص بودجه های میلیاردی و سالها وقت گذاشتن ساخته شده اند .

مختارنامه نیز یکی از همین مجموعه ها است که بیش از 10 سال از شروع پیش تولید و ساختش می گذرد و شنیده ها حاکی از آن است که بیش از 20 میلیارد تومان هزینه ساخت آن شده است. این سریال از حدود دو ماه قبل از شبکه اول سیما روی آنتن رفته و مخاطبان زیادی را با خود همراه کرده است .

مختار نامه همان گونه که از نامش بر می آید در رابطه با «مختار ابی عبید ثقفی» است. مختار ابی عبید بن ثقفى، سیاستمداری با درایت، جنگاوری ورزیده و علوی تباری متعصب است. او در زمان حرکت امام حسین(ع) به سمت کوفه، به جرم همکاری با مسلم بن عقیل و پناه دادن او در منزل خویش، توسط عبیدالله ابن زیاد زندانی می شود و در روز عاشورا به دلیل زندانی بودن نمی تواند امام حسین(ع) و یاران او را همراهی کند. اما پس از آزادی با متحد کردن شیعیان، علیه حکومت یزید قیام می کند و با شعار «یالثارات الحسین(ع)» به خون خواهی امام حسین(ع) و شهدای کربلا، از قاتلان آنها انتقام می گیرد.

داوود میرباقری کارگردان سریال مختارنامه  هر چند که تا کنون در سینما مبادرت به ساخت فیلمهایی در زمینه های اجتماعی و کمدی نموده است، اما یکی از کارگردانانی است که عمده آثارش در مورد مسائل مذهبی و تاریخی است و در ساخت چنین آثاری تبحر بسیاری دارد و تا کنون در این زمینه خوش درخشیده است. میرباقری از نظر فنی و تکنیکی و همچنین زیبایی شناسی تسلط بسیار زیادی روی همه اجزای کارش دارد و در کل کارگردانی است که با فهم و درایت خاص دست به ساخت یک اثر می زند. در سال 1374 او با ساخت سریال پر بیننده امام علی (ع) توانست مثبت میلیون ها مخاطب تلویزیونی را سوی سریالهای تلویزیونی جلب کند. این سریال از جمله آثار مطرح میرباقری است که یکی از درخشان ترین آثار ساخته شده مذهبی و تاریخی در تلویزیون ایران به شمار می رود. میرباقری همچنین پیش از این با ساخت فیلم مسافر ری که به زندگی حضرت شاه عبدالعظیم حسنی میپرداخت نیز توانست باز هم سرش را به عنوان سازنده آثار تاریخی و مذهبی بالا نگهدارد.

این روزها سریال مختارنامه به کارگردانی وی در حال پخش است اما مختارنامه تا کنون با ایراداتی همراه بوده و همچنین بنا به دلایلی بسیار در سطح جامعه و رسانه ها خبرساز هم بوده است . علیرغم اینکه مختارنامه نام کارگردان بزرگی همچون داوود میرباقری را که خود متضمن بی نقص بودن یک اثر به شمار می رود را بر تارک خود دارد و از عوامل مطرح و نامی سینمای ایران چه در زمینه بازیگری و چه در زمینه پشت صحنه بهره جسته است، اما با این حال بر خلاف کارهای قبلی میرباقری از ضعفهای مشهودی هم  برخوردار است که اکثر این ضعفها در مورد فیلمنامه مختارنامه به ویژه دیالوگ نویسی این سریال مربوط می شود. گویش محاوره ای که بین بازیگران مختارنامه رواج دارد و گاه به گویشی ادبی و تاریخی تغییر شکل می دهد بیننده را به شدت اذیت کرده و او را سردرگم می کند. گاهی بیننده احساس می کند که مشغول تماشای یک سریال تاریخی است و لحظاتی خود را  مشغول تماشای یکی از آثار سبک و سخیف مثل اغلب طنز های شبانه تلویزیون می بیند.

این سردرگمی در وهله اول باعث آن میشود که بیننده به اصطلاح این مجموعه را «پس زده» و با میل و رغبت خیلی کمتری به تماشای این سریال بنشیند.

اگر دربین دیگر آثار تاریخی مذهبی میرباقری نگاهی بیندازیم هیچگاه چنین موردی را مشاهده نمی کنیم. و شاید یکی از عللی که سریال امام علی (ع) در یادها مانده و همچنان بینندگان تلویزیون آن را به خاطر دارند همین است که هیچگاه دچار چنین اشتباه مشهودی نشده است و نوع دیالوگ گفتن و گویش بازیگرانش بسیار یکدست و یک شکل بوده است.

به عنوان مثال در اولین قسمت از سریال مختارنامه فریبرز عرب نیا به یکی از اهالی می گوید: «دستت درست» و این در حالی است که این واژه امروزه بین جوانان کوچه و خیابانهای امروز تهران که اغلب حالتی جاهل مآبانه دارند به کار می رود.  این نوع اشتباهات از داوود میرباقری و همچنین عواملی که او را در این کار همراهی می کردند بعید به نظر می رسد و معلوم نیست چه شده که آنان دست به چنین ریسکی زده اند.

همچنین بازی بازیگران این سریال آنچنان گیرایی لازم را ندارد و گاهی بسیار غلو شده در این سریال به ایفای نقش می پردازند و این از میرباقری که همیشه تسلط بسیاری بر روی بازیگرانش داشت و بازیهای یکدست و روانی را از آنها می گرفت بعید به نظر می رسد .

مسلماً هیچگاه بازی روان و زیبای داریوش ارجمند، محمدرضا شریفی نیا، زنده یاد مهدی فتحی و ویشکا آسایش در سریال امام علی (ع) فراموش نخواهد شد. اما متاسفانه در مختارنامه آنچنان که باید و شاید بازیها خوب نیستند و در لحظاتی از گیرایی آنها کاسته می شود.

طراحی صحنه و لباس این فیلم هم آنچنان چنگی به دل نمی زند. دکورهای ساخته شده نسبت به سریال امام علی (ع) بسیار ابتدایی تر و بدون هرگونه تحقیق و تفکر انجام شده است.

هر چند  که شاید دلیل اصلی آن را بتوان بر این پایه استوار دانست که میرباقری پیش از این با ساخت سریال امام علی (ع) که براستی عاری از هرگونه عیب و نقصی بود امروز ما را به عنوان بینندگان این اثر کمی پر توقع کرده است .

با همه این بحث ها و ایرادات قدرت سریال سازی میرباقری تحسین برانگیز و ستودنی است و با همه عیب ها و ایرادات آثارش خیلی بهتر از سایر آثاری است که همکاران وی تا کنون در زمینه های تاریخی و مذهبی ساخته اند .

در هر حال نتیجه گیری و رای دادن به سریال مختارنامه  هنوز زود زود چرا که هنوز تنها حدود یک چهارم این سریال به نمایش درآمده و باید منتظر ماند و دید تا سرنوشت مختارنامه به کجا ختم می شود.

جدا از این مسائل، سریال مختارنامه این روزها سر و صدای زیادی در بین رسانه ها و مطبوعات و همچنین میان مراجع تقلید و مردم به پا کرده است . سر و صدایی که منشاء آن یک جمله بود : «قرار است تصویر قمر بنی هاشم در این سریال به نمایش درآید.»

با شنیدن این خبر سیل استفتائات به دفاتر مراجع بزرگ تقلید روانه شد و بسیاری از مراجع عظام تقلید از جمله حضرت آیت الله مکارم شیرازی، حضرت آیت الله حسین مظاهری، حضرت آیت الله سید صادق روحانی، حضرت آیت الله وحید خراسانی و بسیاری دیگر و برخی از طلبه های حوزه های علمیه در سراسر کشور نشان دادن چهره ملکوتی و قدسی قمر بنی هاشم را از تلویزیون حرام شمرده و آن را کاری ناشایست عنوان کرده اند. با توجه به اینکه خبر همانند بمبی در میان اهالی رسانه و مطبوعات و همچنین هنرمندان و سایر اقشار جامعه صدا کرد بسیاری از سایتهای خبری بر آن شدند تا با برگزاری نظرسنجی های مختلف دیدگاههای عامه مردم را در این رابطه بیان کنند.

بیشتر مردم از اینکه عوامل سریال بازیگری را برای این نقش در نظر گرفته اند که نه چهره جذاب و زیبایی دارد و نه قد و قامت رشید و پهلوان گونه ای گلایه داشتند چرا که همانگونه که در روایات آمده حضرت عباس (ع) به قمر بنی هاشم شهرت داشته اند و نه تنها از زیبایی باطنی فراوان بلکه از زیبایی صوری هم زبانزد خاص و عام بوده اند.

هرچند که مسئولین ساخت مختارنامه بالاخره مجبور به عقب نشینی شدند و قرار بر این شد که بخشهای زیادی از بازی کاوه فتوحی در نقش قمر بنی هاشم در این سریال تاریخی حذف شود، اما جسارت میرباقری برای نشان دادن چهره قمر بنی هاشم در این سریال قابل توجه است. چرا که پیش از این تمامی سازندگان فیلمها و سریالهای تاریخی و مذهبی در قالبهایی متفاوت اقدام به پخش تصاویری از ائمه اطهار پرداخته بودند که بیننده را از فضای واقعی دور میکرد و به آنها یک فضای تصنعی را ارائه می داد. مثلاً در فیلم محمد رسول الله زاویه نقطه نظر دوربین تداعی کننده نگاه قهرمان مذهبی فیلم (حضرت محمد « ص ») است و یا در سریال ولایت عشق که زندگانی امام رضا (ع) در آن به تصویر کشیده شده بود، چهره این حضرت با نور شدید به نمایش گذارده می شد و گاهی نیز مانند سریال امام علی (ع) با نشان دادن بخشهایی از اعضای بدن مانند دست و یا پاها تداعی گر حضور آن بزرگوار در سریال بود. اما این بار میر باقری خواست تا چهره ملکوتی قمر بنی هاشم را در این سریال به نمایش بگذارد و حتی در بعضی از صحنه های مربوط به واقعه کربلا کودکانی را نشان می داد که بدون نقاب بودند، و یا مردی مریض که دور وی را طناب پیچ کرده بودند و از دید برخی تداعی کننده حضرت امام زین العابدین (ع) بود . اما بعد به علت گستردگی مخالفت ها، ناچار شد تن به قضا و قدر داده بر خلاف میلش بخشهایی از این سریال را زیر قیچی برده و آن را جراحی کند. با این همه باید به انتظار بنینیم و ببینیم سرنوشت مختارنامه به کجا ختم می شود؟

 برای اطلاعات بیشتر میتوانید به سایت معظم پرده سینما مراجعه نمایید :

http://cinscreen.com/?id=1096

+ نوشته شده در  چهارشنبه هفدهم آذر 1389ساعت 15:47  توسط هنرمند | 

 

نگاهی بر سریالهای ماه رمضان

 

پدیده سریال سازی در ماه مبارک رمضان چند سالی است که در تلویزیون ایران باب شده و تا کنون کارگردانان زیادی مبادرت به ساخت اینگونه سریالهای مناسبتی نموده اند .

در طول این سالیان تلویزیون ایران در ایام ماه مبارک رمضان سریالهایی را با مضامین مختلف پخش نموده است که در این میان سریالهای طنز در بین مردم جایگاه ویژه ای داشته اند . هرچند که تولید و پخش سریالهای طنز که اغلب مضامینی سخیف را دستمایه خود قرار میدهند و از ساختاری سطحی و پیش پا افتاده هم برخوردار هستند چندان برای ماه مبارک رمضان خوشایند نیست ولی اینگونه آثار به دلیل اینکه خیلی راحت و به دور از گنده گویی ها و اغراق ها تولید میشوند و از دل زندگی مردم بیرون آمده و مشکلات جامعه را با بیانی شیوا ابراز میکنند با بیننده به راحتی ارتباط برقرار میکند مسلما طرفداران فراوانی دارد .

به غیر از سریالهای طنز بسیاری از کارگردانان دست به ساخت آثاری با مضامین دینی و عرفانی ، اجتماعی و خانوادگی و ... نیز زده اند اما اکثرا با شکست مواجه شده اند .

امسال چهار سریال در مسیر زاینده رود به کارگردانی حسن فتحی ، ملکوت به کارگردانی محمدرضا آهنج ، جراحت به کارگردانی محمد مهدی عسگرپور و نون و ریحون به کارگردانی فرزاد موتمن برای پخش در این ایام آماده شده اند .

متاسفانه سریالهایی که امسال شاهد پخش آنها از رسانه ملی هستیم هیچکدام سریالهای نابی نیستند و اغلب بسیار شتابزده تولید شده و با سوژه هایی تکراری و ضعف ساختار و فیلمنامه مواجهند و به همین دلیل هیچیک نتوانسته اند ارتباط خوبی را با بینندگان برقرار کنند .

این در حالی است که در سالهای گذشته شاهد بودیم برخی از سریالها تماشاگران را پای تلویزیون میخکوب میکردند و در طول ماه مبارک رمضان در همه جا صحبت از آن سریالها بود .

اما هیچیک از سریالهایی که امسال شاهد پخش آنها از سیما هستیم نتوانسته اند جایگاه ویژه ای در میان مردم و منتقدین پیدا کنند و دلیل اصلی این امر مهم هم شتابزدگی فراوان در روند تولید سریالهای امسال بوده است .

سریالهای ماه رمضان امسال به جای اینکه مردم را تهیج کند تا در خانه هایشان بمانند و ساعات بعد از افطار را کنار اعضای خانواده به دیدن سریال بپردازند ، مردم را وادار کرده تا از خانه هایشان فراری شده و اغلب به خیابان گردی و پارک گردی روی آورند !

پس در کل میتوان نتیجه گرفت که سریالهای ماه رمضان امسال یک پسرفت شدیدی را نسبت به سالهای قبل دارند .

اما به هر حال همیشه در بین هر چیز یک « بهتر » و « بدتری » هم وجود دارد و در بین سریالهای امسال هم میتوان با کمی بالا و پایین کردن بهتر و بدتر را پیدا کرد .

در یک رتبه بندی کلی به ترتیب سریالهای جراحت ، در مسیر زاینده رود ، نون و ریحون و ملکوت بهترین و بدترین سریالهای ماه رمضان امسال هستند ، هرچند که هنوز تا پایان راه خیلی مانده اما تا همینجای کار مشخص شده که گروههای تولید به قول معروف چند مرده حلاج اند !

 

 http://cinema-tv-teater.blogfa.com

بزرگترین وبلاگ سینمایی ایران

 

 

 

جراحت

 

به یاد آن روزهای خوش !

 

 

سریال جراحت به کارگردانی محمد مهدی عسگرپور بلاشک بهترین سریال ماه رمضان امسال به شمار می آید .

جراحت از قصه ای جذاب برخوردار است که مبتنی بر ارزش های خانواده های اصیل ایرانی بنا شده و ضد ارزش ها را شدیدا نهی کرده است .  جراحت قصه یک خانواده سنتی است که به ناگهان و بر اثر یک اتفاق ساده دچار مشکلات پیچیده و عدیده ای میشوند .

جراحت از یک فیلمنامه قوی و منسجم برخوردار است که نگارش آن بر عهده سعید نعمت الله بوده است . بودن نام سعید نعمت الله به عنوان نویسنده جراحت خود یک تضمین بزرگی برای موفقیت جراحت محسوب میشود چرا که دیگر سریالهایی که نعمت الله مبادرت به نگارش آنها نموده است نیز توانسته اند در بین مردم و منتقدین جایگاه ویژه ای پیدا کنند .

جراحت بر خلاف اغلب آثاری که این روزها در سینما و تلویزیون تولید میشوند با روایتی ساده و گویا میخواهد نحوه درست زندگی کردن را به مردم بیاموزد ، مردمی که تا همین چند سال پیش در کنار هم و خیلی راحت تر از حالا زندگی میکردند ، جراحت ما را به یاد آن روزهای خوش می اندازد ، آن روزهای خوشی که خانواده ها اگر اختلافی با هم پیدا میکردند توسط گیس سفیدان و ریش سفیدان اختلافاتشان را حل میکردند و هیچگاه در زندگی هیچیک از خانواده های اصیل و سنتی ایرانی اختلافات جزئی و کوچک منجر به بحران های عظیم نمیشد .

جدا از مبحث فیلمنامه ، کارگردانی دقیق و نگاه موشکافانه محمد مهدی عسگرپور نیز توانسته در موفقیت جراحت نقشی تعیین کننده و کلیدی داشته باشد .

عسگر پور با نگاهی ریزبینانه به جزئی ترین موارد سریالش توجه و دقت کافی و وافی دارد و هیچگونه خطایی در کارگردانی اش به چشم نمیخورد .

دکوپاژ دقیق و بدون نقص و میزانسن های عالی از نکات مثبت جراحت محسوب میشود.

بازیگران جراحت نیز اغلب در نقشهایشان را بسیار خوب ایفا نموده اند .

آتنه فقیه نصیری بازیگر نقش انسی در این سریال بسیار خوش درخشیده است ، فقیه نصیری که پیش از این در نقشهایی کلیشه ای بازی میکرد این بار تابوی خود را شکسته و با یک نقش متفاوت ظاهر شده و چنان در قالب نقش اش فرو رفته که تماشاگر را شدیدا با خود همراه میسازد .

بقیه بازیگران جراحت هم در نقشهایشان خوب ظاهر شده اند اما ایراداتی در بازیهایشان به چشم میخورد .

ثریا قاسمی ( مامان لطیفه ) و امین تارخ ( بزرگ ) به نوعی در نقشهای قبلی شان ابقاء شده اند .

ثریا قاسمی همان مادر سنتی ایرانی همیشگی است که مراقب است تا فرزندانش با یکدیگر خصومت پیدا نکنند و بنیان خانواده اش از هم نپاشد .

ثریا قاسمی یکی از معدود بازیگران جراحت است که در صحنه هایی بازی اش تصنعی میشود و با برخی حرکات زائد بازی خود را ضایع میکند .

امین تارخ که گویی دارد نقش دکتر پژوهان در سریال اغما را بازی میکند و حتی گریم و نوع پوشش نیز همان گریم و پوشش در سریال اغما است .

 

درست است که جراحت بهترین سریال ماه رمضان امسال به شمار میرود ولی این دلیل آن نیست که این سریال فاقد هرگونه ضعف ساختاری است و شاید تنها دلیل اینکه جراحت توانسته گوی سبقت را از سایر رقبای خویش برباید این بوده که پیش تولیدی قوی داشته و با فکر و با حوصله دست به تولید این سریال زده است .

 

و در کل کارگردانی ریز بینانه ، فیلمنامه ای منسجم و قوی با دیالوگهای شیرین و روان ، بازیهایی نسبتا یک دست و حضور تیمی حرفه ای توانسته دست بر دست هم بدهد تا جراحت بهترین سریال امسال باشد .

 

 

 http://cinema-tv-teater.blogfa.com

بزرگترین وبلاگ سینمایی ایران

 

 

در مسیر زاینده رود

 

شتابزده و بدون فکر !

 

 

شاید ساخت چنین سریالی توسط حسن فتحی کمی عجیب مینماید .

فتحی کارگردانی است زیرک و فیهم که سلیقه مخاطب را خوب میشناسد و همیشه با بیننده همراه و همدل بوده است .

آثار قبلی فتحی چه در حوزه سینما و چه در حوزه تلویزیون اغلب جزو پر بیننده ترین و محبوب ترین ها بوده اند اما در مسیر زاینده رود که این شبها از شبکه اول سیما پخش میگردد گویی امضای فتحی را به عنوان کارگردان این اثر ندارد .

در مسیر زاینده رود از یک فیلمنامه نسبتا منسجم و ساختاری نسبتا خوب برخوردار است اما به هیچ عنوان نتوانسته توقعات را برآورده نماید .

در زمینه کارگردانی احساس میشود که فتحی کوچکترین توجهی به امور سریالش ندارد و میخواهد هرچه سریعتر به اصطلاح کلک کار را بکند و ساخت سریالش را به اتمام برساند، فتحی هیچگونه توجهی به نوع پوشش ، گریم و بازی بازیگرانش ندارد و اصلا معلوم نیست که این سریال چرا و با کدامین هدف در اصفهان ساخته شده است ؟

کارگردان این اثر در حالی سریالش را در اصفهان جلوی دوربین برده که کوچکترین توجهی به نوع لهجه بازیگران و آداب و رسوم مردم اصفهان نداشته و ندارد و این بسیار دردناک است که سریالی با این همه بودجه و بریز و بپاش به کلی ترین نکات توجه نمیکند و به همین دلیل میتوان گفت که این سریال کارگردانی قابل دفاعی ندارد و بر خلاف اغلب آثار تلویزیونی فتحی مانند : میوه ممنوعه و ... نتوانسته به درستی از پس کارگردانی اثرش بربیاید .

فیلمنامه در مسیر زاینده رود هم نتوانسته آنگونه که باید شخصیت پردازی درست و اساسی داشته باشد و تنها تعدادی آدم را که هیچگونه تناسبی با یکدیگر ندارند را دور هم جمع نموده است و میخواهد توسط این عده آدم به نقطه مشترکی دست پیدا کند . همچنین فیلمنامه نویس مانند اغلب فیلمها و سریالهایی که به تازگی تولید میشوند تعدادی شخصیت زائد و اضافی را در فیلمنامه خود گنجانده است که هیچگونه فعل و انفعال درست و منطقی در روند فیلمنامه به وجود نمی آورند و تنها صحنه پر کن هستند !

هر چند که باید اذعان کرد فیلمنامه این سریال به واسطه اتفاقات جاری که در روند فیلمنامه به وجود می آید توانسته یک موقعیت دراماتیک عالی را ایجاد کند اما ضعفهای شدیدی که در فیلمنامه به چشم میخورد روی این نقطه مثبت را پوشانیده است .

 

در کل در مسیر زاینده رود کاری قابل دفاع است که اگر فقط کمی از شتابزدگی و بی فکری  آن کاسته میشد این سریال میتوانست گوی سبقت را از سایر سریالهایی که در این چند سال اخیر شاهد پخش آنان بوده ایم را نیز برباید ، البته باید به این نکته هم توجه داشت که توقعات از حسن فتحی بالا رفته و بیننده میخواهد روز به روز فتحی را بهتر و بهتر ببیند و شاید اگر  فتحی سابقه ساخت سریالهایی همچون میوه ممنوعه و شب دهم و... را نداشت امروز میشداین مجموعه را بهتر مورد ارزیابی قرار داد .

بازیگران در مسیر زاینده رود هیچکدام آنچنان که باید و شاید درست در نقشهایشان ظاهر نشده اند و اغلب بسیار تصنعی نقش آفرینی میکنند و برخی از بازیگران مانند مهرانه مهین ترابی نسبت به بازیهای قبلی شان یک پسرفت 360 درجه ای داشته اند .

 

 

 http://cinema-tv-teater.blogfa.com

بزرگترین وبلاگ سینمایی ایران

 

 

 

نون و ریحون

 

سبک ، سخیف و بی مایه

          

نون و ریحون بلا شک یکی از بدترین سریالهایی است که امسال شاهد پخش آن از شبکه پنجم سیما هستیم .

 پیش از هر چیز در نون  و ریحون شتابزدگی در تولید به چشم میخورد .ساخت چنین سریالی آن هم به مناسبت ماه مبارک رمضان در حد یک فاجعه در تلویزیون ایران به شمار می آید . نون و ریحون نه در فیلمنامه و نه در کارگردانی یکدست نیست و آشفتگی و هرج و مرج زیادی در آن به چشم میخورد .

این آشفتگی و هرج و مرج در این سریال به حدی است که بازیگران را هم تحت الشعاع خود قرار داده است به گونه ای که برخی بازیگران در یک قسمت کار خیلی بهتر و در قسمتی دیگر خیلی بدتر به ایفای نقش میپردازند .

هر چند نون و ریحون در بین سریالهای ماه رمضان تنها سریالی است که تولیدش دیرتر از بقیه شروع شد و پیش تولید بسیار کوتاهی داشت و به همین دلیل نمیتوان توقع داشت که مجموعه ای تحسین برانگیز از آب در بیاید اما با توجه به حضور عوامل حرفه ای که در این سریال فعالیت میکنند حداقل توقع این میرفت که بیننده بتواند دقایقی این سریال را تحمل بکند و مجبور به تعویض کانال نشود !

فرزاد موتمن یکی از کارگردانانی است که هیچگاه قابل پیش بینی نیست و نمیشود حدس زد که اثری که در حال ساخت دارد خوب از آب در می آید یا بد اما حداقل این را میتوان فهمید که موتمن برای کارگردانی چنین سریالی اصلا گزینه خوبی نبوده و نیست و بهتر است دیگر هیچگونه کار مناسبتی را انجام ندهد و سراغ ساخت فیلمها و سریالهایی با اینگونه فضاهای فانتزی نرود .  

در کل سریال نون و ریحون بسیار سبک ، سخیف و بی مایه است و اصلا اتفاق خوبی برای سریالهای طنز تلویزیون به حساب نمی آید .

هیچیک از بازیگران نون و ریحون نقش آفرینی جدیدی در این سریال از خود ارائه نداده اند و فقط شقایق دهقان کمی تابوی خود را شکسته و در این سریال دیگر نقش زنان بد اخلاق و پررو و سر و صدا کن را ندارد و کمی آرامتر از دیگر نقشهایش ظاهر شده است .

 

 

 

 http://cinema-tv-teater.blogfa.com

بزرگترین وبلاگ سینمایی ایران

 

 

ملکوت

 

شدیدا درگیر اغراق و شعار زده

 

چندی است که کارگردانان و فیلمنامه نویسان و برخی از تهیه کنندگان سینما و تلویزیون ایران میخواهند به اصطلاح خود فیلمها و سریالهای ( معناگرا ) تولید کنند .

اما متاسفانه با وجود ضعف آشکاری که در تمامی امور سینما و تلویزیون ایران به ویژه در  امور جلوه های ویژه رایانه ای به چشم میخورد اغلب این فیلمها و سریالها تبدیل به آثاری میشوند که میتوان به جای واژه معناگرا آنها را مضحک نامید .

همچنین فیلمنامه نویسان ما نیز دیگر حرف جدیدی برای گفتن ندارند و به همین دلیل دست به تکرار و تکرار میزنند و از کارهای پیشین که گاها توانسته اند در این زمینه موفق عمل نمایند کپی برداری میکنند .

البته نباید همه این فیلمها و سریالها را در یک سطح مورد ارزیابی و داوری قرار داد چرا که در سینما و تلویزیون ایران به ویژه در سالهای اخیر آثار قابل تاملی در ژانر معناگرا تولید شده است .

شبکه دوم سیما امسال مبادرت به تولید سریالی کرده که از یک سوژه نسبتا تکراری برخوردار است و در شخصیت پردازی های آن هم ضعفهای مشهودی به چشم میخورد .

در سالهای گذشته شاهد پخش سریالهایی با سوژه های نسبتا مشابه مانند آخرین گناه به کارگردانی حسین سهیلی زاده ، روز حسرت به کارگردانی سیروس مقدم و... بوده ایم که در کل موفق تر از ملکوت بوده اند  . ملکوت  سریالی کلیشه ای و تکراری است که گویی با ادغام دیگر ساخته های تلویزیون که در سالهای قبل و در روایتهایی متمایز تولید شده اند ساخته شده است .

ملکوت بلا شک ضعیف ترین سریال ماه رمضان امسال است که نه در فیلمنامه و نه در کارگردانی و نه در بازیگری و نه در سایر امور موفق عمل ننموده است .

ملکوت با دستمایه قرار دادن موضوع جذاب زندگی پس از مرگ میخواهد بیننده را با خود همراه و همدل سازد اما به دلیل عملکرد شعار زده اش بیننده را از خود منزجر میسازد .

فیلمنامه ملکوت یک فیلمنامه بدون هرگونه گره افکنی اساسی است و تنها روایتی است از آدمهای جاه طلب و مزور که میخواهند همه چیز به نفع خودشان باشد و به هیچ چیز و هیچ کس دیگر هم فکر نمیکنند . مانند صحنه ای که سرمست به خاطر دل نگرانی برای آینده خودش از دکتر سوال میکند که آیا پسرش حافظه خود را از دست خواهد داد یا نه ؟

این فیلمنامه به هیچ عنوان بیننده را با خود همراه نمیسازد و جدا از این مسئله فضاسازی های بسیار مصنوعی و خنده آور برای نشان دادن عالم برزخ و ملکوت که به دور از تکنیک های مدرن و امروزی انجام شده است این سریال را به قهقهرا کشانده است .

اصلا معلوم نیست که چرا مسئولین سیما و برخی از کارگردانان اصرار دارند که دست به ساخت چنین سریالهایی بزنند در حالی که خودشان میدانند که نمیتوانند به شایستگی و به خوبی از پس ساخت اثرشان برآیند !

اکثر بازیگران ملکوت در نقشهای قبلی شان ابقاء شده اند و بازیهای جدیدی از آنان در این سریال به چشم نمیخورد و بعضا بسیار تصنعی در ملکوت به ایفای نقش پرداخته اند .

از سویی دیگر معلوم نیست که نویسنده فیلمنامه با کدامین هدف و به چه دلیلی این همه شخصیت زائد و به دردنخور که هیچگونه فعل و انفعالی در روند داستان به وجود نمی آورند را در فیلمنامه گنجانده است ؟

سریال ملکوت هیچ حرف جدیدی برای گفتن ندارد و از ابتدا تا انتها کارش را با شعار دادن و اغراق های فراوان به پیش میبرد و به زور میخواهد به بیننده بفهماند که بدی بد است و خوبی خوب !

خوب است عوامل ملکوت بدانند که شدیدا درگیر اغراق شده و شعار زده عمل نموده اند و به همین دلیل مخاطب را از خود رانده اند .

رضا رویگری ، محمرضا شریفی نیا و پروانه معصومی که در این سریال هیچ حرف تازه ای برای گفتن ندارند و همان شخصیتهای سریالها و فیلمهای قبلی شان را ایفا میکنند .

شخصیت ایرج نوذری هم که یک شخصیت منفعل است که بود و نبودش هیچ فرقی نمیکند .

فریبا متخصص و نیما شاهرخشاهی و کوروش تهامی هم که بدترین بازیهایشان را در این سریال ارائه داده اند .

 

 http://cinema-tv-teater.blogfa.com

بزرگترین وبلاگ سینمایی ایران

 

این مقاله از سایت پرده سینما به آدرس زیر برداشته شده است :

http://cinscreen.com

برای مشاهده مقاله در سایت پرده سینما به آدرس زیر مراجعه فرمایید :

http://cinscreen.com/?id=983

+ نوشته شده در  چهارشنبه دهم شهریور 1389ساعت 19:33  توسط هنرمند | 

سینمای ایران در طی سالیانی که از شروع به کارش در این سرزمین میگذرد شاهد حضور ستاره های بی بدیلی در عرصه بازیگری بوده است .

بازیگران بزرگی که اکثر آنها را شاید جوانان امروز حتی نامشان را هم نشنیده باشند ولی با کوشش و استواری بی نظیرشان و صبر و تلاش روز افزونشان سینما و تلویزیون و تئاتر ایران روز به روز پر بار تر شد و جان گرفت و بیدن جا رسید ...

همیشه این جمله را از زبان بزرگان شنیده ایم که هنر بی رحم است ... اما خوب کسی که دل در گرو هنر دارد نمیتواند به این جمله توجه کند و رویا و آرزوهای محقق نشده زیادی را در برابر خود میبیند که میتواند توسط هنر به آنها دسترسی پیدا کند ...

اما متاسفانه چنین است ...

فقط چندی است که سینمای ایران عده ای پسران و دختران چشم رنگی که کمترین سواد و استعدادی در زمینه بازیگری ندارند را در جرگه هنرمندان وارد کرده است .

ستاره هایی پوشالی که با هزار و یک باند بازی و زد و بند و پارتی بازی و هزار یک مزخرف دیگر توانسته اند راه در سینما و تلویزیون ایران پیدا کنند و از کمترین دانش و تجربه و سواد بازیگری بی بهره اند .

این یادداشت فقط برای ادای دین به هنرمندان کبیری است که سینمای ایران آنها را از دست داده است .

هنرمندانی که تا همین چند سال قبل در همین سینما به فعالیت میپرداختند اما به ناگهان از میان ما پرکشیدند و رفتند ...

مرگ متاسفانه چندی است که در همین حوالی است و سینمای ایران را نشانه رفته است .

باید در اینجا یادی بکنیم از بزرگانی که دیگر در میان ما نیستند .

بزرگانی همچون : روح انگیز سامی نژاد - عبدالحسین سپنتا -حمیده خیر آبادی - پروین سلیمانی - فرخ لقا هوشمند - خسرو شکیبایی - مهین شهابی - مهری مهرنیا - رضا کرم رضایی - محمود بنفشه خواه - کیومرث ملک مطیعی - محمود بهرامی - رقیه چهره آزاد - پروین ملکوتی - جمیله شیخی - محمد علی فردین - رضا ژیان - اکبر دودکار - حسین سرشار - غلامحسین نقشینه - میراحمد ایروانلو - منوچهر حامدی - جمشید اسماعی خانی - منصور والامقام - حسین کسبیان - لوریک میناسیان - تقی ظهوری - سید علی میری - گرشا رئوفی - آرمان - نعمت الله آغاسی - احمد بهروزی - جعفر بزرگی - فیروز بهجت محمدی - غلامحسین بهمنیار - فخری پازوکی - حسین پناهی - فخرالزمان جبار وزیری - رفیع حالتی - جهانگیر فروهر - نیکو خردمند - سروش خلیلی - محمود لطفی - اسماعیل داورفر - ایران دفتری - حمید دلشکیب - مهین دیهیم - مصطفی اسکویی - مهین اسکویی - علی زاهدی - آنیک شفرازیان - غلامرضا طباطبایی - پوپک گلدره - مهدی فتحی - احمد قدکچیان - نعمت الله گرجی - جمشید لایق - فرهنگ مهرپرور - ملیحه نصیری - ملیحه نظری - منوچهر نوذری - عبدالعلی همایون  و...

امیدواریم که روح همگی این هنرمندان از دست رفته شاد باشد ...

این هنرمندان که دیگر رفته اند و در میان ما نیستند ...

چه خوب است تا دیر نشده تا هنوز فرصت هست از دیگر هنرمندان پیشکسوت سینما و تلویزیون و تئاتر ایران که سالیان سال با خون دل خوردنها ذره ذره سینمای ایران را شکل دادند دستگیری و حمایت کنیم ...

چه خوب است به جای برگزاری مجالس ترحیم این چنینی و آن چنانی که متاسفانه در آن هم دیگر کسی شرکت نمیکند تا دیر نشده برای هنرمندان محبوب سرزمینمان مجالس بزرگداشت برپا کنیم ...

هنرمندان پیشکسوتی همچون :

شهلا ریاحی - فخری خوروش - مهری ودادیان - فاطمه طاهری - روح انگیز مهتدی - جمشید مشایخی - عزت الله انتظامی - مرتضی احمدی - داریوش اسد زاده - نصرت وحدت - پری امیر حمزه - رضا ناجی - رضا بابک - عنایت بخشی - مهین بوجار - زری برومند - محبوبه بیات - اصغر بیچاره - سعید پور صمیمی - جلال پیشوائیان - بهروز وثوقی - تانیا جوهری - هایده حائری - زری خوشکام - فرنگیس فروهر - آهو خردمند - حسین خانی بیگ - گوهر خیراندیش - دیانا - فهیمه راستکار - فریده سپاه منصور - آزیتا لاچینی - زهره صفوی - آفرین عبیسی - ژاله علو - فریماه فرجامی - بیتا فرهی - شمسی فضل الهی - ثریا قاسمی - محمد علی کشاورز - اکبر عبدی - صدیقه کیانفر - ناصر گیتی جاه - هادی مرزبان - فرزانه کابلی - آذر مردانیان - روح الله مفیدی - ثریا حلی - بهمن مفید - ناصر ملک مطیعی - توران مهرزاد - محمد ورشوچی - گیتی ساعتچی - همایون و...

که به شکرانه کردگار یکتا در میان ما هستند و ما به وجود آنها دلخوشیم ...

از ایزد یکتا خواهان آنیم که این هنرمندانمان را هرگز از ما نگیرد و به آنها عمری طولانی توام با شادی و سلامتی عطا فرماید ...

+ نوشته شده در  شنبه ششم شهریور 1389ساعت 0:26  توسط هنرمند | 

مهین شهابی هنرمند پیشکسوت و برجسته سینما و تلویزیون و تئاتر ایران بعد از تحمل ماهها بیماری چند روز پیش در تهران دیده از جهان فروبست .

این هنرمند در طول ۷۴ سال عمر پربار خود برای رشد و اعتلای هنر ایران زحمات فراوانی را متحمل شد . مراسم ترحیم این هنرمند فقید سینمای ایران امروز در مسجد نور واقع در میدان فاطمی برگزار شد اما متاسفانه طبق روال معمول افراد کمی در این مجلس حضور داشتند .

بزرگترین وبلاگ سینمایی ایران ضمن نکوهش شدید جامعه هنری ایران بالاخص مسئولین و دست اندرکاران سینمای ایران و سایر همکارن زنده یاد شهابی برای شرکت نجستن در مراسم این هنرمند ارزنده توجه شما را به گفتگوی منتشر نشده ای از زنده یاد مهین شهابی به نقل از خبر آن لاین جلب مینماید :

امیدوارم هنر این مملکت بزرگ اوضاع بهتری داشته باشد. امیدوارم شاهد این موضوع نباشیم که قشر تحصیلکرده و نخبه در حاشیه باشند و آدم​های کوچک تصمیم​گیرنده شوند...بدون تعارف، وضعیت کنونی چنگی به دل نمی​زند. وقتی بعد از این همه سال برای هنرت ارزشی قائل نیستند و هنر یک هنرمند را در حد کالای مصرفی در سوپرمارکت نازل می​کنند به خودم می​گویم همان بهتر که کار نکنم.

طیبه نهانی: شهابی که اول شهریور بعد از تحمل مدت​ها بیماری دارفانی را وداع گفت،​ از جمله هنرمندانی است که اطلاق واژه هنرمند مردمی به او بیراه نیست.

شاید نسل جدید به علت کم​کاری شهابی در سال​های اخیر کمتر با او و آثارش آشنایی داشته باشد، اما سال​های طولانی فعالیت این هنرمند در تلویزیون او را با بازی‌های روان و باورپذیرش محبوب خانواده‌ها ساخته بود. خاستگاه زنده‌یاد شهابی همچون بسیاری از هم نسلانش تئاتر بود، اما طبع​آزمایی او در عرصه​هایی همچون سینما و تلویزیون موجب محبوبیت او در میان خاص و عام شد.

سربال​های تلویزیونی پرمخاطبی همچون «مثل آباد»، «آیینه»، «بازم مدرسه​ام دیر شد» حاصل سال​های پرکاری شهابی بعد از انقلاب بود. هنوز بسیاری شهابی را با لبخند مادرانه و بازی روان و بی​غل و غش در سریال «بازم مدرسه​ام دیر شد» به یاد می​آورد. به خصوص آنکه گاه و بیگاه در واکنش به شیرین کاری​های اکبر عبدی جوان صورت پرمهرش به لبخندی مادرانه منقش می​شد.

آذر ماه سال 86 فرصتی دست داد تا با شهابی گفت​وگویی انجام دهیم، اما امکان انتشار آن فراهم نشد تا روزهایی که نزدیک به یک هفته از آخرین وداع با این بازیگر سرشناس می​گذرد و این گفت‌وگو را در «خبرآنلاین» منتشر می‌کنیم.

---------------------

خانم شهابی! مدتی است کم کار هستید،​ این روزها چطور می گذرد؟
به گذشته​ها بسیار فکر می​کنم. به دوستان خوبی که سال​ها روی صحنه در کنارشان بودم و حالا خبری از آنها نیست. هنوز هم عاشق بازیگری هستم، وقتی کار می​کنم انگار زندگی برایم دلچسب است. اما بدون تعارف، وضعیت کنونی چنگی به دل نمی​زند. وقتی بعد از این همه سال برای هنرت ارزشی قائل نیستند و هنر یک هنرمند را در حد کالای مصرفی در سوپرمارکت نازل می​کنند به خودم می​گویم همان بهتر که کار نکنم.

این وضعیت را برای تئاتر هم قائل هستید؟
جوانان خوب و تحصیل کرده​ای را می​بینم که در این عرصه با تلاش و انگیزه فعالیت می​کنند و به این هنر عشق می​ورزند، اما کوه مشکلات در برابر عشق و علاقه آنان خودنمایی می​کند. فکر می​کنم سینما و تلویزیون در شرایط فعلی امکانات بهتری را برای بازیگر فراهم می​کنند. البته تئاتر همیشه جایگاه خود را دارد. ای کاش مسئولان توجه بیشتری به این هنر داشته باشند. 

این​ها شما را از بازیگری دلزده نمی​کند؟
من عاشق بازیگری هستم. خاطرم هست سال​ها پیش، در دوران کودکی و نوجوانی به اتفاق اعضای خانواده​ام به سینمای میهن در نزدیکی چهارراه حسن​آباد می​رفتیم، هر فیلمی که می​دیدم تا مدت​ها ذهن مرا به خود مشغول می​کرد. خودم را به جای هنرپیشه​ها می​گذاشتم و با آنها همذات​پنداری می​کردم. بعدها که بزرگتر شدم و به دبیرستان رفتم کم​کم جذب تئاتر شدم . در دبیرستان تئاترهای هفتگی داشتیم و همان​جا بود که گمشده خود را یافتم.

خانواده با انتخاب شما مشکلی نداشت؟
پدرم نظامی متعصبی بود. اما مادرم اهل هنر بود. به موسیقی علاقه داشت و نوازنده متبحری بود. او موسیقی را نزد استاد شهنازی آموخته بود و به زیبایی ساز می​زد. البته پدرم هم برخلاف سخت​گیری​هایش به موسیقی علاقه داشت و برای خود کلکسیونی از صفحات موسیقی دست و پا کرده بود، با این حال پس از ازدواج بود که راه تازه​ای برای من گشوده شد.

کار حرفه​ای را در تئاتر چگونه آغاز کردید؟
کارهایی که در دبیرستان انجام دادم بیشتر در حکم دستگرمی بود. بعد از ازدواج به این دلیل که همسرم هنرمند بود، آهنگسازی می​کرد و دستی هم بر قلم داشت مرا تشویق کرد تئاتر را به طور جدی دنبال کنم. بعد از آنکه گروه اسکوئی​ها از خارج به کشور آمدند با راهنمایی​های همسرم به گروه آنان پیوستم .خدا رحمت کند خانم مهین اسکوئی را، از ایشان بسیار آموختم. بعد از مدتی کارم را در تئاتر آناهیتا آغاز کردم که بالای چهارراه یوسف​آباد بود.

خاطرم هست نخستین کار حرفه​ایم تئاتر «طبقه ششم» بود که بسیار مورد توجه قرار گرفت. خانم اسکوئی کارگردانی این نمایش بودند. به تدریج کارهای دیگری را روی صحنه بردیم. از جمله «غار سولومون» و «روباه​ها» که استقبال مردم را به دنبال داشت. یادم هست این کارها را در مناطق نفت​خیز هم بر صحنه بردیم. بعد از مدتی، کارم مورد توجه دکتر فروغ که آن زمان رئیس اداره تئاتر بود قرار گرفت. جذب اداره دراماتیک شدم. خوب به خاطر دارم که آن موقع پی اس​های تلویزیونی زنده اجرا می​شد. عصرچهارشنبه​ها تلویزیون می​رفتیم و به طور زنده برنامه اجرا می کردیم.

همان موقع در تئاتر سنگلج هم فعالیت داشتم و از مهرماه تا خرداد ماه به طور پیوسته نمایش روی صحنه می​بردیم. البته مدتی هم در «رادیوی عزیز» که همیشه رسانه​ای متعلق به همه مردم است حضور داشتم و برنامه​های جوانان و زن و زندگی را گویندگی می​کردم. 

بعد از پیروزی انقلاب گویا از تئاتر فاصله گرفتید...
قبول دارم که تاحدودی اینچنین بود. بعد از انقلاب خیلی به سمت سینما و به ویژه تلویزیون کشیده شدم. دوری از تئاتر اگرچه سخت بود اما این فرصت را به من داد تا در سریال​های خوب و پرمخاطبی حضور داشته باشم. بعد از انقلاب تئاتر ما با وقفه​ای مواجه شد که همین موضوع باعث شد خیلی از هنرمندان خوب تئاتری جذب سینما و تلویزیون شوند. ناملایماتی بود که از سلیقه​ها ناشی می​شد.

از این ناملایمات چقدر ضربه خوردید؟
در طول زندگی هنری اجحاف زیادی در حقم شد و البته گاه تشویق هم شدم. یک سال قبل از پیروزی انقلاب به عنوان بهترین هنرپیشه سریال​های تلویزیونی انتخاب شدم و یک جام زرین به من دادند که پلاستیکی بود! بعد از انقلاب برای بازی در فیلم «دو نیمه سیب» کاندیدای بهترین بازیگر نقش دوم شدم.

قبل از انقلاب در سریال موفق و پر مخاطب «مرد اول» حضور یافتم و پس از انقلاب افتخار حضور در 36 قسمت از سریال «آیینه» نصیبم شد که محبت فوق​العاده مردم را برایم به همراه داشت. همیشه سعی داشتم در کارهایم تعادل را حفظ کنم به همین علت کمتر گرفتار ذهنیت​ها شدم.

درسال​های اخیر بسیاری از هنر مندان پیشکسوت از میان ما رفتند، فقدان کدامیک برای شما دشوارتر است؟
هنرمندان روح حساسی دارند و به علت همین حساسیت خیلی از آنان در برابر ناملایمات تاب نمی​آورند. امیدوارم مسئولان متوجه این موضوع باشند. در این سال​ها هر یک از  هنرمندان عزیز را که از دست دادیم به شدت متاثر شدم. اما فقدان جمیله شیخی خیلی مرا اذیت کرد. خانم شیخی هنرمندی مردمی بود و پایبندی عجیبی به روابط اجتماعی داشت.

وقتی به گذشته​ها می​نگرید از تلاش​های هنریتان راضی هستید؟
تقریباً. وقتی محبت مردم را می​بینم، هنگام خرید یا تاکسی سوار شدن و خلاصه ظاهر شدن در سطح اجتماع، احساس می​کنم کارم بی​ثمر نبوده است.

بهترین آرزویی که به آن دست یافته​اید؟
در جوانی آرزوهای زیادی داشتم. همیشه می​خواستم در طبیعت زندگی کنم. خدا قسمت کرد در این سال​های پیری جایی را در شمال کشور برای خودم دست و پا کردم و به درخت، سبزه و طبیعت پناه بردم. حالا در تنهایی​های خودم نقاشی می​کشم و این به من بسیار آرامش می​دهد.

آرزوی باقی مانده...
به روزگاری نیفتم که سربار دیگران باشم. همیشه در نجواهای خود از خدای متعال خواسته​ام که تا سرپا هستم مرا ببرد. دیگر اینکه من داغ فرزند جوان دیده​ام، همینطور مرگ مادرم تاثیر عجیبی روی من داشت. دلم می​خواهد اگر قرار است دری گشوده شود و من دیدار کسی را طلب کنم؛ آنها باشند.

وحرف آخر...
بسیاری از هنرمندان واقعی، وضع مالی خوبی ندارند. امیدوارم تهیه​کننده​ها وقتی می​خواهند قرارداد ببندند در وهله اول هنر یک هنرمند را مورد توجه قرار دهند. امیدوارم هنر این مملکت بزرگ اوضاع بهتری داشته باشد. امیدوارم شاهد این موضوع نباشیم که قشر تحصیلکرده و نخبه در حاشیه باشند و آدم​های کوچک تصمیم​گیرنده شوند و از همه مهمتر اینکه همیشه از خدا می​خواهم مرا مورد آمرزش خود قرار دهد.

 

............................................

بزرگترین وبلاگ سینمایی ایران بار دیگر

درگذشت این بانوی فرهیخته سینما و تلویزیون و تئاتر ایران را

به خاندان مرحوم شهابی

تسلیت عرض مینماید .

+ نوشته شده در  جمعه پنجم شهریور 1389ساعت 23:40  توسط هنرمند | 

سینمای ایران به کدامین سو میرود ؟؟؟

افراطی ها = اخراجی ها

 

همیشه تعریف خوب و بد از هر چیزی آدم را ترغیب میکند تا یکبار هم که شده بدی و خوبی آن چیز را امتحان کند تا برایش باور پذیر و قابل درک باشد .

اینقدر از فیلم افراطی ها در این مدت تعاریف بد شنیدم که شدیدا ترغیب شدم این فیلم را ببینم ، البته یکی دیگر از دلایل ترغیب شدن من این بود که خیلی از دوستانی که این فیلم را دیده بودند میگفتند که کارگردان فیلم سعی کرده از فیلم اخراجی ها کپی برداری بکند اما نتیجه یک کپی برداری بسیار نازلی از آب درآمده است که باید آن را دید تا به عمق فاجعه پی برد !

به همین دلیل ساعت 1 شب به همراه تعدادی از دوستان برای تماشای این فیلم راهی پردیس سینمایی ملت شدیم تا در طرح ویژه اذان تا اذان فیلمی دیده باشیم .

فیلم افراطی ها که حتی نامش هم بر وزن و بر اساس فیلم اخراجی ها است تقلیدی کورکورانه و بسیار سبک و نازل از فیلم اخراجی ها ساخته مسعود ده نمکی است . افراطی ها رسما از فیلمی کپی برداری شده که خود بسیار سطح پایین و نازل بوده و تنها شانس این را داشته که به فروش چشمگیری دست پیدا کند . اصولا در سینمای ایران و حتی سینمای جهان برداشت و اقتباس دارای اهمیت ویژه ای است و در بسیاری از آثار فاخر هم شاهد بوده ایم که فیلمنامه کار بر اساس برداشت از یک کتاب و یا اقتباس از یک فیلم بوده است . اما افراطی ها اقتباس خود را رسما از فیلمی به عمل آورده که خود جزو بدترین های سینمای ایران بوده است و خوب ندیده مشخص میشود که کلیت فیلم چه شده و چه بلبشو و شیر تو شیری از آب در آمده است ! سراسر فیلم فقط پر است از رقص و آواز و شوخی های زشت و لودگی های فراوان !

گویا داریوش بابائیان مدیر شکوفا فیلم که تهیه کنندگی افراطی ها را بر عهده داشته فکر میکرده که افراطی ها نیز میتواند به فروش میلیاردی فیلم اخراجی ها دست پیدا کند اما غافل از آنکه اخراجی ها به اقتضای زمانه و با تبلیغات بسیار گسترده و مهمتر از هر چیز توسط دستهای پشت پرده توانسته به فروش میلیاردی دست پیدا کند و افراطی ها بی جهت دنباله روی این فیلم نازل شده است ...

جالب آن است که عوامل افراطی ها سعی بر این دارند که به اصرار بگویند به هیچ عنوان فیلمشان شبیه به فیلم اخراجی ها نشده است .  

جهانگیر جهانگیری، كارگردان افراطی‌ها درخصوص ارتباط این فیلم با فیلم پرفروش «اخراجی‌ها» گفته است: این فیلم به اخراجی‌‌ها هیچ ربطی ندارد. نه موضوع، نه آدم‌ها، نه لباس و نه طراحی، هیچ كدام ربطی به اخراجی‌ها ندارد فقط آقای بابائیان دوست داشت اسم فیلم را افراطی‌ها بگذاریم.

برای رد حرفهای جهانگیری و اثبات شباهت فیلم افراطی ها به اخراجی ها به چند دلیل بسنده میکنیم :

1-     نام فیلم افراطی ها درست بر اساس وزن و آهنگ فیلم اخراجی ها گذارده شده است .

2-     بازیگران زیادی من جمله : اکبر عبدی ، ارژنگ امیر فضلی ، علیرضا اوسیوند و... که در فیلم اخراجی ها جزو نقشهای اصلی بودند در فیلم افراطی ها به نقش آفرینی پرداخته اند .

3-     درست همانند فیلم اخراجی ها شخصیتهای این فیلم هم تعدادی افراد لمپن و جاهل هستند که در زندان هستند و از زندان آزاد میشوند .

4-     بازیگران فیلم درست ادای بازیگران فیلم اخراجی ها را در می آورند . اکبر عبدی که گویا دارد همان نقش بایرام را در اخراجی ها بازی میکند . ارژنگ امیر فضلی نیز ادای بازیهای امین حیایی در اخراجی ها را در می آورد و با جیب بری های پیاپی اش حال بیننده را بر هم میزند .

5-     تیتراژ فیلم تقریبا شبیه به تیتراژ فیلم اخراجی هاست .

6-     فونت نوشتار عنوان فیلم به عینه مانند فونت نوشتار اخراجی ها است .

7-     بازیگر جوان این فیلم نیز درست به مثابه بازیگر نقش اول فیلم اخراجی ها ( کامبیز دیرباز )  که در زندان است عاشق سینه چاک دختری است و میخواهد هنگامی که از زندان بیرون می آید با او ازدواج کند .

8-     همانند فیلم اخراجی ها در بسیاری از صحنه های این فیلم نیز شاهد رقص و آواز و شنیدن صدای خواننده هایی همچون جواد یساری هستیم .

اینها فقط چند نمونه بود که گویا کاملا به صورت تماما  اتفاقی و سهوی انجام گرفته و اصلا سازندگانش نمیخواستند که فیلمشان شبیه به فیلم اخراجی ها باشد !

تا همین چند وقت پیش وقتی چنین فیلمهایی را میدیدیم فورا بدون هیچگونه رحم و مروت و انصافی حمله میکردیم به سینمای دهه 40 و 50 و اینگونه فیلمها را بازسازی از فیلمهای آن دوران میدانستیم و لفط فیلمفارسی به آنها میدادیم غافل از آنکه کارگردانان این نسل و این دوران دارند روی دست فیلمفارسی و فیلمفارسی سازها بلند میشوند به طوریکه هجوترین آثار سینمای آن دوران هزاران بار بر اینگونه آثار شرف و ارجحیت دارد .

فیلم افراطی ها از یک لشگر بازیگران کمدی و طنز که در بین عوام و حتی خواص جایگاه ویژه ای دارند بهره گرفته است .

اکبر عبدی ، فتحعلی اویسی ، رضا شفیعی جم ، ارژنگ امیر فضلی ، یوسف صیادی ، علیرضا اوسیوند ، مریم امیر جلالی ، حدیث فولادوند و... از بازیگران اصلی فیلم افراطی ها هستند ...

چیدن نام این بازیگران در کنار هم  بالاخص بازیگرانی همچون اکبر عبدی و رضا شفیعی جم که در کارنامه هنری خود آثار قابل دفاعی دارند و در بسیاری از فیلمهایشان خوش درخشیده اند باعث میشود که هر فردی ناخودآگاه ترغیب به دیدن این فیلم شود .

شاید تنها نکته مثبتی که در فیلم وجود دارد حضور همین بازیگران است که میتواند مخاطب عام را که به خاطر حضور بازیگران فیلمی را به نظاره مینشیند ترغیب به تماشای فیلم نماید ، اما به دلیل فقدان یک فیلمنامه قوی و یک کارگردانی موثر این نکته مثبت هم در دم محو شده و بازی مسخره بازیگران در این فیلم شاهد ما بر این مدعا است ...

افراطی ها در کل از یک کارگردانی بسیار بسیار ضعیف ، فیلمنامه ای پوچ و بی محتوا که حتی نمیتوان براستی آن را فیلمنامه نامید ، بازیهای بسیار ضعیف و مسخره و گاها غلو شده و ... رنج میبرد .

گاف های بسیار زیادی که در فیلم دیده میشود از جمله ( تصاویر فولو ، عدم تداوم و حفظ راکورد، عدم رعایت نکات مهم و اساسی در فیلمنامه و ... ) که از جمله نقطه ضعفهای بزرگ فیلم به شمار میرود .

بد نیست که به چند نمونه از این گافها اشاره نماییم :

الف : گافهای فیلمنامه :

1- شخصیتهای فیلم افراطی ها همینطور الله بختکی جلوی روی هم سبز میشوند و همه چیز در آن واحد و به شکل کاملا تصادفی شکل میگیرد ، هیچگونه هدف از قبل تعیین شده وجود ندارد و فیلمنامه از کوچکترین نکات فیلمنامه نویسی بهره نبرده است . گویی فیلمنامه نویس شب قبل از اینکه فیلمنامه این اثر درخشان را ! بنویسد غذای سنگینی نوش جان کرده و شب خوابی دیده و فردا صبح قلم در دست گرفته و خوابش را روی کاغذ آورده است . عدم وجود هرگونه گره افکنی و گره گشایی اساسی و منطقی ، عدم فعالیت و تکاپوی منطقی برای هریک از شخصیتهای فیلمنامه به ویژه شخصیتهای اصلی از عمده ضعفهای این فیلمنامه به حساب می آیند .

2- محیط زندان اصولا یک محیط خشک است که به زندانی اجازه هرکاری درون آن داده نمیشود  اما زندانی که در فیلم افراطی ها شاهد آن هستیم زندانی است که شباهت به یک هتل 5 ستاره   دارد ، محیط این زندان آنقدر باز و راحت است که زندانیان هر کاری که دلشان بخواهد را در آنجا انجام میدهند ، از مسخره کردن زندانبانان و سر به سر گذاشتن زندانیان با آنها تا اقدام به قتل زندانیان دیگر ، زندانیان این زندان اینقدر راحت و آژاد هستند که جلوی چشم همه اقدام به قتل زندانی دیگری میکنند و بعد در ازای گرفتن رشوه تصمیمشان عوض میشود . در این زندان زندانبانان فقط به مثابه لولوی سر خرمن هستند و هیچگونه کاری به کار زندانیان ندارند و فقط در صحنه هایی ملعبه دست زندانیان قرار میگیرند مانند صحنه ای که ارژنگ امیر فضلی یک شیشه نوشابه را به سر و روی زندانبانان میریزد و آنها اصلا به او کاری ندارند ...

3- در صحنه دزدی از طلافروشی ، مرد طلافروش گویی در امن ترین نقطه جهان مغازه طلافروشی دائر کرده و آنقدر احمق است که در حضور مشتریان آنها را ترک کرده و به سوی آبدارخانه میرود تا برای اکبر عبدی ( رویا ) آب قند بیاورد و حتی زحمت بستن در مغازه را به خود نمیدهد تا دزدان به راحتی و بدون دردسر اقدام به سرقت از مغازه نمایند .

4- در فیلمنامه آنقدر شخصیتهای زاید و به درد نخور وجود دارد که بودن و یا نبودنشان هیچگونه تاثیری بر فیلم نمیگذارد اما فیلمنامه نویس به خاطر دل خودش و به خاطر همان خوابهایی که شب قبل از نوشتن فیلمنامه دیده ! آنها را در فیلمنامه گنجانده است ، شخصیتهایی مانند شخصیت مادر و خواهر و شوهر مادر پسر جوان که زندان آزاد میشود نمونه این شخصیتها هستند که هیچگونه فعل و انفعالی درون فیلم به وجود نمی آورند .

5- شخصیت همسر سلیمان ( مریم امیر جلالی ) آنقدر در این فیلمنامه کودن فرض شده که با شنیدن خبر اینکه سلیمان ازدواج مجددی داشته دیگر به روی شوهرش نگاه هم نمیکند و او را از خانه اش طرد میکند . در حالی که فردی که این خبر را به او داده کاملا ناشناس و غریبه است .

6- خواهر حدیث فولادوند که پیش از این به مانند فیلمهای هندی در یک نگاه عاشق پسر جوان شده بود در هیچکدام از صحنه هایی که خانواده دور هم جمع هستند حضور ندارد و تنها روزی که پسر جوان از حدیث فولادوند خحواستگاری میکند یکهو وارد خانه شده و مثل بمب منفجر میشود .

7- زندانیانی که جرائم مختلفی داشته اند به ناگهان در یک روز همه با هم عفو عمومی میخورند و در زندان اقدام به برگزاری ( پارتی و خواندن آهنگهای جاهلی و قر کمر و آواز میکنند ) و از زندان بیرون می آیند .

8- این زندانیان که همه بی هدف از زندان بیرون آمده اند ناگهان یاد دو نفر از دوستانشان که در زندان هستند می افتند که یکی طلبه جوانی است که مشکل مالی دارد و دیگری جوانی است که قتلی را مرتکب شده و در آستانه اعدام قرار دارد و به تکاپو می افتند تا به هر صورت که شده آنها را از زندان رهایی بخشند ...

9- همچنین اسم این فیلم هیچ ربطی به سوژه و مضمونش نمیشود .

10 – در آخر فیلم درست به رسم کهنه فیلمهای دهه 40 و 50 و فیلمهای هندی همه دشمنان با هم خوب و همه با هم دوست و همه شاد و همه پولدار میشوند و هیچ کس نیست که به آرزوی خودش نرسد .

11- فتحعلی اویسی برای توبه در ایام عزاداری مست و پاتیل به مسجد میرود و از یک روحانی تقاضا میکند که دو سه جمله ای برایش روضه بخواند و بعد از خواندن آن دو سه جمله روضه یکهو شخصیت این فرد 360 درجه تغییر کرده و از این رو به آن رو میشود و دیگر دست از کارهای خلافش برمیدارد و عابد و زاهد میشود .

12- همسر اول سلیمان ( مریم امیر جلالی ) هنگامی که میشوند که سلیمان زن دومی دارد شدیدا عصبی شده و با سلیمان دعوا میکند اما در نهایت معلوم نیست که چطور همه چیز به خیر و خوشی تمام شده و او با سلیمان در مراسم عروسی دختر بزرگ و نامزدی دختر کوچکش آشتی میکند ؟

اینها تنها چند نمونه بسیار بسیار کوچک از گافهای فیلمنامه افراطی ها است .

ب : گافهای کارگردانی :

1- درست است که این فیلم هدفش فقط گیشه بوده و برای گیشه ساخته شده است اما هر چه باشد دارد نام ( فیلم سینمایی ) را به یدک میکشد ، برایش از بودجه بیت المال خرج شده ، کلی نگاتیو برای ساختش حرام شده  و... به همین دلیل میبایستی کمی فقط کمی بیشتر به ساختش توجه میشده تا حداقل گافهای عجیب و غریبش مردم را در سینما بهت زده نکند . اما متاسفانه گویی کارگردان این اثر میخواسته فقط با سر هم بندی کردن فیلمی دم دستی را تحویل تهیه کننده بدهد و برود پی کارش و چک آخرش را نقد کند !

1- هنگامی که پسر جوان در اصفهان سرگردان است متوجه خانمی میشود که ماشینش خراب شده و در کاپوت ماشینش را باز کرده و مشغول ور رفتن به آن است ( پسر جوان این صحنه را از یک نمای لانگ شات میبیند ) پسر نزد زن آمده و میخواهد به وی کمک کند که ناگهان میبینیم زن درون ماشین نشسته و در کاپوت بسته است و پسر از زن میخواهد که در کاپوت را باز کند تا او ماشینش را تعمیر کند . ( این صحنه یکی از گافهای عجیب تیم کارگردانی بالاخص حضرت آقای منشی صحنه فیلم است که در صحنه اولیه زن کنار ماشین ایستاده و در کاپوت ماشین باز است اما در صحنه بعد در کاپوت بسته است ! )

2- داستان فیلمنامه در اصفهان میگذرد اما اغلب بازیگران لهجه اصفهانی ندارند ، این هم متاسفانه یکی از نکات دم دستی و کلیدی است که توسط تیم کارگردانی اصلا مراعات نشده است .

( توضیح : هر چند که متاسفانه امروزه در بسیاری از آثار سینمایی و تلویزیونی شاهد این موضوع پیش پا افتاده هستیم مانند سریال در مسیر زاینده رود به کارگردانی حسن فتحی )

حال سوال این است که اصلا چه اصراری بوده که این فیلم در اصفهان ساخته شود ؟ آیا با توجه به اینکه هیچکدام از بازیگران به جز تعدادی از بازیگران فرعی و سیاهی لشگرها مراعات لهجه را نمیکنند ، این فیلم باید حتما در اصفهان ساخته میشد ؟

3- در بسیاری از صحنه ها به ویژه صحنه های صحبت پسر جوان با حدیث فولادوند هنگامی که در خانه سلیمان نشسته اند تصاویر به طرز وحشتناکی فولو است و اصلا صورت این دو بازیگر حالت محو و تار شدگی دارد .

4- کات های بسیار بد و تدوین فیلم نیز دیگر جای خود را دارد ، صحنه ها با پرش های بسیار بدی نمایش داده میشوند و گویی تدوین گر فیلم از اول تا آخر تدوین فیلم در خواب بوده است !

ج : بازیگران :

1-     به طور کل بازیهای این فیلم هیچکدام به هیچ وجه قابل دفاع نیستند و همگی زیر زیر صفر هستند .

2- اکبر عبدی را همه به عنوان یکی از کمدین های مطرح ایران در سینمای بعد از پیروزی انقلاب میشناسیم . عبدی با حضورش در فیلمهایی همچون : اجاره نشین ها ، مادر ، آدم برفی ، ای ایران ، دلشدگان ، هنرپیشه ، مدرسه پیرمردها ، روز فرشته ، نان و عشق و موتور هزار و... از خود نقشهایی به یاد ماندنی و یادگاری به جا گذاشته است . این بازیگر جزو معدود بازیگرانی است که در سالهای نه چندان دور بسیار گزیده کار بوده و به واسطه پول ! در هر فیلم نازلی به ایفای نقش نمیپرداخته است اما متاسفانه طی سالیان اخیر این بازیگر با حضور در فیلمهای بسیار نازلی مانند همین فیلم وجهه خود را زیر سوال برده است .

هر چند که در آثار عبدی شاهد آثاری هستیم که چندان قابل دفاع نبوده و نیستند اما حضور او در چنین فیلمهایی که براستی فقط من باب به سخره گرفتن سینمای ایران ساخته میشوند به هیچ وجه قابل قبول نیست .

3- ارژنگ امیر فضلی ، مریم امیر جلالی ، علیرضا اوسیوند ، فتحعلی اویسی و حدیث فولادوند نیز گویی در شخصیتهای و رلهای قبلی شان در فیلمها و سریال های دیگر ابقاء شده اند .

 

د : نکات کلی :

در کل هیچکدام از عناصر فیلم ، از فیلمنامه گرفته تا کارگردانی و بازیگری و تدوین و طراحی صحنه و لباس و چهره پردازی و موسیقی و تیتراژ و... قابل دفاع نیستند و در بسیاری از موارد من جمله در مورد فیلمبرداری و صدابرداری و نورپردازی و تدوین و کارگردانی دارای نقاط ضعف بسیار فراوان میباشند . به طوریکه تماشاگر احساس میکند که دارد فیلمی را تماشا میکند که توسط عده ای کودک برای سرگرمی ساخته شده است .

دیدن این فیلم به کسانی که علاقمند به ترانه های روحوضی و کوچه باغی هستند توصیه میشود ، آنها با دیدن این فیلم حتما شاد و مسرور خواهند شد چرا که مجموعه کاملی از ترانه ها و موزیکهای روحوضی و لمپنی و قدیمی را همراه با حرکات موزون و قر کمر بازیگران محبوب سینما میتوانند مشاهده کنند .

کلا این فیلم فقط به همین هدف ساخته شده که مثل برخی از این تئاترهای آزاد که این روزها سطح شهر تهران را پر کرده اند و به نام مقدس ( تئاتر ) با قر کمر و ساز و آواز بی حرمتی میکنند فقط نزدیک به 100 دقیقه بزند و برقصد و بخواند و خوش باشد که دنیا دو روز است ! حالا در این میان هرکسی هر دیالوگی هم که میخواهد بگوید خوب بگوید !

ساخت چنین فیلمهایی نه تنها هیچ فایده ای برای سینمای ایران ندارند و نه تنها حالت خنثی ندارند بلکه باعث سقوط و به تحلیل و قهقهرا رفتن روز افزون سینمای ایران نیز میشوند . چرا که اینگونه فیلمها به طور ناخودآگاه باعث تنزل روز افزون سطح سلیقه مخاطب عام سینما میشوند .

به طور کل فیلم یک فیلم بسیار بسیار بی ارزش است و در سینمای ما یک اتفاق نامیمون محسوب میشود و متاسفانه ناقوس شومی را در گوشهای ما طنین انداز میکند که خطر در راه است و سینمای ایران روز به روز دارد به مرگ خویش نزدیک و نزدیک تر میشود چرا که ساخت اینگونه فیلمها و دادن نوبت اکران به آنها و تبلیغات گسترده برای اینگونه فیلمها نه تنها توهین به فهم و شعور و درک مخاطب سینماست بلکه باعث تضعیف شدید ارکان سینمای ایران نیز میشود .

براستی عجیب است و معلوم نیست چه هنگامه ای در این سینما  برپاست که امثال : ناصر تقوایی و عباس کیارستمی و بهرام بیضایی و بهمن قبادی و داریوش مهرجویی و بهمن فرمان آرا و ... با سختی و مشکلات فراوان میتوانند کارهایشان را بسازند ولی امثال : افراطی ها و اخراجی ها سازها یا مادرزن سلام و شیر و عسل و دختر میلیونر و شام عروسی سازها و هزاران هزار دیگر کسانی که فیلمهای مبتذلی را برای شبکه نمایش خانگی و یا سینما میسازند میتوانند به آسانی اقدام به گرفتن مجوز و نگاتیو و بودجه و... بکنند و اینگونه فیلمهای سخیف را به خورد مردم بدهند ؟

 

این نقد از سایت پرده سینما به آدرس زیر برداشت شده است :

http://cinscreen.com

برای مشاهده این نقد در این سایت به آدرس زیر مراجعه فرمایید :

http://cinscreen.com/?id=971

 

 

 

 ..

+ نوشته شده در  پنجشنبه چهارم شهریور 1389ساعت 20:32  توسط هنرمند | 

دیگر به کوچ هنرمندان نام آشنایمان عادت کرده ایم ...

سال ۸۹ در حالی وارد ششمین ماه خود میشود که در طول این ۶ ماه سینما و تلویزیون و تئاتر ایران بسیاری از چهره های خود را از دست داده است .

از رضا کرم رضایی پیر هنرمند سینمای ایران شروع شد  که تنها چند روز پس از پایان تعطیلات عید نوروز رخت خود را از این سرای فانی برچید و رفت ...

گویی پیرمرد نمیخواست تا تعطیلات نوروزی دوستداران خویش را خراب کند ...

تنها به فاصله ۳ روز از کوچ این پیر هنرمند محمود بنفشه خواه دیگر بازیگر پرتوان سینما و تلویزیون ایران به سرای باقی شتافت ...

هنوز سینمای ایران داغدار درگذشت این دو هنرمند ارزنده خود بود که به فاصله دو روز بعد خبر درگذشت کیومرث ملک مطیعی همه را در بهت و شگفتی عجیبی فرو برد ...

فروردین ماه داشت به روزهای پایانی خود میرسید که خبری شوم داغ سینمای ایران را تازه کرد ...

خبر کوتاه بود :

مادر سینمای ایران شب گذشته دار فانی را وداع گفت ...

به همین راحتی خبر درگذشت هنرمند فقید سینما و تلویزیون و تئاتر ایران زنده یاد حمیده خیرآبادی را شنیدیم ...

همه در انتظار مراسم با شکوهی برای این بزرگ بانوی سینمای ایران بودیم که به ناگهان فهمیدیم تنها ساعاتی بعد از درگذشت این هنرمند نامی او را در قطعه ای دور افتاده و به دور از جار و جنجال خبری و حتی هنگامی که نزدیکان و بسیاری همکارانش از مرگش مطلع نبودند دفن نموده اند ...

در همان روز خبرگزاری فارس خبر درگذشت علیرضا آقابالایی دستیار کارگردان و فیلمنامه نویس سینمای ایران را منتشر نمود .

اینگونه فروردین ماه تمام شد و با آرزوی سلامتی هنرمندان وارد اردیبهشت شدیم ...

اما اخبار شوم همچنان ادامه داشت در آغازین روزهای اردیبهشت ماه خبر درگذشت زنده یاد نعمت حقیقی فیلمبردار با سابقه و نام آشنای سینمای ایران همه را در بهت عجیبی فرو برد ...

تنها چند روز پس از انتشار این خبر خبری دیگر آمد :

علی اصغر شهری سرپرست دفتر سینمای جوان زاهدان، دار فانی را وداع گفت ...

سپس خبر درگذشت یکی از تهیه کننده های با سابقه سینمای ایران زنده یاد علی اصغر اوجانی را شنیدیم ...

اینگونه ماه اردیبهشت تمام شد و وارد خرداد شدیم ...

در هفته آغازین خرداد ماه خبر شوم دیگری میخکوبمان کرد :

محمدرضا اعلامی کارگردان برجسته سینمای ایران درگذشت ...

این دیگر براستی خبری شوم و بهت انگیز بود چرا که اعلامی با شورو اشتیاق در همان روزها مشغول پیش تولید جدیدترین فیلمش در دفتر هدایت فیلم بود ...

تنها به فاصله چند روز بعد خبر درگذشت محمد ماه وش بازیگر فیلم سینمایی آتشکار به منتشر شد             

و سپس نوبت به قربانعلي ترابي مدير توليد پيشكسوت سينماي ايران رسید ...

بدینگونه خرداد ماه تمام شد و وارد اولین ماه از تابستان شدیم ...

اما در همان اوایل تیرماه خبری دیگر ما را در سوگی عظیم فرو برد ... 

محمود بهرامی بازیگر پیشکسوت و طناز سینما و تلویزیون و تئاتر ایران به دلیل ناراحتی کلیه دار فانی را وداع گفت ...

در واپسین روزهای مرداد ماه هم خبری دیگر همه را شوکه کرد ...

فراز فرازمند تهیه کننده سرشناس و روشنفکر سینمای ایران جان به جان آفرین تسلیم کرد ...

فرازمند یکی از تهیه کننده های با شعور سینمای ایران بود که آثار به یادماندنی را تهیه کرد ... لیلا - درخت گلابی - سنتوری و... از جمله فیلمهایی بودند که فرازمند تهیه کنندگی آنها را به عهده داشت ...

اما در آخر نوبت به مهین شهابی این استاد بازیگری سینما و تلویزیون و تئاتر ایران رسید که بعد از مدتها تحمل درد و بیماری در بیمارستان پارس تهران دیده از جهان فرو بست ...

امروز مراسم تشییع جنازه این هنرمند فقید و ارزشمند از تالار وحدت تهران به سمت قطعه هنرمندان بهشت زهرا ( س ) برگزار شد ...                   

در اين مراسم ايرج راد، مديرعامل خانه تئاتر در سخناني گفت: مهين شهابي هم بعد از شش ماه بيماري از ميان ما رفت. او سال‌ها به فرهنگ و هنر اين مملکت خدمت کرد. شايد امروز بسياري از جواناني که در عرصه نمايش کار مي‌کنند با کارهاي او در زمينه تئاتر و تصوير آشنا نباشند که اين باعث تاسف است.

وي با بيان اينکه؛ مهين شهابي بعد از 74 سال عمر پرافتخار از ميان ما رفت،تصريح کرد:گرچه هنرمندان و کساني که در عرصه‌ي فرهنگ و هنر کار مي‌کنند همواره زنده‌اند و نامشان در تاريخ فرهنگ و هنر مملکت ثبت مي‌شود.

مديرعامل خانه تئاتر با اشاره به اين‌که شهابي کارش را با دوبلاژ آغاز کرد، يادآور شد: او پس از ورودش به عرصه دوبلاژ به گروه تئاتر «آناهيتا» پيوست و جزو بانواني بود که با اين گروه همکاري مي‌کرد و بعدها نيز به اداره هنرهاي دراماتيک رفت و دربسياري از برنامه‌هاي زنده حضور داشت.

وي ادامه داد:مهين شهابي در افتتاح تماشاخانه «سنگلج» در نمايش اميرارسلان ايفاي نقش مي‌کرد و سال‌ها در گروه تئاتر مردم به سرپرستي عزت‌الله انتظامي و علي نصيريان کار کرد.

راد با اشاره به سه همکاري‌اش با مهين شهابي او را از هنرمندان منضبط توصيف کرد و گفت: او از اخلاق ويژه‌اي برخوردار بود. همواره وقار و متانت هميشگي خود را داشت که زبانزد همه بودو با وجود مشغله‌هاي هنري فراوان در خدمت به خانواده خود نيز کوشا بود.

ايرج راد با اشاره به حضور موثر مهين شهابي در عرصه‌ي هنري متذکر شد: با وجود تمام سختي‌هاي مي‌کوشيد کار خود را ادامه دهد، حتي تا آخرين لحظه که در بيمارستان بستري شد مشغول کاري بود که متاسفانه نيمه تمام ماند.

مديرعامل خانه تئاتر در پايان سخنان خود به نمايندگي ازخانه تئاتر از حاضران در اين مراسم قدرداني کرد و در عين حال از حضور کمرنگ هنرمندان اظهارتاسف کرد و گفت:مايه تاسف است که بسياري از همکاران هنري کمتر در اين جا حاضر هستند.

اميدوارم همه مشغول کار باشند اما گروه‌هاي توليد اين امکان را فراهم آورند که هنرمندان بتوانند حتي به مدت نيم ساعت هم که شده در چنين مراسم‌هايي حضور پيدا کنند. از مردم ايران که هنرمندان را دوست دارند تشکر مي‌کنم.

در ادامه آرزو شهابي، دختر مهين شهابي ضمن ابراز قدرداني از حضور مردم از خانه‌ي تئاتر و سازمان صدا و سيما تشکر کرد.

او گفت: برايم افتخار و سعادتي است که فرزند مادر و پدري هنرمند باشم. از همه عزيزاني که در اين مدت يار ما بودند و نگذاشتند اين بار بيش از اين سنگين شود سپاسگزاري مي‌کنم.از خانه تئاتر و آقاي راد، از سازمان صدا و سيما و آقاي ضرغامي و کليه معاونانش که لحظه به لحظه و تا آخرين لحظه کنار ما بودند قدرداني دارم.

آرزو شهابي در ادامه سخنانش با قدرداني از مردم هنردوست ايران در داخل و خارج کشور اظهار داشت: به خاطر ماه رمضان مراسم هفتم خانم شهابي برگزار نمي‌شود و ما هزينه آن رابه مدرسه‌اي در «نوشهر» که متعلق به عقب‌ماندگان ذهني است تقديم مي‌کنيم. 

وي ازعزت‌الله ضرغامي رئيس سازمان صدا وسيما و خانه تئاتر ايران براي حمايت ورسيدگي به مرحوم شهابي تشکر کرد و گفت: از بعضي از هنرمندان گلايه دارم که چرا به ديدن هنرمندان و پيشکسوتان نمي‌آيند. البته ممکن است که تعدادي ازآنها مشغول فعاليت وبازي در پروژه‌هاي مختلف باشند اما از کارگردان‌ها وتهيه‌کننده‌ها تقاضا دارم که حداقل به آنها اجازه شرکت در اين طور مراسم را بدهند.

به گزارش ايسنا، مراسم سوم مهين شهابي از طرف خانه تئاتر روز جمعه از ساعت 11:30 تا 13:30 در مسجد نور واقع در ميدان فاطمي برگزار مي‌شود.

هم‌چنين در مراسم خاکسپاري اين هنرمندکه از سوي خانه تئاتر برگزار شده بود، هنرمنداني همچون حميد نعمت‌الله، اسماعيل خلج، پوري بنايي، فردوس کاوياني، کاظم هژيرآزاد، الهام پاوه‌نژاد، محمدساربان، اکبر رحمتي، اصغر بيچاره، محمد ابهري، هرمز سيرتي، عزت‌الله رمضاني‌فر و ... حضور داشتند.

تمامی این هنرمندان که اسم بردیم از میان ما پر کشیدند را رفتند ... هنرمندانی که سالهای سال با خوردن خون دلهای فراوان ذره ذرده سینمای ایران را ساختند و خواری و خفت را تحمل کردند ولی به دلیل عشقی که داشتند دم نزدند ...

اما براستی این سوال پیش می آید که ما را چه شده است ؟

چرا باید مجالس این هنرمندان اینطور در سکوت و بدون حضور اغلب همکارانشان برگزار گردد ؟

اگر تا همین چند سال پیش شاهد بودیم که برای فوت هنرمندان سایر همکارانشان شرکت میجستند این قضیه هم مرتب کمرنگ و کمرنگ تر میشود ...

سینمای ایران به کدامین سو میرود ؟

چرا دیگر برای هنرمندان پیشکسوت و استادانش ارزشی قائل نیست ؟

دوستی گفت :

چاره ای نیست تحمل باید کرد ...

گفتم :

تاسف میخورم فقط تاسف میخورم ...

 

بزرگترین وبلاگ سینمایی ایران

+ نوشته شده در  چهارشنبه سوم شهریور 1389ساعت 16:18  توسط هنرمند | 

جشنواره فیلم کن امسال در ایران و در بین اکثر سینماگران ایرانی و سینما دوستان سر و صدای زیادی بر پا کرد ...

از سوز و گدازها برای جعفر پناهی گرفته تا حضور یک بازیگر زن ایرانی بدون حجاب در این مراسم و همچنین مشکلات به وجود آمده میان جواد شمقدری با ژیل ژاکوب ...

به تازگی معاونت سینمایی وزرات فرهنگ و ارشاد اسلامی بخشنامه ای صادر کرده که پیرو آن تمامی مستند سازان و سازندگان فیلم کوتاه میباید قبل از فرستادن آثار خود به جشنواره های جهانی آن را برای نظارت و بازبینی به وزارت ارشاد بفرستند موردی که تا کنون سابقه نداشته و برای اولین بار است که چنین چیزی شنیده میشود ...

صدور این بخشنامه و همچنین سخنان پیشین جواد شمقدری مبنی بر اینکه فیلمسازان بدون اطلاع وزارت ارشاد حق ندارند آثار خود را به اکران عمومی در سطح بین الملل درآورند و اگر این کار را انجام دهند کمترین مجازاتش این خواهد بود که حداقل ۱ سال از فعالیت در امور هنری باز میمانند سر و صدای زیادی در میان اهالی سینمای ایران بر پا کرد ...

بزرگترین وبلاگ سینمایی ایران با توجه به رسالت اطلاع رسانی خود لازم میداند که برخی مسائل و دیدگاههای مطرح شده در این رابطه را از سایتهای مختلف بیان نماید .

لازم به ذکر است این اولین باری است که بزرگترین وبلاگ سینمایی ایران به مسائل جشنواره های جهانی میپردازد . بزرگترین وبلاگ سینمایی ایران صرفا یک وبلاگ ایرانی است و سعی دارد تمامی حواشی و متن سینما و تلویزیون و تئاتر ایران را مورد نقد و بررسی قرار دهد ...

 

*******************

متن زیر به نقل از سایت خبرآن لاین - وبلاگ کیوان کثیریان منتقد سینما

 

1- سفرحاشیه ساز

پیشتر نوشتم که سفر" یواشکی و هول هولکی " جوادشمقدری به کن عجولانه و بی برنامه بود. اینکه اصلا چرا باید یک مقام رسمی از سینمای ایران بدون دعوتنامه رسمی به جشنواره کن برود، خود مبحثی قابل توجه است که باید پاسخ داده شود. اما به فرض که این مورد را ندیده بگیریم مسائل مختلفی با این سفر پیش آمد که محل تامل است.

 بازتاب گزارش مذاکرات دیدار با ژیل ژاکوب و سپس تکذیب آن در رسانه های فرانسه و آنگاه نامه دوباره معاون سینمایی ایران و متهم کردن ژاکوب، همه و همه نشان از بی برنامگی معاونت سینمایی در این سفرو پیامدهای آن داشت که تمام تاثیر مورد انتظار از چنین سفر و چنین دیداری را ضایع و خنثی کرد.

وقتی مقام ارشد سینمایی یک مملکت قرار است برای نخستین بار پا به معتبر ترین جشنواره جهانی بگذارد باید بداند کن کجاست و قواعد و اقتضائاتش چیست. باید بداند ژیل ژاکوب کیست و چگونه و با چه سیاست هایی جشنواره اش را اداره می کند. باید بداند پا به جایی می گذارد که برای جعفر پناهی صندلی خالی نمادین گذاشته اند و تمام قدرت و توان تبلیغاتی شان را در این مسیر خرج کرده اند.

فکر می کنید شمقدری پیش از رفتن می دانست به کجا می رود؟ و می دانست چه برخوردی در انتظار اوست؟ به نظرم شمقدری احساس کرد که در قامت یک قهرمان راهی کن می شود تا صدای برحق خود را در بلاد کفر و در  قلب اردوگاه دشمن فریاد بزند و از این رو به ناگاه گمان کرد در اتاق خودش در بهارستان نشسته و دارد به روابط عمومی اش خبر را دیکته می کند. یادش هم نبود، حتی اخباری که با مصرف داخلی منتشر می‌شود هم به گوش جهان می رسد و خب، اگر تحریف شده باشد، تکذیب می شود. ویادش نبود که بالاخره آنها هم رسانه دارند، رسانه‌های بانفوذی هم دارند.

ولی به نظر می رسد بی برنامگی شمقدری در نقاطی منجر به تحقیر سینمای ایران شد که او نماینده اش بود. چه معنی دارد که معاون وزیر یک مملکت خودش را در موقعیتی قرار دهد که از یک جشنواره، برای مصاحبه مطبوعاتی اتاق بخواهد و ندهند؟ این آیا تحقیر سینمای ایران نیست؟  تازه گذشته از اینها مگر خود آقای شمقدری در همین جشنواره جمع و جور فجر خودمان، حاضر است به کسی اتاق برای کنفرانس مطبوعاتی بدهد که علیه خودش حرف بزند؟

 تازه مگر شمقدری معتقد نیست که ژاکوب " گوش به فرمان عوامل ورشکسته سیاسی" است و جشنواره کن جشنواره ای "استکباری" ؟ مگر همواره نگفته که جشنواره های خارجی اهمیتی ندارند و سیاسی اند و نظراتی از این قبیل؟ پس چرا از ژاکوب درخواست کرده تا به سینمای ایران بیشتر توجه کند و حتی خواسته تا جشنواره کن، ژانر سینمای دفاع مقدس ایران را جدی تر بگیرد؟ حضور فیلم های ایرانی در یک - به زعم ایشان - جشنواره استکباری  چه سودی به حال سینمای ایران دارد؟ آقای شمقدری بابت این رفتار که دقیقا برای سینمای ما جز موضع ذلت تعبیر نمی شود چه توجیهی دارد؟ آیا ایشان در نخستین سفر مهم خارجی خود، با سفیر ایران در فرانسه یا رایزن فرهنگی ایران مشورت و هماهنگی داشته‌اند؟

مطمئنا آقای شمقدری در تهران مشکل اتاق ندارد، پس چرا یک مصاحبه مطبوعاتی ترتیب نمی دهد تا افکار عمومی از دستاوردهای ایشان در این سفر آگاه شوند، اهالی رسانه سوالات خود را از او بپرسند و شفاف سازی صورت گیرد؟

به گمانم دستگاه های ذیربط باید بابت تبعات سفر سه روزه معاونت سینمایی به کن، بررسی‌ها و برخوردهای لازم را انجام دهند تا مدیران میانی از این پس آگاهانه تر و با برنامه تر از کشور خارج شوند و هزینه‌های زیانبار معنوی برای کشور به بار نیاورند.  

 

2- روابط عمومی سهل انگار و دوستی خاله خرسه

سؤال کلیدی این است: چطور یک روابط عمومی سهل انگارو نابلد می‌تواند یک مجموعه و رئیسش را ضایع کند؟

حتماً شما هم گزارش دیدار جناب جواد شمقدری و ژیل ژاکوب را خوانده‌اید. در این گزارش آمده که آقای شمقدری با شجاعت تمام از سیاست‌های جشنواره کن انتقاد کرده و با تندترین لحن ممکن از خجالت مدیر معتبر، پرسابقه و مسن جشنواره کن درآمده است. از طرف دیگر آقای ژاکوب هم با ادبیاتی متفاوت، دائماً با معاون مقتدر از در عذرخواهی و مسالمت درآمده و تدارک صندلی خالی نمادین توسط جشنواره برای جعفر پناهی را یک «ژست سمبلیک» دانسته و یک جورهایی به شمقدری فهمانده که بابا ما را جدی نگیرید. ما همین جوری یک صندلی گذاشتیم و یک مقداری هم کار تبلیغاتی کرده‌ایم. شما ببخشید استاد.

 کم مانده بود ژیل ژاکوب در گزارش روابط عمومی معاونت بگوید: «جناب شمقدری، ما عوامل استکبار جهانی هستیم و از شیطان بزرگ دستور داریم تا از سران فتنه حمایت کنیم، اما شما جدی نگیرید. شما که یک فیلمساز حرفه‌ای هستید و کلی هم ذکاوت سیاسی دارید خودتان متوجه باشید که ما قرار است یک کار سیاسی مذبوحانه بکنیم که البته می‌دانیم در مقابل هوش سرشار و قدرت مدیریت شما شکست می‌خوریم و کل پروژه‌مان عقیم می‌ماند!»

توجه دارید که جناب روابط عمومی، حواسش نبوده که اگر متن این خبر - جدا از صحت و سقم این دیدار - طوری تنظیم شود که باورپذیر به نظر نیاید و در ذهن مخاطب خود ذره‌ای تردید به وجود آورد، باعث خواهد شد که مخاطب، در اصل ماجرا تشکیک کند.

هر مخاطب آگاه با خواندن ادبیات و نثر گزارش دیدار شمقدری با ژیل ژاکوب در می‌یابد که تا چه میزان، جانبداری، یک‌سویه‌نگری و اغراق در آن به کار رفته و طبعاً اطمینان خواهد یافت که در عالم خیال، نه شمقدری به خود جرأت داده است با این واژگان و ادبیات با ژاکوب سخن بگوید و نه ژیل ژاکوب، تا این پایه خام و کودکانه درباره خود و سیاست‌هایش حرف می‌زند و آشکارا عذر می‌خواهد و عقب‌نشینی می‌کند که اگر چنین بود باید پس از دیدار با شمقدری، تغییری در سیاست‌ها به وجود می‌آمد و در اختتامیه تا حدودی مواضع قبلی، تلطیف می‌شد که ابداً چنین نشد.

آنچه مسلم است، محتوای منتشر شده از این دیدار با شناختی که از شمقدری و ژاکوب داریم، اغراق شده و غیرقابل باور است. طبعاً ادبیات این خبر که از سوی روابط عمومی معاونت ارسال شده تأثیر مورد انتظار از انتشار آن را به کل ضایع کرده و تازه با تکذیب آن نتیجه معکوس هم به بار آورده‌است. این واقعه نشان از آن دارد که اهمیت روابط عمومی یک معاونت در سطح وزارت در حدی است که ناشی‌گری و سهل انگاری در این مورد و تملق‌گویی بیش از حد روابط عمومی برای مدیر نه تنها تأثیر مثبتی ندارد بلکه می‌تواند به شدت مخرب و ویرانگر باشد.

 

*******************

 

در همین حال جواد شمقدری با صدور اطلاعیه ای اعلام کرد که تمامی مستند سازان و سازندگان فیلمهای کوتاه ایرانی میباید زین پس برای حضور در جشنواره های جهانی فیلمهای خود را برای تایید به وزارت ارشاد اسلامی بفرستند در همین رابطه سایت خبر آن لاین به نقل از پویان شاهرخی مقاله ای را منتشر نموده که در زیر میخوانید :

گویا دوستان متولی امر سینما در معاونت سینمایی وزارت ارشاد هیچ وقوفی بر اساس کار فیلمسازان مستند و کوتاه ایرانی ندارند. تا به امروز کدام سازمان متولی امر سینما توجهی حتی به قدر اندک خود به حوزه فیلم کوتاه داشته است؟ کدام مستند ساز را می شناسید که از امنیت شغلی برخوردار باشد؟

حتی مستندسازانی که سالیان سال است در این راه با عشق کار کرده و استخوان خرد کرده‌اند نیز هنوز نمی دانند در کجای بدنه سینمای ایران ایستاده اند... فیلمساز مستند و فیلم کوتاه ایرانی هنوز مشکل معیشتی دارد و دوستان به جای تقویت بعد حمایتی از این عرصه، با صدور چنین بخشنامه هایی استقلال را از فیلمساز و فیلمش سلب می کنند. اینجاست که سؤالی مطرح می شود و اینکه مگر نه اینکه بخش اعظمی از تولیدات کوتاه و مستند سینمای ایران با تکیه بر هزینه های شخصی و بخش خصوصی تأمین می شود، پس این چه قاعده و قانونی است که نسبت به اثری صرفا شخصی که از کوچکترین حمایت مالی و معنوی کانال دولتی برخوردار نیست، تعیین تکلیف می کند؟

تجربه کاری و حرفه ای این سال‌ها نشان داده است که نباید نسبت به اوضاع پیش آمده بدبین بود، باید عزت نفس فیلمساز حفظ شود و به نفس کاری که در حال انجام است بها داده شود، چرا که فیلمسازی در هر حوزه ای چه مستند و چه کوتاه و چه داستانی تنها ارائه دهنده بخشی از فرهنگ و باورهای جامعه ای است که فیلمساز نماینده توده آن است و مسلما فیلمساز متعهد و دلسوز وقار و فخر ملی اش را تنها در ازای فلان جشنواره و وعده های واهی آن به خطر نمی اندازد، بلکه شرکت در فلان جشنواره برای او رخ نمایاندن بخشی از بیشمار توانایی و قابلیتی است که توانسته در بستر اجتماع به آن دست پیدا کند.

با این فرض احساس می کنم که صدور بخشنامه ای برای ممنوعیت ارسال فیلم های کوتاه و مستند به جشنواره های خارجی بدون نظارت دولتی، توهین بزرگی به شعور فیلمساز متعهد و متمدن ایرانی است.

البته لابد مصادیقی وجود داشته که دوستان معاونت سینمایی را به اتخاذ این تصمیم و صدور این بخشنامه مجاب کرده است که به یقین می توانم بگویم این تعداد حداقلی است و باید موردی با آن ها برخورد شود و دوستان معاونت، نباید عدول فلان فیلمساز و فلان جریان زیرزمینی فیلم کوتاه و مستند از چارچوب های محق در این عرصه را با اکثر قریب به اتفاق فیلمسازان و دفاتر تولیدی که شرافتمندانه مشغول کار در امر تولید هستند، تعمیم دهند.

من به شخصه نسبت به اجرایی شدن و استمراراین بخشنامه خوشبین نیستم و آن را تنها مانعی بزرگ بر سر راه فیلمسازان ایرانی می دانم که برای گریز از آن متوسل به هر ترفندی می شوند.

پیشنهاد من به دوستان معاونت این است که به جای صدور چنین بخشنامه های غیر کارشناسانه ابتدا به شرافت فیلمساز ایرانی اعتماد کنند و با تشکیل نشست هایی مشترک، حسن نیت خود را در حمایت های همه جانبه فیلم های داخلی نشان داده و سر آخر به مدیریت نظام مند در عرصه تولید و پخش فیلم کوتاه و مستند همچون فیلم داستانی در کشور بیاندیشند البته اگر درحوزه فیلم داستانی نیز چنین مدیریتی وجود داشته باشد.

 

******************

 

همچنین در حواشی جشنواره کن اعلام شد فاطمه معتمدآریا بازیگر مشهور سینمای ایران بدون حجاب و با مچ بندی سبز رنگ در مراسم جشنواره شرکت کرده است . این خبر که در برخی خبرگزاری ها و سایتها و روزنامه ها انتشار یافت باعث جبهه گیری بسیاری در مقابل معتمدآریا شد و همسر فاطمه معتمدآریا ناچار شد نسبت به این خبر واکنش نشان دهد .

به نقل از سایت سینمای ما :

همسر فاطمه معتمدآريا با ارسال يادداشتي نسبت به اخبارنادرست منتشر شده درباره‌ي اين بازيگر در جشنواره كن اعتراض كرد و در جهت روشن شدن افكار عمومي توضيحاتي را ارايه داد.احمد حامد در يادداشتي آورده است: «هفته گذشته يكي از سايت‌هاي غيرمجاز در اقدامي غير مسؤولانه و شيطنت‌آميز خبري تحت‌عنوان حضور فاطمه معتمدآريا با مچ بندسبز در جشنواره كن را منتشر كرد. در متن خبر، تصويري كه اينجانب از ايشان ديدم در محل غرفه فروش لوازم آرايش بانوان به طور خصوصي گرفته شده بود با چند حلقه النگوي بدلي رنگارنگ زرد و قرمز و آبي و... متاسفانه روز گذشته تيتر همين خبر كه تنها چند ساعت روي سايت مذكور وجود داشت دست مايه سخنراني يكي از نمايندگان محترم مجلس براي هجوم عليه ايشان شد.

اينجانب ضمن تقبيح عملكرد نابخردانه و موذيانه سايت مذكور انتظار دارد كه استناد به مطالب اينگونه شبكه‌ها و اشاعه مندرجات آنها كه براي اكثريت جامعه قابل دسترسي نيستند و قانونا غير مجاز هستند مبناي قضاوت مسؤولان محترم قرار نگيرند.»

همسر معتمدآريا در پايان خاطرنشان كرده است:«فاطمه معتمدآريا در مدت برگزاري جشنواره كن با هيچ خبرنگار و رسانه داخلي يا خارجي حاضر به مصاحبه نشده است و چاپ و انتشار هر گونه عكس، تصوير و مطلب برله و عليه ايشان برخلاف تمايل بوده و موجب پي‌گيري قانوني خواهد بود.»

 

لازم به ذکر است تعدادی از نمایندگان مجلس پیش از این خواستار ممنوع الکار و ممنوع التصویر شدن فاطمه معتمدآریا شده بودند .

 

 

+ نوشته شده در  دوشنبه دهم خرداد 1389ساعت 0:27  توسط هنرمند | 

حمیده خیر آبادی بازیگر توانمند و پیشکسوت سینما و تلویزیون و تئاتر ایران که حدود یک ماه پیش به طرزی ناگهانی از میان ما پر کشید و به سرای ابدی رفت براستی هنرمندی بود که تا سینمای ایران نفس میکشد او را هرگز از یاد نخواهد برد .

مراسم تشییع و تدفین این هنرمند ارزنده سینمای ایران به طرزی عجیب و غریب در سکوت کامل خبری و تنها ساعاتی پس از درگذشتش در یکی از قطعات معمولی بهشت زهرا بدون اطلاع نزدیکترین اقوام و همکارانش برگزار گردید .

این مسئله باعث بروز شایعات زیادی در مورد مرگ این هنرمند با ارزش شد . همچنین تعداد کثیری از آحاد جامعه هنری نسبت به این مسئله اعتراضات زیادی را ابراز داشتند .

ثريا قاسمي بازيگر سينما و تلويزيون ايران و فرزند هنرمند فقيد حميده خيرآبادي با گذشت بيش از يك ماه از درگذشت اين هنرمند و در آستانه‌ي چهلمين روز درگذشت،يادداشتي را منتشر كرده است.

به گزارش بخش سينمايي خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا)، اين يادداشت در آخرين شماره ماهنامه «فيلم» با عنوان «پند مي‌گيريم...» منتشر شده است.

ثريا قاسمي نوشته‌اش را با نقل‌قولي از ابوالحسن داودي «براي خاكسپاري مرحومه خيرآبادي تصميم‌گيري درستي نشد» آغاز كرده و در ادامه نوشته است:«من مي‌خواستم ايشان پس از پنجاو‌چندسال تلاش اضطراب‌آلود براي رسيدن به مكان فيلمبرداري، با آرامش به مقصد هميشگي خود برسند. مي‌خواستم همه لبخند دل‌نشين و زيباي ايشان يادشان بماند. مي‌خواستم صداي خاص و مادرانه‌اي كه مي‌گفت: «اسدالله ‌خان بيا چايي بخور!» در گوش‌ها باقي‌ بماند. (ديالوگ مشهور نادره خطاب به محمدعلي كشاورز در سريال پدرسالار). مي‌خواستم در لحظه‌هاي جنگ زندگي با مرگ، در لحظه تلاقي روشنايي با تاريكي، در لحظه پديدارشدن نام حميده خيرآبادي در جعبه بهشت زهرا، در لحظه برخورد خاك با صورت شيرين و چشم‌هاي خندان او، در لحظه ريختن گُل بر خاك خيس بانوي توانمند و خندان سينماي ايران، در لحظه گذاردن مقوايي بالاي سر خاك به نام حميده خيرآبادي كه لايق گذاشتن شمش طلاي همه عالم بود... كسي نباشد. كسي نبيند. چراكه كسي باور نمي‌كرد اين انسان پر از اشتياق، پر از شور زندگي، پر از نشاط و شادماني و هيجان‌ زندگي، رضا داشته باشد با مرگ برود. او اميد را دوست داشت. او زندگي را دوست داشت. كارش را دوست داشت. همكارانش را دوست داشت. مردم را دوست داشت. من چه‌طور مي‌توانستم بگذارم مردمي كه او را دوست داشتند، مردمي كه او را مادر، خواهر، دوست و كمك‌دهنده خود مي‌دانستند، ببينند چه‌طور خروار خروار خاك بر پيكر عزيزشان ريخته مي‌شود. اي‌ امان! خاك‌ها را برداريد. بگذاريد برخيزد و بگويد كه چه عاشقانه شما را دوست داشت.

ما قطعه‌هاي هنرمندان هم مي‌خواهيم ولي قبل از آن، خانه‌هاي هنرمند مي‌خواهيم. مي‌خواهيم پيش از آن‌كه بميرند، قبل از بردن به قطعه هنرمندان كه بسيار آسان است، كه برويم و آن‌ها را آن‌جا بگذاريم و خداحافظ... خانه‌اي باشد كه بتوانيم از آن‌ها نگهداري كنيم. خانه‌اي كه اگر دل‌شان گرفت، اگر خلق‌شان تنگ شد، بتوانيم با وسيله راحت و بزرگ در خور سالمند، آن‌ها را به آن خانه ببريم و به جاي اين‌كه تنها خانم لرستاني به داد آن‌ها برسد، زحمت‌شان، يا درواقع رحمت‌شان به كساني برسد كه موظف به اين‌كار باشند. قانونمند كردن اين كار با اختصاص نمي‌دانم نيم‌درصد يا يك درصد از دستمزد بازيگران كار ناممكني نيست. مي‌توانيم خانه‌اي براي آن‌ها داشته باشيم به نام «خانه چاي/گفت‌وگو/هنرمند». خانه‌اي كه اگر در كوتاه‌مدت نياز به استراحت و رسيدگي داشته باشند بتوانيم به آن‌ها برسيم. خانه‌اي كه پله نداشته باشد. صندلي راحتي داشته باشد. شايد بتوانيم فيلمي براي آن‌ها نشان دهيم، شعري براي آن‌ها بخوانيم، جوكي برايشان تعريف كنيم، يا چندساعت يا حتي يك شب و يك روز آن‌ها را از دل‌تنگي داخل منزل‌شان دربياوريم. شخصا از خانم شهره لرستاني كه در طول اين سال‌ها بدون وقفه دست هنرمندان پيشكسوت و پابه‌سال گذشته را گرفته‌اند و به آن‌ها هرچه از دست‌شان مي‌آمده كمك كرده‌اند متشكرم. شهره تنها به فكر آن‌هاست. آيا بايد همچنان تنها بماند يا نهادي بنيادي، او را ياري خواهد داد؟ نمي‌دانم.»

ثريا قاسمي در ادامه اين يادداشت آورده است:

«چه پندها كه نياموختم...

بازيگر از پاافتاده و ناتوان يعني هيچ.

بيمارستان مي‌گويد: «با اين بيمه طرف قرارداد نيستيم» بخت برگشته كتابچه تأمين اجتماعي با اندوه، سر پايين مي‌اندازد، چراكه فقط چند عدد قرص و شربت در ميان ورقه‌هايش نوشته‌اند كه مبلغ آن‌ها را به صاحبش مي‌پردازند، نه پول سي‌سي‌يو و جراحي و اتاق و آزمايش‌ها و غيره و غيره و غيره... آن هم صاحبش بايد هفت‌خوان را بپيمايد و روزي صبح علي‌الطلوع كفش آهني و زره‌پولادي و كلاه‌خود نقاب‌دار بپوشد و از ميان ديوهايي به نام اتومبيل‌هاي آخرين سيستم و آتش‌فشان‌هاي سرزمين عجايب يعني گردوغبار و دود شهر تهران به محلي برود كه شايد ده يا بيست درصد مخارج را بدهند كه آيا بدهند يا ندهند.

پند گرفتم كه به اميد بيمه نباش، به اميد جيب‌ات باش...

«حميده خيرآبادي ركورددار بازيگري در سينماي ايران تاكنون در بيش از دويست فيلم سينمايي به ايفاي نقش پرداخته و سه بار نيز نامبرده نامزد دريافت سيمرغ بلورين بهترين بازيگر نقش مكمل از جشنواره فجر شده است»-جرايد

اما جايزه‌اي دريافت نكرده است. پيدا كنيد نقش مكمل بهتر از ايشان را. پند گرفتيم كه مكملي بهتر باشيم تا اعضاي هيأت‌هاي داوري از ما بيشتر خوش‌اش بيايد.

«تسلطش در بازيگري مثال‌زدني است»- جرايد

ولي هيچ كارگرداني جرأت آن را نداشت كه بتواند از توانمندي فوق‌العاده ايشان براي نقش اول استفاده كند. فيلمنامه‌نويسي حاضر نيست درباره مشكلات سنين بالا داستاني بنويسد كه پنجاه درصد افراد اين مملكت را تشكيل مي‌دهند، با مشكلات و مصايب خودشان. پيدا كنيد مشكلات بازيگران نقش دوم را.

«خاكسپاري خانم خيرآبادي در شأن ايشان نبود.»-جرايد

اما كسي هرگز سوال نكرد كه ماهي 120000 تومان حقوق پيشكسوتان چه‌قدر در شأن بلند و توانمندي بي‌مثال ايشان بود. پيدا كنيد پس از كسر مبلغ آزمايش‌هاي متعدد و گهگاه خوابيدن در بيمارستان و خريدن قرص‌هاي گران‌قيمت تجويزشده از طرف پزشكان، مابقي 120000 تومان، چه مبلغي مي‌شود كه بتوان با آن براي بقاي زندگي جنگيد؟

پند مي‌گيريم كه متواضعان چگونه با سربلندي زندگي مي‌كنند و همچنان لبخند مي‌زنند، لبخندي به‌يادماندني مانند لبخند خانم حميده خيرآبادي.»

***

اين بازيگر در ادامه‌ با اشاره به سال‌هاي اخير زندگي حميده خيرآبادي آورده است:«ايشان در طول پنج، شش سالي كه خودشان اعلام كرده بودند ديگر كار نمي‌كنند، پيشنهادهاي بسياري داشتند؛ از جمله فيلم آقاي بهمن فرمان‌آرا، فيلم آقاي حسن فتحي، سريال آقاي اكبر خواجويي و بسياري پيشنهادهاي ديگر كه ايشان به مناسبت نگراني از ادامه كار، رد كرده بودند. آخرين پيشنهاد براي دو جلسه كار آقاي ابوالحسن داودي را چون حال‌شان خوب بود، قبول كرده بودند كه اين باعث سرزبان افتادن سريال آقاي داودي شد.

پند مي‌گيريم كه حتي مرگ‌مان مي‌تواند تبليغي براي كار باشد.

سپاسگزارم و متشكرم از تمامي كساني كه گل فرستادند يا تسليت تلفني گفتند يا تسليت روزنامه‌اي نوشتند و از مردم سراسر ايران كه در غم از دست‌دادن مادرشان با من شريك بودند. در نهايت براي شايعه‌سازان آرزوي آرامش و عاقبت‌بخيري مي‌كنم. فراموش نكنيم كه خانم خيرآبادي تمايل داشتند در قبر خريده شده توسط خودشان در سال‌هاي پيش، به خاك سپرده شوند. در قطعه 66 بهشت‌زهرا.»

***

ثريا قاسمي در بخش پاياني اين يادداشت نوشته است:

««لذت لمس احساس مادرانه از سينماي ايران گرفته شد.» پيام تسليت مكتوب هديه تهراني

«من نمي‌توانم به شما تسليت بگويم يا شما را دلداري بدهم، اين شما هستيد كه بايد به ما دلداري بدهيد.»

-پيام تسليت تلفني ميكاييل شهرستاني.

اين دو پيام صميمي و صادقانه و دل‌نشين و عاشقانه بارديگر به يادم انداخت كه برادران و خواهران بي‌شماري دارم كه در سوگ حميده خيرآبادي هستند. روانش شاد باد...».

 

*************

 

حال بعد از خواندن متن ارسالی سرکار خانم ثریا قاسمی و درک تک تک کلمات گنجانده شده در این مطلب میفهمیم که این تصمیم فقط نوعی تلافی بوده است .

اما خانم قاسمی از شما میپرسیم آیا این در شان هنرمندی مانند استاد خیرآبادی بود که این چنین غریبانه به خاک سپرده شود ؟

+ نوشته شده در  پنجشنبه ششم خرداد 1389ساعت 1:17  توسط هنرمند | 

بازیگران سینمای ایران به کدامین سو میروند ؟

 

متن زیر به نقل از سایت ( پرده سینما ) نگاشته شده است

 

لیلا اوتادی در این بازار شلوغ و ترافیک بازیگرهایی که برای یدک کشیدن لقب سوپراستاری هرکاری می​کنند، روش عجیب و فرانکنشتین‌واری برای خود برگزیده است. تب قدرت و شهرت از دیرباز تا امروز بلاهای مختلفی را سر انسان​ها آورده است. در این شرایط آشوب و بلاتکلیفی سینمای ایران، این تب حال خیلی ها را بد کرده است. یکی از بانمک​ترین نمونه​هایش، گرانترین بازیگر زن سینمای ایران (البته به روایت خودش) لیلا اوتادی است. او در پی آن است تا به شیوه فرانکنشتینیسم از خود سوپراستاری آنچنانی بسازد. فرانکنشتین که در خاطرتان هست؟ همان آدم چهل تکه​ایی که هر قسمت از بدنش توسط یک پرفسور دیوانه از مرده​ها دزدید می​شد و بهم دوخته می​شد که در نهایت انسانی غول​پیکر و بی​محتوا به نام فرانکنشتین از آن ساخته شد.

در این بازار شلوغ  و ترافیک بازیگرهایی که برای یدک کشیدن لقب سوپراستاری هرکاری می​کنند، این بازیگر جوان روش عجیب و فرانکنشتین‌واری برای خود برگزیده است. او تصمیم گرفته از هرکدام از  ویژگی​های استارهای سینما تکه​ایی را بردارد به خودش بدوزد و تا در نهایت یک جامه سوپراستاری بر تن داشته باشد.

 

اوتادی، وقتی به دیدار نمایشگاه طلا و جواهرات دست​ساز مهناز افشار رفت تیتر زد که تنها بازیگری در ایران است که صاحب برند طلا و جواهرات است. (حرفی زد که طلافروشان بزرگ بازار مثل زمردیان و گوهربین سال‌هاست جرات گفتنش را ندارند.)

 

وقتی دید گلشیفته فراهانی با دی کاپریو همبازی شده خبر داد که قرار است با جود لاو در یک پروژه همبازی باشد. (پروژه‌ای که هیچ​کس اسم کارگردان و تهیه کننده​اش را نمی​داند و هیچ اثری از ساخته شدنش در اینترنت و هیچ رسانه خبری دیگری نمی​توان یافت.) چند روز بعد هم خودش خبر را تکذیب و کرد و منتی آنچنانی بر سر ارشاد گذاشت که به خاطر وفاداری خود به اصول ارشاد نوین از بازی از آن پروژه انصراف داده است.

 

وقتی دید نمایشگاه عکس هدیه تهرانی چه جنجالی برپا کرد و بار دیگر اسم او را سر زبان ها انداخت خبر داد که قرار است بزرگترین نمایشگاه عکس خاورمیانه را از عکس​های شاخص خود از سفرهایش به دور دنیا برگزار کند. (که همه سینمای ایران بی صبرانه در انتظار افتتاحیه این نمایشگاه می​سوزند.)

 

وقتی دید نیوشا ضیغمی می​خواهد تهیه‌کننده شود و پروانه ساخت اولین فیلمش را گرفته بلافاصله او هم دست به کار شد و بر حسب اتفاق سراغ پیمان عباسی همان نویسنده​ای رفت که نیوشا ضیغمی با او قرارداد همکاری پیوسته دارد و می​خواهد فیلم شیطان شلوار لی میپوشد را با فیلمنامه او جلوی دوربین ببرد. (که شاید تنها خبر نزدیک به واقعیت درباره او باشد. کافیست بتواند 300 میلیون پول حلال فراهم کند.)

 

اوتادی در تازه​ترین شاهکارش هم اعلام کرده که گران​ترین بازیگر زن سینمای ایران است و 75 میلیون برای بازی در فیلم پیتزا مخلوط دستمزد گرفته است. در صورتی که تهیه​کننده کار رسماً اعلام کرده که دستمزد ایشان 17 میلیون تومان است. (کارشناسان بر این باور بودند که اگر این تهیه کننده آنقدر ناشی است که 75 میلیون تومان به ... دستمزد داده حتما 100 میلیون به یوسف تیموری، 140 میلیون به علی صادقی و 200 میلیون به مجید صالحی و برای پروژه بعدی هم 2 و نیم میلیارد دستمزد را برای محمدرضا گلراز کنار گذاشته است.)

 

اینها چند نمونه از اخباری است که اوتادی این روزها از خودش منتشر می​کند و چند روز بعد هم آنها را تکذیب می​کند و بر این باور است که یکبار در انتشار خبر مطرح می​شود و یکبار هم موقع تکذیب آن. شاید بر اساس همین روند بتوان پیش‌بینی کرد که اخبار بعدی او تا پایان سال 89 به چه شرحی است:

- ترجمه کتاب خاطرات ژولیت بینوش از زبان فرانسوی و ترجمه خاطرات اوریانا فالاچی از زبان ایتالیایی (چون نیکی کریمی خاطرات مارلون براندو را ترجمه کرده است.)

 - طبق دعوت رسمی سازمان ملل قرار است به عنوان سفیر صلح فعالیت کند و در یونیسف هم به عنوان یکی از اعضای اصلی کابینه از او دعوت به همکاری شده است. (چون مهتاب کرامتی پایش به یونیسف باز شده.)

 

- مربی افتخاری بدنسازی تیم والیبال بارسلونا است. (چون محمدرضا گلزار مربی بدنساز تیم والیبال ارتعاشات صنعتی شده.)

 

- برگزاری وتهیه بزرگترین کنسرت آسیا با حضور خوانندگانی چون آندره بوچیلی، کریس دی برگ و ساسی مانکن. (چون محمدرضا گلزار کنسرت موسیقی برگزار است.)

 

- قرار است به زودی کمپانی پرفیوم فرانسه عطری به نام اوتادی وارد بازار کند. (چون شبیه این قرارداد را با خانوم بیانسه بسته است.)

 

- بلیت فرست کلاس افتخاری برای او صادر شده تا با اولین اتوبوس فضایی در کنار دیوید بکهام و همسرش سفری به کره ماه داشته باشد!

 

خلاصه اگر این روزها شنیدید که کهکشان تازه کشف شده​ای به نام اوتادی نامگذاری شد خیلی تعجب نکنید...!

شهر شلوغ است و در این دنیای بی​حساب و کتاب هرچیزی امکان پذیر است. شاید همین روش جنجالی​اش کارساز شد، نمونه​اش اینکه همین الان با همین مطلب او ناخواسته یک دگمه دیگر به لباس فرانکنشتینی‌اش اضافه کرده و برای یقه لباسش هم کافیست جوابیه​ای برای این یادداشت صادر کند.

 

متن بالا به نقل از سایت ( پرده سینما ) نگاشته شده است

**************************************

بیانیه بزرگترین وبلاگ سینمایی ایران در این رابطه و دیگر موارد مشابه :

بسیار متاسفیم که سینمای ایران در این دوران وانفسا اسیر دست هوا و هوس عده ای کوته فکر و سست عنصر که لقب شریف و مقدس ( هنرمند ) را به یدک میکشند شده است و در واقع به جولانگاهی برای عده ای دختر و پسر جوان که هیچکس نمیداند به واسطه کدام رابطه و باندبازی توانسته اند وارد حرفه بازیگری شوند شده است .

سینما هنر و صنعتی است شریف و متعلق به هنرمندان واقعی و هنردوستان واقعی اما متاسفانه طی سالیان اخیر به واسطه باندبازیها و مافیاگری های فراوان اکثر افرادی که در آن مشغول به کار هستند فقط و فقط به واسطه رابطه هایشان توانسته اند وارد این حیطه شوند و برای شناساندن خود به مردم به هزار یک کلک بزرگ و کوچک متوسل شوند تا شاید در این میان همای سعادت روی شانه هایشان بنشیند و بتوانند در میان مردم خودی نشان بدهند و نامشان را در زمره نام هنرمندان قرار دهند .

دیروز روز جالبی بود ملکه رنجبر بازیگر پیشکسوت و توانمند سینمای ایران که در سالیان دور با حضور در تئاترهای مختلف و کشیدن رنجها و مرارتهای فراوان توانسته بود به بازیگری راستین بدل شود در مراسم تشییع پیکر هنرمند فقید زنده یاد کیومرث ملک مطیعی در جملاتی چنین گفت :

من متاسفم که زنده مانده ام و دارم یکی یکی همکارانم را از دست میدهم ، اینها ریشه های هنر ایران هستند ، اینها هنرمند واقعی هستند ، هنرمندان امروز که هنری ندارند ، هنر برای آن زمانی بود که در کوچه و خیابان به ما تف می انداختند و ما را لعنت میکردند اما ما با تمام وجود ایستادیم و ایستادیم و همین است که اکنون هنر ایران در دنیا میدرخشد .

براستی بعد از شنیدن چنین ماجراهای عجیب و غریبی از خود میپرسیم که سینمای ایران را چه شده است ؟

هنرمند واقعی کیست و اصلا هنر چیست ؟

آیا اینکه فرد و یا افرادی به واسطه باندبازیها و داشتن پول و پارتی توانسته اند وارد سینمای ایران بشوند و در آن جولان بدهند و خود را هنرمند بنامند برای سینمای ایران کافی است ؟

هنرمندان واقعی این مرز و بوم مگر همان افرادی نبودند که سینمای ایران را ذره ذره با تحمل مرارتهای فراوان ساختند و نسل امروز اصلا در مورد آنها هیچ چیز نمیداند ؟

آیا امثال این خانم که چنین ادعاهای عجیب و غریبی میکنند نمیدانند که اگر زنده یاد روح انگیز سامی نژاد در سالیان پیش این جرات و جسارت را به خود نمیداد تا برای اولین بار به عنوان یک زن جلوی دوربین ایفای نقش بنماید ایشان هم نمیتوانستند امروز در سینمای ایران نقش آفرینی کنند ؟

به جاست که مسئولین سینمای کشور جلوی اینگونه عوام فریبی ها و خود بزرگ بینی های اینگونه افراد را بگیرند و نگذارند کلمه مقدس ( هنرمند ) چنین به سخره گرفته شود !

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و پنجم فروردین 1389ساعت 22:50  توسط هنرمند | 

جوانان ، عشق به سینما ، .... کلاهبرداری و یک

 عمر تباهی و یأس و دیگر هیچ !!!

 

بزرگترین وبلاگ سینمایی ایران از آغاز فعالیتش تا کنون بارها و بارها در مطالب و مقالات مختلفی که منتشر کرده است در مورد حضور در دنیای خوش رنگ و لعاب هنر سینما به ویژه دنیای بازیگری به جوانان هشدار داده است ...

اما به رغم تمامی این هشدارهای جدی متاسفانه هنوز که هنوز است شاهد و ناظر هستیم که تعداد کثیری از هم میهنانمان که در شوق و شور ورود به دنیای هنر میسوزند و میسازند و فریب این مار خوش خط و خال را خورده و به مصداق مثال معروفی که همه ما از کودکی تا کنون شنیده ایم که میگویند آواز دهل از دور شنیدن خوش است ، فکر میکنند که ورود به عرصه سینما و تلویزیون و یا حتی تئاتر ساده است و فقط با ثبت نام کردن در یک کلاس بازیگری که امروزه مثل قارچ سمی سر از اینجا و آنجا درآورده است میتوانند وارد این عرصه شوند ، اما افسوس و دو صد افسوس که اینگونه نیست ...

از تمامی مشتاقان ورود به دنیای بازیگری خواهشمندیم که مطالب زیر را ریز به ریز و به دقت مطالعه فرمایند :

در سالهای اخیر علاقه شدیدی در میان جوانان جامعه و بعضا در میان میانسالان و یا حتی سالمندان برای حضور در عرصه بازیگری و گرفتن یک نقش هرچند کوتاه در یک فیلم یا سریال به چشم میخورد این امر مهم باعث شده که عده ای شیاد و سوء استفاده گر با شیوه های تبلیغاتی جدید آگهی هایی در بعضی از روزنامه های کثیر الانتشار مبنی بر آموزش بازیگری یا حتی فراخوان بازیگر و یا استخدام بازیگر چاپ و منتشر نمایند ...

آگهی هایی که همگی پوچ ، بی اساس و سراسر ریا میباشند ...

به عنوان مثال شما اگر نگاهی به آگهی های سالهای قبل نیازمندیهای روزنامه همشهری بیندازید تعداد محدودی آگهی تحت عنوان کلاسهای بازیگری به چشم میخورد اما در سالهای اخیر به دلیل افزایش تقاضای مردم آگهی هایی از قبیل : استخدام بازیگر و یا امور سینمایی هم به این گونه نیازمندیها اضافه شده است ...

متاسفانه از میان جوامع و صنوف سینمایی هم اطلاع رسانی دقیقی به این قبیل افراد که عاشقانه میخواهند بازیگر شوند داده نمیشود و به همین دلیل آنها در گمراهی مطلق خود میمانند ...

براستی آیا تا به حال دیده شده که به جز عده محدودی انگشت شمار از کلاسهای بازیگری به جایگاهی رسیده باشند ؟

مافیای سینمای ایران به هیچ عنوان اجازه این را نمیدهد که شخصی بتواند از طریق کلاسهای بازیگری وارد این عرصه شود ... ولو اینکه از فیزیک بدنی مناسب ، چهره ای تجاری و... هم برخوردار باشد باز هم نیمتواند وارد این عرصه شود ...

در سینمای ایران رابطه جای ضابطه را گرفته است به قول عامیانه : پول ، پارتی ، پررویی ، پدر و مادر و... میتواند تا حدودی ضامن حضور موفق در عرصه سینما شود اما کسی از طریق کلاسهای بازیگری به هیچ کجا نخواهد رسید ...

براستی تا کنون آیا کمی اندیشیده اید که بازیگران بزرگ سینما و تلویزیون و تئاتر ایران چه قدیمی ترها و چه جدیدها هیچکدام از طریق کلاس بازیگری به جای نرسیده اند ؟

ورود به دنیای بازیگری فقط با شانس ، رابطه و چند اصل دیگر میسر است و لاغیر ، کلاسهای بازیگری فقط منبعی هستند برای پر کردن جیب عده ای سود جو و سوء استفاده طلب ...

شما تا کنون فکر کرده اید که بازیگران بزرگ سینمای ایران هیچیک از طریق آموزش هنر و یا کلاس بازیگری به جایی نرسیده اند و تنها به واسطه داشتن شانس ، تحصیلات آکادمیک مرتبط و یا رابطه توانسته اند وارد سینما شوند ؟

در زیر لیست بازیگران نامداری را می آوریم که به هیچ عنوان از طریق کلاس بازیگر نشده اند بلکه شما خواننده گرامی متوجه شوی که ورود به سینما از طریق کلاس بازیگری میسر نیست مگر با داشتن روابطی که در بالا عرض شد ... و یا داشتن پول هنگفتی برای خریدن نقش !!!

هدیه تهرانی – گلشیفته فراهانی – شیلا خداداد– امین حیایی – محمدرضا گلزار – نیلوفر خوش خلق – پگاه آهنگرانی – مهناز افشار – ارژنگ امیرفضلی – بهاره رهنما – شقایق دهقان – حسام نواب صفوی – ساعد هدایتی – الهام چرخنده– سعید پیردوست – پارسا پیروزفر – پروین قائم مقامی – مریم امیرجلالی – حمید لولایی – احمد پورمخبر – حمیده خیرآبادی – رضا داوودنژاد – بهمن دان – اصغر سمسار زاده – مهران رجبی – ملکه رنجبر – بهزاد رحیم خانی – شهربانو موسوی – رامبد شکر آبی – شقایق فراهانی – محمدرضا فروتن – مهران مدیری و....

این بازیگران نامی و مشهوری که نامشان را در لیست بالا آوردیم بنا به استناد به فرهنگ بازیگران سینمای ایران هیچکدامشان تحصیلات مرتبط با بازیگری نداشته و ندارند و به واسطه داشتن شانس یا معرف و یا هر چیز دیگری توانسته اند به سینما راه پیدا کنند ...

لازم به ذکر است که این لیست بالا تنها مشتی از خروار است این اطمینان را به شما میدهیم که به جز تعداد قلیلی که به تعداد انگشتان یک دست هم نمیرسند توانسته اند از طریق کلاسهای بازیگری راه ورودی به دنیای سینما پیدا کنند ...

از نمونه بازیگرانی که توانسته اند از طریق کلاسهای بازیگری راهی به دنیای سینما پیدا کنند میتوان از : امیر جعفری – نگار فروزنده – بهرام رادان – مریم بوبانی و... نام برد که به جرات تعدادشان به انگشتان یک دست هم نمیرسد ...

در ضمن اگر این بازیگران هم توانسته اند از طریق این کلاسها راه ورودی به دنیای بازیگری پیدا کنند به چند دلیل بوده است :

اولین دلیل اینکه آنها در کلاسهای بسیار بسیار معتبر و زیر نظر اساتید بزرگی همچون : حمید سمندریان و امین تارخ ثبت نام کرده اند ، دومین دلیل داشتن چهره و فیزیک مناسب ، سومین دلیل اعتماد کارگردان ، چهارمین دلیل داشتن شانس و... بوده است ...

همانگونه که گفتیم ثبت نام در یک کلاس بازیگری به هیچ وجه متضمن ورود به دنیای سینما و تلویزیون و تئاتر نیست ...

راههای ورود به این رشته : شانس ، داشتن رابطه ( پارتی ) ، پدر و مادر و... است ...

تا وقتی که ما داریم با چشمان خود مشاهده میکنیم که عده بیشماری از بازیگران امروز سینما و تلویزیون و تئاتر ایران از طریق خانواده های درجه اولشان وارد این عرصه میشوند دیگر چه نیازی به این تفاسیر است ؟

مثلا مهراوه شریفی نیا و ملیکا شریفی نیا دختران آزیتا حاجیان و محمدرضا شریفی نیا به چه طریقی توانسته اند وارد عرصه حرفه ای بازیگری در سینما و تلویزیون و تئاتر ایران بشوند ؟ مگر نه اینکه از طریق روابط پدر و مادرشان ... یک نگاه کوتاه به آثار این چنین بازیگرانی که فقط توانسته اند از طریق مادر و پدرشان وارد این عرصه بشوند این مدعا را تایید میکند ... گلشیفته فراهانی و یا شقایق فراهانی چگونه وارد سینما شده اند ؟ مگر نه اینکه آنها فرزندان بهزاد فراهانی بازیگر معروف ایران و همسرش فهیمه رحیم نیا بازیگر مطرح تئاتر ایران هستند ؟ امثال باران کوثری چگونه توانستند به سینمای ایران راه یابند ؟ فقط از طریق اینکه پدری تهیه کننده و مادری کارگردان داشتند که او را چند سال پروراندند و در همه آثارشان به او نقشهای کلیدی دادند و او را مطرح نمودند ... سپند امیر سلیمانی و یا کمند امیرسلیمانی چگونه توانستند وارد عرصه هنر شوند جواب این سوال هم واضح و روشن است فقط از طریق پدرشان سعید امیرسلیمانی ! نمونه دیگر این ادعای ما را خانواده معروف ارجمند تکمیل میکنند مگر نه اینکه در خانواده ارجمند فقط از طریق انوشیروان ارجمند و داریوش ارجمند الآن همه بازیگر شده اند ؟ برزو ارجمند ، امیریل ارجمند ، بهار ارجمند و... ! مگر گلاب آدینه و مهدی هاشمی فرزند خود نورا هاشمی را به عنوان بازیگر مطرح نکردند ؟ مگر ماهچهره خلیلی بازیگر سینما به واسطه اینکه مادربزرگش مرحومه استاد پروین سلیمانی روزی از پرکارترین بازیگران زن سینمای ایران بود وارد این عرصه نشد ؟ مگر فتحعلی اویسی فرزند خود را بازیگر نکرد ؟ گواه دیگر این مدعا خانواده بنفشه خواه هستند مگر به واسطه حضور رضا بنفشه خواه فرزندش بیژن بنفشه خواه و برادرش محمود بنفشه خواه وارد عرصه بازیگری نشدند ؟ بهاره رهنما هم یکی از افرادی است که به تازگی دارد تمام خانواده اش را به دنیای خوش خط و خال بازیگری فرا میخواند مادرش را با خود به فیلمها و سریالهای تلویزیونی تحمیل میکند مگر نه اینکه مادر بهاره رهنما ( پروین قائم مقامی ) به واسطه حضور دخترش در سریال مرد هزار چهره به کارگردانی مهران مدیری توانست نقش بلندی را ایفا نماید ؟ مگر نه اینکه بهاره رهنما دخترش پریا قاسم خانی را با خود به همه سریالهای تلویزیونی برده و به او نقش میدهد ؟ حتی جاری بهاره رهنما خانم شقایق دهقان به واسطه او بود که توانست وارد این عرصه شود !  آیا ما با چشمان خود ندیدیم که آتیلا پسیانی دخترش ستاره پسیانی را وارد عرصه بازیگری کرد همینطور در مورد خود آقای پسیانی هم شاهد بودیم که به واسطه حضور حرفه ای مادر مرحومش ( جمیله شیخی ) توانست در سینما مطرح شود ... مگر امیر جعفری برادر زاده خود علیرضا جعفری و همسرش ریما رامین فر را وارد حرفه بازیگری نکرد ؟ لیلی رشیدی به واسطه حضور کس دیگری وارد سینما شد یا به واسطه حضور پدرش داوود رشیدی و خاله اش مرضیه برومند ؟ مگر مونا و مارال فرجاد به جز اینکه پدرشان جلیل فرجاد آنها را به سینما و تلویزیون معرفی کرد راه دیگری هم برای ورود به دنیای بازیگری داشتند ؟ مگر السا و الناز فیروز آذر خواهر زاده های تهمینه میلانی از طریق خاله شان وارد سینما نشدند ؟ البته نه اینکه الآن اینگونه باشد این روند ناپسند در سالهای قبل از انقلاب هم در سینمای ایران جریان داشت به عنوان مثال مرحوم جهانگیر فروهر بازیگر معروف سریالهای تلویزیونی و فیلمهای سینمایی آن سالها به واسطه حضورش در سینما همسرش فرنگیس فروهر و دخترش لیلا فروهر را نیز به جرگه هنرمندان سینما کشاند ... یا مثلا مهران مدیری کارگردان و بازیگر موفق کشورمان به چه طریقی توانست به تلویزیون راه پیدا کند تنها از طریق دایی مرحومش منوچهر نوذری طنز پرداز موفق سینما و تلویزیون و رادیو ایران که فرزندش ایرج نوذری را هم به جرگه هنرمندان وصل کرد !!!

این قصه سر درازی دارد ...

اگر بخواهیم پیگیر آن بشویم باید طومار بزرگی بنویسیم که میشود مثنوی هفتاد من کاغذ !

اما این نکات در اینجا باید به علاقمندان ورود به دنیای بازیگری بفهماند که کلاسهای بازیگری هیچگونه برای ورود آنها به این عرصه مثمر ثمر نخواهد بود ... کلاسهای بازیگری امروزه که مثل قارچ سمی سر از اینجا و آنجا در می آورند فقط برای خالی کردن جیب هنرجویان است و بس !

شاید بتوان فقط به تعداد انگشتان دست بازیگرانی را نام برد که به واسطه حضورشان در کلاسهای معتبر بازیگری توانستند وارد این عرصه شوند ...

بازیگرانی مثل شهرام قائدی ، مریم بوبانی ، ترانه علیدوستی ، غزاله جزایری و ... از کلاسهای آزاد بازیگری استاد امین تارخ .

بازیگرانی مثل امیر جعفری ، نگار فروزنده ، یوسف تیموری و... از کلاسهای آزاد استاد حمید سمندریان

بازیگری مثل نیوشا ضیغمی از کلاس کانون سینماگران جوان

بازیگری مثل بهرام رادان از کلاسهای آموزش بازیگر هیوا فیلم تهران

والسلام

تنها نگاه کوچکی به این آمار کم نشان میدهد که حضور در کلاسهای بازیگری برای مشتاقان سینما مثمر ثمر نیست و نخواهد بود ...

در کلاسهای بازیگری حداقل سالیانه 4 ترم برگزار میشود و در هر ترم حداقل 30 هنرجو ثبت نام میکنند و اگر با یک حساب سرانگشتی تعداد کلاسهای بازیگری را فقط در استان تهران 100 عدد قلمداد کنیم متوجه میشویم که سالیانه 12000 نفر ( دوازده هزار نفر ) در کلاسهای بازیگری ثبت نام به عمل می آورند و اگر میخواستند همه وارد سینما شوند الآن تمام ملت ایران بازیگر سینما بودند !!!

تازه این فقط در عالم کلاسهای آزاد بازیگری است اگر نگاهی کوچک به خیل عظیم دانشجویان که در دانشگاههای مختلف مشغول تحصیل در رشته های مرتبط سینما از جمله بازیگری هستند آمار ما سالی بیش از 50 هزار نفر را نشان خواهد داد که فارغ التحصیل رشته بازیگری میشوند اما بازار کاری برایشان وجود ندارد ...

باز هم موکدا تاکید میکنیم که کلاسهای آموزش بازیگری به غیر تعداد انگشت شماری مثل کلاسهای استاد امین تارخ – موسسه سینمایی کارنامه – کلاسهای استاد حمید سمندریان – کانون سینماگران جوان – کلاسهای خصوصی استاد فاطمه معتمدآریا و یکی دو جای دیگر مابقی همه به مفت هم نمی ارزند ...

همانطوری که گفته شد سینما فقط رابطه است و با رابطه میتوان وارد آن شد آن رابط هم باید یا پول باشد یا پارتی یا پدر و مادر و خاله و عمه و عمو و دایی و.. و یا روابط دیگر !!!

بازيگري از جمله هنرهايي است که به دليل جذابيت هاي ظاهري چون جلوه گري و شهرت، بيش از ساير رشته هاي سينمايي متقاضي پر و پا قرص دارد و در طول سال هاي سال شنيده و ديده ايم که برخي از اين علاقه مندان با شيوه هاي مختلف وارد سينما و بعضا هم به چهره هاي ماندگار سينماي ايران تبديل شده اند؛ اما نکته قابل توجه نحوه ورود به سينماست که به طور معمول بيشتر افراد براساس رابطه، بازيگر شده اند؛ اما در چند سال اخير کارگاه آموزش سينما در کنار رشته تخصصي سينما در دانشگاه ها فعاليت جدي خود را آغاز کرده و در حوزه هاي مختلف سينمايي از جمله بازيگري نيز فعال هستند و بسياري از افراد به عنوان بازيگر از اين آموزشگاه ها فارغ التحصيل شده اند؛ اما اگر نگاهي دقيق به بازده اين آموزشگاه ها داشته باشيم، بخوبي متوجه مي شويم که بازده کارگاه هاي آموزشي بازيگري بويژه در دو سه سال اخير بسيار کم شده و کمتر شاهد فعاليت مستمر بازيگراني هستيم که از کارگاه آزاد بازيگري بيرون آمده و مشغول کار هستند؛ برهمين اساس سراغ برخي از هنرمندان رفته ايم که به نوعي دست اندرکار برپايي کارگاه هاي آموزش بازيگري هستند يا کارگردان هايي که از اين کارگاه ها افرادي را به عنوان بازيگر انتخاب کرده اند تا از کم و کيف و کارکرد کارگاه هاي آزاد آموزش بازيگري جويا شويم. ناگفته نماند بسياري از افرادي که باني تشکيل اين کارگاه ها بودند از حضور در اين گزارش پرهيز کردند و معتقد بودند به آنچه از تشکيل اين کارگاه ها مي خواستند رسيده اند و نيازي به بحث هاي چالشي از اين دست نيست. حميد سمندريان، مدير يکي از آموزشگاه هاي آزاد سينمايي معتقد است موفقيت يا عدم موفقيت يک فرد در انتخاب حرفه بازيگري در مرحله اول به خود شخص بستگي دارد و کلاس هاي آموزش بازيگري، کارگاه ساخت و پرورش بازيگر نيست؛ او يکي از مسائل عمده گرايش افرد به هنر بازيگري را جذابيت هاي ظاهري دانست و گفت: ملاک انتخاب افراد براي حضور در کارگاه هاي آزاد بازيگري غلط است؛ به اين معنا که در مرحله اول بنا بر جذابيت هاي ظاهري که در اين حرفه وجود دارد و البته با پيش فرض هاي ذهني که از سوپراستارهاي سينما دارند؛ بدون کوچکترين شناخت و علاقه واقعي به هنر بازيگري رو مي آورند و هدف اغلب آنها هم از حضور در کارگاه هاي بازيگري ستاره شدن در سينماست و مشکل از همين طرز تفکر ناشي مي شود و نگاه غالب اين افراد تبديل شدن به سوپر استار در سينماست نه يک بازيگر قابل و باسواد در هنرهاي نمايشي اعم از سينما يا تئاتر و نکته جالب تر اين که با چنين تصوري از بازيگري به کارگاه آموزش آزاد بازيگري مراجعه مي کنند و مي خواهند يک شبه هنرپيشه شوند. در واقع اين افراد گمان مي کنند اگر چهره زيبا يا خاص دارند به درد اين حرفه مي خورند؛ اما مساله اين است که زيبايي ظاهري تنها بخش ناچيزي از موارد لازم براي بازيگر شدن است، در حالي که آشنايي با هنر بازيگري و تکنيک هاي عملي شرط لازم بازيگر شدن است و اگر افراد استعداد داشته باشند با کمک اين تکنيک ها در آموزشگاه ها پرورش مي يابند. اما مهدي فخيم زاده، کارگرداني که در اغلب مجموعه هاي تلويزيوني از هنرجویان بازيگري در کارگاه آموزش بازيگري خود استفاده مي کند ليلا برخورداري در مجموعه تلويزيوني خواب و بيدار و يا انوشيروان فاطمي در بي صدا فرياد کن نمونه هاي عيني آن هستند درباره کارکرد آموزشگاه آزاد بازيگري مي گويد: تحصيلات آکادميک براي حضور در حرفه بازيگري يا هر رشته هنري لازم و ضروري است، اما شرط کافي نيست، کما اين که بسياري از بازيگران خوب ايراني از تحصيلات آکادميک بي بهره اند اما بازيگران قابلي از آب درآمدند و به نظر من آموزش بازيگري امري غيرقابل انکار در سينما است؛ اما مساله اي که در هنر بازيگري وجود دارد اين است که فرد في نفسه نمي داند براي بازيگر شدن ساخته شده است يا خير و تا آموزش نبيند، متوجه اين مطلب نمي شود. اين در حالي است که در ساير رشته هاي هنري مانند نقاشي، مجسمه سازي يا موسيقي به اين شکل نيست؛ مثلا اگر سازي مثل سنتور يا تار را به کسي تعارف کنند که بزند. او تکليفش روشن است ؛ يا دانش به صدا در آوردن اين ساز را دارد يا از اساس مي داند که دانش و تخصص به صدادرآوردن ساز را ندارد و تکليف او روشن است.اما از آنجا که سينما علاوه بر جلوه هاي هنري يک صنعت گران نيز محسوب مي شود؛ صحنه آزمون و خطا نيست و اين گونه نيست که فرد اول وارد سينما شود و بعد بتدريج حرفه بازيگري را آموزش ببيند. به همين دليل وجود کارگاه آموزش بازيگري راهي است براي محک زدن استعداد کساني که علاقه مند به بازيگري هستند. از سوي ديگر ممکن است اين شائبه به وجود آيد که برخي بازيگران براساس روابط وارد اين حرفه شده اند؛ اما نکته همين جاست چرا که مساله به اين سادگي نيست. اگر بر فرض کسي هم از راه پارتي و رابطه وارد اين حرفه شده باشد؛ ولي استعداد ذاتي بازي را نداشته باشد بنابر مقتضيات سينما و تلويزيون خواه ناخواه حذف مي شود؛ حتي اگر رابط اين راهيابي پدر يا مادر سينماگر باشد. بنابراين براي ورود به اين حرفه بايد آموزش ديد.اين کارگردان با اشاره به ويژگي کلاس هاي بازيگري گفت: زماني که افراد به اين کلاس هاي بازيگري مراجعه مي کنند، دو نکته را از نزديک درک مي کنند؛ اول اين که اگر ذاتا استعداد بازي را داشته باشند با تمرين ها و آموزش هاي مدرسان به مرور ابزارهاي موجود در اين حرفه را پيدا مي کنند و با استفاده از اين مهارت ها استعداد خود را شکوفا مي کنند. در غير اين صورت راه را به خطا رفته اند و خود خواسته بازيگري را کنار مي گذارند. ناهماهنگي بين عرضه و تقاضا حميد سمندريان در ادامه نظر اين کارگردان، پايين بودن درصد بازدهي آموزشگاه هاي بازيگري را ناهماهنگي بين عرضه و تقاضا دانست و گفت: بعضي از آموزشگاه هاي سينمايي صلاحيت تدريس و عرضه خدمات مناسب در اين رشته سينمايي را ندارند، اما به دلايل نامعلوم مجوز تاسيس اين کارگاه ها را دريافت مي کنند و با خيل بيشماري از اين متقاضيان روبه رو مي شوند که با انواع و اقسام ترفندها آنها را جذب آموزشگاه ها مي کنند و در نهايت هم چيزي عايد هنرجوي علاقه مند نمي شود و دست خالي و سرخورده راهي بازار کار مي شوند. خریداری شغل یا بازیگری يکي از نکات غيرقابل انکار در آموزشگاه هاي آزاد سينمايي بويژه بازيگري، وجود بازار کار است که يکي از بزرگترين سوئتفاهم ها ميان هنرجويان و صاحبان کارگاه محسوب مي شود. دراين زمينه کارگردان مجموعه تلويزيوني «بي صدا فرياد کن » گفت: اصولا وقتي حرفه اي متقاضي دارد انواع آموزشگاه هاي متناسب با موضوع هم مثل قارچ سبز مي شوند که قطعا در بين آنها ناخالصي ها و پارازيت هايي هم وجود دارد و حرفه بازيگري از اين قاعده مستثنائ نيست. افت بازيگري محسوس است رسول صدرعاملي، کارگرداني که عليدوستي را براي بازي در فيلم «من ترانه 15 سال دارم» از يکي از آموزشگاه هاي سينمايي انتخاب کرده معتقد است که طي 3 دهه گذشته کيفيت کار بازيگري در سينما و تلويزيون به شکل چشمگيري افت کرده است و اغلب بازيگران حاضر در حرفه نمايش در ارائه نقش هاي خود دچار تکرار شده اند؛ اين کارگردان در توضيح کيفيت کارگاه آموزش آزاد سينما بويژه در حوزه بازيگري گفت: در بخش خصوصي بجز چند آموزشگاه بازيگري که واقعا کار بلد هستند، بقيه صرفا به دليل انبوه متقاضيان براي ورود به حرفه بازيگري تاسيس شده اند و متاسفانه در اغلب اين کارگاه ها هم شاهد بوده ايم که با تکيه بر اسم يک هنرپيشه معروف در تبليغات، جوانان علاقه مند را جذب کلاس هايشان کرده اند و متاسفانه در بسياري موارد بازده هم نداشته است. در واقع اين کارگاه ها به نوعي بازار کاذب عرضه و تقاضا را به وجود آورده اند ولي در نهايت خروجي اين کلاس ها صفر است؛ از همين رو سينما و تلويزيون ما نه تنها در حوزه بازيگري بلکه در ساير رشته هاي فني مانند فيلمبرداري و يا صدابرداري دچار کمبود است و در واقع از داشته هاي 20 سال پيش خود استفاده مي کنيم و در اين 20 سال چيزي به داشته ها اضافه نکرده ايم مگر برحسب اتفاق. به اعتقاد من مسوول مستقيم به وجود آمدن چنين آشفته بازاري نهادهاي دولتي مانند معاونت امور سينمايي و صدا و سيما هستند که در طول تمام اين سالها مسوولان و مديران اين دو نهاد دولتي براي پاسخ به نياز مخاطب هيچ اقدام موثري مبني بر تشکيل آموزشگاه هاي بازيگري نکرده اند. وقتي آموزشگاه ها براساس بازار تقاضا تاسيس مي شوند، براي تبليغات و جذب مخاطب عنصر کارآفريني را نيز چاشني کار قرار مي دهند ولي اين که کارآفريني تا چه اندازه اي ميسر مي شود، بستگي به خود فرد دارد. يادم هست در يکي از کلاس هاي آموزش بازيگري، دکتري پيش من آمد و پرسيد که هزينه توليد يک فيلم سينمايي چقدر است. من گفتم مثلا 300ميليون تومان و وقتي جويا شدم براي چه اين سوال را مي کند، گفت که حاضر است اين مبلغ را بپردازد تا پسرش نقش اول يک فيلم را بازي کند. او در واقع مي خواست براي پسر خود شغل خريداري کند بنابراين طرح کارآفريني در اين حرفه از سوي موسسه ها کاملا منتفي است. حميد سمندريان، کارگردان تئاتر هم معتقد است که تبليغات دروغين براي کارآفريني تنها مختص به آموزشگاه هاي بازيگري نيست بلکه در تمام حرفه ها نيز وجود دارد. او در ادامه گفت: براي تغيير در اين سيستم بايد به صورت زيربنايي تغييراتي ايجاد کرد؛ چراکه فعاليت فرهنگي در هر زمينه اي مانند يک پازل به هم ريخته است که بايد تمام اجزا و عناصر آن را درست و با دقت در کنار هم قرار داد. از سوي ديگر اين نکته را بايد در نظر گرفت که برخي تهيه کننده هاي جريان ساز در سينما براي انتخاب بازيگران يک فيلم سراغ هنرجویان تعليم ديده در کارگاه هاي بازيگري نمي روند و براي جذب مخاطب و بازگشت سرمايه سوپراستارها را برمي گزينند و يا اگر کسي به هر قيمتي بخواهد بازيگر شود بايد هزينه هنگفتي بدهد تا مثلا در فيلم يا سريالي نقش درجه 3و 4را بگيرد و تازه اگر خودي نشان داد در سايه مجموعه يا فيلم هاي ديگر نيز بازي مي کند. در حالي که در گذشته چنين نبود، دستيار کارگردان با توجه به نقش و موضوع فيلم به آموزشگاه مراجعه مي کرد و کارشناسان با در نظر گرفتن فيلمنامه و کاراکتر موردنظر از بين هنرجویان ، فرد مناسبي را به گروه تهيه و توليد معرفي مي کردند. به اين شيوه فرد موردنظر از راه درست وارد مي شد. صدا و سیما وارد عمل شود رسول صدرعاملي بازار کار براي بازيگران را در تلويزيون داغ دانست و گفت : اگر صداوسيما برنامه اي مدون در جهت پرورش نيروي انساني پايه گذاري مي کرد، مي توانست موقعيت کاري را براي هنرجويان فراهم کند؛ چراکه خانواده ها هم براي سپردن فرزندان خود به کارگاه آموزش آزاد بازيگري در صداوسيما مشتاق تر بودند و بالطبع اعتماد بيشتري نيز مي کردند. من هميشه اين نکته را متذکر شده ام که يک کشور مقتدر، کشوري است که رسانه و تلويزيون مقتدر دارد و کشوري که رسانه و تلويزيون مقتدر دارد سينماي مقتدر نيز دارد و براي رسيدن به اين منظور بايد نيروي متخصص در تمام حوزه هاي فرهنگ و هنر داشته باشيم و همان طور که گفتم صداوسيما و معاونت امور سينمايي به عنوان نهادهاي دولتي بايد فکر چاره بکنند.اغلب بازيگراني که در حال حاضر در سريال هاي مختلف بازي مي کنند با هزينه هاي خود بازيگر شده اند؛ يعني تمام علاقه مندان اين حرفه سال ها تلاش کرده اند و از راه هاي مختلف وارد شده اند و در اين مسير رنج هاي بسيار به جان خريده اند تا به بازيگر تبديل شوند، اما صداوسيما با رقمي بسيار ناچيز از هنر آنها بهره مي برد و درعين حال معاونت امور سينمايي هم در طول اين سال ها به همين شکل عمل کرده است و اين درحالي است که اصلي ترين متولي آموزش همين دو نهاد هستند. حال اين که اين وسط مقصر کيست، اهميتي ندارد، بلکه نکته مهم هم توجه به اين مطلب است که ما در طول اين سال ها چه کاشته ايم که حالا بايد آنها را درو کنيم. بنابراين نفي آموزشگاه هاي سينمايي چيزي را عوض نمي کند؛ چراکه اگر معتقد باشيم آموزشگاه ها با توجه به اين کمبودها راه سوداگري و کلاهبرداري را پيش گرفته اند، راه به غلط رفته ايم و دچار قضاوت کلي شده ايم. و اما عليرضا افخمي کارگردان مجموعه هاي تلويزيوني، برخلاف صدرعاملي معتقد است که تلويزيون محل مناسبي براي بازاريابي کار بازيگران جوان نيست. اين کارگردان در ادامه چنين گفت: با توجه به کمبود بودجه و امکانات و زمان اندکي که براي ساخت مجموعه هاي تلويزيوني يا تله فيلم وجود دارد فرصت آزمون و خطا براي فارغ التحصيلان نيست و به نظر من تنها راه پيشرفت در اين مقوله وجود کلاس هاي بازيگري هم در صداوسيما به عنوان يک نهاد دولتي و هم مراکز خصوصي است که اين آموزش في نفسه بد نيست، اما به تنهايي هم راهگشا نيست؛ چراکه يکي از بزرگ ترين مسائل هنر بازيگري، داشتن مهارت هاي لازم براي اين حرفه است و در آموزشگاه هاي بازيگري مهارت هاي اجرايي را آموزش نمي بيند. بنابراين خيلي به تشکيل کلاس هاي آموزشي و بازار کار در تلويزيون اعتقاد ندارم.

این جاست که مشخص میشود مدیران آموزشگاههای آزاد هم واقعیت را نمیگویند و به قولی لاپوشانی میکنند ؟

طبق گفته این کارگردان بازیگرانی که به واسطه حضور پدر و مادرشان و یا دادن پول وارد سینما شده اند فید میشوند و از بین میروند در صورتی که داریم با چشمان خود میبینیم بازیگرانی که از این طریق وارد سینما شده اند روز به روز دارند جایگاه خود را محکمتر و محکمتر میکنند ...

در زیر نام تمامی آموزشگاههای بازیگری که وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی به آنان مجوز داده است را برای شما آورده ایم امیدواریم نیم نگاهی به نام این آموزشگاهها شما را از ثبت نام در آنها بر حذر دارد چرا که همانگونه که در بالا حساب کردیم با یک حساب سرانگشتی سالی 12 هزار نفر در این کلاسها ثبت نام میکنند اما 10 نفر از آنان هم به سینما راه نمی یابند ...

 

 

اسامي آموزشگاه‌هاي سينمايي داراي مجوز شهر تهران اعلام شد.
فهرست آموزشگاه‌هاي آزاد سينمايي با مجوز موقت در تهران به اين شرح است:آبنوس فيلم (منصوره جوادي اصل)،فيلم تهران(ماندانا صديق دربندي)،انجمن صرع ايران (كورش قره گوزلي)،بنيان فرهنگ و هنر ايرانيان (محمد علي زم)،سينماي صاعقه (محمد كدخدايي)،سيمين (فاطمه معتمد آريا)،شيدا (حسين مدحت)،فرهنگ و هنر (احمد رستمي جم)،كمال هنر (حسين عطار)،كارون (عباس پورعباسي)،ماني (خسرو بامداد)،نقش آفرين (عليرضا اطيبي)،هنر گستران كيميا (محمد‌جعفر ميرزا پور)،عكس (مسعود اميرلوئي)،پويندگان عصر هنر (برنجيان)،نيم نگاه (محمدصادق آشتياني)،موسسه فرهنگي و هنري رسانه پويا (جلال فاطمي)،سورنا گستر (رامين حدادي)،انديشه (عباس مدديان)،امين (نوراله حيدري)،آوين (عليرضا خاتمي)،آفتاب (خاكسار هرسيني)،روزنه (سارا عميدي محبي)،موسسه جهان مبينا (رضا پورمظفري)،موسسه فرهنگي و هنري خانه جوان (يدالله حبيبي)،كارگاه عكس (سيدمحمد معصوم)،موسسه فرهنگي و هنري انديشمندان همراه (محمد ربيعي)،زبان تصوير (معصومه بهارلو)،مهرگان (محسن بابايي)،انديشه نو (عمران دهقاني)،نقش (داوود قچاق)،شريفي (محمدجواد جعفري).
اما فهرست آموزشگاه‌هاي آزاد سينمايي در تهران كه مجوز دائمي دارند به اين شرح است::عاطفه رضوي نيا (آراويرا)،غلامعلي نوري (آموزش انديشه آوا)،اصغر عميدي محبي (ايران)،ابوالفضل معيري (آينه در آينه)
محمد‌رضا بهنودي (آرتزين)،فروغ اعظم مقدم (آيدا)،جعفر صابري (آشتي)،خسرو سينا (انتخاب)،زهرا اصلاحچي (بانوي شرقي)،مهين دخت قوام صدوقي (پايا رايانه)،حميد‌رضا آخوندي آذري (پارس آرمان)،ميرمهدي رضايي مهر (تندر)،فرشيد ذوالفقاري (تصويران)،ناهيد خدوي (تك نگاه)،نادر سامانيان (جام جم)،جعفر علي‌ عسگري (جهان نما)،حسن نيك آئين (چاپلين)،سعيد كيوانمهر (چهره‌هاي ماندگار)
علي رودكي (خاتون)،افشين سخائي فرد (خانه سينماي كرج)،ثريا خرمي قاضياني (خرم)،سيدحسين مبيني (دماوند)،محمد‌مهدي تدين (دارالفنون)،بهروز يغمائيان (رسانه فرد)،انسيه زيدي (رسانه تصوير)،فريبا نور شعاع حسيني (رخسار)،افسانه قلي‌زاده (رنگ و رو)،كامليا مديري (ركسانا فيلم)،سيد صدرالدين غياثي (سوده)
كورش نبي‌زاده (سپهر)،گرفمي (هنر سياه و سفيد)،حسين صاحبي (سينماگران جوان)،علي رضايي (سينماي جوان)،بهرام شهبازي (سينما‌گران نوين ايران)،پروانه مرزبان (سبز فيلم)،سيد‌رضا حسيني (سپند هنر)،پيشگامي فرد (سروش)،غلامرضا ايزدخواه (سپهر انديشه امروز)،زهرا همتي (شكوه شفق)،محسن ملكي (صورتك)،پروين لطفي نژاد (صورتك)،مسعود عليپور دواني (عرفان كهن)،محتشمي معالي (فيلم و سريال)،عبدالرضا ساعتچي فرد (فجر)،امين تارخ (كارگاه آزاد بازيگري)،حميد سمندريان (كانون آموزش هنري سمندريان)،نكار اسكندرفر (كارنامه)،علي ژكان (معاصر)،غلامرضا جهانمهر (مهر)،جلال‌الدين معيريان (مركز آموزش گريم)،حوزه هنري(مدرسه فيلمنامه نويسي)،منوچهر حقاني‌پرست (نوآور)،محمد‌علي طاهري (نمايه هنر جوان)،حميد‌رضا محسني (نگاه نو)،سهيلا وهاب قلياني (وهاب)،اسفند‌يار حبيب‌نژاد (هنركده تخصصي تدوين)،بيژن محتشم (هنركده گريم محتشم)،سيد‌غلامرضا موسوي نامقي (هفت هنر)،سعيد دولتي (هماي سعادت)،مهراعظم صادق شيرازي (هنرسراي گريم)،هومن صدري اردكاني (هنركده گريم مريم)،
حسين خورشيدي (هنرهاي تصويري سوره)،حميد اصغري تتماج (هليا فيلم)،امير شهاب رضويان (هيلاج)

البته همانگونه که باز هم گفتیم تمامی این کلاسهای فوق متضمن ورود شما به دنیای هنر نیستند و نخواهند بود ...

 

درزیر گزارشی از رزونامه دنیای اقتصاد را در مورد ورود به دنیای بازیگری برایتان آورده ایم :

چگونه سوپر استار شويم!
نگاهي به آموزشگاه هاي آزاد بازيگري

نويسنده: غزال صادقي


هرچند وضعيت مالي و اقتصادي صنعت سينما در ايران چندان مطلوب و مناسب به نظر نمي رسد، اما ايجاد بنگاه هاي حاشيه اي در كنار اين صنعت و استفاده از علاقه و اعتماد قشر جوان فعاليت اقتصادي پررونقي را براي تعدادي از مراكز آموزش هنري رقم زده است.
    كلاس هاي آموزشي مواد سينمايي، ادبي و هنري كه امروزه با اسامي افراد صاحب نام اعتبار كسب مي كنند، به يكي از مهم ترين توليدكنندگان فعالان صنعت سينما، تئاتر و... تبديل شده است.
    اما به راستي اين آموزشگاه هاي مختلف تا چه اندازه در تربيت نيروي ماهر و موثر در فعاليت هاي هنري موفق اند؟ دريافت شهريه هاي سنگين تا چه اندازه به رشد اين صنعت كمك كرده است؟
    قيمت هاي كلان كلاس هاي هنري
    در كل تهران آموزشگاه هاي فراواني وجود دارد به طوري كه خود وزارت ارشاد هم نمي تواند آمار دقيقي از آنها ارائه دهد، زيرا بسياري از آنها بدون مجوز فعاليت مي كنند و حتي در مواردي معلمان خود را به خانه هاي افراد مي فرستند، اما در اين ميان 5 كلاس نسبتا معتبر وجود دارد كه تقريبا با نيروهاي حرفه اي مشغول آموزش به داوطلبان خود هستند. يكي از كلاس ها متعلق به يكي از معروف ترين كارگردانان تئاتر كشور است كه براي هر ترم 5 ماهه خود 750هزار تومان مي گيرد، اين قيمت شامل مصاحبه تئوري و تست بازيگري است كه در مقايسه با كلاس هاي ديگر رقم پاييني محسوب مي شود و البته در مقابل مدير آموزشگاه هم هيچ قولي براي بازيگر حرفه اي شدن و ورود به دنياي ستاره ها را به شاگردانش نمي دهد و دانشجويان هم با داشتن اين شرايط به كلاس ها مي روند.
    اما آموزشگاه دوم متعلق به يكي از كارگردانان قديمي بنام سينما است كه اوج كارنامه كاري او متعلق به اوايل دهه 50 است.
    او كه سينما را از خود سينما ياد گرفته است و همه كارها را كاملابه صورت تجربي آموخته سه سال است كه يك آموزشگاه از علاقه مندان به شخص خود تاسيس كرده است. اين آموزشگاه در رشته هاي بازيگري، فيلمنامه نويسي و كارگرداني كلاس هايي را برگزار مي كند و خود اين كارگردان در كلاس هايش به آموزش بازيگري مشغول است كه اين شيوه بازيگري را نيز از ديدهاي خود و تجاربش در اختيار علاقه مندان مي گذارد و از نكات جالب ديگر كلاس هاي وي حضور بعضي از اشخاص معروف بود كه در تماس منكر حضورشان در كلاس ها بودند در آخر اينكه براي هر دوره بازيگري يك تست ورودي وجود دارد كه 20هزار تومان به يك حساب مي ريزيد و به قول مدير آموزشگاه «خيالتان راحت تا به حال هيچ كس در اين تست ها رد نشده»؟!
    بعد از اين مصاحبه مفصل با پرداخت يك ميليون و 800هزار تومان شما نيز در مكتب استاد سوپراستار شويد.
    اما درنهايت ركورددار قيمت اين آموزشگاه ها تعلق دارد به يكي از بازيگران صنف سينما و تلويزيون كه براي ورود به كلاس ايشان بايد مبلغ يك ميليون و950هزار تومان به علاوه 10هزار تومان براي آزمون ورودي واريز كنيد كه خوشبختانه امكان دارد قبول نشويد، زيرا اگر اين روند ادامه پيدا كند و دوره ها را تا پايان برويد براي هر دوره تكميلي تر مبلغ بيشتري مي دهيد و حتي آموزش سواركاري هم مي بينيد، اما اگر براي كاري خواسته شديد اين مدير آموزشگاه است كه به جاي شما قرارداد مي بندد.
    يكي از اين آموزشگاه ها تقريبا شبيه يك دانشكده كوچك است كه از نظر تعداد كلاس هاي مختلف تعدد موضوع بيشتري را شامل مي شود و كلاس هاي بازيگري حرفه اي، فيلمنامه نويسي، كارگاه فيلمسازي، تاريخ هنر، ... تا حتي تاريخ سينما و فلسفه هنر مدرن را شامل مي شود، در حال حاضر اين آموزشگاه تقريبا جزو معتبرترين ها محسوب مي شود و با تعدادي از استادان تئاتر و چند بازيگر صاحب نام سينما اداره مي شود كه آزمون هاي ورودي خود از ميان حداقل 100 مراجعه كننده يا بيشتر 30 الي 40نفر آن هم بدون هيچ قول مساعدتي انتخاب شوند.
    اما درنهايت آخرين آموزشگاه معتبر متعلق است به تعدادي از اساتيد هنرهاي تجسمي كه به قول يكي از سرشاخه هاي اين آموزشگاه كه هم به عنوان مدرس و هم به عنوان سرمايه دار و هم به عنوان دلال آثار هنري در ميان هنرمندان شناخته شده به تعدادي از علاقه مندان به اداهاي روشنكفرانه مي آموزد كه چگونه گالري روهاي موفقي باشيم. بله، اين شاگردان به گالري هاي مختلفي كه استاد آثار هنرمندانشان را به نازل ترين قيمت مي خرد و به حراجي هاي دبي مي فرستند، مي روند و آنها را نقد هنري مي كنند در اين آموزشگاه تاريخ هنر، تاريخ هنر معاصر، هنر ايران در سده بيستم و ...حتي با قيمت 75هزار تومان به بالادر 10 جلسه و تعداد شاگردان 60 الي 70 نفر برگزار مي شود.
    سوپر استار، ابزار دست كارگردان
    در مراجعه به يكي از همين آموزشگاه هاي بازيگري كه جزو معروف ترين آنها نيز محسوب مي شد به نام مينو فرشچي به عنوان مدرس فيلمنامه نويسي روبه رو شديم، اما خانم مينو فرشچي در ارتباط با حضورش در اين آموزشگاه گفت: در حال حاضر چيزي در حدود دو سال است كه به خاطر دلايل شخصي كه دارم در هيچ كلاس و آموزشگاهي تدريس نمي كنم.
    اما تا آنجايي كه ديده ام جواناني كه وارد اين آموزشگاه ها مي شوند استعداد و علاقه اي دارند كه همين ها هم برايشان در اولويت است، حتي براي بعضي از آنها در اين آموزشگاه ها چه اتفاقي مي افتد، كه مثلارييس آموزشگاه، مدير، مدرس و ... آنها را به كارهاي مختلف معرفي مي كنند و بعد از مدت كوتاهي تبديل به ستاره هاي سينما، مي شوند چيزي نمي دانم. من شخصا در هنگام آموزش فيلمنامه نويسي به شاگردانم اولين نكته اي كه به آن اشاره مي كنم اين است كه ما در طول سال حدود70 فيلمنامه قابل توليد داريم كه 50 تاي آنها تكراري و 20 تاي ديگر آن شايد خوب باشند و اين در حالي است كه ما در حال حاضر فقط 150عضو ثابت كانون نويسندگان داريم و تعدادي كه هميشه به طور آزاد مي نويسند، بنابراين قرار نيست كه شاگردان من وارد اين حيطه حرفه اي شوند، اما در بازيگري حرفه اي وضع به شيوه ديگري است و تقريبا اين ماجرا در تمام دنيا نيز وجود دارد يعني اگر شخصي چهره، فيزيك و در نهايت كمي هم علاقه و استعداد داشت انتخاب مي شود، از سوي ديگر اگر دقت كنيد ما در ايران دانشكده تئاتر را داريم كه تقريبا به صورت حرفه اي به دانشجويان آموزش داده مي شود، اما ما چنين مقوله آموزش جدي را براي پرورش و آموزش بازيگري سينما نداريم، چون در نهايت يك بازيگر تئاتر يك حرفه را مي آموزد و بر روي صحنه خودش بازي مي كند و نوع بازي، گويش و حتي لحن صداي بازيگر در اختيار خودش است و كارگردان فقط نظارت مي كند. اما در سينما، سوپراستارها نيز ابزارهايي در دست يك كارگردان واقعي و موفق هستند.
    در نهايت من با سيستم يادگيري در خارج از دانشگاه ها نه موافقم نه مخالف. اما در ارتباط با بازيگري در سينما اين شيوه را روشي عرفي و رايج در همه جاي دنيا مي دانم.
    كاش به دانشگاه مي رفتم
    امير جعفري به عنوان يكي از افرادي كه از اين آموزشگاه ها وارد حيطه بازيگري شده است از تجربه خودش مي گويد: من از ابتدا هم اگر راهنما داشتم به جاي اين كه وقت خود را در دانشكده مديريت و بازرگاني بگذارم و در نهايت حتي مدرك آن را هم نگيرم، به دانشكده تئاتر مي رفتم و آموزش هاي لازم را طي چهار سال مي آموختم.
    اما روزي كه توسط آقاي اكبردادي به اين آموزشگاه ها معرفي شدم، قرار شد اگر هنرجوي خوبي نباشم اخراج شوم، در آن زمان استاد سمندريان، آقاي احمد آقالو، رضا كيانيان، پري صابري و ... از مدرسان ما بودند، من زماني در حدود 5/1 سال را در اين آموزشگاه گذراندم و بعد شخصا به خاطر علاقه اي كه به يادگيري داشتم به هر تئاتري سر مي زدم و از آنها نقشي مي خواستم.
    اما حتي حالاهم ميل زيادي به آموزش و يادگيري اين حرفه دارم به طوري كه اگر مي توانستم به دانشكده تئاتر مي رفتم يا در بعضي از اين كلاس هاي بازيگري دوباره مي آموختم، زيرا متاسفانه بايد اعتراف كنم كساني كه چهارسال از وقت خود را در كنار استادان مختلف و كتاب هاي فراواني مي گذرانند همراه با حرف و بحث صاحب تفكرات و دانش بيشتري نسبت به علاقه مندان و دانش آموختگان آموزشگاه ها هستند. اما در ارتباط با اينكه چرا از اين افراد آموزشگاه ها سوپراستار هم داريم بايد بگويم، باز هم متاسفانه لابي زدن و رابطه در سينما بسيار همراهم هست، به عنوان مثال سيامك صفري، هدايت هاشمي و... كه از بازيگران بسيار حرفه اي و صاحب سبك هستند، اما به واسطه اينكه فقط بازي خوبي دارند نه آشنا و پارتي لازم، هيچ كس آنها را نمي شناسد.
    كار از ريشه خراب است
    هما روستا بازيگر نيز معتقد است: متاسفانه جوانان به خاطر اسم، شهرت، پول و آشنايي هاي مختلف دوست دارند وارد اين حرفه شوند و مديران خيلي از آموزشگاه ها هم چون بسيار راحت و ساده اين طبع جوانان را مي دانند، از آنها سوءاستفاده مي كنند.
    اما بنيان اين كار و اين شكل آموزش از ريشه خراب است آموزش، رشته اي است كه نياز به گذراندن زمان طولاني براي آموزش گرفتن شيوه ها و روش هاي مختلف ياد دادن دارند. در هيچ جاي دنيا نمي بينيم كه يك كارگردان خوب يك استاد دانشگاه خوب باشد و به آموزش بازيگري هم بپردازد چون آموزش و خوب بودن در بازيگري، فيلم سازي كارگرداني و... شاخه هاي متفاوت با هم هستند، بارها به خود من مي گويند كه شما هم يك آموزشگاه بزنيد يا در يكي از آنها تدريس كنيد، و من واقعا تعجب مي كنم كه چطور مي شود آموزش داد در حالي كه اين شيوه را به صورت تئوري نياموزي اما متاسفانه در حال حاضر در سطح جامعه كلاس هايي وجود دارند كه مدرسان آن ليسانس ها و فوق ليسانس هايي هستند كه علاقه مندان را دور خود جمع مي كنند و حتي در مواردي كه برحسب تصادف كساني براساس چهره يا فيزيك خوبشان براي بازي در فيلمي درخواست مي شوند،مديران همين آموزشگاه هستند كه به جايشان قرارداد مي بندند و متاسفانه خيلي از اين بچه ها نيز بعد از يك الي دو بازي در يك فيلم به خاطر اينكه سواد و آموزش كامل اين فن را ندارند به راحتي كنار گذاشته مي شوند.
    آيدين آغداشلو نــقاش نــيز مي گويد: هر كدام از اينها ويژگي هاي خودشان را دارند، دانشگاه هاي رسمي برنامه ريزي مفصلي دارند و به خاطر پايان نامه رسميت دارند و مي توانند در سيستم فرهنگي كشور جذب شوند و امكان بيشتري براي ورود به مجامع روشنفكري دارند. اگر دانشگاه ها برنامه ريزي هاي آموزشي درستي داشته باشند.دانش آموختگان آن مي توانند صاحب يك مجموعه اي از معرفت هاي لازم و كافي باشند، براي مطالعه از كتاب هاي فراوان استفاده كنند و براي تحقيق و پژوهش به استادان زيادي دسترسي دارند، اما اگر جايي براي رشد خلاقيت هاي هنري يك دانشجو در دانشگاه نباشد و فقط استادها در حوزه علايق و تفكرات خودشان آموزش دهند مي توان از اين آموزشگاه ها كه عنوان آموزشگاه هاي آزاد را دارند استفاده كرد، زيرا همان طور كه از نامشان برمي آيد افراد به طور آزادانه مي توانند در اين آموزشگاه ها ثبت نام كنند و با توجه به علاقه شخصي خود در آنجا بمانند. از طرف ديگر يكي از عمده ترين اشكالات و معضلاتي كه در دانشگاه هاي ما به صورت جدي وجود دارد و شخص من ديگر حاضر به تدريس در دانشگاه نشدم مساله نمره بود كه دانشجويان بدون توجه به كيفيت به دنبال اين هستند كه نمرات پايان ترمشان حتما بالاباشد و بعد از فارغ التحصيلي از معدل بالايشان صحبت كنند. اما در آموزشگاه ها به خاطر اينكه نمره هيچ جايگاهي ندارد و نوع گزينش و انتخاب هم از لحاظ رشته براي دانشجو آزاد است و هم بر حسب اراده مي توانند استاد مورد علاقه خود را انتخاب كنند و مستقيما هنري كه دوست دارند بياموزند خوب است. از سوي ديگر اشكال عمده اي هم در آموزشگاه ها وجود دارند از جمله دنباله روي صرف شاگردان از استاد و در نهايت تكثير شدن شاگرداني مانند استاد.در هر حال در هر روشي ايراداتي وجود دارد و همه پاسخ ها را در يكجا نمي توان پيدا كرد، خود من شخصا در سال هاي تحصيلي منتظر يك ورقه تحصيلي نماندم و دانشكده را نيمه كاره رها كردم چون در نهايت آن روزها احساس مي كردم از خيلي از استادانم بهتر كار مي كنم، در سال هاي بعد به شاگردي بسياري از استادان پرداختم كه حتي برخي از آنها معلم من نبودند و با نگاه كردن به دستشان و كارهايشان آموختم.
    به اصطلاح سوپراستارها
    محمود عزيزي نيز مي گويد: در هيچ كجاي دنيا كه بگرديد اين تعداد از آموزشگاه هاي آزاد را نمي بينيد و هيچ كس در هيچ گوشه دنيا نيز نمي تواند بگويد بعد از 2 الي 3 ماه مي توان بازيگر شد، البته به جز در كشور ما، متاسفانه در حال حاضر با توجه به سيستم هاي موجود مديريتي مبارزه با تخصصي مد شده و به همين دليل هم بسياري از اين به اصطلاح ستاره ها بدون آموزش، سينماها را تسخير مي كنند. از سوي ديگر مگر ما در كل كشورمان چقدر استاد و معلم دانش آموخته و معتبر داريم كه اينقدر ادعاي داشتن آموزشگاه هاي آزاد را داريم و در نهايت آيا به تعداد اين آموزشگاه هاي آزاد كه در هر ترم حداقل 40 الي 50 نفر را جذب مي كند ما خروجي بازيگر حرفه اي هم داريم؟
    
بزرگترین وبلاگ سینمایی ایران در اینجا بار دیگر عاجزانه از همه مشتاقان ورود به سینما تقاضا مینماید گول این قبیل کلاهبردارها را نخورند و از فکر حضور در دنیای بازیگری بیرون آیند ...

دنیایی که سوپراستارهایش مثل محمدرضا گلزار و امین حیایی فقط به فکر بی بند و باری و حضور در پارتی ها و بزمهای مختلط شبانه در میان عده ای زن نانجیب که خود را نیمه عریان کرده اند باشد به لعنت خدا هم نمی ارزد ...

سینمای ایران رو به زوال و نابودی میرود از پخش کلیپهای مستهجن و تهوع آور بازیگران به اصطلاح سوپراستار گرفته تا شیادی و کلاهبرداری مثلا آموزشگاههای بازیگری و روابط کثیفی که مافیای سینمای ایران برای ورود به این عرصه فراهم کرده اند همه و همه باید هشدار و تلنگری به جوانان مشتاق سینمای ایران باشد که رفتن به این راه خطرناک است و جز تلف کردن عمر و پول خود هیچ عایدی نخواهید دید .

پونه .ع – یکی از هنرجویان یکی از آموزشگاههای آزاد بازیگری که اتفاقا مجوز دائمی هم دارد در رابطه با شرکت خودش در کلاسهای بازیگری این چنین میگوید :

من از طریق یکی از اقوامم که بازیگر مشهور سینماست به این آموزشگاه معرفی شدم . مدیر آموزشگاه به من گفت که به خاطر اینکه خانم ... من رو به ایشون معرفی کرده از من تست نمیگره و من رو همینجوری برای کلاس بازیگری ثبت نام میکنه به ما گفتن که شما رو به کلاسهای شمشیر بازی و سوارکاری میبریم و ... با این تفاسیر 600 هزار تومان در سال 1382 پول ثبت نام از من گرفتن و من وارد این کلاس شدم از بدو ورودم به کلاس متوجه شدم که راهی که رفتم به ترکستان است دخترها و پسرهایی که در کلاس بودن همه برای خوش گذرونی به کلاس اومده بودن از اساتیدی که نامشان در لیست بلند بالای آموزشگاه به چشم میخورد هیچکس به عنوان استاد سر کلاس ما نیومد و چند تا دانشجوی تازه فارغ التحصیل شده دانشگاه رو برای درس دادن به ما آوردن بعد از اتمام دروه هم یک مدرک الکی دست ما دادن و همین این شد بازیگر شدن ما ... در صورتی که هنگام ثبت نام به ما قول دادن که ما شما رو به کارگردانان و آموزشگاهها معرفی میکنیم و... در صورتی که همه دروغ از آب دراومد ...

 

مشتاقان سینما !

از روی عقل تصمیم بگیرید نه از روی دل

برای بازیگر شدن کلاسهای بازیگری گزینه مناسبی نیستند ...

هیچیک از بازیگران مطرح سینمای ما چه از جوانها و سوپراستارها گرفته تا پیشکسوتان و میانسالان در کلاسهای بازیگری دوره ندیده اند و فقط از طریق رابطه - تحصیلات آکادمیک مرتبط - شانس و...  توانسته اند وارد این حرفه شوند ...

داشتن رابطه خیلی مهم است چون اگر رابطه نباشد همین هنرپیشه های معروف هم خیلی زود فراموش میشوند و فید میشوند شما از پشت صحنه و مافیای سینمای ایران خبر ندارید ...

این گوشزدی بود برای همگی مشتاقان سینما

 

و کلام آخر

ترا به خدا اگر پولتان از پارو بالا میرود به جای خرج کردن در کلاسهای نامعتبر بازیگری بدهید به یک کارگردان و یا در فیلمی سرمایه گذاری کنید و نقش اول بگیرید و خود را علاف کلاس نکینید ...

اگر هم پول ندارید به دنبال رابطه و زد و بند باشید ...

و اگر نه پول دارید و نه رابطه نگاهی در آینه به صورت و قد و قامتتان بیندازید و ببینید که آیا برازنده این رشته هستید یا نه اگر بودید بهتر است عکستان را به دفاتر تولید بفرستید شاید فرجی شد و شما را برای بازی در نقشی پسندیدند ...

اما اگر هیچیک را نداشتید فکر بازیگر شدن را از سرتان برای همیشه دور کنید ...

 

مطلبی دیگر از بزرگترین وبلاگ سینمایی ایران در رابطه با ورود به دنیای بازیگری که مجددا منتشر شده است :

 

از بدو ورود سینما به ایران و آغاز فعالیتهای سینمایی و تلویزیونی بودند علاقمندان و مشتاقان زیادی که حتی حاضر بودند برای یکبار دیده شده بر پرده نقره ای سینما و یا جعبه جادویی تلویزیون و یا حتی یکبار حضور بر سن تئاتر از جان خود هم بگذرند ...

چه بسا هنرمندان قدیمی بسیاری که با زجر کشیدنهای فراوان و طرد شدن از خانواده هایشان مجوز حضور در سینما و تلویزیون را پیدا کردند و بعد در کنج عزلت چشم فرو بستند و دیگر امروزه کسی حتی از آنان یادی هم نمیکند و یا حتی نسل سینما رو امروزه هم آنها را نمیشناسد ...

سینما و تلویزیون و اصلا کلا حرفه و یا پیشه هنرپیشگی و بازیگری جادو میکند چرا که کمتر کسی را میبینیم که مشتاق حضور ولو به صورت سیاهی لشکر که امروزه نام جدید هنروری را روی آن گذاشته اند  نباشد ...

همه و همه زن و مرد و پیر و جوان و حتی کودک مشتاق حضور در سینما هستند به همین دلیل از حدودا ۱۰ - ۱۵ سال پیش در ایران امرهای ناپسند زیادی برای حضور ولو ۱ دقیقه ای در سینما و تلویزیون به وجود آمد ...

کلاسهای بازیگری و کارگردانی و سایر امور سینمایی که مثل قارچ سر از هر جایی درآورده اند و با وعده و وعیدهای فراوان یک عده مشتاق سینما و تلویزیون را خام کرده و با گرفتن مبالغ هنگفتی که گاها بین ۱ تا ۵ میلیون تومان است سعی بر این میکنند که مشتاقان بازیگری را به کلاسهای خود بکشانند و بعد از مدتی هم مدرکی به او داده و او را رها کنند ... البته از ابتدا این را نمیگویند و با وعده های پوچ و تو خالی جوری سر هنرجویان مشتاق را با زبان چرب و نرم خود شیره میمالند که طرف خود را در آینده ای نزدیک سوپر استاری میبیند که همه حاضرند برای یک امضا گرفتن از او سر و دست بشکنند ...

اما براستی اینگونه نیست و تمامی اینها وعده هایی است پوچ و تو خالی و فقط برای پر کردن جیب عده ای و خالی کردن جیب مشتاقان حضور در سینما ...

کاش اینگونه اعمال فقط به کلاسهای بازیگری ختم میشد چه بسا بسیاری دیگر که هزاران بلای ناپسند سر مشتاقان ورود به دنیای هنر آورده و بعد آنها را رها میکنند و این عده چه راحت در مطبوعات و جراید تبلیغ کلاسهایشان را میکنند اما افسوس و صد افسوس که هیچیک از مشتاقان ورود به دنیای هنر از این طریق به هیچ جایی نمیرسند ...

ورود به سینما اینروزها شده یک باند مافیایی بزرگ که هر کسی را در خور حضور در خود نمیداند یا باید پولت از پارو بالا برود و بتوانی سر کیسه را حسابی شل و ول کنی و میلیون ها تومان ( بخوانید صدها میلیون ) خرج کنی تا بتوانی با هر کارگردان و بازیگری که خواستی در رل اول فیلمهای سینمایی یا سریالهای تلویزیونی ظاهر شوی و یا میبایست یک پارتی کت و کلفت داشته باشی تا بتوانی به هر جا میخواهی برسی و یا میبایستی مثل خیلی هایی که امروزه در سینما و تلویزیون فعالیت میکنند قوم و خویش بازیگر داشته باشی تا او در هر قراردادی که میبندد شرط بگذارد که فقط با حضور تو در آن فیلم یا سریال بازی خواهد کرد ...

این را مطمئن باشید که جز این شرایط به هیچ عنوان نخواهید توانست در هیچیک از عرصه های هنری به جایی برسید ...

در زیر متنی از خبر آن لاین را به نقل از سایت سینمای ما بخوانید :

 

براساس تازه ترین برنامه‌های معاون امور سینمایی، انجمن بازیگران سینمای ایران درصدد تعیین قوانین تازه در مورد بازیگری در سینمای ایران برآمده است. یکی از اولین موضع‌گیری‌های جواد شمقدری بعد از انتصاب به سمت معاونت امور سینمایی، طرح مسائلی در مورد ورود بازیگران با پشتوانه مالی به سینما و همچنین تعیین سقف برای دستمزد بازیگران بود؛ موضوعی که شاید مدت‌ها از سوی بسیاری از سینماگران در محافل خصوصی مطرح می‌شد اما راه به جایی نمی‌برد و غیر از گلایه‌های گاه به گاه در سطح جدی‌تری عنوان نمی‌شد اما با طرح این مسئله از سوی شمقدری شکل قضیه جدی‌تر به نظر می‌رسد و تصور می‌شود که در دوران مدیریت او سخت‌گیری‌هایی در این موارد صورت بگیرد تا شرایط ورود بازیگران به سینما تغییر کرده و از سوی دیگر بازیگران امکان هر میزان از دستمزد را از دست دهند.
معایب و مزایای این برنامه در گفت‌وگو با اهالی سینما و به طور خاص بازیگران و همچنین مسئولان انجمن بازیگران روشن‌تر می‌شود و می‌توان در نهایت به این نتیجه قطعی رسید که برنامه عنوان شده امکان عملی شدن دارد یا نه.

مقابله با ورود بازیگران به سینما با پشتوانه مالی
جواد شمقدری برنامه‌های خود در مورد بازیگران را در برنامه‌های متفاوت مطرح کرد. او در مراسم مدیران بنیاد سینمایی فارابی اعلام کرد که باید با مطالبه دستمزدهای بالا از سوی بازیگران و پرداخت این مبالغ مقابله کرد. او در این زمینه گفت: «امروز شاهدیم که برخی بازیگران دستمزدهای بسیار بالایی می‌گیرند در حالی که همه عوامل سینما با ایده‌ها و فعالیت‌شان در ساخت یک فیلم سهیم هستند هزینه تولید به میزان تأثیر و کارکرد هر یک از این عوامل در اکران باید در نظر گرفته شود.»

اظهار نظرهای او در مورد بازیگران با صحبت در مورد نحوه ورود برخی از بازیگران به سینما ادامه پیدا کرد. او در گفت‌وگویی در مورد ورود بازیگران با پشتوانه مالی به سینما، گفت: «فیلمسازی کار آزادی است و این کارگردانان و تهیه‌کنندگان هستند که بازیگر فیلم‌های خود را انتخاب می‌کنند. لذا ما محدودیتی نمی‌توانیم ایجاد کنیم اما می‌توانیم با کمک انجمن بازیگران راهکارهای منطقی این کار را پیدا کنیم. برخی از مسائل نیازمند همکاری همه اهالی سینما است چرا که ما نمی‌توانیم جلوی ورود کسی به سینما را به این شکل مسدود کنیم چون که کشور ما کشور آزادی است و فیلمسازی نیز کار آزادی است و یک کارگردان و تهیه‌کننده، بازیگر فیلم خویش را انتخاب می‌کند و ما نمی‌توانیم محدودیتی برای بازیگرانی که با پول وارد سینما می‌شوند ایجاد کنیم.»

او راهکار خود را برای برطرف کردن این مسئله چنین عنوان کرد: «ما سعی خواهیم کرد با همکاری انجمن بازیگران راهکارهای منطقی برای مقابله با بازیگرانی که با پشتوانه پولی وارد مقوله بازیگری می‌شوند را پیدا کنیم. ما تلاش می‌کنیم در مراحل بعدی و در راستای فرهنگی و با یاری رسانه‌ها و همه اهالی سینما راهکارهای منطقی برای جلوگیری از ورود بازیگرانی که صرفاً با پشتوانه مالی وارد بازار کار می‌شوند و در فعالیت بازیگران تحصیلکرده و با تجربه مشکل ایجاد می‌کنند، بیابیم.»

طرح این مسائل از سوی معاون امور سینمایی در ابتدای ورود به این حوزه نشانگر آن است که او در مورد نوع حضور بازیگران در سینما و دستمزدهای دریافتی آنان حساسیت‌هایی دارد که قطعاً برنامه‌های عملی او در این مورد به مرور اعلام خواهد شد.

راه حل سخت تعیین سقف دستمزد
شمقدری در سخنان خود به این مسئله اشاره داشته که مایل است به واسطه همفکری با انجمن بازیگران سینمای ایران برنامه‌ای در مورد دستمزد بازیگران و نحوه ورود آنان به سینما تعیین کند. داود رشیدی، رئیس انجمن بازیگران سینمای ایران در چگونگی تعیین سقف دستمزد برای بازیگران به خبر می‌گوید: «مطمئناً این مسئله راه حلی دارد اما راه رسیدن به این راه حل کمی دشوار به نظر می‌رسد زیرا با مسئله پیچیده‌ای مواجه هستیم.» او ادامه می‌دهد: «یک بحث رسیدن به راه حل در این زمینه است و مسئله دیگر متعهد بودن نسبت به آن و اجرایی شدن برنامه ارائه شده از سوی تهیه‌کنندگان و بازیگران است.»

رئیس انجمن بازیگران سینمای ایران تأکید می‌کند که در صورت تصویب برنامه‌ای در این زمینه سینماگران باید برای آن احترام قائل باشند و تلاش خود را صرف اجرایی کردن آن کنند. او راهکار خود را برای رسیدن به برنامه‌ای شامل سقف دستمزدهای بازیگران می‌گوید: «ابتدا باید ببینیم که چطور می‌توان این سقف را تعیین کرد. به نظر می‌رسد یک گروه کارشناس از بازیگران باید شورایی تشکیل دهند تا با در نظر گرفتن توان بازیگران و کارشناسی کار آنان در مورد رقم‌های دستمزد اعمال نظر کنند.» داود رشیدی همچنین می‌گوید: «مهمتر از تصویب طرحی در این زمینه اجرایی کردن آن در عمل است. اما آمادگی انجمن بازیگران را برای ارائه طرح‌ها و راهکارهای در این زمینه و مقابله با حضور بازیگران با پشتوانه مالی در سینما اعلام می‌کنم.»

هنرمند قیمت ندارد
ایرج قادری، کارگردانی است که بازیگرانی مانند جمشید هاشم‌پور، محمدرضا گلزار و شقایق فراهانی برای اولین بار در فیلمی به کارگردانی او نقش یک خود را در سینمای ایران ایفا کرده‌اند. این کارگردان حضور بازیگران را به واسطه پشتوانه مالی در سینما امری غیرمعقول می‌داند و به خبر می‌گوید: «اولاً اثبات این مسئله که بازیگری با پرداخت پول وارد سینما شده است، کار دشواری است زیرا چه کسی باید این مسئله را بپذیرد که بازیگری با پول وارد سینما شده است اما در مرحله بعد اگر چنین مسئله‌ای مشخص شود بسیار نادرست و غیرقابل پذیرش است.» او ادامه می‌دهد: «پولی که یک فرد به کارگردان می‌پردازد تا بتواند نقشی را در فیلم برعهده بگیرد، چه ارزشی دارد که کارگردانی زیر بار آن برود و بخواهد چنین مسئله‌ای را در کارنامه کاری خود ثبت کند. این‌ها توهین به شخصیت یک کارگردان است.»

او با اشاره به بازیگرانی که به واسطه همکاری با او در سینما به عنوان بازیگر نقش یک شناخته شده‌اند، می‌گوید: «جمشید هاشم‌پور در «تاراج» اولین نقش یک خود را در سینما بازی کرد و محمدرضا گلزار هم با «سام و نرگس» شناخته شد و شقایق فراهانی هم در «طوطیا» نقش اصلی خود را بازی کرد. اما هیچ یک از این‌ها غیر از توانایی خود هزینه‌ای برای شناخته شدن در سینما پرداخت نکردند و به همین خاطر است که می‌بینیم هاشم پور، 15 سال مرد اول سینمای ایران بود و گلزار ستاره سینما است و شقایق فراهانی تا چه حد پرکار است و مطرح.»

او همچنین در مورد تعیین سقف برای دستمزد بازیگران می‌گوید: «ابتدا باید به این مسئله آگاه باشیم که به واقع هنرمند قیمت ندارد. بازیگری می‌تواند دستمزد مورد نظر خود را مطالبه کند این برعهده کارگردان و تهیه‌کننده است که این رقم را بپذیرند یا نه. اگر رقم مورد پذیرش قرار گیرد دیگر مسئولیت این کار برعهده خود تهیه‌کننده است که پذیرفته این رقم را بپردازد و اگر پذیرفته نشود به مرور این بازیگر فید می‌شود و از یادها می‌رود.» او با اشاره به وضعیتی که دستمزد بازیگران در دوران قبل از انقلاب اسلامی داشت، می‌گوید: «مرحوم فردین، آرمان و ملک مطیعی با یکدیگر عهد کرده بودند که کمتر از 20 هزار تومان دستمزد نگیرند اما در مقطعی برخی از آنان کمتر از این رقم را هم دریافت می‌کردند.»

او ادامه می‌دهد: «مرحوم فردین برای بعضی از کارهایشان 300 هزار تومان هم دستمزد می‌گرفتند این در حالی بود که بعضی از بازیگران فقط 2 هزار تومان درستمزد داشتند. تهیه‌کننده به این دلیل می‌پذیرفت دستمزد بالایی به فردین بدهد که می‌دانست بسیار بیشتر از این رقم به واسطه اکران فیلم عاید او می‌شود.» قادری در پایان سخنانش می‌گوید: «تهیه‌کنندگان می‌توانند این مسئله را مطرح کنند که دستمزد بالایی به بازیگران ندهند زیرا این مسئله خداپسندانه نیست که فقط یک عضو گروه چنین دستمزدی داشته باشد اما به هر حال بازیگران شناخته شده همواره خواهان دستمزد بالا هستند. کارگردانان نیز به دلیل شرایطی که سینماداران در مورد اکران فیلم‌ها به وجود آورده‌اند نمی‌توانند از بازیگران تازه وارد استفاده کنند، زیرا این روزها میزان شناخته شده بودن بازیگر یکی از معیارهای اکران فیلم است. در این میان باید به دنبال راه حلی منطقی و البته عملی بود.»

...................................................................

این در حالی است که بسیاری معتقدند که بسیاری از تهیه کنندگان و کارگردانان با گرفتن مبالغ هنگفت عده ای را امروزه به درجه سوپراستاری رسانده اند حالا خود شما میدانید که چه بکنید به قول معروف صلاح مملکت خویش را خسروان دانند یا حرف ما را میپذیرید و یا اینکه شما هم گول میخورید و پولی خرج کرده و وقتی برای حضور در کلاسهای بازیگری میگذارید و به هیچ جا هم نمیرسید ...

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و هفتم آبان 1388ساعت 22:1  توسط هنرمند | 

بزرگترین وبلاگ سینمایی ایران از صبح امروز در داغ و سوگ وصف ناشدنی به سر میبرد . درگذشت نیکو خردمند این اسطوره سینمای ایران و مادر مهربان داغی عظیم را بر دل ما گذاشته است . به همین جهت بر آن شدیم تا کمی از زندگی این استاد سینمای ایران را برای شما بازگو نماییم :

نیکو خردمند  بازیگر توامند سینما و تلویزیون و تئاتر ایران ۱۹ آبان ماه سال ۱۳۱۱ در شهر تهران دیده به جهان گشود و در ۲۵ آبان ماه سال ۱۳۸۸ از این دنیای فانی کوچ کرد و به آسمانها رفت .

این بازیگر توامند سینما و تلویزیون و تئاتر ایران بعد از اتمام تحصیلاتش که تا مقطع دیپلم بود روی به هنر آورد . و از سال ۱۳۳۷ با گویندگی در رادیو فعالیتش را آغاز نمود . مرحومه نیکو خردمند از سال ۱۳۳۹ فعالیتش را در دوبلاژ آغاز کرد و در طول مدت کاری اش در زمینه دوبلاژ به جای بازیگران مشهوری همچون : کلودیا کاردیناله - اواگاردنر - الیزابت تیلور - فخری خوروش - ایرن و کتایون صحبت میکرد . همچنین از سال ۱۳۵۱ او مجری برنامه ( معرفی تئاتر در تلویزیون ) نیز بود .

مرحومه نیکو خردمند فعالیت بازیگری اش را از ۱۳۶۹ با بازی در فیلم پرده آخر به کارگردانی واروژ کریم مسیحی آغاز کرد که برای بازی در همین فیلم ارزشمند تاریخ سینمای ایران توانست سیمرغ بلورین بهترین بازیگر نقش دوم زن را در نهمین دوره جشنواره بین المللی فیلم فجر از آن خود نماید .

مرحومه نیکو خردمند بازیگر پیشکسوت و توانمند سینمای ایران در سریالها و فیلمهای بسیار زیادی به ایفای نقش پرداخت که از میان مجموعه های تلویزیونی اش میتوان به موارد زیر اشاره نمود :

آوای فاخته به کارگردانی بهمن زرین پور سال ۱۳۷۳ - آپارتمان به کارگردانی اصغر هاشمی سال ۱۳۷۳ - دزدان مادربزرگ به کارگردانی مهدی صباغ زاده سال ۱۳۷۴ - آژانس دوستی ( بازیگر میهمان ) سال ۱۳۷۷ - و بسیاری از مجموعه های تلویزیونی دیگر ...

همچنین نیکو خردمند در بسیاری از فیلمهای سینمایی نیز به ایفای نقش پرداخت که آخرین اثر وی در سینما بازی در فیلم خاک آشنا به کارگردانی بهمن فرمان آرا بود که او در این اثر بسیار خوش درخشید و در کنار بازیگرانی همچون : رویا نونهالی - بابک حمیدیان - مریم بوبانی و رضا کیانیان بازی بینظیرش را به نمایش گذاشت .

از دیگر فیلمهای سینمایی این بانوی فرهیخته میتوان به : حکایت آن مرد خوشبخت - خانه خلوت - مسافران - بازیچه - راز گل شب بو - روانی - سفر پر ماجرا - هزاران زن مثل من - دختری به نام تندر - همسردلخواه من - کاغذ بی خط - صبحانه برای دو نفر و چند میگیری گریه کنی اشاره نمود .

مرحومه نیکو خردمند بازیگر و دوبلور ارزشمند سینما و تلویزیون و تئاتر ایران توانسته بود چندین افتخار در هنر برای خود کسب نماید که از میان میتوان به موارد زیر اشاره نمود :

برنده سیمرغ بلورین بهترین بازیگر نقش دوم زن در نهمین جشنواره فیلم فجر برای بازی در فیلم پرده آخر به کارگردانی واروژ کریم مسیحی

برنده سیمرغ بلورین بهترین بازیگر نقش دون زن در دوازدهمین جشنواره فیلم فجر برای بازی در فیلم بازیچه به کارگردانی تورج منصوری

نامزد دریافت جایزه بهترین بازیگر نقش دوم زن در چهاردهمین جشنواره فیلم فجر برای بازی در فیلم غزال به کارگردانی مجتبی راعی

برنده دیپلم و لوح تقدیر بهترین بازیگر زن در دومین جشنواره سیما برای بازی در سریال آوای فاخته به کارگردانی بهمن زرین پور

همچنین لازم به ذکر است که مرحومه نیکو خردمند بازیگر ارزشمند سینمای ایران خواهر ۲ بازیگر محبوب کشورمان خانمها آهو خردمند و گیسو خردمند نیز میباشند .

بزرگترین وبلاگ سینمایی ایران بار دیگر مصیبت از دست دادن این بانوی هنرمند را صمیمانه تسلیت و تعزیت عرض مینماید و برای بازماندگان این مرحومه صبر و برای روح این استاد گرانقدر علو درجات را از کردگار توانا مسئلت دارد .

در زیر متن پیامی از رضا منتظری بازیگر و فیلمنامه نویس کشورمان را میخوانیم :

آرام آرام اشک می ریزم، می پذیرم که رفته اید و دیگر برنمی گردید اما نمیتوانم آرام بگیرم ... شما استادان بزرگواری بودید که سینما از حضور تاثیر گذار شما به خود می بالد و آثار به یاد ماندنی شما همچون گوهری شب چراغ بر بدنه سینمای ایران نقش بسته است. بودن در کنار شما غنیمتی بود برای ما اما، افسوس و صد افسوس که تا بودید آنگونه که شایسته بود قدر وجود ناب شما را ندانستیم و فقط در عرض چند ماه دست اجل شما نازنین هنرمندان این مرز و بوم را جدا کرد و به آسمانها برد.

از مهری مهرنیا این پیر هنرمند سینمای ایران شروع شد. نزدیک به عید سال 88 بود یا بهتر بگویم سال مرگ سینمای ایران. خبری در جا میخکوبم کرد: مهری مهرنیا رفت.

هنوز داغدار از دست دادن خسرو شکیبایی این اسطوره هنر سینمای ایران بودم و با شنیدن از دست دادن این پیربانوی هنرمند طاقت از کف دادم و زار زار گریستم، شوخی نبود با از دست دادن این بانوی پر مهر سینمای ایران چندمین اسطوره اش را از دست داد، اسماعیل داورفر، خسرو شکیبایی و مهری مهرنیا.

هنوز غم جانکاه از دست دادن این بانوی گرانقدر را در سینه داشتم که ضربه مهلک دیگری بر من وارد شد و آن هم خبر از دست دادن پروین سلیمانی این پیرزن نمکین و طناز سینمای ایران بود. بانوی ارزشمند که سالهای سال بود که از نزدیک می شناختمش و در کنارش چون شاگردی دست به سینه آموخته بودم. سنگینی این ضربه نه تنها به خاطر خبر فوت او، که برای رنجها و دردهایی بود که از زبان او شنیده بودم. از سختیها و مرارت های زندگی و از اینکه دیگر کسی به یاد او نیست و حالش را نمی پرسد ...

و بعد پشت سر هم شروع شد ابتدا با خبر درگذشت ندا غلامحسین زاده بازیگر جوانی که اولین تجربه بازیگری اش را در سریال رستگاران به کارگردانی سیروس مقدم داشت تجربه میکرد، که به همراه تعداد کثیر دیگری از هم میهنانمان در حادثه سقوط هواپیمای ارمنستان جان به جان آفرین تسلیم کرد و نتوانست حلاوت اولین حضورش را برای بازی در یک سریال بچشد ...

دومین خبر مربوط به درگذشت «ننه آقا»ی سینمای ایران مرحوم فرخ لقا هوشمند بود، بانوی هنرمند ایرانی از خطه سرسبز شمال که سالهای سال با دیدن بازیهایش لذت را به دوستدارانش هدیه نموده بود ...

و بعد تنها در طی چند روز 7 خبر تکان دهنده مرا در بهتی عجیب فرو برد. خبر بیماری شدید بهروز بقایی بازیگر نازنین سینما و تلویزیون و تئاتر ایران شروع شد که خوشبختانه شنیدیم که این روزها حالش رو به بهبودی است.

مسعود رسام تهیه کننده نام آشنای سریالهای خاطره انگیز سالهای نه چندان دور از میانمان پر کشید، محسن آراسته بازیگر قدیمی سینما که همیشه یک جورهایی از نقشهایش میترسیدیم رفت، امیر قویدل کارگردان بزرگ سینمای ایران سوار «ترن» مرگ شد و ما را تنها گذاشت، عباس شباویز و جمشید لایق هر دو در یک روز رخت از دیار باقی برچیدند و رفتند و اما نوبت به نیکو خردمند رسید این نیکوی سینمای ایران بود که شب گذشته به ناگهان از میان ما رفت و ما را تا ابد داغدار نبود خویش کرد ...

بیایید تا دیر نشده به فکر دیگر پیشکسوتان عرصه فرهنگ و هنر این مملکت باشیم تا بعد افسوس نبودشان را نخوریم ...

آیا این روزها هیچ از خود پرسیده ایم که: حمیده خیرآبادی این مادر سینمای ایران کجاست و چه میکند؟ مهین شهابی، فخری خوروش، مهری ودادیان، محمد ورشوچی و سایر هنرمندانی که مجال نوشتم نامشان را پیدا نمیکنم این روزها در چه حالی هستند؟

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و ششم آبان 1388ساعت 20:43  توسط هنرمند | 

همه ساله سینمای ایران در چنین روزهایی منتظر برگزاری مهمترین اتفاق خود یعنی برگزاری جشنواره بین المللی فیلم فجر است .

جشنواره ای که همه ساله با حرف و حدیثهای بسیاری همراه است و هزاران مخاطب رراضی و ناراضی دارد از اهالی سینما و مطبوعات گرفته تا بینندگان عادی سینما !

 

اما امسال سینمای ایران در حالی به استقبال بیست و هشتمین دوره جشنواره فیلم فجر می‌رود که این دوره از جشنواره از جنبه‌های مختلف تفاوت‌های بسیاری با دو سال گذشته دارد.همزمانی نمایش فیلم‌های دو بخش سینمای ایران و بین‌الملل، حضور فیلم‌های توقیفی چند سال گذشته و افزایش مبلغ جوایز، همگی مواردی است که بیست و هشتمین دوره جشنواره فیلم فجر را نسبت به سال‌های گذشته متفاوت می‌کند.

همزمانی بین‌الملل و سینمای ایران
در دو سال گذشته براساس برنامه‌ای که از سوی مجید شاه حسینی، مدیرعامل وقت بنیاد سینمایی فارابی ارائه شد، زمان برگزاری دو بخش بین‌الملل جشنواره فیلم فجر و سینمای ایران تغییر پیدا کرد به این ترتیب که بخش بین‌الملل زودتر از سینمای ایران برگزار شد و فیلم‌های این بخش در پنج روز ابتدایی جشنواره به نمایش در می‌آمدند و فیلم‌های بخش سینمای ایران در روزهای باقی‌مانده تا اختتامیه. این تصمیم‌گیری اعتراض‌هایی را به همراه داشت به گونه‌ای که بسیاری به این جمع‌بندی رسیدند که جشنواره همزمان با نمایش آثار ایرانی رسمیت پیدا می‌کند و مورد توجه مخاطبان قرار می‌گیرد.

با وجود آنکه در اولین سال برگزاری جشنواره به همین ترتیب این نتیجه به دست آمده بود، مجید شاه حسینی به عنوان دبیر جشنواره در سال 1387 و بیست و هفتمین دوره جشنواره هم اصرار داشت تا دو بخش سینمای ایران و بین‌الملل مستقل از هم برگزار شود. این اتفاق رخ داد و در نهایت سال قبل هم، همزمان با نمایش فیلم‌های ایرانی جشنواره رنگ و بوی همیشگی به خود گرفت. حتی در سالن سینمای مطبوعات و اهالی رسانه هم زمان نمایش فیلم‌های خارجی حدود یک چهارم تماشاگران فیلم‌های ایرانی حضور داشتند اما امسال با توجه به تغییرات مدیریتی که در بنیاد سینمایی فارابی و مدیریت جشنواره به وجود آمده زمان پخش فیلم‌های این دو بخش همزمان اعلام شد.

البته این در حالی رخ داد که در اولین اعلام فراخوان جشنواره عنوان شده بود فیلم‌های بخش بین‌الملل مستقل از فیلم‌های ایرانی به نمایش درخواهد آمد. اما براساس تازه‌ترین اعلام دبیرخانه جشنواره، امسال جشنواره فیلم فجر از تاریخ 5 تا 15 بهمن ماه برگزار می‌شود. براساس مصوبه آخرین جلسه شورای سیاستگذاری بیست‌وهشتمین جشنواره بین‌المللی فیلم فجر که در حضور معاونت سینمایی و سمعی و بصری برگزار شد مقرر شد با توجه به اینکه امسال یوم الله بیست ودوم بهمن ماه همزمان با دهه آخر صفر خواهدبود، به جهت تکریم اربعین سالار شهیدان (ع) و مقام رفیع پیامبر اعظم (ص)، جشنواره فیلم فجر امسال از تاریخ پنجم لغایت پانزدهم بهمن ماه برگزار شود. مراسم اختتامیه بخش بین‌الملل دوازدهم بهمن‌ماه و مراسم اختتامیه اصلی جشنواره بخش سینمای ایران چهاردهم بهمن ماه برگزار می‌شود.

به این ترتیب طرحی که اجرای آن از سال 1386 آغاز شده بود و منتقدان بسیاری داشت پس از دو سال اجرا متوقف می‌شود و جشنواره فیلم فجر به روال گذشته خود باز می‌گردد تا نشان دهد مشکل بخش بین‌الملل جشنواره و جلب نظر افراد در مورد این بخش به واسطه برگزاری مستقل آن اتفاق نمی‌افتد. شاه حسینی با این هدف مسئله تفکیک زمان پخش فیلم‌های سینمای ایران و بین‌الملل جشنواره را مطرح کرده بود که در سال‌های آتی بخش بین‌الملل کاملاً مستقل برپا شود.

18هزار یورو سه جایزه نقدی بین‌الملل
امسال تغییراتی در عناوین جوایز بخش‌های بین‌الملل جشنواره فیلم فجر و مبالغ جوایز این بخش‌ها به وجود آمده است. حبیب ایل بیگی، مدیر روابط عمومی جشنواره فیلم فجر و بنیاد سینمایی فارابی در مورد تغییراتی که دراین بخش به وجود آمده، به «خبر» می‌گوید: «امسال جایزه مصطفی عقاد با عنوان بیرق طلایی اهدا خواهد شد و مبلغ نقدی جایزه 8000 یورو خواهد بود. این جایزه به اثری برگزیده در بخش‌های جام جهان نما، جلوه گاه شرق و در جست‌وجوی حقیقت و عدالت اهدا می‌شود.»

او در مورد جایزه دیگر این بخش می‌گوید: «جایزه راه فیروزه به بهترین فیلم از کشور‌های عضو اکو اهدا می‌شود. کشورهایی چون، ایران، ترکیه، افغانستان و ترکمنستان و در مجموع 10 کشور عضو این سازمان هستند و مبلغ نقدی این جایزه 5000 یورو خواهد بود.» یک جایزه 5000 یورویی دیگر در این بخش اهدا خواهد شد که ایل‌بیگی در این زمینه می‌گوید: «ققنوس زرین از دیگر جوایز بخش بین‌الملل جشنواره است که این جایزه به بهترین فیلم در بخش جلوه گاه شرق اهدا می‌شود.»

او با تأکید براینکه امسال عنوان فیلم معناگرا در جشنواره به کار نمی‌رود، در مورد سایر بخش‌ها می‌گوید: «به جای عنوان سینمای معناگرا، در جست‌وجوی حقیقت و عدالت مورد استفاده قرار می‌گیرد و همچنین در بخش پویانمایی دو سیمرغ اهدا می‌شود. دو سیمرغ بخش پویانمایی یکی به فیلم برگزیده بخش کوتاه و نیمه بلند و دیگری به فیلم بلند اهدا خواهد شد که به این ترتیب بخش پویانمایی جشنواره، هویتی مستقل می‌یابد.»

امسال برای نخسین بار اقدامات برای جداسازی سازمان برگزاری این جشنواره از بنیاد سینمایی فارابی صورت گرفته است و برخلاف سال‌های گذشته که در مقررات جشنواره عنوان می‌شد این رویداد سینمایی از سوی بنیاد سینمایی فارابی و با حمایت معاونت امور سینمایی برگزار می‌شود، اعلام شده جشنواره از سوی سازمان جشنواره بین‌المللی فیلم فجر و با حمایت معاونت امور سینمایی برپا می‌شود. پیش از این در راستای این هدف، دبیر جشنواره فردی غیر از مدیرعامل بنیاد سینمایی فارابی اعلام شد و مهدی مسعود شاهی پیش از انتصاب احمد میرعلایی به عنوان مدیرعامل فارابی کار خود را در دبیرخانه جشنواره فجر آغاز کرد.

در حالی که هیأت انتخاب بخش بین‌الملل جشنواره از دو هفته قبل کار خود را آغاز کرده، مهلت پایانی ارسال کارهای کوتاه و مستند و 30 آبان ماه و مستقل از مهلت ارائه آثار سینمایی اعلام شده است.

جشنواره‌ای به دور از رکود
جمال شورجه، کارگردان که در دوره‌های مختلف جشنواره فیلم فجر به عنوان یکی از اعضای هیأت انتخاب و یا داوارن حضور داشته است، در مورد بیست و هشتمین دوره جشنواره فیلم فجر، به خبر می‌گوید: «با توجه به حجم فیلم‌های در دست تولید و آماده نمایش تصور می‌شود در این دوره از جشنواره فیلم فجر با ترافیک فیلم‌ها مواجه باشیم. در حالی با این شرایط روبه‌رو هستیم که شاید در ماه‌های گذشته بسیاری چنین تصور می‌کردند که در این دوره از جشنواره فیلم فجر با کمبود فیلم‌ها روبه‌رو شویم.»

او ادامه می‌دهد: «جشنواره فیلم فجر در این دهه مبارک جایگاه ویژه خود را به دست آورده است و در مدت 10 روز برگزاری این جشنواره چشم همه سینماگران و سینمادوستان به این جشنواره است تا حاصل کار یک‌ساله سینمای ایران را در این مقطع ببینند. تجمع فیلم‌هایی که به نظر می‌رسد در این دوره از جشنواره به نمایش درآیند موجب می‌شود تا بتوانم بگویم در این دوره از جشنواره با رکود مواجه نخواهیم بود و اتفاقاً جشنواره پررونقی خواهیم داشت.»

شورجه همچنین در مورد تفکیک دو بخش سینمای ایران و بین‌الملل جشنواره می‌گوید: «مدت‌ها جشنواره فیلم فجر به این ترتیب برگزار می‌شد که فیلم‌های ایرانی و خارجی در یک زمان روی پرده می‌رفتند و هر دو دسته فیلم‌ها با استقبال تماشاگران روبه‌رو بودند. تصور می‌کنم با این شکل برگزاری جشنواره رونق بیشتری بگیرد و تعداد تماشاگران در تمام ده روز برپایی این رویداد سینمایی قابل توجه و چشمگیر باشد.»

اما مهمترین نکته ای که همیشه باعث گلگی بسیاری از اهالی سینما بوده و هست و خواهد بود در مورد پیش فروش ناعادلانه بلیطهای سینماست ...

متاسفانه و به رغم تلاشهای بسیاری که در این زمینه صورت گرفته است همه ساله با کارشکنی تعدادی از مسئولین بخش پیش فروش بلیطهای جشنواره این بلیطها به طرز کاملا ناعادلانه ای توزیع میشود مثلا در روزی که مختص هنرمندان است عده ای از نیمه شب برای تهیه بلیط پشت در سینما می ایستند و از سرما میلرزند اما عده ای دیگر ساعت ۹ صبح از خواب ناز بلند شده و به سینما فلسطین میروند و بلیطهایشان هم برای بهترین سینماهای تهران آماده است و هرچند سری را که میخواهند تهیه میکنند و میروند .

امیدواریم که حداقل امسال شاهد این کارشکنی ها نباشیم .

علی معلم منتقد سینما و سردبیر ماهنامه دنیای تصویر در مورد معضلات جشنواره فیلم فجر چنین میگوید :

معضلات جشنواره فیلم فجر اساسی است و وجودش اجباری. این جشنواره در عین حال که وجودی لازم و ضروری برای سینمای ایران دارد، با مشکلاتی اساسی هم روبه‌رو است؛ مشکلاتی که به نظر می‌رسد باید مدیریت شوند و هر چه زودتر چاره‌ای برای آنها اندیشیده شود.

امسال مدیران جدیدی مسئولیت برگزاری جشنواره فیلم فجر را برعهده گرفته‌اند که نمی‌دانم این افراد تا چه حد دغدغه برطرف کردن مشکلات جشنواره را دارند اما واضح است که رسیدگی به کاستی‌های آن باید در اولویت کاری این گروه قرار بگیرد. جشنواره فیلم فجر باید بر سر جایگاه اصلی خود قرار بگیرد و تعریف ملی و بین‌المللی خود را به دست آورد.

نحوه داوری‌ها، نمایش فیلم‌ها و چگونگی پذیرش و انتخاب فیلم‌های این جشنواره باید در چارچوب و قاعده یک جشنواره بین‌المللی باشد. متأسفانه در سال‌های گذشته همواره شاهد بودیم که مدیران جشنواره و مدیران سینمایی براساس خواسته و تمایل خود این جشنواره را جهت‌دهی می‌کنند و عناوینی را وارد آن می‌کنند و به موضوعاتی خاص می‌پردازند در صورتی که برای رسیدن به جشنواره‌ای استاندارد و قابل قبول نباید تا این حد شاهد برخوردهای سلیقه‌ای باشیم.

نحوه گزینش فیلم‌ها برای جشنواره فیلم فجر چندان قابل تأیید نیست، زیرا لزومی ندارد اغلب فیلم‌هایی که در طول سال تولید می‌شوند، حتماً در جشنواره به نمایش درآیند. از سوی دیگر تعداد نمایش‌هایی که برای فیلم‌ها درنظر گرفته می‌شود چندان منطقی نیست. در جشنواره‌هایی همانند کن و برلین و ونیز فیلم‌ها دو یا سه نوبت به نمایش درمی‌آیند که از این تعداد نمایش یکی از آن متعلق به اهالی مطبوعات آن هم تمامی مطبوعات جهانی و خود کشور برگزار‌کننده است. اما در جشنواره فیلم فجر به وضوح می‌بینیم که تعداد نمایش فیلم‌ها بسیار بالاست و در نهایت فیلم‌هایی که از سوی دولت حمایت شده‌اند در جشنواره بیش از فیلم‌های مستقل مورد حمایت هستند.

این نگاه خودی و غیرخودی به فیلم‌ها موجب می‌شود تا شاهد برقراری عدالت در جریان برگزاری جشنواره نباشیم. مشکل دیگر این است که حتی فیلم‌هایی که در جشنواره جایزه می‌گیرند و مورد توجه هستند مجوز اکران دریافت نمی‌کنند. از نمونه‌های اخیر این فیلم‌ها می‌توان به «زاد بوم» به کارگردانی ابوالحسن داودی اشاره کرد که در جشنواره سال گذشته بسیار مطرح شد اما نتوانسته مجوز اکران بگیرد.

مشکل دیگر جشنواره فیلم فجر مربوط به جوایز آن است. جوایز جشنواره‌ها یا به لحاظ مادی اهمیت دارند یا به قدری ارزشمند هستند که برگزیدگان آن در اکران کاملاً مورد توجه قرار می‌گیرند و تبلیغی جدی برای آنها صورت می‌گیرد. جوایز جشنواره فیلم فجر کدام‌یک از این اعتبارها را به همراه دارد؟ این وضعیت در مورد جشنواره فیلم فجر مشاهده می‌شود تصور می‌شد مدیران جدید رسیدگی به این مسائل را باید در اولویت کارهای خود قرار دهند.

 

بزرگترین وبلاگ سینمایی ایران امیدوار است که امسال با توجه به تغییر برخی مدیران شاهد برگزاری هرچه بهتر جشنواره فیلم فجر باشیم بالاخص امیدواریم که در بخش پیش فروش بلیطها حق کسی را ضایع نکنند ...

+ نوشته شده در  یکشنبه هفدهم آبان 1388ساعت 14:30  توسط هنرمند | 

همیشه و در همه جا صحبت از ارزش پیشکسوتان هنر میکنیم و به دیگران می آموزیم که باید به پیشکسوتان احترام گذارد و آنها را از یاد نبرد چرا که خود میدانیم که هر چه داریم را مدیون زحمات و رنجهای پیشکسوتان سینما و تلویزیون و تئاتر ایران هستیم ...

اما متاسفانه تمامی این حرفها فقط در حد همان حرف باقی میماند . مسئولین ارشد سینمای ایران هیچگاه یادی از هنرمندان پیشکسوت نمیکنند هنرمندانی که جوانی و عمر خود را به پای سینمای ایران ریختند و این روزها در گوشه عزلت و غریبی اکثرا با وضع مالی خراب و مریضی دست و پنجه نرم میکنند .

دنیای بی رحم هنر همین است تا زمانی که جان داری و مال داری و زیبایی داری تو را میخواهد و شیره جانت را میمکد اما وقتی که گرد میانسالی روی چهره ات نشست تو را از یاد میبرد .

بیایید کمی فکر کنیم و ببینیم که سینمای ایران براستی در طی همین یک سال و اند اخیر چه اسطوره هایی را از دست داد ؟

فرخ لقا هوشمند - پروین سلیمانی - مهری مهرنیا - سیف الله داد - خسرو شکیبایی و... از جمله هنرمندانی بودند که به ناگهان از میان ما پر کشیدند و رفتند ...

حال باید از خود سوال کنیم تا کی باید منتظر مرگ یک هنرمند بمانیم تا او را از تالار وحدت و یا خانه سینما به سمت قطعه هنرمندان بهشت زهرا ( س ) بدرقه کنیم ... تا کی باید از حال این اسطوره ها بی خبر بمانیم ...

آیا میدانید نيكو خردمند، شاپور قريب، جمشيد لايق و عباس شباويز از هنرمندان پيشكسوتي هستند كه اين روزها در بستر بيماري به سر مي برند. نيكو خردمند بازيگر سينماي ايران همچنان در يك كلينيك پزشكي بستري است.او چندي پيش دچار سكته مغزي شده و دكتر معالجشان هنوز اجازه مرخصي نداده، اما به گفته آهو خردمند خواهر او حالش رو به بهبودي است.
شاپور قريب كارگردان پيشكسوت سينماي ايران هم كه در پرونده كاريش ساخت اثر ماندگار «هفت تيرهاي چوبي» مشاهده مي‌شود چندي پيش دچار سكته مغزي شده و اين روزها در خانه‌اش بستري است و بنا به گفته همسرش حال مساعدي ندارد.
جمشيد لايق بازيگر باسابقه‌ي تئاتر، سينما و تلويزيون كه از دوشنبه 27 مهر در بخش سي.سي.يو بيمارستان «قلب» تهران بستري است، هم‌چنان دراين بخش به‌ سر مي‌برد و بنا به گفته همسرش در حال حاضر شرايط بهتري نسبت به هفته‌ي گذشته دارد اما همچنان در بخش‌ سي‌سي‌يو بستري است.
عباس شباويز تهيه كننده قديمي سينما هم كه بسياري از كارگردانان مطرح سينماي ايران كارشان را با او آغاز كرده‌اند، اين روزها به دليل مشكلات قلبي و لخته شدن خون در پايش و بيماري سرطاني كه از گذشته دارد در بيمارستان «مهراد» بستري شده و در حالت نيمه هوشياري به سر مي‌برد و روز دوشنبه عباس كيارستمي كه كار حرفه‌ايش را با ساخت تيتراژ فيلم «قيصر» به تهيه كنندگي او آغاز كرد به عيادتش رفت.
با توجه به جايگاه اين هنرمندان در سينماي ايران جا دارد، مسئولان پيگير وضعيت اين هنرمندان باشند.

امیدواریم که مسئولین کمی بیشتر به فکر پیشکسوتان باشند و به جای برگزاری مراسمهای تقدیر اینچنانی و آنچنانی در سینما و تلویزیون کمی هم از این هنرمندان پیشکسوت که در حیات هستند یادی بنمایند ...

+ نوشته شده در  یکشنبه هفدهم آبان 1388ساعت 14:20  توسط هنرمند | 

کاربران گرامی بزرگترین وبلاگ سینمایی ایران همچنان که پیش از این و در پستهای متنوع به اطلاع شما گرامیان رساندیم چندی پیش در برنامه صبح عالی به خیر که از سیمای جمهوری اسلامی ایران پخش گردید توسط چند منتقد با سابقه سینما دستمزدهای نجومی بازیگران سینمای ایران لو رفت در این لیست بلند بالا نام هنرمندانی چون : مهران مدیری و هدیه تهرانی ( که بالاترین دستمزدها را داشتند بیش از ۱۰۰ میلیون تومان ) به همراه بازیگران دیگری از جمله محمدرضا فروتن - اکبر عبدی - فاطمه معتمدآریا - ترانه علیدوستی - الناز شاکردوست - جواد رضویان - کامبیز دیرباز و... به چشم میخورد . از همان روزی که در این برنامه این اعداد و ارقام نجومی که گاها در بعضی موارد با قیمت یک آپارتمان در منطقه متوسط تهران برابری میکرد واکنشهای متفاوتی نسبت به این امر در میان تمامی اهالی سینما به وجود آمد ... تعدادی از بازیگران که نامشان در آن لیست کذایی بود کلا آن را تکذیب کردند عده ای از اهالی سینما من جمله تنی چند از منتقدان آن را تایید نمودند و بعضی هم بیطرفی خود را در این زمینه اعلام داشتند ...

اما به تازگی داوود رشیدی رئیس انجمن بازیگران سینمای ایران و مدیر کل اداره نظارت و ارزشیابی واکنشهای جدیدی را نسبت به این امر ابراز داشته اند که توجه شما را به آن جلب مینماییم :

سجادپور: حرف‌هایم را درست منتقل نكرده‌اند/افزایش مالیات بازیگران سینما، راه حل آخر است

 سید‌علیرضا سجادپور در همین رابطه با عنوان این كه نقل قول درستی از صحبت‌های وی درباره اخذ مالیات از بازیگران نشده، گفت: حل مسائل مربوط به بازیگران سینما، درون صنفی است و اگر هم ما با توجه به شرایط وارد عمل شویم، آخرین راهكار را دریافت مالیات متناسب با رقم قراردادهای بازیگران می‌دانیم.

مدیركل اداره نظارت و ارزشیابی در واكنش به مطالبی كه اخیرا در یكی از رسانه‌ها در خصوص میزان دستمزد بازیگران سینما مطرح شده است، اظهار داشت: درخصوص مطلبی كه از قول من در خصوص دستمزد بازیگران و اختصاص مالیات به دستمزدها اشاره شده است، باید بگویم كه متأسفانه برخی از رسانه‌ها نقل قول درستی را از صحبت‌های من منتشر نكرده‌اند و به هیچ عنوان بحث اختصاص دستمزد به عنوان راه حل قطعی مورد نظر نبوده است.

وی افزود: یكی از رسانه‌ها پس از صحبت با بنده، تیتر خود را به گونه‌ای تنظیم كرد كه انگار اولین و آخرین راه‌حل از سوی معاونت سینمایی اختصاص مالیات به دستمزد بازیگران است، در حالی كه من عنوان كرده بودم كه اولا این موضوع درون صنفی است و اگر صحت داشته باشد باید بین خود تهیه‌كنندگان و بازیگران، حل و فصل شود اما ما در اداره كل این آمادگی را داریم كه جلساتی را فی‌مابین دو طرف با محوریت برطرف شدن چنین مسایلی برگزار كنیم.

سجادپور خاطر نشان كرد: به اعتقاد بنده راه‌های زیادی برای حل چنین مشكلی وجود دارد كه سینماگران ما خودشان به‌خوبی می‌توانند آن را مدیریت كنند ولی اگر نتوانستند چنین مشكلی را حل كنند با توجه به شرایط سینمای ایران، وارد عمل خواهیم و آنگاه آخرین مكانیزم برای سروسامان دادن به چنین وضعیتی دریافت مالیات متناسب با رقم قراردادها است.

وی در خاتمه تاكید كرد: همانطور كه اشاره كردم، دریافت مالیات آخرین مكانیزم و گزینه موجود می‌تواند باشد و تمام تلاش ما برای رفع این مشكل از طریق صنوف و خانه‌سینما است.

رشیدی:دریافت دستمزدهای 100 میلیون تومانی بازیگران كذب محض است‌

از سویی دیگر رئیس انجمن بازیگران سینما‌‌ گفت: خبر دریافت دستمزدهای 50 تا 100 میلیون تومانی بازیگران سینما كذب محض است.

داوود رشیدی امروز در حاشیه آیین اختتامیه بیست و یكمین جشنواره تئاتر استانی آذربایجان شرقی در گفتگو با خبرنگار فارس در تبریز اظهار داشت: رسانه‌ها به ویژه برخی از روزنامه‌های زرد با انعكاس خبرهای غیر واقع تلاش در جذب مخاطب دارند در حالی كه واقعیت‌ها در رسانه‌ها منعكس نمی‌شود.

وی ادامه داد: گزارشی كه در خصوص دستمزدهای كلان از برنامه چهارسوی صبح عالی به خیر شبكه اول سیما پخش شد واقعیت ندارد، البته اگر هم دستمزدها زیادی نیز باشد باید فكری كرد تا به صنعت سینمای كشور آسیبی وارد نشود.

رئیس انجمن بازیگران سینما اضافه كرد: پیشنهادهایی در خصوص تعیین دستمزدها ارایه شد كه به دلیل احتمال بروز برخی ساخت و پاخت‌ها و رواج یافتن دستمزدهای زیرمیزی این قضیه منتفی شد.

رشیدی در ادامه پیرامون برگزاری بیست و یكمین جشنواره تئاتر استان آذربایجان شرقی بیان داشت: برگزاری چنین جشنواره‌هایی كه موجب می‌شود تا عاشقان تئاتر برای لحظاتی هم كه شده دور هم جمع شوند، بسیار ارزشمند و مقدس است.

وی افزود: من تنها دو اثر از آثار شركت‌كنندگان در این جشنواره دیدم كه نشانگر توانمندی جوانان آذربایجانی در خلق آثار هنری است.

رئیس انجمن بازیگران سینما تصریح كرد: بهره‌مندی از تجربیات یكدیگر و ارائه آثار جدید از جمله ویژگی‌های چنین جشنواره‌هایی است و آنچه كه من در این جشنواره‌ها می‌بینم حكایت از تخصصی‌تر و علمی‌تر شدن تئاترهای ارائه شده است.

رشیدی خاطرنشان كرد: افزایش تعداد تماشاگران و استقبال جوانان از این نوع جشنواره‌ها از جمله ویژگی‌های آن به شمار می‌رود.

وی در پاسخ به سئوالی در خصوص وضعیت تئاتر كشور تاكید كرد: به طور حتم نمی‌توانیم پس‌روی داشته باشیم و حركت طبیعی آن است كه رو به پیشرفت حركت كنیم، مفهوم ندارد كه به گذشته بازگردیم.

رئیس انجمن بازیگران سینما گفت: به هنر تئاتر باید شایسته تئاتر ارزش داده شود، تئاتر به دلیل زنده بودن تاثیرگذاری فراوانی دارد و به همین دلیل اثرگذاری آن بیش از سینما است.

رشیدی با بیان اینكه مقامات و مسئولان نیز با حضور در این سالن‌های اجرای تئاتر موجب افزایش استقبال و دلگرمی جوانان می‌شوند، اظهار داشت: حضور استاندار و سایر مقامات استانی در بیست و یكمین جشنواره تئاتر استانی آذربایجان شرقی گواهی از اهمیت و احترام تئاتر برای مقامات و مسئولان استانی است.

وی با بیان اینكه بودجه‌های اختصاصی دولت به تئاتر حقیرانه است، ابراز داشت: كشوری كه ادعای فرهنگی بودن دارد باید بیش از این‌ به هنر تئاتر و سینما بها دهد.

بازیگر با سابقه تئاتر و سینمای ایران اضافه كرد: امسال آقای احمدی‌نژاد قول داده‌اند كه فعالیت‌های فرهنگی دولت بیش از سایر بخش‌ها باشد و مسائل فرهنگی به برنامه اول دولت تبدیل شده است كه امیدواریم با این رویكرد تحولی در بخش‌های مختلف فرهنگی كشور به وقوع بپیوندد.

رشیدی در پاسخ به این سئوال كه فعالیت‌هایش بیشتر در حوزه سینما است، یا تئاتر گفت: به سینما و تلویزیون بیشتر تمایل دارد چرا كه تئاتر جایی نیست برای گذران زندگی و به واسته درآمد حاصل از تئاتر نمی‌توان زندگی گذراند.

وی بیان داشت: من به تئاتر عشق دارم و به همین دلیل ایفای نقش می‌كنم در صورتی كه دستمزدهای فیلم‌های سینمایی و تلویزیونی چند برابر تئاتر است.

رئیس انجمن بازیگران سینما در پاسخ به سئوال خبرنگار فارس در خصوص جایگاه تبریز در هنر تئاتر عنوان داشت: حق تبریز به عنوان مهد تئاتر ایران، بیش از این‌ها است چرا كه تبریز مهد بزرگان و هنرمندان متعددی بوده است و از این دیار مردان بزرگی در حوزه فرهنگ و هنر سر برآورده‌اند.

................................................

تمامی این تفاسیر و صحبتها و واکنشهای متفاوت در حالی صورت میگیرد که عده ای از بازیگران اصلا دریافت دستمزدهای نجومی خود را تکذیب نکرده اند و سالهای سال است که از گوشه و کنار میبینیم و میشنویم که عده ای از بازیگران سینما و تلویزیون به صورت بی رویه ای دستمزدهای خود را افزایش داده اند .

+ نوشته شده در  شنبه شانزدهم آبان 1388ساعت 22:6  توسط هنرمند | 

پیش از این به اطلاع کاربران محترم بزرگترین وبلاگ سینمایی ایران رساندیم که در برنامه صبح عالی به خیر میزان دستمزد تعدادی از بازیگران مطرح سینما و تلویزیون ایران اعلام گردید و ما هم تمامی آن اعداد و ارقام را به صورت دقیق برای اطلاع شما عزیزان در وبلاگ منتشر نمودیم اما این بار میخواهیم حواشی به وجود آمده پس از انتشار این اعداد و ارقام نجومی که دستمزد بازیگران سینمای ایران لقب گرفته است بپردازیم هم به این حواشی و هم به مافیای سینما !!!

انتظار این اعداد و ارقام بسیار بسیار حیرت آور و مبهوت کننده بود رقمهای دستمزد گزاف برای حضور چند دقیقه ای یک بازیگر در یک فیلم سینمایی !!!

بنا به این گزارش که البته پیش از این هم به اطلاع شما رساندیم سقف آخرين دستمزد ۲۷ بازيگر سينما در برنامه تلويزيوني صبح‌عالي بخير اعلام شد. در برنامه  چهارسو كه با موضوع عدالت در دستمزد بازيگران سينما با حال و هواي يك ۹۰ سينمايي روي آنتن شبكه يك سيما رفت، رضا استادي روزنامه‌نگار و منتقد سينما با عنوان كارشناس برنامه به پرسش‌هاي پدرام كريمي مجري برنامه چهارسو پاسخ داد.
استادي در اين برنامه گفت: اگر بازيگري در سينماي ما از نظر امنيت شغلي، عدم استفاده از امور تبليغاتي براي گذران مالي بازيگران، تأمين اجتماعي و ... مشكل دارد بايد مشكلات خود را در جاي ديگري حل كند و افزايش بي‌رويه دستمزدها راه‌حل درستي براي اين قضيه نيست.
وي با رد اين فرضيه كه عمر مفيد ستاره‌هاي سينما در عرصه بازيگري كوتاه است، بازيگراني مثل عزت‌الله انتظامي، علي نصيريان، محمد‌علي كشاورز و .... مثال زد كه در سنين بالا به ايفاي نقش در فيلم‌هاي مختلف مشغول هستند.
اين منتقد همچنين در بخش ديگري از صحبت‌هايش با اشاره به اينكه امروزه همه نيروهاي جوان، سينما را در بازيگري جست‌وجو مي‌كنند و كسي به سراغ رشته‌هاي فني نمي‌رود، گفت: اگر قرار است دستمزدها در سينماي ايران به رويه جهاني خود نزديك شود، اين اتفاق نبايد فقط در عرصه بازيگري رخ دهد چرا كه اينگونه سينماي ما به پيكره‌اي بدل مي‌شود كه دست و پا و سرش نحيف است و تنها شكم بزرگي دارد.
استادي در اين برنامه بالاترين و آخرين سقف پيشنهادي دستمزد برخي از بازيگران سينماي ايران را كه از طريق گفت‌وگو با چند مدير توليد و تهيه كننده به دست آورده بود بدين شرح اعلام كرد: حميد فرخ‌نژاد ۱۸ تا ۳۰ ميليون تومان، پرويز پرستويي ۴۰ تا ۵۰ ميليون تومان، فاطمه معتمد آريا ۳۰ ميليون تومان، ترانه عليدوستي ۳۰ ميليون تومان، الناز شاكر دوست ۳۵تا ۴۰ ميليون تومان، نيكي كريمي ۴۵ ميليون تومان، جواد رضويان ۶۰ ميليون تومان، ليلا حاتمي ۴۵ ميليون تومان، باران كوثري ۳۰ ميليون تومان، رضا عطاران ۷۰ ميليون تومان، رضا كيانيان ۳۰ ميليون تومان، امين حيايي ۴۰ تا ۶۰ ميليون تومان، مهران مديري ۱۰۰ ميليون تومان، امير جعفري ۳۰ ميليون تومان، كامبيز ديرباز ۲۵ تا ۳۰ ميليون تومان، مهناز افشار ۴۰ ميليون تومان، شهاب حسيني ۶۰ تا ۷۰ميليون تومان، عزت‌الله انتظامي ۴۰ ميليون تومان، مجيد صالحي ۱۵ تا ۲۰ ميليون تومان، حامد كميلي ۳۰ ميليون تومان، حامد بهداد ۳۵ ميليون تومان، علي نصيريان ۲۵ ميليون تومان، رضا شفيعي جم ۴۰ ميليون تومان، اكبر عبدي ۴۰ تا ۵۰ ميليون تومان، محمدرضا فروتن ۴۰ تا ۶۰ ميليون تومان و بهرام رادان ۵۰ ميليون تومان و هديه تهراني ۱۰۰ ميليون تومان.
به گزارش فارس در بخش‌هايي از اين برنامه زنده تلويزيوني بازيگراني چون رضا رويگري، شهاب حسيني، نيلوفر خوش خلق، عباس اميري و ... به بيان ديدگاه‌هاي خود درباره افزايش دستمزدهاي بازيگري و ناعدالتي موجود در آن پرداختند.
همچنين حسين فرحبخش تهيه كننده فيلم‌هاي پرمخاطب سينمايي با اشاره به اينكه برخي از بازيگران سينماي ايران بي‌انصاف هستند، چند پاره شدن تهيه كنندگان سينما در سال‌هاي اخير را يكي از عوامل افزايش بي‌حساب و كتاب و دستمزد برخي از بازيگران دانست و گفت: سابق بر اين نوعي وحدت رويه در دستمزدهاي بازيگران از سوي اتحاديه تهيه‌كنندگان وجود داشت كه چند پاره شدن تهيه‌كنندگان و تشكيل انجمن‌هاي مختلف تهيه و توليد فيلم، اين وحدت را از بين برد.
رضا استادي كارشناس اين برنامه در جمع‌بندي مطالب خود به اين نكته اشاره كرد: توليد سريال‌هاي تلويزيوني بلند مدت و تله فيلم‌ها در سال‌هاي اخير كه موجب شده بازيگران سينما بيشتر وقت خود را به كارهاي تلويزيوني اختصاص دهند، يكي از دلايل بالا رفتن سقف دستمزدها بوده است.

این اعداد و ارقام در حالی منتشر میشود که اخبار غیر رسمی حاکی از دستمزد بالاتر از بالای بازیگران هستند مانند خبری که چند روز پیش شنیدیم دستمزد ۹۰ میلیونی گلزار برای ۳ روز بازی در یک فیلم !!!

حالا از تمامی اینها که بگذریم باید از خودمان سوال بکنیم که اصلا چرا به یکباره دستمزد بازیگران سینمای ایران اینچنین افزایش و فزونی یافته است ؟

عاملان این امر چه کسانی هستند ؟

تهیه کنندگان ؟ بازیگران ؟ مافیای پشت پرده سینما ؟ و یا ...

طی تحقیقاتی که انجام دادیم به یک جواب کلیدی رسیدیم اگر دستمزد بازیگری ولو سوپراستار که حضورش در یک فیلم تضمین گر فروش میلیاردی فیلم میشود بالاست تهیه کننده نباید با او قرارداد امضا کند البته این امر موقعی شکل واقعی به خود میگیرد که همه تهیه کنندگان با هم متحد باشند و زیر نظر انجمن تهیه کنندگان سقف معینی برای دستمزد بازیگران در نظر بگیرند در آن صورت میتوانند جلوی افزایش بی رویه دستمزد بازیگران سینما را بگیرند شاید بپرسید چگونه این راهکار میتواند شکل واقعی به خودش بگیرد ؟

در جواب باید بگوییم که این راهکار یعنی کاهش دستمزد بازیگران سینما اینگونه میتواند اجرایی شود که تهیه کنندگان به صورت یکپارچه نرخهایی را برای تمامی بازیگران سینمای ایران در نظر بگیرند و به نوعی آنها را درجه بندی کنند همان کاری که این روزها در تئاتر کشور اتفاق افتاده و با بازیگران به اصطلاح قرارداد تیپ میبنند یعنی به سوابق و فعالیتهای بازیگر و تحصیلاتش نگاه کرده و نرخ معینی برا برای دستمزد او در نظر میگیرند ...

در سینما هم باید تهیه کنندگان نرخهای ثابتی را در نظر بگیرند و مثلا بالاترین سقف دستمزد برای بازی بهترین بازیگر در یک فیلم سینمایی را ۲۵ میلیون تومان قرار دهند در این صورت بازیگران سینما ناچار میشوند که با همین نرخ در فیلمها بازی کنند چرا که تهیه کنندگان با هم یکپارچه هستند و برای رقابت و چشم و هم چشمی دستمزد بیشتری را برای بازیگران در نظر نمیگرند در این صورت بازیگران برای گذران زندگی مجبور میشوند که با همان دستمزد کم در فیلمهای مختلف به ایفای نقش بپردازند ...

رقمهای شوکه کننده بین ۳۰ تا ۳۰۰ میلیون برای دستمزد بازیگران سینمای ایران بسیار بسیار تعجب آور است و به مثابه زنگ خطری برای سینمای ایران به شمار میرود در اینجا مشکل از تهیه کنندگان است که به سازهای بازیگر میرقصند و با رقمهای گزاف با آنها کنار می آیند ... براستی مگر همین محمدرضا گلزار چه بازی خارق العاده ای دارد که باید برای ۳ روز بازی در یک فیلم ۹۰ میلیون تومان دستمزد دریافت کند ؟

این تعجب آور نیست ؟

انگار تمايل بازيگران به دريافت دستمزدهاي بالا و بالاتر هيچ‌گاه پاياني ندارد. آنها موضوع‌هاي مختلفي را براي دريافت دستمزدهاي بالاتر بيان مي‌كنند. گاهي به مشكلات كاري خود اشاره مي‌كنند، روزي به ياد اين موضوع مي‌افتند كه ممكن است دوران فعاليت آنها دوام نداشته باشد و يك روز ديگر بهانه فروش بالاي فيلم‌ها، به خاطر حضور خود را مطرح مي‌كنند. حال آن كه بررسي دستمزدهاي عوامل پشت دوربين نشان مي‌دهد رشد دستمزد بازيگران در شرايطي رو به صعود است كه ساير عوامل حاضر در سينما با دستمزدهايي غير قابل مقايسه با دستمزد بازيگران در حال فعاليت در سينما هستند.
در شرايط امروز اگر فيلمي تنها ۴ بازيگر داشته باشد، بايد مبلغي حدود ۲۰۰ ميليون تومان را براي پرداخت دستمزد بازيگران خود كنار بگذارد.


ساير هزينه‌ها نيز بين ۲۰۰ تا ۲۵۰ميليون تومان آب مي‌خورد و به اين ترتيب هيچ فيلمي با كمتر از ۴۵۰ ميليون تومان توليد نمي‌شود. اين رويه سبب شده تا توليد فيلم و سريال‌ها با حضور بازيگران حرفه‌اي روزبه‌روز گران‌تر شود.


عليرضا سجادپور، رئيس اداره كل نظارت و ارزشيابي وزارت ارشاد روز گذشته در مصاحبه با خبرگزاري فارس، تعيين دستمزد بازيگران را از آخرين اولويت‌هاي معاونت سينمايي دانست و تاكيد كرد: بايد خود سينماگران و صنف بازيگري براي كنترل دستمزدهاي بازيگران برنامه‌ريزي كنند و طراحي مكانيزم‌هاي مالياتي مي‌تواند براي تعيين دستمزدهاي سينمايي، بهترين راه‌حل باشد.


طبق گفته‌هاي رضا استادي، اگر قرار است دستمزدها در سينماي ايران به رويه جهاني خود نزديك شود، اين اتفاق نبايد فقط در عرصه بازيگري رخ دهد؛ زيرا در اين صورت سينماي ما به آدمي شبيه مي‌شود كه دست و پا و سرش نحيف است و تنها شكم بزرگي دارد.

 

بزرگترین وبلاگ سینمایی ایران به عنوان پیشنهاد راهکار زیر را برای تعیین دستمزد بازیگران سینمای ایران ارائه میکند :

تعیین درجه ارزشی بازیگران

۱- بازیگران پیشکسوت

۲- بازیگران سوپراستار

۳- بازیگران چهره

۴- بازیگران نامدار

۵- بازیگران مکمل

۶- بازیگران فرعی

۷- هنروران

توضیح :

۱- بازیگر پیشکسوت به بازیگری باید اطلاق شود که بیش از ۳۰ سال در سینما و تلویزیون و تئاتر ایران مشغول به کار بوده باشد و در کارنامه بازیگری خود حضور در بیش از ۱۰۰ فیلم و سریال شاخص را تجربه کرده باشد ... بازیگرانی که تحصیلات تخصصی در زمینه بازیگری داشته باشند و معادل مدرک تحصیلی شان دکترای بازیگری باشد اگر کمتر از ۳۰ سال سابقه حضور و در کمتر از ۱۰۰ فیلم و سریال هم ایفای نقش کرده باشند جزو بازیگران پیشکسوت به حساب می آیند .

۲- بازیگران سوپراستار باید به بازیگرانی اطلاق شود که حضورشان به تنهایی در یک فیلم بتواند تضمین کننده فروش فیلم تا بالای رقم ۷۰۰ میلیون تومان باشد و همچنین حضور مستمر آن بازیگران در طی ۱۵ سال و حداقل بازی در ۳۰ فیلم سینمایی در این ۱۵ سال که هر یک بالای ۵۰۰ میلیون تومان فروش داشته باشد نیز میتواند در رده بازیگران سوپراستار به حساب آید .

۳- بازیگران چهره باید به بازیگری اطلاق شود که بیش از ۲۰ سال فعالیت مستمر در سینما و تلویزیون ایران را دارا بوده باشد و حداقل در بیش از ۷۵ فیلم و سریال شاخص به ایفای نقش پرداخته باشد ... مدرک تحصیلی تخصصی در مورد رشته بازیگری تا درجه لیسانس و فوق لیسانس در مورد بازیگران بالا اگر کمتر از ۲۰ سال و اگر بین ۵۰ تا ۷۵ فیلم و سریال شاخص هم بازی کرده باشند در رده بازیگران چهره قرار میگیرند .

۴- بازیگران نامدار باید به بازیگری اطلاق شود که بیش از ۱۰ سال فعالیت مستمر در سینما و تلویزیون ایران را دارا بوده باشد و حداقل در بیش از ۲۵ فیلم و سریال شاخص به ایفای نقش پرداخته باشد ... دارا بودن مدرک تحصیلی تخصصی بازیگری تا درجه فوق دیپلم و یا دیپلم در مورد بازیگران بالا اگر کمتر از ۱۰ سال و اگر بین ۱۰ تا ۲۵ فیلم و سریال شاخص هم ایفای نقش کرده باشند در رده بازیگران نامدار قرار میگرند .

۵- بازیگران مکمل باید به بازیگرانی اطلاق شود که در بیش از ۱۰ فیلم و یا سریال شاخص به ایفای نقش پرداخته باشند و رل ایفایی آنها در هر فیلم رل مکمل بوده باشد ...

۶- بازیگران فرعی به بازیگرانی اطلاق میشود که حداقل در بیش از ۱۰ فیلم و یا سریال شاخص به صورت میهمان ( با ذکر نام در تیتراژ فیلم ) و یا تک سکانسهای کوتاه یا بلند ( با دیالوگ ) بوده باشد . دارا بودن مدرک پایان نامه تخصصی بازیگری از موسسات آزاد آموزش بازیگری معتبر در مورد بازیگران بالا اگر در کمتر از ۱۰ فیلم هم به ایفای نقش پرداخته باشند باز هم آنها را در زمره بازیگران فرعی به شمار خواهد آورد .

۷- هنروران : به اشخاصی که برای پر کردن صحنه های فیلم به کار گرفته میشوند و در بیش از ۵ اثر سینمایی یا تلویزیونی حضور داشته اند اطلاق میشود .

با راهکار بالا میتوان برای هر یک از این ۷ درجه قیمتهایی را تعیین کرد و بیش از آن قیمتها با آن بازیگران قرار داد امضا نکرد ...

به عنوان مثال میتوان دستمزد بازیگران پیشکسوت را ۳۰ میلیون تومان - بازیگران سوپراستار را بین ۲۰ تا ۲۸ میلیون تومان - بازیگران چهره را بین ۱۵ تا ۱۹ میلیون تومان - بازیگران نامدار را بین ۷ تا ۱۴ میلیون تومان - بازیگران مکمل را بین ۲ تا ۶ میلیون تومان - بازیگران فرعی را تا ۵۰۰ هزار تومان و هنروران را روزی ۵ تا ۱۰ هزار تومان تعیین نمود ...

+ نوشته شده در  پنجشنبه چهاردهم آبان 1388ساعت 22:50  توسط هنرمند | 

از بدو ورود سینما به ایران و آغاز فعالیتهای سینمایی و تلویزیونی بودند علاقمندان و مشتاقان زیادی که حتی حاضر بودند برای یکبار دیده شده بر پرده نقره ای سینما و یا جعبه جادویی تلویزیون و یا حتی یکبار حضور بر سن تئاتر از جان خود هم بگذرند ...

چه بسا هنرمندان قدیمی بسیاری که با زجر کشیدنهای فراوان و طرد شدن از خانواده هایشان مجوز حضور در سینما و تلویزیون را پیدا کردند و بعد در کنج عزلت چشم فرو بستند و دیگر امروزه کسی حتی از آنان یادی هم نمیکند و یا حتی نسل سینما رو امروزه هم آنها را نمیشناسد ...

سینما و تلویزیون و اصلا کلا حرفه و یا پیشه هنرپیشگی و بازیگری جادو میکند چرا که کمتر کسی را میبینیم که مشتاق حضور ولو به صورت سیاهی لشکر که امروزه نام جدید هنروری را روی آن گذاشته اند  نباشد ...

همه و همه زن و مرد و پیر و جوان و حتی کودک مشتاق حضور در سینما هستند به همین دلیل از حدودا ۱۰ - ۱۵ سال پیش در ایران امرهای ناپسند زیادی برای حضور ولو ۱ دقیقه ای در سینما و تلویزیون به وجود آمد ...

کلاسهای بازیگری و کارگردانی و سایر امور سینمایی که مثل قارچ سر از هر جایی درآورده اند و با وعده و وعیدهای فراوان یک عده مشتاق سینما و تلویزیون را خام کرده و با گرفتن مبالغ هنگفتی که گاها بین ۱ تا ۵ میلیون تومان است سعی بر این میکنند که مشتاقان بازیگری را به کلاسهای خود بکشانند و بعد از مدتی هم مدرکی به او داده و او را رها کنند ... البته از ابتدا این را نمیگویند و با وعده های پوچ و تو خالی جوری سر هنرجویان مشتاق را با زبان چرب و نرم خود شیره میمالند که طرف خود را در آینده ای نزدیک سوپر استاری میبیند که همه حاضرند برای یک امضا گرفتن از او سر و دست بشکنند ...

اما براستی اینگونه نیست و تمامی اینها وعده هایی است پوچ و تو خالی و فقط برای پر کردن جیب عده ای و خالی کردن جیب مشتاقان حضور در سینما ...

کاش اینگونه اعمال فقط به کلاسهای بازیگری ختم میشد چه بسا بسیاری دیگر که هزاران بلای ناپسند سر مشتاقان ورود به دنیای هنر آورده و بعد آنها را رها میکنند و این عده چه راحت در مطبوعات و جراید تبلیغ کلاسهایشان را میکنند اما افسوس و صد افسوس که هیچیک از مشتاقان ورود به دنیای هنر از این طریق به هیچ جایی نمیرسند ...

ورود به سینما اینروزها شده یک باند مافیایی بزرگ که هر کسی را در خور حضور در خود نمیداند یا باید پولت از پارو بالا برود و بتوانی سر کیسه را حسابی شل و ول کنی و میلیون ها تومان ( بخوانید صدها میلیون ) خرج کنی تا بتوانی با هر کارگردان و بازیگری که خواستی در رل اول فیلمهای سینمایی یا سریالهای تلویزیونی ظاهر شوی و یا میبایست یک پارتی کت و کلفت داشته باشی تا بتوانی به هر جا میخواهی برسی و یا میبایستی مثل خیلی هایی که امروزه در سینما و تلویزیون فعالیت میکنند قوم و خویش بازیگر داشته باشی تا او در هر قراردادی که میبندد شرط بگذارد که فقط با حضور تو در آن فیلم یا سریال بازی خواهد کرد ...

این را مطمئن باشید که جز این شرایط به هیچ عنوان نخواهید توانست در هیچیک از عرصه های هنری به جایی برسید ...

در زیر متنی از خبر آن لاین را به نقل از سایت سینمای ما بخوانید :

 

براساس تازه ترین برنامه‌های معاون امور سینمایی، انجمن بازیگران سینمای ایران درصدد تعیین قوانین تازه در مورد بازیگری در سینمای ایران برآمده است. یکی از اولین موضع‌گیری‌های جواد شمقدری بعد از انتصاب به سمت معاونت امور سینمایی، طرح مسائلی در مورد ورود بازیگران با پشتوانه مالی به سینما و همچنین تعیین سقف برای دستمزد بازیگران بود؛ موضوعی که شاید مدت‌ها از سوی بسیاری از سینماگران در محافل خصوصی مطرح می‌شد اما راه به جایی نمی‌برد و غیر از گلایه‌های گاه به گاه در سطح جدی‌تری عنوان نمی‌شد اما با طرح این مسئله از سوی شمقدری شکل قضیه جدی‌تر به نظر می‌رسد و تصور می‌شود که در دوران مدیریت او سخت‌گیری‌هایی در این موارد صورت بگیرد تا شرایط ورود بازیگران به سینما تغییر کرده و از سوی دیگر بازیگران امکان هر میزان از دستمزد را از دست دهند.
معایب و مزایای این برنامه در گفت‌وگو با اهالی سینما و به طور خاص بازیگران و همچنین مسئولان انجمن بازیگران روشن‌تر می‌شود و می‌توان در نهایت به این نتیجه قطعی رسید که برنامه عنوان شده امکان عملی شدن دارد یا نه.

مقابله با ورود بازیگران به سینما با پشتوانه مالی
جواد شمقدری برنامه‌های خود در مورد بازیگران را در برنامه‌های متفاوت مطرح کرد. او در مراسم مدیران بنیاد سینمایی فارابی اعلام کرد که باید با مطالبه دستمزدهای بالا از سوی بازیگران و پرداخت این مبالغ مقابله کرد. او در این زمینه گفت: «امروز شاهدیم که برخی بازیگران دستمزدهای بسیار بالایی می‌گیرند در حالی که همه عوامل سینما با ایده‌ها و فعالیت‌شان در ساخت یک فیلم سهیم هستند هزینه تولید به میزان تأثیر و کارکرد هر یک از این عوامل در اکران باید در نظر گرفته شود.»

اظهار نظرهای او در مورد بازیگران با صحبت در مورد نحوه ورود برخی از بازیگران به سینما ادامه پیدا کرد. او در گفت‌وگویی در مورد ورود بازیگران با پشتوانه مالی به سینما، گفت: «فیلمسازی کار آزادی است و این کارگردانان و تهیه‌کنندگان هستند که بازیگر فیلم‌های خود را انتخاب می‌کنند. لذا ما محدودیتی نمی‌توانیم ایجاد کنیم اما می‌توانیم با کمک انجمن بازیگران راهکارهای منطقی این کار را پیدا کنیم. برخی از مسائل نیازمند همکاری همه اهالی سینما است چرا که ما نمی‌توانیم جلوی ورود کسی به سینما را به این شکل مسدود کنیم چون که کشور ما کشور آزادی است و فیلمسازی نیز کار آزادی است و یک کارگردان و تهیه‌کننده، بازیگر فیلم خویش را انتخاب می‌کند و ما نمی‌توانیم محدودیتی برای بازیگرانی که با پول وارد سینما می‌شوند ایجاد کنیم.»

او راهکار خود را برای برطرف کردن این مسئله چنین عنوان کرد: «ما سعی خواهیم کرد با همکاری انجمن بازیگران راهکارهای منطقی برای مقابله با بازیگرانی که با پشتوانه پولی وارد مقوله بازیگری می‌شوند را پیدا کنیم. ما تلاش می‌کنیم در مراحل بعدی و در راستای فرهنگی و با یاری رسانه‌ها و همه اهالی سینما راهکارهای منطقی برای جلوگیری از ورود بازیگرانی که صرفاً با پشتوانه مالی وارد بازار کار می‌شوند و در فعالیت بازیگران تحصیلکرده و با تجربه مشکل ایجاد می‌کنند، بیابیم.»

طرح این مسائل از سوی معاون امور سینمایی در ابتدای ورود به این حوزه نشانگر آن است که او در مورد نوع حضور بازیگران در سینما و دستمزدهای دریافتی آنان حساسیت‌هایی دارد که قطعاً برنامه‌های عملی او در این مورد به مرور اعلام خواهد شد.

راه حل سخت تعیین سقف دستمزد
شمقدری در سخنان خود به این مسئله اشاره داشته که مایل است به واسطه همفکری با انجمن بازیگران سینمای ایران برنامه‌ای در مورد دستمزد بازیگران و نحوه ورود آنان به سینما تعیین کند. داود رشیدی، رئیس انجمن بازیگران سینمای ایران در چگونگی تعیین سقف دستمزد برای بازیگران به خبر می‌گوید: «مطمئناً این مسئله راه حلی دارد اما راه رسیدن به این راه حل کمی دشوار به نظر می‌رسد زیرا با مسئله پیچیده‌ای مواجه هستیم.» او ادامه می‌دهد: «یک بحث رسیدن به راه حل در این زمینه است و مسئله دیگر متعهد بودن نسبت به آن و اجرایی شدن برنامه ارائه شده از سوی تهیه‌کنندگان و بازیگران است.»

رئیس انجمن بازیگران سینمای ایران تأکید می‌کند که در صورت تصویب برنامه‌ای در این زمینه سینماگران باید برای آن احترام قائل باشند و تلاش خود را صرف اجرایی کردن آن کنند. او راهکار خود را برای رسیدن به برنامه‌ای شامل سقف دستمزدهای بازیگران می‌گوید: «ابتدا باید ببینیم که چطور می‌توان این سقف را تعیین کرد. به نظر می‌رسد یک گروه کارشناس از بازیگران باید شورایی تشکیل دهند تا با در نظر گرفتن توان بازیگران و کارشناسی کار آنان در مورد رقم‌های دستمزد اعمال نظر کنند.» داود رشیدی همچنین می‌گوید: «مهمتر از تصویب طرحی در این زمینه اجرایی کردن آن در عمل است. اما آمادگی انجمن بازیگران را برای ارائه طرح‌ها و راهکارهای در این زمینه و مقابله با حضور بازیگران با پشتوانه مالی در سینما اعلام می‌کنم.»

هنرمند قیمت ندارد

ایرج قادری، کارگردانی است که بازیگرانی مانند جمشید هاشم‌پور، محمدرضا گلزار و شقایق فراهانی برای اولین بار در فیلمی به کارگردانی او نقش یک خود را در سینمای ایران ایفا کرده‌اند. این کارگردان حضور بازیگران را به واسطه پشتوانه مالی در سینما امری غیرمعقول می‌داند و به خبر می‌گوید: «اولاً اثبات این مسئله که بازیگری با پرداخت پول وارد سینما شده است، کار دشواری است زیرا چه کسی باید این مسئله را بپذیرد که بازیگری با پول وارد سینما شده است اما در مرحله بعد اگر چنین مسئله‌ای مشخص شود بسیار نادرست و غیرقابل پذیرش است.» او ادامه می‌دهد: «پولی که یک فرد به کارگردان می‌پردازد تا بتواند نقشی را در فیلم برعهده بگیرد، چه ارزشی دارد که کارگردانی زیر بار آن برود و بخواهد چنین مسئله‌ای را در کارنامه کاری خود ثبت کند. این‌ها توهین به شخصیت یک کارگردان است.»

او با اشاره به بازیگرانی که به واسطه همکاری با او در سینما به عنوان بازیگر نقش یک شناخته شده‌اند، می‌گوید: «جمشید هاشم‌پور در «تاراج» اولین نقش یک خود را در سینما بازی کرد و محمدرضا گلزار هم با «سام و نرگس» شناخته شد و شقایق فراهانی هم در «طوطیا» نقش اصلی خود را بازی کرد. اما هیچ یک از این‌ها غیر از توانایی خود هزینه‌ای برای شناخته شدن در سینما پرداخت نکردند و به همین خاطر است که می‌بینیم هاشم پور، 15 سال مرد اول سینمای ایران بود و گلزار ستاره سینما است و شقایق فراهانی تا چه حد پرکار است و مطرح.»

او همچنین در مورد تعیین سقف برای دستمزد بازیگران می‌گوید: «ابتدا باید به این مسئله آگاه باشیم که به واقع هنرمند قیمت ندارد. بازیگری می‌تواند دستمزد مورد نظر خود را مطالبه کند این برعهده کارگردان و تهیه‌کننده است که این رقم را بپذیرند یا نه. اگر رقم مورد پذیرش قرار گیرد دیگر مسئولیت این کار برعهده خود تهیه‌کننده است که پذیرفته این رقم را بپردازد و اگر پذیرفته نشود به مرور این بازیگر فید می‌شود و از یادها می‌رود.» او با اشاره به وضعیتی که دستمزد بازیگران در دوران قبل از انقلاب اسلامی داشت، می‌گوید: «مرحوم فردین، آرمان و ملک مطیعی با یکدیگر عهد کرده بودند که کمتر از 20 هزار تومان دستمزد نگیرند اما در مقطعی برخی از آنان کمتر از این رقم را هم دریافت می‌کردند.»

او ادامه می‌دهد: «مرحوم فردین برای بعضی از کارهایشان 300 هزار تومان هم دستمزد می‌گرفتند این در حالی بود که بعضی از بازیگران فقط 2 هزار تومان درستمزد داشتند. تهیه‌کننده به این دلیل می‌پذیرفت دستمزد بالایی به فردین بدهد که می‌دانست بسیار بیشتر از این رقم به واسطه اکران فیلم عاید او می‌شود.» قادری در پایان سخنانش می‌گوید: «تهیه‌کنندگان می‌توانند این مسئله را مطرح کنند که دستمزد بالایی به بازیگران ندهند زیرا این مسئله خداپسندانه نیست که فقط یک عضو گروه چنین دستمزدی داشته باشد اما به هر حال بازیگران شناخته شده همواره خواهان دستمزد بالا هستند. کارگردانان نیز به دلیل شرایطی که سینماداران در مورد اکران فیلم‌ها به وجود آورده‌اند نمی‌توانند از بازیگران تازه وارد استفاده کنند، زیرا این روزها میزان شناخته شده بودن بازیگر یکی از معیارهای اکران فیلم است. در این میان باید به دنبال راه حلی منطقی و البته عملی بود.»

...................................................................

این در حالی است که بسیاری معتقدند که بسیاری از تهیه کنندگان و کارگردانان با گرفتن مبالغ هنگفت عده ای را امروزه به درجه سوپراستاری رسانده اند حالا خود شما میدانید که چه بکنید به قول معروف صلاح مملکت خویش را خسروان دانند یا حرف ما را میپذیرید و یا اینکه شما هم گول میخورید و پولی خرج کرده و وقتی برای حضور در کلاسهای بازیگری میگذارید و به هیچ جا هم نمیرسید ...

+ نوشته شده در  یکشنبه دهم آبان 1388ساعت 13:43  توسط هنرمند | 

مدتهاست همه و همه از بزرگ و کوچکی که در این سینما مشغول به کار هستند دارند مینالند ...

از تدارکاتچی ها تا فیلمنامه نویسان و بازیگران و کارگردانان و تهیه کنندگان و سایر عوامل اجرایی و خدماتی که برای ساخت یک پروژه سینمایی تلویزیونی و یا تئاتری دور هم جمع میشوند ...

حالا ناله های دل این زحمتکشان سینما از یک طرف که سوز و گداز برخی عوامل اجرایی مانند دست اندرکاران سیما - وزارت ارشاد یا فارابی و... جای خود را دارد ...

تمامی این سوز و گدازها به خاطر افت کیفیت آثار نمایشی در ایران است حالا چه در سینما چه در تلویزیون و چه در تئاتر ...

در تلویزیون که مدتهاست پدیده غیر قابل تحمل ساخت تله فیلمهای آبکی و بی محتوا که فقط از حضور چند بازیگر چهره بهره میبرد و اکثرا هم کارگردانان کار اولی آنها را میسازند دیگر حالمان را به هم زده است ... تله فیلمهایی که فقط و فقط برای امرار معاش عده ای ساخته میشود که بتوانند از قبل ساخت این نوع تله فیلمها لقمه نانی به خانه شان ببرند و دیگر به فرهنگ سازی و ساخت آثار فاخر و شاخص بهایی نمیدهند از میان این نوع تله فیلمها تله فیلمهایی که با موضوعات طنز و کمدی ساخته و پخش میشوند دیگر چندش آور شده است تله فیلمهایی با دستمایه قرار دادن موضعات بسیار بسیار کهنه و قدیمی که دیگر چنگی به دل کسی نمیزند ...

در سینما هم روند رو به رشد ساخت فیلمهایی با موضوعات یکسان باعث مخاطب گریزی از سینما شده است ...

به طور نمونه پس از ساخت فیلم سنتوری به کارگردانی داریوش مهرجویی بسیاری از کارگردانان حتی شاخص سینما سعی بر این داشتند که از روی سوژه سنتوری فیلم بسازند حالا با کمی تغییر و رنگ و لعاب و بردن فیلمهایشان به سمت حاشیه !

در این میان تئاتر هم جور دیگری ضربه دیده است تئاتری که روزی هنرمندان مظلومی داشت که فقط با عشق گام در این راه دشوار نهاده بودند اینک شده محفل بازیگران شاخص سینما و تلویزیون و کم کم دارد خود تئاتری ها را از روی صحنه اوت میکند ...

گرفتن پول و مشارکت با نابازیگران جوان خوش چشم و ابرو هم که در هر ۳ این زمینه ها به وفور دیده میشود دیگر بهایی آنچنانی برای یک بازیگر خوب دیده نمیشود ...

داریم به کدامین سو میرویم ؟؟؟

+ نوشته شده در  جمعه سوم مهر 1388ساعت 1:35  توسط هنرمند | 

به نقل از سایت سینمای ما سینمای ایران درحالی به پیشواز جشنواره فیلم فجر می‌رود که در نیمه اول سال جاری تولیدات به میزان قابل توجهی کاهش یافته و از سوی دیگر درخواست‌های پروانه ساخت اغلب بی‌پاسخ باقی می‌ماند و همه این‌ها موجب شده تا نگرانی‌هایی در مورد بیست و هشتیمن دوره جشنواره فیلم فجر به وجود آید. از ابتدای امسال تعداد فیلم‌های جلوی دوربین رفته کمتر از 10 اثر است و تعداد کارهایی که به اداره کل نظارت و ارزشیابی ارائه شده اما موفق به کسب مجوز شده‌اند هم روز به روز در حال افزایش است و همه این‌ها در حالی است که سینمای ایران فاصله‌ای چهار ماهه تا برگزاری جشنواره فیلم فجر دارد. همه این‌ها نگرانی‌هایی را در میان سینماگران برای وضعیت تولید آثارشان به وجود آورده که این نگرانی‌ها هرازگاهی به صورت گفت‌وگوهای جسته و گریخته از گوشه و کنار شنیده می‌شود.

21 پروانه در شش ماه
از ابتدای سال تاکنون 21 پروانه ساخت فیلم سینمایی صادر شده است که از این تعداد دو پروانه متعلق به کار کارگردانان فیلم اولی است نکته قابل توجه اینکه از این تعداد کمتر فیلمی توانسته وارد مرحله فیلمبرداری شود. پروانه فیلم‌های «هیچ» به تهیه‌کنندگی و کارگردانی عبدالرضا کاهانی، «ترانه کوچک من» به تهیه‌کنندگی سعید شاهسواری و کارگردانی مسعود کرامتی، «راند هفتم» به تهیه‌کنندگی علیرضا شجاع نوری و کارگردانی سامان استرکی و «خواب های دنباله‌دار» به تهیه‌کنندگی و کارگردانی پوران درخشنده در تاریخ سوم تیرماه، «من و پدر بزرگ ده ساله‌ام» به تهیه‌کنندگی رضا هاشمی و وحید نیکخواه آزاد و کارگردانی وحید نیکخواه‌آزاد، «نذر» به تهیه‌کنندگی محسن شایان‌فر و کارگردانی محمود زنده‌نام (کارگردان اول) و «اردک» به تهیه‌کنندگی و کارگردانی علی شاه‌حاتمی در تاریخ 12 خرداد، «آقا یوسف» به تهیه‌کنندگی تقی علیقلی‌زاده وکارگردانی علی رفیعی در تاریخ 20 خرداد، «بلندیهای شهر» به تهیه‌کنندگی و کارگردانی علی قوی‌تن، «پوپک و مش ماشاالله» به تهیه‌کنندگی منیژه حکمت و کارگردانی فرزاد موتمن، «میر نوروزی» به تهیه‌کنندگی فرامرز فرازمند و کارگردانی داریوش مهرجویی و «پنج سی سی لالایی» به تهیه‌کنندگی سیداحمد میرعلایی و کارگردانی حمیدرضا سلیمیان (کارگردان اول) در تاریخ 22 اردیبهشت ماه، «رز سفید» به تهیه‌کنندگی حبیب‌الله الهیاری و کارگردانی کامران قدکچیان، «پنجاه کیلو آلبالو» به تهیه‌کنندگی محمدرضا تختکشیان و کارگردانی مانی حقیقی، «پریا» به تهیه‌کنندگی روح‌الله خوشکام و کارگردانی حسین قاسمی‌جامی، «یک فوتبال عاشقانه» به تهیه‌کنندگی و کارگردانی امیرشهاب رضویان و «آدمکش» به تهیه‌کنندگی محمدرضا پوستی و کارگردانی رضا کریمی در تاریخ 9 اردیبهشت ماه، «بخشکی‌شانس» به تهیه‌کنندگی محمدرضا مفیدی و کارگردانی کاظم راست‌گفتار، «جایی نزدیک زمین» به تهیه‌کنندگی محمدعلی نجفی و کارگردانی مهدی رحمانی (کارگردان اول)، «کیفر» به تهیه‌کنندگی سعید سعدی و کارگردانی حسن فتحی و «بعدازظهر سگی» به تهیه‌کنندگی فتح‌الله جعفری جوزانی و کارگردانی مصطفی کیائی (کارگردان اول) در تاریخ سی‌ام فروردین ماه صادر شده است و از این تعداد فیلم‌های «هیچ»، «خواب‌های دنباله دار»، «راند هفتم»، «اردک»، «جایی نزدیک زمین» وارد مرحله فیلمبرداری شده‌اند و فیلم‌هایی چون «کیفر» و «پنجاه کیلو آلبالو» ماه‌ها است که در مرحله پیش تولید به سر می‌برند و با وجود اخبار متعددی که در مورد مراحل ساخت آن و پیش روی مرحله پیش تولید منتشر می‌شود، هنوز مقابل دوربین نرفته‌اند.

مانی حقیقی اوایل تیرماه در گفت‌وگویی کوتاه در مورد دلیل ساخته نشدن این فیلم گفت: «منتظریم تا فضای جامعه کمی آرامتر شود تا پیش‌تولید را که فعلاً متوقف است، دوباره شروع کنیم.» نکته قابل توجه دیگر در مورد این فهرست آنکه فیلم‌های «خواب‌های دنباله دار»، «راند هفتم» و «اردک» که مقابل دوربین رفتند، همگی برای نمایش در جشنواره فیلم کودک و نوجوان آماده می‌شدند. با این حساب از میان 21 فیلمی که در نیمه نخست سال پروانه ساخت دریافت کردند، فقط دو فیلم به مرحله فیلمبرداری رسیده‌اند. سال گذشته در این مدت مشابه 22 فیلم پروانه دریافت کردند که پنج فیلم از این میان قبل از مهرماه کلید خورده بودند.

فیلمسازان معترض
صادر نشدن پروانه ساخت برای فیلم‌های سینمایی اعتراض گروهی از فیلمسازان را که به این ترتیب امکان کلید زدن فیلم خود را در فصل مورد نظر از دست داده‌اند، سبب شده است. محمد نیک‌بین که برای پروژه «پرنسیپ» به کارگردانی تهمینه میلانی از اردیبهشت ماه گذشته اقدام کرده و درخواست خود را مطرح کرده است، هنوز موفق به کسب این پروانه و حتی گفت‌وگو با مدیران اداره کل نظارت و ارزشیابی و شورای صدور پروانه ساخت نشده است. او در این زمینه به خبر می‌گوید: «از اردیبهشت ماه که درخواست دریافت پروانه را ارائه کرده‌ام، همچنان منتظر هستیم تا بالاخره پروانه ساخت این کار صادر شود اما این اتفاق نمی‌افتد.»

او دلیل این مسئله را چنین مطرح می‌کند: «بعد از بررسی ابتدایی فیلمنامه آقای اربابی اعلام کردند که در جلسه‌ای مشترک با من و خانم میلانی مسائل مربوط به پروانه را مطرح و آن را برطرف خواهند کرد اما در این پنج ماه گذشته برخلاف پیگیری‌هایی که انجام داده‌ایم هنوز هیچ پاسخی دریافت نکرده‌ایم و قرار ملاقاتی برای ما تعیین نشده است.»

او در مورد مشکلی که در مورد صدور پروانه ساخت «پرنسیپ» وجود دارد، می‌گوید: «در این مدت برخی فیلم‌ها پروانه ساخت هم دریافت کرده‌اند اما نمی‌دانم به چه دلیلی برنامه‌ای تنظیم نمی‌شود تا ما با مسئولان دیداری داشته باشیم و امکان ساخت این فیلم را به دست آوریم.» حدود دو ماه و نیم قبل در خبرها آمد که محمود اربابی رئیس اداره کل نظارت ارزشیابی در محل کار خود در معاونت امور سینمایی حاضر نمی‌شود و به دلیل سمتی که در بخش آموزش صداوسیما گرفته فرصت حضور در اداره کل را ندارد، به نظر می‌رسد، بی‌سروسامانی‌هایی که در مورد صدور پروانه ساخت‌ها و اتفاقات مربوط به اداره کل دیده می‌شود، بی‌ارتباط با این شرایط نباشد.

ادعای برگزاری جلسات سر ساعت
در شرایطی که سینماگران از تشکیل نشدن جلسات شورای صدور پروانه ساخت ناراضی هستند و نگرانی‌هایی را در مورد شرایط بیست و هشتیمن جشنواره فیلم فجر اعلام می‌کنند، محمدرضا فرجی، یکی از مدیران اداره کل نظارت و ارزشیابی تأکید می‌کند که جلسات اداره کل بدون وقفه برگزار می‌شود. او در این زمینه به خبر می‌گوید: «خبرهایی که به برگزار نشدن جلسات شورای صدور پروانه نمایش اشاره دارد، درست نیست، زیرا جلسات ما در تمام این مدت بدون وقفه برگزار شده و فیلمنامه‌های ارائه شده مورد بررسی قرار گرفته‌اند.»
او با اشاره به اینکه جلسات پروانه نمایش دوشنبه هر هفته برگزار می‌شود، می‌گوید: «غیر از زمان‌هایی که برنامه خاصی وجود داشته جلسات شورا برگزار شده و مشکلی وجود نداشته است. به عنوان مثال دوشنبه 30 شهریور به این دلیل که یک روز بعد از عید فطر بود، اعضا از حق مرخصی خود استفاده کردند و جلسه تشکیل نشد.» او با اشاره به جلسه دوشنبه هفته گذشته می‌گوید: «هفته قبل جلسه‌ای تشکیل شد که در آن به پرونده فیلم اولی‌ها پرداخته شد، البته در نتیجه این جلسه پروانه‌ای صادر نشد.» فرجی تأکید می‌کند آخرین جلسه‌ای که منجر به صدور پروانه ساخت بوده، مربوط به دو هفته قبل است.

 

این در حالی است که همه ساله شاهد بوده ایم که جشنواره فیلم فجر سال به سال بدتر از پارسال میشود و امسال با کمبود فیلم دیگر معلوم نیست چه خواهد شد ؟؟؟

+ نوشته شده در  پنجشنبه دوم مهر 1388ساعت 1:34  توسط هنرمند | 

امسال شاهد پخش ۳ سریال جدید مناسبتی از شبکه های ۱ - ۲ و ۳ جمهوری اسلامی ایران بودیم ...

سریالهای نردبام آسمان - عبور از پاییز و پنجمین خورشید ...

شبکه تهران امسال به تکرار سریال شکرانه که ۲ سال پیش به مناسبت ماه مبارک رمضان از این شبکه پخش گردید قناعت کرد و خود را وارد گوی رقابت با سایر شبکه های دیگر سیما ننمود شبکه یک نیز ۲ بار در روز سریال تکراری اغما را پخش کرد همچنین یکی دیگر از سریالهای تکراری نیمه شبهای شبکه اول سیما سریال نخ نما شده روزگار جوانی بود ...

اما اگر بخواهیم به سریالهای نخ نما شده و تکراری شبکه های مختلف سیما کاری نداشته باشیم و فقط در مورد سریالهای مناسبتی جدید صحبت کنیم باید ابتدا به این نکته اشاره کنیم که سریال نردبام آسمان اصلا برای پخش در ایام ماه مبارک رمضان ساخته نشده بود و تنها به دلیل ماندن بیش از حد در پشت کنداکتور پخش و خالی بودن این قسمت و تلاش نکردن شبکه ملی برای ساخت سریالی جدید در ماه مبارک رمضان از این شبکه پخش شد .

اما در میان همه سریالهای مناسبتی فعلا سریال عبور از پاییز از نظر مخاطبان به یکی از بهترین سریالهای امسال ماه مبارک رمضان برگزیده شده است ... سریالی که چند بازیگر جدید را به تلویزیون معرفی کرد . . . چنگیز جلیلوند دوبلور با سابقه سینما و تلویزیون ایران و همچنین هانیه بساتینی دستیار کارگردان مهران مدیری در سریال مرد هزار چهره از جمله عوامل پشت صحنه تلویزیون بودند که توانستند برای اولین بار بخت خود را برای بازی در یک سریال پر مخاطب محک بزنند ...

سریال عبور از پاییز به دلیل کششهای فراوان و نگارش درست و دقیق فیلمنامه و همچنین کارگردانی خوب و بازی خوب بازیگران بود که توانست گوی سبقت را از دیگر سریالهای تلویزیونی برباید ...

نردبام آسمان با بازی وحید جلیلوند فرزند چنگیز جلیلوند که او نیز تا کنون در تلویزیون به ایفای نقش نپرداخته بود نیز نتوانست جایگاه آنچنانی در میان مردم پیدا کند ...

و اما پنجمین خورشید ...

این سریال تا این لحظه دو دسته عمده موافق و مخالف دارد ... سریالی که درگیر فضایی غیر حقیقی و دروغین و تخیلی است و فقط من باب سرگرمی تماشاگر ساخته شده است ...

هنوز اظهار نظر راجع به تمامی این سریالها زود زود است پس از عید سعید فطر بیشتر در مورد آنها کنکاش خواهیم کرد ...

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و ششم شهریور 1388ساعت 16:29  توسط هنرمند | 

پیش از این بارها و بارها نالیده بودیم از جفا و بی مهری های دنیای هنر ...

از این که دنیای هنر آفرینندگان و پیشکسوتانش را همیشه از یاد میبرد ... نه تنها در عرصه سینما و تلویزیون و تئاتر که در همه عرصه های هنری من جمله موسیقی و هنرهای تجسمی و...

دنیای پر رمز و راز هنر برای شیفتگانش مثل ماری خوش خط و خال است که در پایان جز سرمایه تلف شده و عمر و زندگانی چیزی را برای عضوهایش به یادگار نمیگذارد ...

میگویید نه ؟

پس بهتر است به زندگینامه هنرمندان عرصه بازیگری چون مرحومان : فرخ لقا هوشمند - پروین سلیمانی - جمیله شیخی - مهری مهر نیا - سید علی میری - محمدعلی فردین و ... و همچنین زندگانی چون : محمد ورشوچی - محمدعلی کشاورز - و... نگاهی بیندازید !

آیا براستی سینمای ایران فراموش کرده است که بزرگانی چون : حمیده خیرآبادی - مهری ودادیان - ژاله علو - مرحومه مهین اسکویی - مرحوم مصطفی اسکویی - سوسن تسلیمی - عزت الله انتظامی - داوود رشیدی - عنایت الله بخشی - محمد ورشوچی - مرحوم جهانگیر فروهر - مرحوم رضا بیک ایمانوردی - مرحوم غلامحسین نقشینه - مرحومه پروین ملکوتی - پری امیر حمزه - مرحومه مهری مهرنیا و صدها نفر دیگر آن را ساخته اند و با تحمل سالها رنج و مشقت توانسته اند این پدیده را در بین مردم جای بیندازند ؟

آیا سینمای ایران اولین بازیگر شیر زنش روح انگیز سامی نژاد و اولین بازیگر شیرمردش عبدالحسین سپنتا را فراموش کرده است ؟

براستی کدامیک از جوانان عشق به سینما که در سر خود رویای عبث و خام ورود به دنیای بازیگری را میپرورانند اصلا نام عبدالحسین سپنتا را شنیده اند و در مورد زندگی اش آگاهی دارند ؟

سینمای بی رحم ایران اینک اسیر دست عده ای دختر و پسر خوشگل چشم آبی است که با هزاران ترفند و ریا و ضرب و زور و پارتی بازی و رشوه دادن و هزاران راه کثیف دیگر وارد سینما شده اند و چون آن را مفت به چنگ آورده اند مفت هم دارند از دستش میدهند ؟

براستی سینمای ایران چرا باید هنرمندان پیشکسوت و فاخرش را به دست فراموشی بسپرد و فقط ماهی یکبار هنرمندی را از جلوی خانه سینما یا تالار وحدت به سمت قطعه هنرمندان بهشت زهرا ( س ) تشییع نماید ؟

تا کی باید این وضع اسفناک ادامه یابد ؟

تا کی باید کلاسهای کلاهبرداری بازیگری مثل قارچ سر از هر روزنی دربیاورند و سر عده ای جوانان عشق به سینما را شیره بمالند و با گرفتن پولهای گزاف از آنها احیانا یک مدرک به درد نخور از وزارت ارشاد به آنها بدهند که با آن یک آدامس شیک هم به کسی نمیدهند ؟

حال سوال این است که چرا مسئولین جلوی اینگونه آموزشگاههای به اصطلاح سینمایی را نمیگرند ؟ چرا به جوانان هشدار نمیدهند که با دیدن دوره در این کلاسها به هیچ کدام از امیال و آرزوهایشان نه تنها دست پیدا نمیکنند بلکه پولهای گزاف و وقت ارزمشندشان را نیز از دست میدهند و در آخر هم جز افسردگی چیزی عایدشان نمیشود ؟

چرا باید به کلاسهایی که احیانا چندین نفر از هنرجویانش را برای سیاه لشگری که اسم جدیدش را هنروری گذاشته اند به فیلم و سریالی فرستاده اجازه تبلیغ بدهند ؟

آیا جوانانی که برای ورود به دنیای بی رجم بازیگری سر و دست میشکنند تا کنون با خود اندیشیده اند که اگر قرار بود با رفتن به کلاسهای بازیگری همه بازیگر شوند الآن حداقل نیمی از جمعیت کشور بازیگر بودند ؟

مسئله خیلی ساده است چرا که ما سالها هزاران نفر را داریم که فقط در دانشگاه در سایر رشته های مربوط به سینما من جمله بازیگری تحصیل میکنند و هر سال هزاران نفر در این رشته ها فارغ التحصیل میشوند در صورتی که برایشان بازار کاری وجود ندارد همچنین اگر میانگین ثبت نام هر موسسه آموزشی در ماه را ۳۰ نفر بگیریم و حساب کنیم که تنها ۵۰ موسسه در تهران وجود دارد باید ما ماهیانه ۱۵۰۰ فارغ التحصیل بازیگری از آموزشگاههای بازیگری داشته باشیم که حتی یک نفر از آنها را هم نمیشود بازیگر نام نهاد ...

در هر حال باید این را دانست که عرصه هنر بسیار بی رحم است و نباید فریب رنگ و لعابش را خورد ...

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و سوم تیر 1388ساعت 21:13  توسط هنرمند | 

با سلام خدمت همه بازدید کنندگان بزرگترین وبلاگ سینمایی ایران

دوستان گرامی همانطور که شاهد هستید در سالیان اخیر شاهد برگزاری جشنواره بسیار مختلف و متفاوتی در زمینه های کاری مختلف از جمله تئاتر سینما و تلویزیون بوده ایم ...

جشنواره هایی که معلوم نیست اصلا دلیل بودنشان چیست و چه تاثیری بر کیفیت کارها میگذارند ...

قبل از پیروزی انقلاب اسلامی در ایران تنها یک جشنواره فیلم سپاس وجود داشت که سالی یک بار برگزار میشد و در آن هنرمندان مطرح روز جایزه میگرفتند ...

پس از پیروزی انقلاب شکوهمند اسلامی و پس از اینکه پس از گذر از ظرایط بحرانی انقلاب سینماها سر و شکل گرفتند و فیلمسازان نوظهور شروع به ساختن فیلم کردند جشنواره ای برپا شد با عنوان جشنواره فیلم فجر که اول بین المللی نبود و بعد از چند سال بین المللی شد و بخشهای بسیار متنوع و گسترده ای به آن اضافه گردید تا امروز که این جشنواره مهمترین واقعه سینمایی ایران شده و نه تنها فیلمسازان و بازیگران برای بودن در این جشنواره سر و دست میشکانند و میخواهند به هر نحوی شده سیمرغ آن را از آن خود نمایند بلکه هنردوستان سینما نیز با شروع این جشنواره در تب و تاب می افتند و گاها در سرمای چندین درجه زیر صفر و در برف و باران در صف سینماها میمانند تا بتوانند از فیلم محبوبشان دیدن کنند ...

این مهم شاید به دلیل آن است که در سالهای اخیر فیلمهای نابی در جشنواره اکران شده که پس از آن توقیف و یا سانسور شده است ...

مثلا مثل فیلم سنتوری ...

در هر حال بحث ما این نیست و نباید به بیراهه برویم ...

بعد از برپا شدن جشنواره فیلم فجر چند سال بعد جشنواره بین المللی تئاتر فجر و بعد از آن جشنواره موسیقی فجر نیز برپا شدند و تا به امروز به کارشان ادامه میدهند ...

جشنواره های فیلم دفاع مقدس - فیلم رشد - فیلم کوتاه و... نیز سالهای بعد موقعی که ضرورت بودنشان خود را در سینما نشان میداد برپا شدند و تا به امروز ادامه دارند ...

اما در یکی دو سال اخیر تعداد این جشنواره ها رو به فزونی رفته است و دیگر گویی مسئله مهم بودن و یا مهم نبودن این جشنواره و این که اصلا این جشنواره ها چه کیفیتی میتوانند داشته باشند مهم نیست و هرزگاهی شاهد آن هستیم که جشنواره جدید التاسیسی در سینما به وجود می آید ...

در همین اواخر شاهد برگزاری جشنواره بودیم با نام : اولین جشنواره فیلمهای کمدی گل آقا - که به همت دختر مرحوم کیومرث صابری فومنی مدیر مسئول مجله گل آقا برپا شده بود ...

سوالی که در اینجا داریم این است که اساسا وجود چنین جشنواره ای چه دلیلی میتواند داشته باشد و چرا باید اصلا چنین جشنواره هایی برگزار شود ؟ وقتی که برای همه فیلمهای سینمایی امکان حضور در جشنواره بین المللی فیلم فجر وجود دارد که به مضمون فیلمها کاری ندارد و به نوعی بزرگترین واقعه سینمایی ایران محسوب میشود چه دلیلی دارد که چنین جشنواره هایی با هزینه های گزاف برگزار شوند ؟

در اولین جشنواره فیلمهای کمدی گل آقا هنرمندان زیادی دعوت شده بودند و به نوعی به بدترین نحو از میان آنها افرادی برگزیده شدند ...

فرهاد آییش - ایرج طهماسب و حمید جبلی اشخاصی بودند که در این جشنواره برگزیده شدند ...

اصلا از مرد کمدی سینمای ایران اکبر عبدی اسمی نبود - علیرضا خمسه این کمدین بزرگ ایرانی تنها مجری این جشنواره بود - از زنان بازیگر عرصه کمدی مانند ریما رامین فر - بهنوش بختیاری - فلامک جنیدی و... نامی به میان نیامد ...

رضا فیض نوروزی - زهره مجابی - خسرو احمدی - ایرج طهماسب - حمید جبلی - مسعود ده نمکی - محمد ولی احمدلو - مرضیه برومند - رضا عبدی - مرتضی احمدی - عزت الله انتظامی - محسن قاضی مرادی - مهوش وقاری - محمود بنفشه خواه - فرشته طائرپور - داریوش کاردان - رسول صدرعاملی - شقایق دهقان - رضا کیانیان - علی معلم - پیمان قاسم خانی - نادر سلیمانی - حمید کاشانی - مهراب قاسم خانی - رضا رویگری - فرهاد توحیدی - گلاب آدینه - ژاله علو- سعدی افشار - فرهاد آییش - منوچهر محمدی و یدالله صمدی تنها میهمانان سینمایی این جشنواره بودند که بعضی از آنها اصلا با مقوله طنز آشنایی نداشته و ندارند ...

سوال اینجاست که چرا باید چنین جشنواره برگزار شود و مثلا نامی از مهران مدیری - اصغر سمسار زاده و... برده نشود ...

مسئله چیست ؟

بزودی با ادامه این مطلب بازمیگردیم ...

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و هفتم آذر 1386ساعت 3:18  توسط هنرمند | 

تهران 22 بهمن ماه 1385 سینما فرهنگ ساعت 8 شب

 

جمعیت بسیار زیادی در اطراف سینما حضور دارند ... همه یک صدا میگویند که صد در صد سنتوری امشب اکران میشه ...

فیلم برگزیده شده ...

اون یکی میگه اصلا باید نشونش بدن تو برنامه است ...

نه بابا نشون نمیدن ...

من هم مونده بودم اونجا و میخواستم هر طور شده سنتوری رو ببینم که یکهو تلفنم زنگ زد ...

الو ... کجایی ؟

دم سینما فرهنگ .

بدو خودت رو برسون سینما استقلال !

اونجا چه خبره ؟

سنتوری اکران شده 3 تا سانس ویژه هم گذاشتن من و بچه ها 2 تا بلیط اضافه گرفتیم برای سانس 1 تا 3 زود خودت رو برسون ...

باشه باشه اومدم بزار یکی از دوستام رفته تو سینما بهش زنگ بزنم اونم بیاد ...

باشه عجله کن ...

سریع به یکی از دوستان جشنواره ای زنگ زدم و گفتم فلانی زودباش که چند تا از بچه ها برام بلیط سنتوری رو گیر آوردن بیا بریم سینما استقلال ...

دوستم سریع اومد بیرون و سوار ماشینش شدیم و سریع رفیتم سینما استقلال ...

با دیدن جمعیتی که بدون اغراق بالای 2000 نفر بودند شوکه شدیم هر طور شده بود دوستانم رو پیدا کردم و وقتی بلیطها اومد تو دستم نفس راحتی کشیدم و تپیدم تو سینما ...

در سالن سینما جای سوزن انداختن نبود حدودا 2 ساعت مونده بود تا شروع فیلم و خلاصه قیامتی به پا بود ...

همون موقع بود که یکی از دوستانم از تالار وحدت زنگ زد و گفت بهرام جایزه بهترین بازیگر نقش اول رو برده ...

منم این رو بلند توی سالن اعلام کردم که یکهو همه شروع کردن به دست زدن و سوت کشیدن ...

بگذریم ...

ساعت 1:20 نیمه شب در سالن سینما باز شد و ملت بدون نگاه کردن به شماره های بلیطها پریدن و تو و هر کسی هر جایی که تونست نشست روی زمین و حتی تا کنار پرده سینما پر بود از آدم واقعا شاید بدون اغراق 3 برابر ظرفیت سینما جمعیت توی سالن بود خیلی سریع پرده باز شد و فیلم زیبای سنتوری شروع شد ...

چی بگم

چی بگم که الآن که دارم این مطلب رو مینویسم جیگرم داره آتش میگیره ...

دارم آتش میگیرم از این که چرا باید چنین فیلم  زیبایی توقیف بشه و مردم نتونن از این فیلم زیبا دیدن کنند ...

بازی بینظیر بهرام رادان

بازی درخشان گلی عزیز

صدای جادویی محسن چاووشی نازنین که در صحنه هایی از فیلم صدای اون بود که اشک رو به چشم همه می آورد ...

بازی درخشان مسعود رایگان و بقیه عوامل حتی نادر سلیمانی

و کارگردانی استادانه استاد مسلم سینمای ایران داریوش مهرجویی گل که همیشه مهجور واقع شده

2 ساعت همه خشکشون زده بود و به پرده نگاه میکردند ...

به خدا وقتی از سینما آمدیم بیرون همه مردم هنوز توی حالت شوک بودن ...

من الآن نمیخوام مضمون کامل فیلم رو توضیح بدم به امید آنکه روزی سنتوری اکران بشه و مشتاقان این فیلم بتونن این فیلم بینظیر رو ببینند ...

البته در سینما باب شده که حق کشی و حق خوری بشود ...

همانطوری که بازی بینظیر گلشیفته فراهانی ندیده گرفته شد و سیمرغ بلورین را باران کوثری به خانه برد ...

همانطوری که فیلمنامه – کارگردانی و موزیک بینظیر فیلم سنتوری نادیده گرفته شد ...

این همان است که فیلمهای نازل و مبتذل و سبکی مانند کلاغ پر یا توفیق اجباری که بیاید و به تعدادی بازیگر پیشکسوت از جمله پروین سلیمانی و محمد رضا شریفی نیا و یا حسام نواب صفوی توهین بنماید اجازه اکران میگیرند و سنتوری ها توقیف میشوند ...

بچه های ابدی مهجور واقع میشود و توفیق اجباری به پیشتازی اش ادامه میدهد ...

براستی داریم به کدام سمت و سو میرویم ؟

سینمای ما رو به زوال و نابودی و انحطاط میرود ...

یادتان می آید بعد از اینکه بهرام رادان عزیز این تک ستاره سینمای ایران که در ابتدا با فیلم نازلی چون شور عشق بودن در سینما را آغاز کرد و بعد کم کم تواناییهای بازی و هنری خود را در معرض نمایش گذاشت و نقش آفرینی های بینظیرش در فیلمهای گیلانه و سربازهای جمعه و گاوخونی و ... باعث شد که همه او را به عنوان یک سوپراستار بشناسند سیمرغ بلورین بهترین بازیگر نقش اول مرد را برای بازی در فیلم بینظیر سنتوری به کارگردانی استاد داریوش مهرجویی دریافت کرد و روی صحنه دو کلمه حرف حق در مورد اینکه حق سنتوری ها خورده شده است زد چقدر تا مدتها نشریات سینمایی به اوپریدند و پرخاش کردند و چقدر او را بابت این امر سرزنش نمودند ...

این است دوستان گرامی ...

این است سینمای فعلی ایران ما ...

دوره دوره ابتذال و بی فرهنگی است ...

دیگر کسی به دنبال معنی و مفهوم نمیگردد ...

همه سطحی نگر شده اند ...

الآن باید کلاغ پر و توفیق اجباری و کما و آتش بس و امثال اینها بیاید تا مردم را به سینما بکشاند ...

هنر مهم نیست چون مفهوم هنر از بین رفته است و دیگر کسی برای هنرمندان واقعی ارزشی قائل نیست ...

این درست همان حرکتی است که سینمای ایران را دارد رو به نابودی میبرد ...

وقتی کارگردان بزرگی همچون ابراهیم حاتمی کیا بیاید و به خاطر گیشه برای فیلم جدیدش دعوت دست به انتخاب نابازیگرانی چون : محمدرضا گلزار و مهناز افشار و لیلا اوتادی و... بزند دیگر چه توقعی میتوان از مسئولان سینما و مردم عادی داشت ؟

وقتی فیلم بزرگی همچون سنتوری فدای فیلمهای نازل میشود چه میشود کرد ؟

خیلی خوشحالم که حداقل توانستم یک بار سنتوری را ببینم و بگریم ...

خوشحالم که سنتوری را پاک دیدم ...

میدانید چرا ؟

چون چند روز پیش از دوستی شنیدم که در سایتی اینترنتی نسخه ای از فیلم سنتوری برای دانلود گذاشته شده و است و از روی آمار نزدیک هزار نفر مشغول دانلود این فیلم هستند .

وقتی این خبر را شنیدم دست و پاهایم شروع به لرزیدن کرد خوشحال شدم که نزدیکهای صبح خبری به من دادند مبنی بر آنکه دانلود فیلم در ۷۵٪ قفل کرده و جلوتر نمیرود ...

بلند شدم و رو به درگاه ایزد یکتا نماز شکر به جای آوردم ...

چون اگر این خبر صحت داشت بار دیگر شاهد آن میشدیم که به خاطر مافیای اکران حقوق مادی و معنوی سازندگان سنتوری از میان میرفت ...

در هر حال سنتوری باید اکران شود و میشود منتها به چه قیمتی میخواهد اکران شود ؟

شنیده ها حاکی از آن است که قسمتهای زیادی از فیلم سانسور شده است ...

قسمتهایی از عقد گلشیفته فراهانی و بهرام رادان ...

قسمتهایی از شوخیهای بعد از ازدواج گلشیفته و بهرام ...

قسمتهایی از جایی که رادان در مورد اعتیادش سخن میگفت

و بالاخره صدای محسن چاووشی که گویا بهرام به جای آن خوانده است ...

چیزی که اگر صحت داشته باشد من یکی که عاشق سنتوری هم هستم دیگر به خودم اجازه نمیدهم که به سینما بروم و بدون شنیدن صدای محسن چاووشی سنتوری را ببینم ...

 

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و پنجم آذر 1386ساعت 15:40  توسط هنرمند | 

بعضی مواقع از خودم سوال میکنم که واقعا این دنیای بازیگری چیه ؟

گاهی اوقات به کلمه شهرت و محبوب بودن فکر میکنم ...

گاهی فکر میکنم آخرش که چی ؟!!!

مدت زیادی هست که دنبال یه جرقه میگشتم تا مطلبی رو بنویسم در مورد دنیای بازیگری و اینکه چه جوری یک عده بعد از یک دوره کوتاه شهرت فید میشن و دیگه اثری از اونها میون ما نیست ...

بعد از کلی جستجو در میان اسامی بازیگران ریز و درشت به نام اسدالله یکتا این بزرگمرد کوچک سینمای ایران رسیدم ...

بله اسدالله یکتا بازیگری که همیشه با دیدن بازی شیرینیش چه قبل و چه بعد از انقلاب لبخند شادی رو روی لبهای ما نشونده اما توی دلش یه دنیا غم داره !

مدتی بود که با بچه ها تصمیم گرفته بودیم با افتتاح این وبلاگ سینمایی به جوانان عاشق سینما راهنمایی کنیم که واقعا دنیای خوش خط و خال بازیگری یک پوچ بزرگه و در این پوچ بزرگ هیچی نیست !

اما بهتر دیدیم به جای زبان نصیحت از حال و اوضاع یکی از بزرگترین و مشهورترین بازیگر سالهای گذشته سینمای ایران اسدالله یکتای عزیز یاد کنیم که خوندن این مطلب برای اونهایی که فکر میکنند که ورود و ماندگاری در دنیای هنر خیلی آسونه خالی از لطف نیست ...

همیشه کسانی که از سینما تعریف میکنند از مافیاها و باندبازیها و کلا کثافتکاریهای این رشته سخنی به میان نمی آورند ...

بهتره از بحثمون خارج نشیم .

توجه شما را به مقاله زیر جلب مینمایم :

 

توی یه میدون شلوغ ، توی یک شهر شلوغ ، میون آدمای گیج و سردرگم ، یه قهرمان قدیمی پشت یک دکه چوبی نشسته و برای مشتریهاش گاز فندک پر میکنه و بهشون سیگار میفروشه! البته باید یادمون باشه که آلبالو خشکه هم توی بساطش پیدا میشه !

اما این قهرمان قدیمی خاطرش هست که یه روزی این شهر شلوغ بود اما آدماش مثل الآن نامهربون نبودن . اون هم براشون فیلمهای قشنگی بازی میکرد و او نا رو میخندوند . این قهرمان ریز نقش ، برای تموم بزرگا و کوچیکا یه آدم آشنا بود . اما الآن ... نمیدونم ! شاید هنوزم آشناست ، شاید هنوزم هست ، اما من که تو چشمای مردم این روزگار همچین چیزی رو نمیبینم .

نامش اسدا... یکتا است . چهره کوچک و کودکانه اش را بسیاری از بینندگان قدیمی فیلمهای فارسی خیلی خوب به خاطر دارند و حتی جوانان امروز هم به هر صورتی که شده تصویر او را در فیلمهای مختلفی که در خیلی سالهای پیش بازی کرده دیده اند .

اسدا... یکتا برای اولین بار به خاطر قد و قامت کوتاه و چهره خاصی که داشت مورد توجه حسین مدنی که میخواست فیلمی به نام کلید بهشت را بسازد قرار گرفت و جلوی دوربین او رفت تا در کنار ایرج رستمی و رفیع حالتی ایفاگر یکی از نقشهای نسبتا اصلی این فیلم باشد و به این ترتیب او در سال 1345 نخستین فیلمش را بازی کرد . یک سال بعد هم یکتا در دو فیلم ( گل آقا ) و ( عمو سبزی فروش ) بازی کرد . حضور جالب توجه او در این فیلمها باعث شد که نظام فاطمی که یکی از معروفترین کارگردانان آن دوره بود از او دعوت کند تا در کنار ناصر ملک مطیعی در فیلم سالارمردان بازی کند و بعد از بازی در این فیلم بود که سیل پیشنهادات از کارگردانان مختلف به سوی یکتا روانه شد ، به طوریکه یکتا در سال 1348 با بازی کردن در شش فیلم یکی از پر کار ترین بازیگران سینمای ایران محسوب شود .

بگذریم ، الآن روی دکه یکتا این جمله نوشته شده است : ( بزرگمرد کوچک سینمای ایران )

یک رفیق قدیمی هم همیشه در کنارش است تا هوای دکه اش را داشته باشد ، مردم هم گاهی اوقات دورش جمع میشوند و درباره فیلمهای قدیمی اش با او حرف میزنند .

اما حالا دیگه توی این روزگار نامردا ، این که یه هنرمند بیاد و دکه سیگار فروشی بزنه ، نه برای اون رفیق همیشگی ، نه برای مردمی که هر روز از کنارش رد میشن و نه حتی برای منی که به عنوان یک هنرمند در این مملکت هستم ، موضوع خیلی عجیب و دردناکی نیست !

خودش میگه : ( دیگه کسی تعجب نمیکنه که من در کنار خیابون دکه زدم ، روزای اول مردم باورشون نمیشد که من راستی راستی دارم سیگار میفروشم و خیال میکردن که فیلمبرداریه ! اما حالا همه میدونن که دارم کاسبی میکنم . هشت سال پیش همه دنبال دوربین میگشتند اما حالا دیگه افسوس هم نمیخورند !!!!!!!!!! )

یکتا که از جان و دل برای بردن ارابه سینمای ایران رو به جلو تلاش کرده اینک بعد از چهل سال از ته دل افسوس میخورد و از اینکه مرتکب چنین اشتباهی شده جدا پشیمان است ! او میگوید : ( عمرمو هدر دادم اگه همون شغل قبلی خودمو که شاگرد زرگری بودم ادامه میدادم الآن یک حجره طلا فروشی توی بازار تهران داشتم )

اینک ما چه باید بگوییم ؟ آیا باید منتظر باشیم که تک تک هنرمندان جامعه مان مثل مرحومین : مهدی فتحی ، منصور والامقام و یا پروین سلیمانی و اسدا... یکتا و دیگر هنرمندان بعد از زحمات فراوان از جامعه هنری کشورمان طرد بشوند تا ما هم به سرنوشت آنان دچار گردیم ؟

نه ما اینک باید با جدیت و پشتکار فراوان جلوی این اوضاع نامساعد را بگیریم و فقط افسوس نخوریم . ولی خودمونیما ... افسوس و صد افسوس .

دوستان گرامی بزودی مقاله ای تحت عنوان جوانان ... عشق به بازیگری و دیگر هیچ در این وبلاگ سینمایی منتشر خواهد شد . 

مدیریت این وبلاگ سینمایی از کلیه علاقمندان این رشته خواهشمند است حتما این مقاله را مورد مطالعه قرار دهند .                             

+ نوشته شده در  جمعه نهم آذر 1386ساعت 0:27  توسط هنرمند | 

دوستان گرامی :

به دلیل اینکه مدت مدیدی است که عده ای فرصت طلب و سودجو از طریق جراید کثیر الانتشار اقدام به تبلیغ برای کلاسهای بازیگری میکنند و تنها هدفشان در این رابطه خالی کردن جیب دوستداران سینما میباشد و با وعده های واهی و پوچ و توخالی سر جوانان را به اصطلاح کلاه میگذارند مدیریت این وبلاگ سینمایی به دلیل وظیفه انسانی و اجتماعی و هنری خود تصمیم گرفت که فهرست یکایک موسسات معتبر آموزشی که تا کنون هنرجویان زیادی از آنجا وارد عرصه های حرفه ای بازیگری شده اند را به شما هنردوستان معرفی نماید .

جالب است بدانید مهمترین نکته ای که هیچیک از هنرجویان هنگام ثبت نام به آن توجه نمیکنند این است که از مسئولان آن آموزشگاهها بپرسند که چه افرادی از این موسسه به مدارج عالی حرفه ای راه پیدا کرده اند ؟ و این مهمترین نکته است چون الآن تعداد کلاسهای آزاد بازیگری در سطح کشور بسیار بسیار افزایش یافته ولی فقط ۴-۵ تا از این کلاسها معتبر هستند و از آنجا افراد زیادی وارد عرصه حرفه ای سینما شده اند ...

کلاسهایی که بعضا در جرایدی مانند روزنامه همشهری تبلیغ مینمایند صرفا کلاهبردار هستند عده ای با درست کردن مدراک جعلی خود را نماینده آمریکا معرفی میکنند و میگویند که کلاسهایشان از آنجا تاییدیه دارد و عده ای دیگر با نام تعدادی بازیگران مشهور و نیمه مشهور میخواهند که سر جوانان را شیره مالیده و آنها را به دام بیندازند .

لیست کلاسهای معتبر آموزشی بدین شرح میباشد :

۱- موسسه فرهنگی و هنری کارنامه

مدیران آموزش : پرویز پرستویی و حبیب رضایی

دارای کلاسهای : بازیگری حرفه ای - فیلمنامه نویسی - فیلمسازی - تاریخ هنر - داستان نویسی - کارگاه تئاتر - نمایشنامه نویسی - تاریخ سینما - کارگاه شعر - فیلمبرداری و...

توضیحات کلاسها :

الف : بازیگری حرفه ای : مدت این دوره ویژه ۶ ماه بوده و کلاسهای آن در روزهای شنبه و دوشنبه از ساعت ۱۱ صبح الی ۲۰ شب به صورت یکسره برگزار میشود که این در نوع خود بسیار بسیار بینظیر است . در این کلاسها بازیگری - فن بیان - حرکت و بدن و... تدریس میشود و شهریه آن فقط و فقط ۱ میلیون تومان میباشد . هنرجویان پس از پایان دوره به عضویت گروه نمایش موسسه درآمده و همچنین به پروژه های سینمایی و تلویزیونی حرفه ای معرفی میشوند . اساتید این دوره را بزرگانی چون : رویا تیموریان - مهتاب نصیرپور - محمد رحمانیان - مسعود رایگان - هدایت هاشمی - پایم دهکردی - پارسا پیروزفر - بهرام دهقان و... تشکیل میدهند .

ب: فیلمنامه نویسی : مدت این دوره فقط ۳ ماهه بوده و شهریه آن فقط ۴۰۰ هزار تومان میباشد . استاد این دوره کارگردان و نویسنده بزرگ سینمای ایران جناب آقای ناصر تقوایی میباشد .

ج : کارگاه فیلمسازی : این دوره برای هر هنرجو به صورت خصوصی برگزار میشود و ۱۲ جلسه میباشد در این دوره بزرگترین فیلمساز سینمای ایران استاد عباس کیارستمی اصول فیلمسازی را به هنرجویانش آموزش میدهد . شهریه این دوره بسیار ویژه فقط و فقط ۵۰۰ هزار تومان میباشد .

برای ثبت نام در این کلاسهای ویژه و همچنین دریافت اطلاعات بیشتر راجع به این کلاسها و همچنین دوره های دیگر با این موسسه معتبر سینمایی تماس حاصل فرمایید .

آدرس : خیابان شریعتی - خیابان ظفر - بین نفت و مدرس - خیابان فرید افشار - کوچه نور - پلاک ۳۴ - موسسه فرهنگی و هنری کارنامه تلفن : ۲۲۲۷۳۹۱۷ و ۲۲۲۷۳۹۱۸

 

۲- کلاسهای آزاد بازیگری استاد امین تارخ

استاد امین تارخ اولین شخصی بود که در ایران مجوز تاسیس کلاسهای آموزش بازیگری را دریافت کرد و از سالها پیش در کلاسهای ویژه خود به تربیت بازیگران موفق سینمای ایران میپردازد . در طول این سالها بسیار بسیار بازیگران موفقی از کلاسهای این استاد ارجمند به مدارج عالی سینمایی راه پیدا کرده اند که نام یکایک آنها را میتوانید شخصا پس از تماس با استاد تارخ از خود ایشان سوال فرمایید .

استاد امین تارخ به شما تضمین ورود به دنیای موفق سینما را میدهند .

برای اطلاعات بیشتر در رابطه با برگزاری کلاسهای ایشان با شماره تلفن کارگاه آزاد بازیگری استاد امین تارخ تماس حاصل فرمایید .

تلفن تماس : ۸۸۰۲۶۹۴۷ و ۸۸۰۲۶۹۶۲

* توضیح : به دلیل اطلاع نداشتن دقیق در مورد شهریه این کلاسها شهریه در وبلاگ ذکر نشد و همچنین به دلیل حفظ اعتبار و درجه هنری این هنرمند ارزنده شماره تلفن همراه ایشان نیز در وبلاگ ذکر نگردید .

 

۳- کانون سینماگران جوان :

کانون سینماگران جوان با امتیاز رسمی از وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی ، یکی از با سابقه ترین ،معتبر ترین و موفق ترین مراکز آموزش سینمایی کشور است که در مدت فعالیت خود نقش بسزایی در معرفی استعدادهای جوان به سینما و تلویزیون کشور داشته است.

مديريت كانون سينماگران جوان همواره بر حفظ و ارتقا سطح آموزشي كانون اهتمام جدي داشته و با جذب و دعوت از اساتيد دانشگاه و سينماگران برجسته و صاحب نام كشورمان سعي بر ارتقا كيفي آموزش دارد . اساتیدی چون : سیما تیرانداز - ناصر هاشمی - گلاب آدینه - گوهر خیراندیش و بسیاری دیگر به تناوب در این موسسه به هنرجویان علاقمند آموزش میدهند ...

برای ارتباط بیشتر با این موسسه عالی سینمایی میتوانید از طرق ذیل اقدام فرمایید :

تلفن : ۸۸۷۱۴۳۶۳ و ۸۸۷۱۴۳۶۴

آدرس : خیابان احمد قیصر ( بخارست ) - کوچه نهم - کانون سینماگران جوان

آدرس اینترنت : www.kanooncj.ir

لازم به ذکر است تا کنون بازیگران بیشماری از جمله نیوشا ضیغمی از طریق آموزش در کانون سینماگران جوان به مدارج عالی حرفه ای سینما راه پیدا نموده اند .

 

۴-  کلاسهای آزاد بازیگری استاد حمید سمندریان :

نام استاد حمید سمندریان بی شک برای همگان یک اعتبار را تداعی مینماید . این استاد بزرگ و مسلم تئاتر ایران از اولین پیشگامانی بود که در ایران کلاسهای بازیگری را دائر نمود . نکته جالب در مورد کلاسهای بازیگری ایشان وفور هنرجویانی است که پس از دیدن دوره در کلاسهای ایشان به مدارج عالی و حرفه ای سینما راه پیدا نموده اند .

هنرمندانی چون : امیر جعفری - ریما رامین فر - یوسف تیموری - نگار فروزنده - محمدرضا فروتن - پارسا پیروزفر و بسیاری دیگر از این دست هستند ...

با تماس با کلاسهای این استاد ارزنده میتوانید در مورد هنرجویان حرفه ای این استاد و همچنین دیگر شرایط کلاسهای ایشان بیشتر و بهتر بدانید .

لازم به ذکر است اساتیدی چون : مهدی فخیم زاده - اسماعیل شنگله - هما روستا و... در این کلاسها به شما درس خواهند داد .

تلفن تماس : ۸۸۴۰۸۲۲۸

۵- کلاس آموزش گریم استاد مهری شیرازی

استاد مهری شیرازی بی شک یکی از پرتوان ترین گریموران سینما و تلویزیون ایران است و تا کنون در بسیاری از فیلمها و سریالهای تلویزیونی به عنوان مجری گریم حضور داشته است .

برای تماس با ایشان میتوانید به سایت اینترنتی ایشان که در قسمت پیوندهای این وبلاگ سینمایی درج شده است مراجعه فرمایید .

 

دوستان گرامی این پست مربوط به آذرماه سال ۱۳۸۶ میباشد بزرگترین وبلاگ سینمایی ایران جدیدا مقاله ای منتشر کرده که از تمامی شما مشتاقان سینما دعوت میشود تا ریز به ریز این مقاله را مطالعه نمایید . این مقاله مربوط به آبان ماه سال ۱۳۸۸ است .

جوانان ، عشق به سینما ، .... کلاهبرداری و یک

 عمر تباهی و یأس و دیگر هیچ !!!

 

بزرگترین وبلاگ سینمایی ایران از آغاز فعالیتش تا کنون بارها و بارها در مطالب و مقالات مختلفی که منتشر کرده است در مورد حضور در دنیای خوش رنگ و لعاب هنر سینما به ویژه دنیای بازیگری به جوانان هشدار داده است ...

اما به رغم تمامی این هشدارهای جدی متاسفانه هنوز که هنوز است شاهد و ناظر هستیم که تعداد کثیری از هم میهنانمان که در شوق و شور ورود به دنیای هنر میسوزند و میسازند و فریب این مار خوش خط و خال را خورده و به مصداق مثال معروفی که همه ما از کودکی تا کنون شنیده ایم که میگویند آواز دهل از دور شنیدن خوش است ، فکر میکنند که ورود به عرصه سینما و تلویزیون و یا حتی تئاتر ساده است و فقط با ثبت نام کردن در یک کلاس بازیگری که امروزه مثل قارچ سمی سر از اینجا و آنجا درآورده است میتوانند وارد این عرصه شوند ، اما افسوس و دو صد افسوس که اینگونه نیست ...

از تمامی مشتاقان ورود به دنیای بازیگری خواهشمندیم که مطالب زیر را ریز به ریز و به دقت مطالعه فرمایند :

در سالهای اخیر علاقه شدیدی در میان جوانان جامعه و بعضا در میان میانسالان و یا حتی سالمندان برای حضور در عرصه بازیگری و گرفتن یک نقش هرچند کوتاه در یک فیلم یا سریال به چشم میخورد این امر مهم باعث شده که عده ای شیاد و سوء استفاده گر با شیوه های تبلیغاتی جدید آگهی هایی در بعضی از روزنامه های کثیر الانتشار مبنی بر آموزش بازیگری یا حتی فراخوان بازیگر و یا استخدام بازیگر چاپ و منتشر نمایند ...

آگهی هایی که همگی پوچ ، بی اساس و سراسر ریا میباشند ...

به عنوان مثال شما اگر نگاهی به آگهی های سالهای قبل نیازمندیهای روزنامه همشهری بیندازید تعداد محدودی آگهی تحت عنوان کلاسهای بازیگری به چشم میخورد اما در سالهای اخیر به دلیل افزایش تقاضای مردم آگهی هایی از قبیل : استخدام بازیگر و یا امور سینمایی هم به این گونه نیازمندیها اضافه شده است ...

متاسفانه از میان جوامع و صنوف سینمایی هم اطلاع رسانی دقیقی به این قبیل افراد که عاشقانه میخواهند بازیگر شوند داده نمیشود و به همین دلیل آنها در گمراهی مطلق خود میمانند ...

براستی آیا تا به حال دیده شده که به جز عده محدودی انگشت شمار از کلاسهای بازیگری به جایگاهی رسیده باشند ؟

مافیای سینمای ایران به هیچ عنوان اجازه این را نمیدهد که شخصی بتواند از طریق کلاسهای بازیگری وارد این عرصه شود ... ولو اینکه از فیزیک بدنی مناسب ، چهره ای تجاری و... هم برخوردار باشد باز هم نیمتواند وارد این عرصه شود ...

در سینمای ایران رابطه جای ضابطه را گرفته است به قول عامیانه : پول ، پارتی ، پررویی ، پدر و مادر و... میتواند تا حدودی ضامن حضور موفق در عرصه سینما شود اما کسی از طریق کلاسهای بازیگری به هیچ کجا نخواهد رسید ...

براستی تا کنون آیا کمی اندیشیده اید که بازیگران بزرگ سینما و تلویزیون و تئاتر ایران چه قدیمی ترها و چه جدیدها هیچکدام از طریق کلاس بازیگری به جای نرسیده اند ؟

ورود به دنیای بازیگری فقط با شانس ، رابطه و چند اصل دیگر میسر است و لاغیر ، کلاسهای بازیگری فقط منبعی هستند برای پر کردن جیب عده ای سود جو و سوء استفاده طلب ...

شما تا کنون فکر کرده اید که بازیگران بزرگ سینمای ایران هیچیک از طریق آموزش هنر و یا کلاس بازیگری به جایی نرسیده اند و تنها به واسطه داشتن شانس ، تحصیلات آکادمیک مرتبط و یا رابطه توانسته اند وارد سینما شوند ؟

در زیر لیست بازیگران نامداری را می آوریم که به هیچ عنوان از طریق کلاس بازیگر نشده اند بلکه شما خواننده گرامی متوجه شوی که ورود به سینما از طریق کلاس بازیگری میسر نیست مگر با داشتن روابطی که در بالا عرض شد ... و یا داشتن پول هنگفتی برای خریدن نقش !!!

هدیه تهرانی – گلشیفته فراهانی – شیلا خداداد– امین حیایی – محمدرضا گلزار – نیلوفر خوش خلق – پگاه آهنگرانی – مهناز افشار – ارژنگ امیرفضلی – بهاره رهنما – شقایق دهقان – حسام نواب صفوی – ساعد هدایتی – الهام چرخنده– سعید پیردوست – پارسا پیروزفر – پروین قائم مقامی – مریم امیرجلالی – حمید لولایی – احمد پورمخبر – حمیده خیرآبادی – رضا داوودنژاد – بهمن دان – اصغر سمسار زاده – مهران رجبی – ملکه رنجبر – بهزاد رحیم خانی – شهربانو موسوی – رامبد شکر آبی – شقایق فراهانی – محمدرضا فروتن – مهران مدیری و....

این بازیگران نامی و مشهوری که نامشان را در لیست بالا آوردیم بنا به استناد به فرهنگ بازیگران سینمای ایران هیچکدامشان تحصیلات مرتبط با بازیگری نداشته و ندارند و به واسطه داشتن شانس یا معرف و یا هر چیز دیگری توانسته اند به سینما راه پیدا کنند ...

لازم به ذکر است که این لیست بالا تنها مشتی از خروار است این اطمینان را به شما میدهیم که به جز تعداد قلیلی که به تعداد انگشتان یک دست هم نمیرسند توانسته اند از طریق کلاسهای بازیگری راه ورودی به دنیای سینما پیدا کنند ...

از نمونه بازیگرانی که توانسته اند از طریق کلاسهای بازیگری راهی به دنیای سینما پیدا کنند میتوان از : امیر جعفری – نگار فروزنده – بهرام رادان – مریم بوبانی و... نام برد که به جرات تعدادشان به انگشتان یک دست هم نمیرسد ...

در ضمن اگر این بازیگران هم توانسته اند از طریق این کلاسها راه ورودی به دنیای بازیگری پیدا کنند به چند دلیل بوده است :

اولین دلیل اینکه آنها در کلاسهای بسیار بسیار معتبر و زیر نظر اساتید بزرگی همچون : حمید سمندریان و امین تارخ ثبت نام کرده اند ، دومین دلیل داشتن چهره و فیزیک مناسب ، سومین دلیل اعتماد کارگردان ، چهارمین دلیل داشتن شانس و... بوده است ...

همانگونه که گفتیم ثبت نام در یک کلاس بازیگری به هیچ وجه متضمن ورود به دنیای سینما و تلویزیون و تئاتر نیست ...

راههای ورود به این رشته : شانس ، داشتن رابطه ( پارتی ) ، پدر و مادر و... است ...

تا وقتی که ما داریم با چشمان خود مشاهده میکنیم که عده بیشماری از بازیگران امروز سینما و تلویزیون و تئاتر ایران از طریق خانواده های درجه اولشان وارد این عرصه میشوند دیگر چه نیازی به این تفاسیر است ؟

مثلا مهراوه شریفی نیا و ملیکا شریفی نیا دختران آزیتا حاجیان و محمدرضا شریفی نیا به چه طریقی توانسته اند وارد عرصه حرفه ای بازیگری در سینما و تلویزیون و تئاتر ایران بشوند ؟ مگر نه اینکه از طریق روابط پدر و مادرشان ... یک نگاه کوتاه به آثار این چنین بازیگرانی که فقط توانسته اند از طریق مادر و پدرشان وارد این عرصه بشوند این مدعا را تایید میکند ... گلشیفته فراهانی و یا شقایق فراهانی چگونه وارد سینما شده اند ؟ مگر نه اینکه آنها فرزندان بهزاد فراهانی بازیگر معروف ایران و همسرش فهیمه رحیم نیا بازیگر مطرح تئاتر ایران هستند ؟ امثال باران کوثری چگونه توانستند به سینمای ایران راه یابند ؟ فقط از طریق اینکه پدری تهیه کننده و مادری کارگردان داشتند که او را چند سال پروراندند و در همه آثارشان به او نقشهای کلیدی دادند و او را مطرح نمودند ... سپند امیر سلیمانی و یا کمند امیرسلیمانی چگونه توانستند وارد عرصه هنر شوند جواب این سوال هم واضح و روشن است فقط از طریق پدرشان سعید امیرسلیمانی ! نمونه دیگر این ادعای ما را خانواده معروف ارجمند تکمیل میکنند مگر نه اینکه در خانواده ارجمند فقط از طریق انوشیروان ارجمند و داریوش ارجمند الآن همه بازیگر شده اند ؟ برزو ارجمند ، امیریل ارجمند ، بهار ارجمند و... ! مگر گلاب آدینه و مهدی هاشمی فرزند خود نورا هاشمی را به عنوان بازیگر مطرح نکردند ؟ مگر ماهچهره خلیلی بازیگر سینما به واسطه اینکه مادربزرگش مرحومه استاد پروین سلیمانی روزی از پرکارترین بازیگران زن سینمای ایران بود وارد این عرصه نشد ؟ مگر فتحعلی اویسی فرزند خود را بازیگر نکرد ؟ گواه دیگر این مدعا خانواده بنفشه خواه هستند مگر به واسطه حضور رضا بنفشه خواه فرزندش بیژن بنفشه خواه و برادرش محمود بنفشه خواه وارد عرصه بازیگری نشدند ؟ بهاره رهنما هم یکی از افرادی است که به تازگی دارد تمام خانواده اش را به دنیای خوش خط و خال بازیگری فرا میخواند مادرش را با خود به فیلمها و سریالهای تلویزیونی تحمیل میکند مگر نه اینکه مادر بهاره رهنما ( پروین قائم مقامی ) به واسطه حضور دخترش در سریال مرد هزار چهره به کارگردانی مهران مدیری توانست نقش بلندی را ایفا نماید ؟ مگر نه اینکه بهاره رهنما دخترش پریا قاسم خانی را با خود به همه سریالهای تلویزیونی برده و به او نقش میدهد ؟ حتی جاری بهاره رهنما خانم شقایق دهقان به واسطه او بود که توانست وارد این عرصه شود !  آیا ما با چشمان خود ندیدیم که آتیلا پسیانی دخترش ستاره پسیانی را وارد عرصه بازیگری کرد همینطور در مورد خود آقای پسیانی هم شاهد بودیم که به واسطه حضور حرفه ای مادر مرحومش ( جمیله شیخی ) توانست در سینما مطرح شود ... مگر امیر جعفری برادر زاده خود علیرضا جعفری و همسرش ریما رامین فر را وارد حرفه بازیگری نکرد ؟ لیلی رشیدی به واسطه حضور کس دیگری وارد سینما شد یا به واسطه حضور پدرش داوود رشیدی و خاله اش مرضیه برومند ؟ مگر مونا و مارال فرجاد به جز اینکه پدرشان جلیل فرجاد آنها را به سینما و تلویزیون معرفی کرد راه دیگری هم برای ورود به دنیای بازیگری داشتند ؟ مگر السا و الناز فیروز آذر خواهر زاده های تهمینه میلانی از طریق خاله شان وارد سینما نشدند ؟ البته نه اینکه الآن اینگونه باشد این روند ناپسند در سالهای قبل از انقلاب هم در سینمای ایران جریان داشت به عنوان مثال مرحوم جهانگیر فروهر بازیگر معروف سریالهای تلویزیونی و فیلمهای سینمایی آن سالها به واسطه حضورش در سینما همسرش فرنگیس فروهر و دخترش لیلا فروهر را نیز به جرگه هنرمندان سینما کشاند ... یا مثلا مهران مدیری کارگردان و بازیگر موفق کشورمان به چه طریقی توانست به تلویزیون راه پیدا کند تنها از طریق دایی مرحومش منوچهر نوذری طنز پرداز موفق سینما و تلویزیون و رادیو ایران که فرزندش ایرج نوذری را هم به جرگه هنرمندان وصل کرد !!!

این قصه سر درازی دارد ...

اگر بخواهیم پیگیر آن بشویم باید طومار بزرگی بنویسیم که میشود مثنوی هفتاد من کاغذ !

اما این نکات در اینجا باید به علاقمندان ورود به دنیای بازیگری بفهماند که کلاسهای بازیگری هیچگونه برای ورود آنها به این عرصه مثمر ثمر نخواهد بود ... کلاسهای بازیگری امروزه که مثل قارچ سمی سر از اینجا و آنجا در می آورند فقط برای خالی کردن جیب هنرجویان است و بس !

شاید بتوان فقط به تعداد انگشتان دست بازیگرانی را نام برد که به واسطه حضورشان در کلاسهای معتبر بازیگری توانستند وارد این عرصه شوند ...

بازیگرانی مثل شهرام قائدی ، مریم بوبانی ، ترانه علیدوستی ، غزاله جزایری و ... از کلاسهای آزاد بازیگری استاد امین تارخ .

بازیگرانی مثل امیر جعفری ، نگار فروزنده ، یوسف تیموری و... از کلاسهای آزاد استاد حمید سمندریان

بازیگری مثل نیوشا ضیغمی از کلاس کانون سینماگران جوان

بازیگری مثل بهرام رادان از کلاسهای آموزش بازیگر هیوا فیلم تهران

والسلام

تنها نگاه کوچکی به این آمار کم نشان میدهد که حضور در کلاسهای بازیگری برای مشتاقان سینما مثمر ثمر نیست و نخواهد بود ...

در کلاسهای بازیگری حداقل سالیانه 4 ترم برگزار میشود و در هر ترم حداقل 30 هنرجو ثبت نام میکنند و اگر با یک حساب سرانگشتی تعداد کلاسهای بازیگری را فقط در استان تهران 100 عدد قلمداد کنیم متوجه میشویم که سالیانه 12000 نفر ( دوازده هزار نفر ) در کلاسهای بازیگری ثبت نام به عمل می آورند و اگر میخواستند همه وارد سینما شوند الآن تمام ملت ایران بازیگر سینما بودند !!!

تازه این فقط در عالم کلاسهای آزاد بازیگری است اگر نگاهی کوچک به خیل عظیم دانشجویان که در دانشگاههای مختلف مشغول تحصیل در رشته های مرتبط سینما از جمله بازیگری هستند آمار ما سالی بیش از 50 هزار نفر را نشان خواهد داد که فارغ التحصیل رشته بازیگری میشوند اما بازار کاری برایشان وجود ندارد ...

باز هم موکدا تاکید میکنیم که کلاسهای آموزش بازیگری به غیر تعداد انگشت شماری مثل کلاسهای استاد امین تارخ – موسسه سینمایی کارنامه – کلاسهای استاد حمید سمندریان – کانون سینماگران جوان – کلاسهای خصوصی استاد فاطمه معتمدآریا و یکی دو جای دیگر مابقی همه به مفت هم نمی ارزند ...

همانطوری که گفته شد سینما فقط رابطه است و با رابطه میتوان وارد آن شد آن رابط هم باید یا پول باشد یا پارتی یا پدر و مادر و خاله و عمه و عمو و دایی و.. و یا روابط دیگر !!!

بازيگري از جمله هنرهايي است که به دليل جذابيت هاي ظاهري چون جلوه گري و شهرت، بيش از ساير رشته هاي سينمايي متقاضي پر و پا قرص دارد و در طول سال هاي سال شنيده و ديده ايم که برخي از اين علاقه مندان با شيوه هاي مختلف وارد سينما و بعضا هم به چهره هاي ماندگار سينماي ايران تبديل شده اند؛ اما نکته قابل توجه نحوه ورود به سينماست که به طور معمول بيشتر افراد براساس رابطه، بازيگر شده اند؛ اما در چند سال اخير کارگاه آموزش سينما در کنار رشته تخصصي سينما در دانشگاه ها فعاليت جدي خود را آغاز کرده و در حوزه هاي مختلف سينمايي از جمله بازيگري نيز فعال هستند و بسياري از افراد به عنوان بازيگر از اين آموزشگاه ها فارغ التحصيل شده اند؛ اما اگر نگاهي دقيق به بازده اين آموزشگاه ها داشته باشيم، بخوبي متوجه مي شويم که بازده کارگاه هاي آموزشي بازيگري بويژه در دو سه سال اخير بسيار کم شده و کمتر شاهد فعاليت مستمر بازيگراني هستيم که از کارگاه آزاد بازيگري بيرون آمده و مشغول کار هستند؛ برهمين اساس سراغ برخي از هنرمندان رفته ايم که به نوعي دست اندرکار برپايي کارگاه هاي آموزش بازيگري هستند يا کارگردان هايي که از اين کارگاه ها افرادي را به عنوان بازيگر انتخاب کرده اند تا از کم و کيف و کارکرد کارگاه هاي آزاد آموزش بازيگري جويا شويم. ناگفته نماند بسياري از افرادي که باني تشکيل اين کارگاه ها بودند از حضور در اين گزارش پرهيز کردند و معتقد بودند به آنچه از تشکيل اين کارگاه ها مي خواستند رسيده اند و نيازي به بحث هاي چالشي از اين دست نيست. حميد سمندريان، مدير يکي از آموزشگاه هاي آزاد سينمايي معتقد است موفقيت يا عدم موفقيت يک فرد در انتخاب حرفه بازيگري در مرحله اول به خود شخص بستگي دارد و کلاس هاي آموزش بازيگري، کارگاه ساخت و پرورش بازيگر نيست؛ او يکي از مسائل عمده گرايش افرد به هنر بازيگري را جذابيت هاي ظاهري دانست و گفت: ملاک انتخاب افراد براي حضور در کارگاه هاي آزاد بازيگري غلط است؛ به اين معنا که در مرحله اول بنا بر جذابيت هاي ظاهري که در اين حرفه وجود دارد و البته با پيش فرض هاي ذهني که از سوپراستارهاي سينما دارند؛ بدون کوچکترين شناخت و علاقه واقعي به هنر بازيگري رو مي آورند و هدف اغلب آنها هم از حضور در کارگاه هاي بازيگري ستاره شدن در سينماست و مشکل از همين طرز تفکر ناشي مي شود و نگاه غالب اين افراد تبديل شدن به سوپر استار در سينماست نه يک بازيگر قابل و باسواد در هنرهاي نمايشي اعم از سينما يا تئاتر و نکته جالب تر اين که با چنين تصوري از بازيگري به کارگاه آموزش آزاد بازيگري مراجعه مي کنند و مي خواهند يک شبه هنرپيشه شوند. در واقع اين افراد گمان مي کنند اگر چهره زيبا يا خاص دارند به درد اين حرفه مي خورند؛ اما مساله اين است که زيبايي ظاهري تنها بخش ناچيزي از موارد لازم براي بازيگر شدن است، در حالي که آشنايي با هنر بازيگري و تکنيک هاي عملي شرط لازم بازيگر شدن است و اگر افراد استعداد داشته باشند با کمک اين تکنيک ها در آموزشگاه ها پرورش مي يابند. اما مهدي فخيم زاده، کارگرداني که در اغلب مجموعه هاي تلويزيوني از هنرجویان بازيگري در کارگاه آموزش بازيگري خود استفاده مي کند ليلا برخورداري در مجموعه تلويزيوني خواب و بيدار و يا انوشيروان فاطمي در بي صدا فرياد کن نمونه هاي عيني آن هستند درباره کارکرد آموزشگاه آزاد بازيگري مي گويد: تحصيلات آکادميک براي حضور در حرفه بازيگري يا هر رشته هنري لازم و ضروري است، اما شرط کافي نيست، کما اين که بسياري از بازيگران خوب ايراني از تحصيلات آکادميک بي بهره اند اما بازيگران قابلي از آب درآمدند و به نظر من آموزش بازيگري امري غيرقابل انکار در سينما است؛ اما مساله اي که در هنر بازيگري وجود دارد اين است که فرد في نفسه نمي داند براي بازيگر شدن ساخته شده است يا خير و تا آموزش نبيند، متوجه اين مطلب نمي شود. اين در حالي است که در ساير رشته هاي هنري مانند نقاشي، مجسمه سازي يا موسيقي به اين شکل نيست؛ مثلا اگر سازي مثل سنتور يا تار را به کسي تعارف کنند که بزند. او تکليفش روشن است ؛ يا دانش به صدا در آوردن اين ساز را دارد يا از اساس مي داند که دانش و تخصص به صدادرآوردن ساز را ندارد و تکليف او روشن است.اما از آنجا که سينما علاوه بر جلوه هاي هنري يک صنعت گران نيز محسوب مي شود؛ صحنه آزمون و خطا نيست و اين گونه نيست که فرد اول وارد سينما شود و بعد بتدريج حرفه بازيگري را آموزش ببيند. به همين دليل وجود کارگاه آموزش بازيگري راهي است براي محک زدن استعداد کساني که علاقه مند به بازيگري هستند. از سوي ديگر ممکن است اين شائبه به وجود آيد که برخي بازيگران براساس روابط وارد اين حرفه شده اند؛ اما نکته همين جاست چرا که مساله به اين سادگي نيست. اگر بر فرض کسي هم از راه پارتي و رابطه وارد اين حرفه شده باشد؛ ولي استعداد ذاتي بازي را نداشته باشد بنابر مقتضيات سينما و تلويزيون خواه ناخواه حذف مي شود؛ حتي اگر رابط اين راهيابي پدر يا مادر سينماگر باشد. بنابراين براي ورود به اين حرفه بايد آموزش ديد.اين کارگردان با اشاره به ويژگي کلاس هاي بازيگري گفت: زماني که افراد به اين کلاس هاي بازيگري مراجعه مي کنند، دو نکته را از نزديک درک مي کنند؛ اول اين که اگر ذاتا استعداد بازي را داشته باشند با تمرين ها و آموزش هاي مدرسان به مرور ابزارهاي موجود در اين حرفه را پيدا مي کنند و با استفاده از اين مهارت ها استعداد خود را شکوفا مي کنند. در غير اين صورت راه را به خطا رفته اند و خود خواسته بازيگري را کنار مي گذارند. ناهماهنگي بين عرضه و تقاضا حميد سمندريان در ادامه نظر اين کارگردان، پايين بودن درصد بازدهي آموزشگاه هاي بازيگري را ناهماهنگي بين عرضه و تقاضا دانست و گفت: بعضي از آموزشگاه هاي سينمايي صلاحيت تدريس و عرضه خدمات مناسب در اين رشته سينمايي را ندارند، اما به دلايل نامعلوم مجوز تاسيس اين کارگاه ها را دريافت مي کنند و با خيل بيشماري از اين متقاضيان روبه رو مي شوند که با انواع و اقسام ترفندها آنها را جذب آموزشگاه ها مي کنند و در نهايت هم چيزي عايد هنرجوي علاقه مند نمي شود و دست خالي و سرخورده راهي بازار کار مي شوند. خریداری شغل یا بازیگری يکي از نکات غيرقابل انکار در آموزشگاه هاي آزاد سينمايي بويژه بازيگري، وجود بازار کار است که يکي از بزرگترين سوئتفاهم ها ميان هنرجويان و صاحبان کارگاه محسوب مي شود. دراين زمينه کارگردان مجموعه تلويزيوني «بي صدا فرياد کن » گفت: اصولا وقتي حرفه اي متقاضي دارد انواع آموزشگاه هاي متناسب با موضوع هم مثل قارچ سبز مي شوند که قطعا در بين آنها ناخالصي ها و پارازيت هايي هم وجود دارد و حرفه بازيگري از اين قاعده مستثنائ نيست. افت بازيگري محسوس است رسول صدرعاملي، کارگرداني که عليدوستي را براي بازي در فيلم «من ترانه 15 سال دارم» از يکي از آموزشگاه هاي سينمايي انتخاب کرده معتقد است که طي 3 دهه گذشته کيفيت کار بازيگري در سينما و تلويزيون به شکل چشمگيري افت کرده است و اغلب بازيگران حاضر در حرفه نمايش در ارائه نقش هاي خود دچار تکرار شده اند؛ اين کارگردان در توضيح کيفيت کارگاه آموزش آزاد سينما بويژه در حوزه بازيگري گفت: در بخش خصوصي بجز چند آموزشگاه بازيگري که واقعا کار بلد هستند، بقيه صرفا به دليل انبوه متقاضيان براي ورود به حرفه بازيگري تاسيس شده اند و متاسفانه در اغلب اين کارگاه ها هم شاهد بوده ايم که با تکيه بر اسم يک هنرپيشه معروف در تبليغات، جوانان علاقه مند را جذب کلاس هايشان کرده اند و متاسفانه در بسياري موارد بازده هم نداشته است. در واقع اين کارگاه ها به نوعي بازار کاذب عرضه و تقاضا را به وجود آورده اند ولي در نهايت خروجي اين کلاس ها صفر است؛ از همين رو سينما و تلويزيون ما نه تنها در حوزه بازيگري بلکه در ساير رشته هاي فني مانند فيلمبرداري و يا صدابرداري دچار کمبود است و در واقع از داشته هاي 20 سال پيش خود استفاده مي کنيم و در اين 20 سال چيزي به داشته ها اضافه نکرده ايم مگر برحسب اتفاق. به اعتقاد من مسوول مستقيم به وجود آمدن چنين آشفته بازاري نهادهاي دولتي مانند معاونت امور سينمايي و صدا و سيما هستند که در طول تمام اين سالها مسوولان و مديران اين دو نهاد دولتي براي پاسخ به نياز مخاطب هيچ اقدام موثري مبني بر تشکيل آموزشگاه هاي بازيگري نکرده اند. وقتي آموزشگاه ها براساس بازار تقاضا تاسيس مي شوند، براي تبليغات و جذب مخاطب عنصر کارآفريني را نيز چاشني کار قرار مي دهند ولي اين که کارآفريني تا چه اندازه اي ميسر مي شود، بستگي به خود فرد دارد. يادم هست در يکي از کلاس هاي آموزش بازيگري، دکتري پيش من آمد و پرسيد که هزينه توليد يک فيلم سينمايي چقدر است. من گفتم مثلا 300ميليون تومان و وقتي جويا شدم براي چه اين سوال را مي کند، گفت که حاضر است اين مبلغ را بپردازد تا پسرش نقش اول يک فيلم را بازي کند. او در واقع مي خواست براي پسر خود شغل خريداري کند بنابراين طرح کارآفريني در اين حرفه از سوي موسسه ها کاملا منتفي است. حميد سمندريان، کارگردان تئاتر هم معتقد است که تبليغات دروغين براي کارآفريني تنها مختص به آموزشگاه هاي بازيگري نيست بلکه در تمام حرفه ها نيز وجود دارد. او در ادامه گفت: براي تغيير در اين سيستم بايد به صورت زيربنايي تغييراتي ايجاد کرد؛ چراکه فعاليت فرهنگي در هر زمينه اي مانند يک پازل به هم ريخته است که بايد تمام اجزا و عناصر آن را درست و با دقت در کنار هم قرار داد. از سوي ديگر اين نکته را بايد در نظر گرفت که برخي تهيه کننده هاي جريان ساز در سينما براي انتخاب بازيگران يک فيلم سراغ هنرجویان تعليم ديده در کارگاه هاي بازيگري نمي روند و براي جذب مخاطب و بازگشت سرمايه سوپراستارها را برمي گزينند و يا اگر کسي به هر قيمتي بخواهد بازيگر شود بايد هزينه هنگفتي بدهد تا مثلا در فيلم يا سريالي نقش درجه 3و 4را بگيرد و تازه اگر خودي نشان داد در سايه مجموعه يا فيلم هاي ديگر نيز بازي مي کند. در حالي که در گذشته چنين نبود، دستيار کارگردان با توجه به نقش و موضوع فيلم به آموزشگاه مراجعه مي کرد و کارشناسان با در نظر گرفتن فيلمنامه و کاراکتر موردنظر از بين هنرجویان ، فرد مناسبي را به گروه تهيه و توليد معرفي مي کردند. به اين شيوه فرد موردنظر از راه درست وارد مي شد. صدا و سیما وارد عمل شود رسول صدرعاملي بازار کار براي بازيگران را در تلويزيون داغ دانست و گفت : اگر صداوسيما برنامه اي مدون در جهت پرورش نيروي انساني پايه گذاري مي کرد، مي توانست موقعيت کاري را براي هنرجويان فراهم کند؛ چراکه خانواده ها هم براي سپردن فرزندان خود به کارگاه آموزش آزاد بازيگري در صداوسيما مشتاق تر بودند و بالطبع اعتماد بيشتري نيز مي کردند. من هميشه اين نکته را متذکر شده ام که يک کشور مقتدر، کشوري است که رسانه و تلويزيون مقتدر دارد و کشوري که رسانه و تلويزيون مقتدر دارد سينماي مقتدر نيز دارد و براي رسيدن به اين منظور بايد نيروي متخصص در تمام حوزه هاي فرهنگ و هنر داشته باشيم و همان طور که گفتم صداوسيما و معاونت امور سينمايي به عنوان نهادهاي دولتي بايد فکر چاره بکنند.اغلب بازيگراني که در حال حاضر در سريال هاي مختلف بازي مي کنند با هزينه هاي خود بازيگر شده اند؛ يعني تمام علاقه مندان اين حرفه سال ها تلاش کرده اند و از راه هاي مختلف وارد شده اند و در اين مسير رنج هاي بسيار به جان خريده اند تا به بازيگر تبديل شوند، اما صداوسيما با رقمي بسيار ناچيز از هنر آنها بهره مي برد و درعين حال معاونت امور سينمايي هم در طول اين سال ها به همين شکل عمل کرده است و اين درحالي است که اصلي ترين متولي آموزش همين دو نهاد هستند. حال اين که اين وسط مقصر کيست، اهميتي ندارد، بلکه نکته مهم هم توجه به اين مطلب است که ما در طول اين سال ها چه کاشته ايم که حالا بايد آنها را درو کنيم. بنابراين نفي آموزشگاه هاي سينمايي چيزي را عوض نمي کند؛ چراکه اگر معتقد باشيم آموزشگاه ها با توجه به اين کمبودها راه سوداگري و کلاهبرداري را پيش گرفته اند، راه به غلط رفته ايم و دچار قضاوت کلي شده ايم. و اما عليرضا افخمي کارگردان مجموعه هاي تلويزيوني، برخلاف صدرعاملي معتقد است که تلويزيون محل مناسبي براي بازاريابي کار بازيگران جوان نيست. اين کارگردان در ادامه چنين گفت: با توجه به کمبود بودجه و امکانات و زمان اندکي که براي ساخت مجموعه هاي تلويزيوني يا تله فيلم وجود دارد فرصت آزمون و خطا براي فارغ التحصيلان نيست و به نظر من تنها راه پيشرفت در اين مقوله وجود کلاس هاي بازيگري هم در صداوسيما به عنوان يک نهاد دولتي و هم مراکز خصوصي است که اين آموزش في نفسه بد نيست، اما به تنهايي هم راهگشا نيست؛ چراکه يکي از بزرگ ترين مسائل هنر بازيگري، داشتن مهارت هاي لازم براي اين حرفه است و در آموزشگاه هاي بازيگري مهارت هاي اجرايي را آموزش نمي بيند. بنابراين خيلي به تشکيل کلاس هاي آموزشي و بازار کار در تلويزيون اعتقاد ندارم.

این جاست که مشخص میشود مدیران آموزشگاههای آزاد هم واقعیت را نمیگویند و به قولی لاپوشانی میکنند ؟

طبق گفته این کارگردان بازیگرانی که به واسطه حضور پدر و مادرشان و یا دادن پول وارد سینما شده اند فید میشوند و از بین میروند در صورتی که داریم با چشمان خود میبینیم بازیگرانی که از این طریق وارد سینما شده اند روز به روز دارند جایگاه خود را محکمتر و محکمتر میکنند ...

در زیر نام تمامی آموزشگاههای بازیگری که وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی به آنان مجوز داده است را برای شما آورده ایم امیدواریم نیم نگاهی به نام این آموزشگاهها شما را از ثبت نام در آنها بر حذر دارد چرا که همانگونه که در بالا حساب کردیم با یک حساب سرانگشتی سالی 12 هزار نفر در این کلاسها ثبت نام میکنند اما 10 نفر از آنان هم به سینما راه نمی یابند ...

 

 

اسامي آموزشگاه‌هاي سينمايي داراي مجوز شهر تهران اعلام شد.
فهرست آموزشگاه‌هاي آزاد سينمايي با مجوز موقت در تهران به اين شرح است:آبنوس فيلم (منصوره جوادي اصل)،فيلم تهران(ماندانا صديق دربندي)،انجمن صرع ايران (كورش قره گوزلي)،بنيان فرهنگ و هنر ايرانيان (محمد علي زم)،سينماي صاعقه (محمد كدخدايي)،سيمين (فاطمه معتمد آريا)،شيدا (حسين مدحت)،فرهنگ و هنر (احمد رستمي جم)،كمال هنر (حسين عطار)،كارون (عباس پورعباسي)،ماني (خسرو بامداد)،نقش آفرين (عليرضا اطيبي)،هنر گستران كيميا (محمد‌جعفر ميرزا پور)،عكس (مسعود اميرلوئي)،پويندگان عصر هنر (برنجيان)،نيم نگاه (محمدصادق آشتياني)،موسسه فرهنگي و هنري رسانه پويا (جلال فاطمي)،سورنا گستر (رامين حدادي)،انديشه (عباس مدديان)،امين (نوراله حيدري)،آوين (عليرضا خاتمي)،آفتاب (خاكسار هرسيني)،روزنه (سارا عميدي محبي)،موسسه جهان مبينا (رضا پورمظفري)،موسسه فرهنگي و هنري خانه جوان (يدالله حبيبي)،كارگاه عكس (سيدمحمد معصوم)،موسسه فرهنگي و هنري انديشمندان همراه (محمد ربيعي)،زبان تصوير (معصومه بهارلو)،مهرگان (محسن بابايي)،انديشه نو (عمران دهقاني)،نقش (داوود قچاق)،شريفي (محمدجواد جعفري).
اما فهرست آموزشگاه‌هاي آزاد سينمايي در تهران كه مجوز دائمي دارند به اين شرح است::عاطفه رضوي نيا (آراويرا)،غلامعلي نوري (آموزش انديشه آوا)،اصغر عميدي محبي (ايران)،ابوالفضل معيري (آينه در آينه)
محمد‌رضا بهنودي (آرتزين)،فروغ اعظم مقدم (آيدا)،جعفر صابري (آشتي)،خسرو سينا (انتخاب)،زهرا اصلاحچي (بانوي شرقي)،مهين دخت قوام صدوقي (پايا رايانه)،حميد‌رضا آخوندي آذري (پارس آرمان)،ميرمهدي رضايي مهر (تندر)،فرشيد ذوالفقاري (تصويران)،ناهيد خدوي (تك نگاه)،نادر سامانيان (جام جم)،جعفر علي‌ عسگري (جهان نما)،حسن نيك آئين (چاپلين)،سعيد كيوانمهر (چهره‌هاي ماندگار)
علي رودكي (خاتون)،افشين سخائي فرد (خانه سينماي كرج)،ثريا خرمي قاضياني (خرم)،سيدحسين مبيني (دماوند)،محمد‌مهدي تدين (دارالفنون)،بهروز يغمائيان (رسانه فرد)،انسيه زيدي (رسانه تصوير)،فريبا نور شعاع حسيني (رخسار)،افسانه قلي‌زاده (رنگ و رو)،كامليا مديري (ركسانا فيلم)،سيد صدرالدين غياثي (سوده)
كورش نبي‌زاده (سپهر)،گرفمي (هنر سياه و سفيد)،حسين صاحبي (سينماگران جوان)،علي رضايي (سينماي جوان)،بهرام شهبازي (سينما‌گران نوين ايران)،پروانه مرزبان (سبز فيلم)،سيد‌رضا حسيني (سپند هنر)،پيشگامي فرد (سروش)،غلامرضا ايزدخواه (سپهر انديشه امروز)،زهرا همتي (شكوه شفق)،محسن ملكي (صورتك)،پروين لطفي نژاد (صورتك)،مسعود عليپور دواني (عرفان كهن)،محتشمي معالي (فيلم و سريال)،عبدالرضا ساعتچي فرد (فجر)،امين تارخ (كارگاه آزاد بازيگري)،حميد سمندريان (كانون آموزش هنري سمندريان)،نكار اسكندرفر (كارنامه)،علي ژكان (معاصر)،غلامرضا جهانمهر (مهر)،جلال‌الدين معيريان (مركز آموزش گريم)،حوزه هنري(مدرسه فيلمنامه نويسي)،منوچهر حقاني‌پرست (نوآور)،محمد‌علي طاهري (نمايه هنر جوان)،حميد‌رضا محسني (نگاه نو)،سهيلا وهاب قلياني (وهاب)،اسفند‌يار حبيب‌نژاد (هنركده تخصصي تدوين)،بيژن محتشم (هنركده گريم محتشم)،سيد‌غلامرضا موسوي نامقي (هفت هنر)،سعيد دولتي (هماي سعادت)،مهراعظم صادق شيرازي (هنرسراي گريم)،هومن صدري اردكاني (هنركده گريم مريم)،
حسين خورشيدي (هنرهاي تصويري سوره)،حميد اصغري تتماج (هليا فيلم)،امير شهاب رضويان (هيلاج)

البته همانگونه که باز هم گفتیم تمامی این کلاسهای فوق متضمن ورود شما به دنیای هنر نیستند و نخواهند بود ...

 

درزیر گزارشی از رزونامه دنیای اقتصاد را در مورد ورود به دنیای بازیگری برایتان آورده ایم :

چگونه سوپر استار شويم!
نگاهي به آموزشگاه هاي آزاد بازيگري

نويسنده: غزال صادقي


هرچند وضعيت مالي و اقتصادي صنعت سينما در ايران چندان مطلوب و مناسب به نظر نمي رسد، اما ايجاد بنگاه هاي حاشيه اي در كنار اين صنعت و استفاده از علاقه و اعتماد قشر جوان فعاليت اقتصادي پررونقي را براي تعدادي از مراكز آموزش هنري رقم زده است.
    كلاس هاي آموزشي مواد سينمايي، ادبي و هنري كه امروزه با اسامي افراد صاحب نام اعتبار كسب مي كنند، به يكي از مهم ترين توليدكنندگان فعالان صنعت سينما، تئاتر و... تبديل شده است.
    اما به راستي اين آموزشگاه هاي مختلف تا چه اندازه در تربيت نيروي ماهر و موثر در فعاليت هاي هنري موفق اند؟ دريافت شهريه هاي سنگين تا چه اندازه به رشد اين صنعت كمك كرده است؟
    قيمت هاي كلان كلاس هاي هنري
    در كل تهران آموزشگاه هاي فراواني وجود دارد به طوري كه خود وزارت ارشاد هم نمي تواند آمار دقيقي از آنها ارائه دهد، زيرا بسياري از آنها بدون مجوز فعاليت مي كنند و حتي در مواردي معلمان خود را به خانه هاي افراد مي فرستند، اما در اين ميان 5 كلاس نسبتا معتبر وجود دارد كه تقريبا با نيروهاي حرفه اي مشغول آموزش به داوطلبان خود هستند. يكي از كلاس ها متعلق به يكي از معروف ترين كارگردانان تئاتر كشور است كه براي هر ترم 5 ماهه خود 750هزار تومان مي گيرد، اين قيمت شامل مصاحبه تئوري و تست بازيگري است كه در مقايسه با كلاس هاي ديگر رقم پاييني محسوب مي شود و البته در مقابل مدير آموزشگاه هم هيچ قولي براي بازيگر حرفه اي شدن و ورود به دنياي ستاره ها را به شاگردانش نمي دهد و دانشجويان هم با داشتن اين شرايط به كلاس ها مي روند.
    اما آموزشگاه دوم متعلق به يكي از كارگردانان قديمي بنام سينما است كه اوج كارنامه كاري او متعلق به اوايل دهه 50 است.
    او كه سينما را از خود سينما ياد گرفته است و همه كارها را كاملابه صورت تجربي آموخته سه سال است كه يك آموزشگاه از علاقه مندان به شخص خود تاسيس كرده است. اين آموزشگاه در رشته هاي بازيگري، فيلمنامه نويسي و كارگرداني كلاس هايي را برگزار مي كند و خود اين كارگردان در كلاس هايش به آموزش بازيگري مشغول است كه اين شيوه بازيگري را نيز از ديدهاي خود و تجاربش در اختيار علاقه مندان مي گذارد و از نكات جالب ديگر كلاس هاي وي حضور بعضي از اشخاص معروف بود كه در تماس منكر حضورشان در كلاس ها بودند در آخر اينكه براي هر دوره بازيگري يك تست ورودي وجود دارد كه 20هزار تومان به يك حساب مي ريزيد و به قول مدير آموزشگاه «خيالتان راحت تا به حال هيچ كس در اين تست ها رد نشده»؟!
    بعد از اين مصاحبه مفصل با پرداخت يك ميليون و 800هزار تومان شما نيز در مكتب استاد سوپراستار شويد.
    اما درنهايت ركورددار قيمت اين آموزشگاه ها تعلق دارد به يكي از بازيگران صنف سينما و تلويزيون كه براي ورود به كلاس ايشان بايد مبلغ يك ميليون و950هزار تومان به علاوه 10هزار تومان براي آزمون ورودي واريز كنيد كه خوشبختانه امكان دارد قبول نشويد، زيرا اگر اين روند ادامه پيدا كند و دوره ها را تا پايان برويد براي هر دوره تكميلي تر مبلغ بيشتري مي دهيد و حتي آموزش سواركاري هم مي بينيد، اما اگر براي كاري خواسته شديد اين مدير آموزشگاه است كه به جاي شما قرارداد مي بندد.
    يكي از اين آموزشگاه ها تقريبا شبيه يك دانشكده كوچك است كه از نظر تعداد كلاس هاي مختلف تعدد موضوع بيشتري را شامل مي شود و كلاس هاي بازيگري حرفه اي، فيلمنامه نويسي، كارگاه فيلمسازي، تاريخ هنر، ... تا حتي تاريخ سينما و فلسفه هنر مدرن را شامل مي شود، در حال حاضر اين آموزشگاه تقريبا جزو معتبرترين ها محسوب مي شود و با تعدادي از استادان تئاتر و چند بازيگر صاحب نام سينما اداره مي شود كه آزمون هاي ورودي خود از ميان حداقل 100 مراجعه كننده يا بيشتر 30 الي 40نفر آن هم بدون هيچ قول مساعدتي انتخاب شوند.
    اما درنهايت آخرين آموزشگاه معتبر متعلق است به تعدادي از اساتيد هنرهاي تجسمي كه به قول يكي از سرشاخه هاي اين آموزشگاه كه هم به عنوان مدرس و هم به عنوان سرمايه دار و هم به عنوان دلال آثار هنري در ميان هنرمندان شناخته شده به تعدادي از علاقه مندان به اداهاي روشنكفرانه مي آموزد كه چگونه گالري روهاي موفقي باشيم. بله، اين شاگردان به گالري هاي مختلفي كه استاد آثار هنرمندانشان را به نازل ترين قيمت مي خرد و به حراجي هاي دبي مي فرستند، مي روند و آنها را نقد هنري مي كنند در اين آموزشگاه تاريخ هنر، تاريخ هنر معاصر، هنر ايران در سده بيستم و ...حتي با قيمت 75هزار تومان به بالادر 10 جلسه و تعداد شاگردان 60 الي 70 نفر برگزار مي شود.
    سوپر استار، ابزار دست كارگردان
    در مراجعه به يكي از همين آموزشگاه هاي بازيگري كه جزو معروف ترين آنها نيز محسوب مي شد به نام مينو فرشچي به عنوان مدرس فيلمنامه نويسي روبه رو شديم، اما خانم مينو فرشچي در ارتباط با حضورش در اين آموزشگاه گفت: در حال حاضر چيزي در حدود دو سال است كه به خاطر دلايل شخصي كه دارم در هيچ كلاس و آموزشگاهي تدريس نمي كنم.
    اما تا آنجايي كه ديده ام جواناني كه وارد اين آموزشگاه ها مي شوند استعداد و علاقه اي دارند كه همين ها هم برايشان در اولويت است، حتي براي بعضي از آنها در اين آموزشگاه ها چه اتفاقي مي افتد، كه مثلارييس آموزشگاه، مدير، مدرس و ... آنها را به كارهاي مختلف معرفي مي كنند و بعد از مدت كوتاهي تبديل به ستاره هاي سينما، مي شوند چيزي نمي دانم. من شخصا در هنگام آموزش فيلمنامه نويسي به شاگردانم اولين نكته اي كه به آن اشاره مي كنم اين است كه ما در طول سال حدود70 فيلمنامه قابل توليد داريم كه 50 تاي آنها تكراري و 20 تاي ديگر آن شايد خوب باشند و اين در حالي است كه ما در حال حاضر فقط 150عضو ثابت كانون نويسندگان داريم و تعدادي كه هميشه به طور آزاد مي نويسند، بنابراين قرار نيست كه شاگردان من وارد اين حيطه حرفه اي شوند، اما در بازيگري حرفه اي وضع به شيوه ديگري است و تقريبا اين ماجرا در تمام دنيا نيز وجود دارد يعني اگر شخصي چهره، فيزيك و در نهايت كمي هم علاقه و استعداد داشت انتخاب مي شود، از سوي ديگر اگر دقت كنيد ما در ايران دانشكده تئاتر را داريم كه تقريبا به صورت حرفه اي به دانشجويان آموزش داده مي شود، اما ما چنين مقوله آموزش جدي را براي پرورش و آموزش بازيگري سينما نداريم، چون در نهايت يك بازيگر تئاتر يك حرفه را مي آموزد و بر روي صحنه خودش بازي مي كند و نوع بازي، گويش و حتي لحن صداي بازيگر در اختيار خودش است و كارگردان فقط نظارت مي كند. اما در سينما، سوپراستارها نيز ابزارهايي در دست يك كارگردان واقعي و موفق هستند.
    در نهايت من با سيستم يادگيري در خارج از دانشگاه ها نه موافقم نه مخالف. اما در ارتباط با بازيگري در سينما اين شيوه را روشي عرفي و رايج در همه جاي دنيا مي دانم.
    كاش به دانشگاه مي رفتم
    امير جعفري به عنوان يكي از افرادي كه از اين آموزشگاه ها وارد حيطه بازيگري شده است از تجربه خودش مي گويد: من از ابتدا هم اگر راهنما داشتم به جاي اين كه وقت خود را در دانشكده مديريت و بازرگاني بگذارم و در نهايت حتي مدرك آن را هم نگيرم، به دانشكده تئاتر مي رفتم و آموزش هاي لازم را طي چهار سال مي آموختم.
    اما روزي كه توسط آقاي اكبردادي به اين آموزشگاه ها معرفي شدم، قرار شد اگر هنرجوي خوبي نباشم اخراج شوم، در آن زمان استاد سمندريان، آقاي احمد آقالو، رضا كيانيان، پري صابري و ... از مدرسان ما بودند، من زماني در حدود 5/1 سال را در اين آموزشگاه گذراندم و بعد شخصا به خاطر علاقه اي كه به يادگيري داشتم به هر تئاتري سر مي زدم و از آنها نقشي مي خواستم.
    اما حتي حالاهم ميل زيادي به آموزش و يادگيري اين حرفه دارم به طوري كه اگر مي توانستم به دانشكده تئاتر مي رفتم يا در بعضي از اين كلاس هاي بازيگري دوباره مي آموختم، زيرا متاسفانه بايد اعتراف كنم كساني كه چهارسال از وقت خود را در كنار استادان مختلف و كتاب هاي فراواني مي گذرانند همراه با حرف و بحث صاحب تفكرات و دانش بيشتري نسبت به علاقه مندان و دانش آموختگان آموزشگاه ها هستند. اما در ارتباط با اينكه چرا از اين افراد آموزشگاه ها سوپراستار هم داريم بايد بگويم، باز هم متاسفانه لابي زدن و رابطه در سينما بسيار همراهم هست، به عنوان مثال سيامك صفري، هدايت هاشمي و... كه از بازيگران بسيار حرفه اي و صاحب سبك هستند، اما به واسطه اينكه فقط بازي خوبي دارند نه آشنا و پارتي لازم، هيچ كس آنها را نمي شناسد.
    كار از ريشه خراب است
    هما روستا بازيگر نيز معتقد است: متاسفانه جوانان به خاطر اسم، شهرت، پول و آشنايي هاي مختلف دوست دارند وارد اين حرفه شوند و مديران خيلي از آموزشگاه ها هم چون بسيار راحت و ساده اين طبع جوانان را مي دانند، از آنها سوءاستفاده مي كنند.
    اما بنيان اين كار و اين شكل آموزش از ريشه خراب است آموزش، رشته اي است كه نياز به گذراندن زمان طولاني براي آموزش گرفتن شيوه ها و روش هاي مختلف ياد دادن دارند. در هيچ جاي دنيا نمي بينيم كه يك كارگردان خوب يك استاد دانشگاه خوب باشد و به آموزش بازيگري هم بپردازد چون آموزش و خوب بودن در بازيگري، فيلم سازي كارگرداني و... شاخه هاي متفاوت با هم هستند، بارها به خود من مي گويند كه شما هم يك آموزشگاه بزنيد يا در يكي از آنها تدريس كنيد، و من واقعا تعجب مي كنم كه چطور مي شود آموزش داد در حالي كه اين شيوه را به صورت تئوري نياموزي اما متاسفانه در حال حاضر در سطح جامعه كلاس هايي وجود دارند كه مدرسان آن ليسانس ها و فوق ليسانس هايي هستند كه علاقه مندان را دور خود جمع مي كنند و حتي در مواردي كه برحسب تصادف كساني براساس چهره يا فيزيك خوبشان براي بازي در فيلمي درخواست مي شوند،مديران همين آموزشگاه هستند كه به جايشان قرارداد مي بندند و متاسفانه خيلي از اين بچه ها نيز بعد از يك الي دو بازي در يك فيلم به خاطر اينكه سواد و آموزش كامل اين فن را ندارند به راحتي كنار گذاشته مي شوند.
    آيدين آغداشلو نــقاش نــيز مي گويد: هر كدام از اينها ويژگي هاي خودشان را دارند، دانشگاه هاي رسمي برنامه ريزي مفصلي دارند و به خاطر پايان نامه رسميت دارند و مي توانند در سيستم فرهنگي كشور جذب شوند و امكان بيشتري براي ورود به مجامع روشنفكري دارند. اگر دانشگاه ها برنامه ريزي هاي آموزشي درستي داشته باشند.دانش آموختگان آن مي توانند صاحب يك مجموعه اي از معرفت هاي لازم و كافي باشند، براي مطالعه از كتاب هاي فراوان استفاده كنند و براي تحقيق و پژوهش به استادان زيادي دسترسي دارند، اما اگر جايي براي رشد خلاقيت هاي هنري يك دانشجو در دانشگاه نباشد و فقط استادها در حوزه علايق و تفكرات خودشان آموزش دهند مي توان از اين آموزشگاه ها كه عنوان آموزشگاه هاي آزاد را دارند استفاده كرد، زيرا همان طور كه از نامشان برمي آيد افراد به طور آزادانه مي توانند در اين آموزشگاه ها ثبت نام كنند و با توجه به علاقه شخصي خود در آنجا بمانند. از طرف ديگر يكي از عمده ترين اشكالات و معضلاتي كه در دانشگاه هاي ما به صورت جدي وجود دارد و شخص من ديگر حاضر به تدريس در دانشگاه نشدم مساله نمره بود كه دانشجويان بدون توجه به كيفيت به دنبال اين هستند كه نمرات پايان ترمشان حتما بالاباشد و بعد از فارغ التحصيلي از معدل بالايشان صحبت كنند. اما در آموزشگاه ها به خاطر اينكه نمره هيچ جايگاهي ندارد و نوع گزينش و انتخاب هم از لحاظ رشته براي دانشجو آزاد است و هم بر حسب اراده مي توانند استاد مورد علاقه خود را انتخاب كنند و مستقيما هنري كه دوست دارند بياموزند خوب است. از سوي ديگر اشكال عمده اي هم در آموزشگاه ها وجود دارند از جمله دنباله روي صرف شاگردان از استاد و در نهايت تكثير شدن شاگرداني مانند استاد.در هر حال در هر روشي ايراداتي وجود دارد و همه پاسخ ها را در يكجا نمي توان پيدا كرد، خود من شخصا در سال هاي تحصيلي منتظر يك ورقه تحصيلي نماندم و دانشكده را نيمه كاره رها كردم چون در نهايت آن روزها احساس مي كردم از خيلي از استادانم بهتر كار مي كنم، در سال هاي بعد به شاگردي بسياري از استادان پرداختم كه حتي برخي از آنها معلم من نبودند و با نگاه كردن به دستشان و كارهايشان آموختم.
    به اصطلاح سوپراستارها
    محمود عزيزي نيز مي گويد: در هيچ كجاي دنيا كه بگرديد اين تعداد از آموزشگاه هاي آزاد را نمي بينيد و هيچ كس در هيچ گوشه دنيا نيز نمي تواند بگويد بعد از 2 الي 3 ماه مي توان بازيگر شد، البته به جز در كشور ما، متاسفانه در حال حاضر با توجه به سيستم هاي موجود مديريتي مبارزه با تخصصي مد شده و به همين دليل هم بسياري از اين به اصطلاح ستاره ها بدون آموزش، سينماها را تسخير مي كنند. از سوي ديگر مگر ما در كل كشورمان چقدر استاد و معلم دانش آموخته و معتبر داريم كه اينقدر ادعاي داشتن آموزشگاه هاي آزاد را داريم و در نهايت آيا به تعداد اين آموزشگاه هاي آزاد كه در هر ترم حداقل 40 الي 50 نفر را جذب مي كند ما خروجي بازيگر حرفه اي هم داريم؟
    
بزرگترین وبلاگ سینمایی ایران در اینجا بار دیگر عاجزانه از همه مشتاقان ورود به سینما تقاضا مینماید گول این قبیل کلاهبردارها را نخورند و از فکر حضور در دنیای بازیگری بیرون آیند ...

دنیایی که سوپراستارهایش مثل محمدرضا گلزار و امین حیایی فقط به فکر بی بند و باری و حضور در پارتی ها و بزمهای مختلط شبانه در میان عده ای زن نانجیب که خود را نیمه عریان کرده اند باشد به لعنت خدا هم نمی ارزد ...

سینمای ایران رو به زوال و نابودی میرود از پخش کلیپهای مستهجن و تهوع آور بازیگران به اصطلاح سوپراستار گرفته تا شیادی و کلاهبرداری مثلا آموزشگاههای بازیگری و روابط کثیفی که مافیای سینمای ایران برای ورود به این عرصه فراهم کرده اند همه و همه باید هشدار و تلنگری به جوانان مشتاق سینمای ایران باشد که رفتن به این راه خطرناک است و جز تلف کردن عمر و پول خود هیچ عایدی نخواهید دید .

پونه .ع – یکی از هنرجویان یکی از آموزشگاههای آزاد بازیگری که اتفاقا مجوز دائمی هم دارد در رابطه با شرکت خودش در کلاسهای بازیگری این چنین میگوید :

من از طریق یکی از اقوامم که بازیگر مشهور سینماست به این آموزشگاه معرفی شدم . مدیر آموزشگاه به من گفت که به خاطر اینکه خانم ... من رو به ایشون معرفی کرده از من تست نمیگره و من رو همینجوری برای کلاس بازیگری ثبت نام میکنه به ما گفتن که شما رو به کلاسهای شمشیر بازی و سوارکاری میبریم و ... با این تفاسیر 600 هزار تومان در سال 1382 پول ثبت نام از من گرفتن و من وارد این کلاس شدم از بدو ورودم به کلاس متوجه شدم که راهی که رفتم به ترکستان است دخترها و پسرهایی که در کلاس بودن همه برای خوش گذرونی به کلاس اومده بودن از اساتیدی که نامشان در لیست بلند بالای آموزشگاه به چشم میخورد هیچکس به عنوان استاد سر کلاس ما نیومد و چند تا دانشجوی تازه فارغ التحصیل شده دانشگاه رو برای درس دادن به ما آوردن بعد از اتمام دروه هم یک مدرک الکی دست ما دادن و همین این شد بازیگر شدن ما ... در صورتی که هنگام ثبت نام به ما قول دادن که ما شما رو به کارگردانان و آموزشگاهها معرفی میکنیم و... در صورتی که همه دروغ از آب دراومد ...

 

مشتاقان سینما !

از روی عقل تصمیم بگیرید نه از روی دل

برای بازیگر شدن کلاسهای بازیگری گزینه مناسبی نیستند ...

هیچیک از بازیگران مطرح سینمای ما چه از جوانها و سوپراستارها گرفته تا پیشکسوتان و میانسالان در کلاسهای بازیگری دوره ندیده اند و فقط از طریق رابطه - تحصیلات آکادمیک مرتبط - شانس و...  توانسته اند وارد این حرفه شوند ...

داشتن رابطه خیلی مهم است چون اگر رابطه نباشد همین هنرپیشه های معروف هم خیلی زود فراموش میشوند و فید میشوند شما از پشت صحنه و مافیای سینمای ایران خبر ندارید ...

این گوشزدی بود برای همگی مشتاقان سینما

 

و کلام آخر

ترا به خدا اگر پولتان از پارو بالا میرود به جای خرج کردن در کلاسهای نامعتبر بازیگری بدهید به یک کارگردان و یا در فیلمی سرمایه گذاری کنید و نقش اول بگیرید و خود را علاف کلاس نکینید ...

اگر هم پول ندارید به دنبال رابطه و زد و بند باشید ...

و اگر نه پول دارید و نه رابطه نگاهی در آینه به صورت و قد و قامتتان بیندازید و ببینید که آیا برازنده این رشته هستید یا نه اگر بودید بهتر است عکستان را به دفاتر تولید بفرستید شاید فرجی شد و شما را برای بازی در نقشی پسندیدند ...

اما اگر هیچیک را نداشتید فکر بازیگر شدن را از سرتان برای همیشه دور کنید ...

 

مطلبی دیگر از بزرگترین وبلاگ سینمایی ایران در رابطه با ورود به دنیای بازیگری که مجددا منتشر شده است :

 

از بدو ورود سینما به ایران و آغاز فعالیتهای سینمایی و تلویزیونی بودند علاقمندان و مشتاقان زیادی که حتی حاضر بودند برای یکبار دیده شده بر پرده نقره ای سینما و یا جعبه جادویی تلویزیون و یا حتی یکبار حضور بر سن تئاتر از جان خود هم بگذرند ...

چه بسا هنرمندان قدیمی بسیاری که با زجر کشیدنهای فراوان و طرد شدن از خانواده هایشان مجوز حضور در سینما و تلویزیون را پیدا کردند و بعد در کنج عزلت چشم فرو بستند و دیگر امروزه کسی حتی از آنان یادی هم نمیکند و یا حتی نسل سینما رو امروزه هم آنها را نمیشناسد ...

سینما و تلویزیون و اصلا کلا حرفه و یا پیشه هنرپیشگی و بازیگری جادو میکند چرا که کمتر کسی را میبینیم که مشتاق حضور ولو به صورت سیاهی لشکر که امروزه نام جدید هنروری را روی آن گذاشته اند  نباشد ...

همه و همه زن و مرد و پیر و جوان و حتی کودک مشتاق حضور در سینما هستند به همین دلیل از حدودا ۱۰ - ۱۵ سال پیش در ایران امرهای ناپسند زیادی برای حضور ولو ۱ دقیقه ای در سینما و تلویزیون به وجود آمد ...

کلاسهای بازیگری و کارگردانی و سایر امور سینمایی که مثل قارچ سر از هر جایی درآورده اند و با وعده و وعیدهای فراوان یک عده مشتاق سینما و تلویزیون را خام کرده و با گرفتن مبالغ هنگفتی که گاها بین ۱ تا ۵ میلیون تومان است سعی بر این میکنند که مشتاقان بازیگری را به کلاسهای خود بکشانند و بعد از مدتی هم مدرکی به او داده و او را رها کنند ... البته از ابتدا این را نمیگویند و با وعده های پوچ و تو خالی جوری سر هنرجویان مشتاق را با زبان چرب و نرم خود شیره میمالند که طرف خود را در آینده ای نزدیک سوپر استاری میبیند که همه حاضرند برای یک امضا گرفتن از او سر و دست بشکنند ...

اما براستی اینگونه نیست و تمامی اینها وعده هایی است پوچ و تو خالی و فقط برای پر کردن جیب عده ای و خالی کردن جیب مشتاقان حضور در سینما ...

کاش اینگونه اعمال فقط به کلاسهای بازیگری ختم میشد چه بسا بسیاری دیگر که هزاران بلای ناپسند سر مشتاقان ورود به دنیای هنر آورده و بعد آنها را رها میکنند و این عده چه راحت در مطبوعات و جراید تبلیغ کلاسهایشان را میکنند اما افسوس و صد افسوس که هیچیک از مشتاقان ورود به دنیای هنر از این طریق به هیچ جایی نمیرسند ...

ورود به سینما اینروزها شده یک باند مافیایی بزرگ که هر کسی را در خور حضور در خود نمیداند یا باید پولت از پارو بالا برود و بتوانی سر کیسه را حسابی شل و ول کنی و میلیون ها تومان ( بخوانید صدها میلیون ) خرج کنی تا بتوانی با هر کارگردان و بازیگری که خواستی در رل اول فیلمهای سینمایی یا سریالهای تلویزیونی ظاهر شوی و یا میبایست یک پارتی کت و کلفت داشته باشی تا بتوانی به هر جا میخواهی برسی و یا میبایستی مثل خیلی هایی که امروزه در سینما و تلویزیون فعالیت میکنند قوم و خویش بازیگر داشته باشی تا او در هر قراردادی که میبندد شرط بگذارد که فقط با حضور تو در آن فیلم یا سریال بازی خواهد کرد ...

این را مطمئن باشید که جز این شرایط به هیچ عنوان نخواهید توانست در هیچیک از عرصه های هنری به جایی برسید ...

در زیر متنی از خبر آن لاین را به نقل از سایت سینمای ما بخوانید :

 

براساس تازه ترین برنامه‌های معاون امور سینمایی، انجمن بازیگران سینمای ایران درصدد تعیین قوانین تازه در مورد بازیگری در سینمای ایران برآمده است. یکی از اولین موضع‌گیری‌های جواد شمقدری بعد از انتصاب به سمت معاونت امور سینمایی، طرح مسائلی در مورد ورود بازیگران با پشتوانه مالی به سینما و همچنین تعیین سقف برای دستمزد بازیگران بود؛ موضوعی که شاید مدت‌ها از سوی بسیاری از سینماگران در محافل خصوصی مطرح می‌شد اما راه به جایی نمی‌برد و غیر از گلایه‌های گاه به گاه در سطح جدی‌تری عنوان نمی‌شد اما با طرح این مسئله از سوی شمقدری شکل قضیه جدی‌تر به نظر می‌رسد و تصور می‌شود که در دوران مدیریت او سخت‌گیری‌هایی در این موارد صورت بگیرد تا شرایط ورود بازیگران به سینما تغییر کرده و از سوی دیگر بازیگران امکان هر میزان از دستمزد را از دست دهند.
معایب و مزایای این برنامه در گفت‌وگو با اهالی سینما و به طور خاص بازیگران و همچنین مسئولان انجمن بازیگران روشن‌تر می‌شود و می‌توان در نهایت به این نتیجه قطعی رسید که برنامه عنوان شده امکان عملی شدن دارد یا نه.

مقابله با ورود بازیگران به سینما با پشتوانه مالی
جواد شمقدری برنامه‌های خود در مورد بازیگران را در برنامه‌های متفاوت مطرح کرد. او در مراسم مدیران بنیاد سینمایی فارابی اعلام کرد که باید با مطالبه دستمزدهای بالا از سوی بازیگران و پرداخت این مبالغ مقابله کرد. او در این زمینه گفت: «امروز شاهدیم که برخی بازیگران دستمزدهای بسیار بالایی می‌گیرند در حالی که همه عوامل سینما با ایده‌ها و فعالیت‌شان در ساخت یک فیلم سهیم هستند هزینه تولید به میزان تأثیر و کارکرد هر یک از این عوامل در اکران باید در نظر گرفته شود.»

اظهار نظرهای او در مورد بازیگران با صحبت در مورد نحوه ورود برخی از بازیگران به سینما ادامه پیدا کرد. او در گفت‌وگویی در مورد ورود بازیگران با پشتوانه مالی به سینما، گفت: «فیلمسازی کار آزادی است و این کارگردانان و تهیه‌کنندگان هستند که بازیگر فیلم‌های خود را انتخاب می‌کنند. لذا ما محدودیتی نمی‌توانیم ایجاد کنیم اما می‌توانیم با کمک انجمن بازیگران راهکارهای منطقی این کار را پیدا کنیم. برخی از مسائل نیازمند همکاری همه اهالی سینما است چرا که ما نمی‌توانیم جلوی ورود کسی به سینما را به این شکل مسدود کنیم چون که کشور ما کشور آزادی است و فیلمسازی نیز کار آزادی است و یک کارگردان و تهیه‌کننده، بازیگر فیلم خویش را انتخاب می‌کند و ما نمی‌توانیم محدودیتی برای بازیگرانی که با پول وارد سینما می‌شوند ایجاد کنیم.»

او راهکار خود را برای برطرف کردن این مسئله چنین عنوان کرد: «ما سعی خواهیم کرد با همکاری انجمن بازیگران راهکارهای منطقی برای مقابله با بازیگرانی که با پشتوانه پولی وارد مقوله بازیگری می‌شوند را پیدا کنیم. ما تلاش می‌کنیم در مراحل بعدی و در راستای فرهنگی و با یاری رسانه‌ها و همه اهالی سینما راهکارهای منطقی برای جلوگیری از ورود بازیگرانی که صرفاً با پشتوانه مالی وارد بازار کار می‌شوند و در فعالیت بازیگران تحصیلکرده و با تجربه مشکل ایجاد می‌کنند، بیابیم.»

طرح این مسائل از سوی معاون امور سینمایی در ابتدای ورود به این حوزه نشانگر آن است که او در مورد نوع حضور بازیگران در سینما و دستمزدهای دریافتی آنان حساسیت‌هایی دارد که قطعاً برنامه‌های عملی او در این مورد به مرور اعلام خواهد شد.

راه حل سخت تعیین سقف دستمزد
شمقدری در سخنان خود به این مسئله اشاره داشته که مایل است به واسطه همفکری با انجمن بازیگران سینمای ایران برنامه‌ای در مورد دستمزد بازیگران و نحوه ورود آنان به سینما تعیین کند. داود رشیدی، رئیس انجمن بازیگران سینمای ایران در چگونگی تعیین سقف دستمزد برای بازیگران به خبر می‌گوید: «مطمئناً این مسئله راه حلی دارد اما راه رسیدن به این راه حل کمی دشوار به نظر می‌رسد زیرا با مسئله پیچیده‌ای مواجه هستیم.» او ادامه می‌دهد: «یک بحث رسیدن به راه حل در این زمینه است و مسئله دیگر متعهد بودن نسبت به آن و اجرایی شدن برنامه ارائه شده از سوی تهیه‌کنندگان و بازیگران است.»

رئیس انجمن بازیگران سینمای ایران تأکید می‌کند که در صورت تصویب برنامه‌ای در این زمینه سینماگران باید برای آن احترام قائل باشند و تلاش خود را صرف اجرایی کردن آن کنند. او راهکار خود را برای رسیدن به برنامه‌ای شامل سقف دستمزدهای بازیگران می‌گوید: «ابتدا باید ببینیم که چطور می‌توان این سقف را تعیین کرد. به نظر می‌رسد یک گروه کارشناس از بازیگران باید شورایی تشکیل دهند تا با در نظر گرفتن توان بازیگران و کارشناسی کار آنان در مورد رقم‌های دستمزد اعمال نظر کنند.» داود رشیدی همچنین می‌گوید: «مهمتر از تصویب طرحی در این زمینه اجرایی کردن آن در عمل است. اما آمادگی انجمن بازیگران را برای ارائه طرح‌ها و راهکارهای در این زمینه و مقابله با حضور بازیگران با پشتوانه مالی در سینما اعلام می‌کنم.»

هنرمند قیمت ندارد
ایرج قادری، کارگردانی است که بازیگرانی مانند جمشید هاشم‌پور، محمدرضا گلزار و شقایق فراهانی برای اولین بار در فیلمی به کارگردانی او نقش یک خود را در سینمای ایران ایفا کرده‌اند. این کارگردان حضور بازیگران را به واسطه پشتوانه مالی در سینما امری غیرمعقول می‌داند و به خبر می‌گوید: «اولاً اثبات این مسئله که بازیگری با پرداخت پول وارد سینما شده است، کار دشواری است زیرا چه کسی باید این مسئله را بپذیرد که بازیگری با پول وارد سینما شده است اما در مرحله بعد اگر چنین مسئله‌ای مشخص شود بسیار نادرست و غیرقابل پذیرش است.» او ادامه می‌دهد: «پولی که یک فرد به کارگردان می‌پردازد تا بتواند نقشی را در فیلم برعهده بگیرد، چه ارزشی دارد که کارگردانی زیر بار آن برود و بخواهد چنین مسئله‌ای را در کارنامه کاری خود ثبت کند. این‌ها توهین به شخصیت یک کارگردان است.»

او با اشاره به بازیگرانی که به واسطه همکاری با او در سینما به عنوان بازیگر نقش یک شناخته شده‌اند، می‌گوید: «جمشید هاشم‌پور در «تاراج» اولین نقش یک خود را در سینما بازی کرد و محمدرضا گلزار هم با «سام و نرگس» شناخته شد و شقایق فراهانی هم در «طوطیا» نقش اصلی خود را بازی کرد. اما هیچ یک از این‌ها غیر از توانایی خود هزینه‌ای برای شناخته شدن در سینما پرداخت نکردند و به همین خاطر است که می‌بینیم هاشم پور، 15 سال مرد اول سینمای ایران بود و گلزار ستاره سینما است و شقایق فراهانی تا چه حد پرکار است و مطرح.»

او همچنین در مورد تعیین سقف برای دستمزد بازیگران می‌گوید: «ابتدا باید به این مسئله آگاه باشیم که به واقع هنرمند قیمت ندارد. بازیگری می‌تواند دستمزد مورد نظر خود را مطالبه کند این برعهده کارگردان و تهیه‌کننده است که این رقم را بپذیرند یا نه. اگر رقم مورد پذیرش قرار گیرد دیگر مسئولیت این کار برعهده خود تهیه‌کننده است که پذیرفته این رقم را بپردازد و اگر پذیرفته نشود به مرور این بازیگر فید می‌شود و از یادها می‌رود.» او با اشاره به وضعیتی که دستمزد بازیگران در دوران قبل از انقلاب اسلامی داشت، می‌گوید: «مرحوم فردین، آرمان و ملک مطیعی با یکدیگر عهد کرده بودند که کمتر از 20 هزار تومان دستمزد نگیرند اما در مقطعی برخی از آنان کمتر از این رقم را هم دریافت می‌کردند.»

او ادامه می‌دهد: «مرحوم فردین برای بعضی از کارهایشان 300 هزار تومان هم دستمزد می‌گرفتند این در حالی بود که بعضی از بازیگران فقط 2 هزار تومان درستمزد داشتند. تهیه‌کننده به این دلیل می‌پذیرفت دستمزد بالایی به فردین بدهد که می‌دانست بسیار بیشتر از این رقم به واسطه اکران فیلم عاید او می‌شود.» قادری در پایان سخنانش می‌گوید: «تهیه‌کنندگان می‌توانند این مسئله را مطرح کنند که دستمزد بالایی به بازیگران ندهند زیرا این مسئله خداپسندانه نیست که فقط یک عضو گروه چنین دستمزدی داشته باشد اما به هر حال بازیگران شناخته شده همواره خواهان دستمزد بالا هستند. کارگردانان نیز به دلیل شرایطی که سینماداران در مورد اکران فیلم‌ها به وجود آورده‌اند نمی‌توانند از بازیگران تازه وارد استفاده کنند، زیرا این روزها میزان شناخته شده بودن بازیگر یکی از معیارهای اکران فیلم است. در این میان باید به دنبال راه حلی منطقی و البته عملی بود.»

...................................................................

این در حالی است که بسیاری معتقدند که بسیاری از تهیه کنندگان و کارگردانان با گرفتن مبالغ هنگفت عده ای را امروزه به درجه سوپراستاری رسانده اند حالا خود شما میدانید که چه بکنید به قول معروف صلاح مملکت خویش را خسروان دانند یا حرف ما را میپذیرید و یا اینکه شما هم گول میخورید و پولی خرج کرده و وقتی برای حضور در کلاسهای بازیگری میگذارید و به هیچ جا هم نمیرسید ...

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه هفتم آذر 1386ساعت 0:15  توسط هنرمند | 

دوستان گرامی

همانطوری که مستحضر هستید و در خبرها شنیده اید یکی از سکانسهای فیلم سینمایی توفیق اجباری به کارگردانی محمدحسین لطیفی وبا بازی رضا عطاران - بهاره رهنما - نعیمه نظام دوست - لیدا عباسی - احموپور مخبر - پروین میکده - گیتی معینی - محمدرضا گلزار و باران کوثری که اینروزها روی پرده سینماهاست و اتفاقا فروشش هم به نوعی توفیق اجباری شده و چون این روزها فیلمهای درست و حسابی در سینما تولید نمیشود فروش نسبتا خوبی داشته است در حین اکران و پس از یک هفته از آغاز نمایش این فیلم در سینماهای کشور حذف گردید .

در یکی از سکانسهای این فیلم سینمایی از دهان گلزار توهین بزرگی را بر علیه حسام نواب صفوی بازیگری بس پرتوان تر و با استعدا تر از گلزار شنیده میشد . درست همانطوری که اکنون در مورد محمدرضا شریفی نیا دیگر بازیگر سینما نیز جملات مهوعی شنیده میشود که قرار است بزودی آن سکانس نیز در حین اکران حذف گردد . البته در این فیلم شوخیهای زیادی با بازیگران سینما شده است از جمله رضا عطاران و مهناز افشار و...

در مورد رضا عطاران چون خودش بازیگر فیلم است مشکلی نیست در مورد مهناز افشار هم صحبت توهین آمیزی در فیلم شنیده نمیشود و فقط به فروش فیلم آتش بس و بازی او در این فیلم گهگاهی اشاراتی میشود ...

اما جملات توهین آمیزی که نثار محمدرضا شریفی نیا و حسام نواب صفوی و استاد پروین سلیمانی در این فیلم شده جای بسی نگرانی و تعجب و افسوس دارد ....

شاید میپرسید نگرانی برای چه ؟

در پاسخ باید بگوییم که اگر اینگونه فیلمنامه نویسان و بازیگران و کارگردانان گیشه پسند بخواهند پا را از گلیم خود فراتر گذاشته و به بازیگران دیگری بدون کسب اجازه از آنها توهین نمایند و حرفهای رکیکی در مورد آنها بزنند دیگر باید فاتحه سینما را خواند ...

حسام نواب صفوی بازیگر سینمای ایران که در این فیلم توهین بزرگی به او شده بود میگوید :

من هیچ اطلاعی در مورد این دیالوگ نداشتم . در دومین روز از اکران توفیق اجباری دوستی سینمایی با من تماس گرفت و گفت حسام دیالوگی بر علیه تو در این فیلم وجود دارد . باورش برایم سخت بود به سرعت خود را به اولین سینمای نمایش دهنده فیلم رسانده و فیلم را دیدم و بسیار بسیار تعجب کردم و بلافاصله به شورای داوری خانه سینما مراجعه کرده و به این مسئله ناپسند و زشت اعتراض کردم خوشبختانه اداره نظارت و ارزشیابی وزارت ارشاد خیلی زود دستور حذف آن پلان را از نسخه های روی پرده صادر کرد چون در قانون استفاده از نام حقیقی اشخاص بدون داشتن مجوز از انها جرم محسوب میشود ...

نواب صفوی در پاسخ به این سوال که آیا قصد رسیدگی به این پرونده را دارد یا نه چنین گفت :

هنوز در این رابطه تصمیم نگرفته ام دوست دارم اول سازندگان این فیلم توضیحات لازم را بدهند که هدفشان از این شوخی زشت چه بوده است و هنوز هم گلزار را ندیده ام که در این رابطه از او توضیح بخواهم .

متاسفانه در روزهای اخیر در محافل سینمایی عده ای سست عنصر حسام نواب صفوی را به کم ظرفیت بودن متهم مینمایند در صورتی که به گفته خود نواب صفوی دفاع از حیثیت و شرافت جرم نیست و کاری که در فیلم مهوع توفیق اجباری بر علیه او انجام شده است با تعریف جرم در قانون مجازاتهای اسلامی مطابقت دارد و این خواسته هر ایرانی است که بخواهد از حیثیت خود دفاع نماید .

حال در اینجا این سوال مطرح است که براستی چرا باید سینمای ما به چنین سمت و سویی برود و چرا باید روز به روز با فیلمهای مهوع تری رو به رو شویم ...

فاتحه تلویزیونمان که با سریالهایی مثل چارخونه کاملا خوانده شده است و با شوخیهای لوس و جلف و باب کردن ادا و اصولهای بی پایه و زشت و تکیه کلامهای بی محتوا دیگر امیدی به بهبود ان نمیتوانیم داشته باشیم ...

سینما هم کم کم با ساخت چنین فیلمهایی مانند توفیق اجباری که علنا در آن نسبت به بازیگران سرشناس سینمای ایران هتاکی میشود دارد رو به سقوط و ابتذال میرود ... نه تنها فیلم توفیق اجباری بلکه بسیاری فیلمهای لوس و گیشه ای و بی محتوا !!!

باز هم حاشا به غیرت تئاتر و تئاتریهایمان که هنوز شعور دارند و به این هنر ارزنده و مقدس ارج میگذارند و آن را آلوده نکرده اند ...

+ نوشته شده در  دوشنبه پنجم آذر 1386ساعت 22:57  توسط هنرمند | 

دوستان گرامی و یاران همراه در چند روز گذشته فهرست بلند بالای بازیگران فیلم ابراهیم حاتمی کیا در محافل سینمایی و نشریات و سایتهای تخصصی و غیر تخصصی سینمایی و کلیه هنرمندان و هنردوستان و صد البته طرفداران سینمای حاتمی کیا سر و صدای زیادی بر پا کرده است که ما در گذشته کلیه آن اخبار را برای شما در این وبلاگ نقل نمودیم ...

سایت وزین سینمای ما که روز نوشتهای دو منتقد ارزنده سینما آقایان نیما حسنی نسب و امیر قادری را منتشر مینماید ساعاتی پیش از ایشان دو مطلب را در صفحه اول سایت قرار داده که ما عینا آنها را برای شما نازنینان نقل مینماییم ...

در انتهای این مطالب نظرات تعدادی از کاربران سایت سینمای ما به همراه نظر شخص مدیریت این وبلاگ در مورد فیلم پر سر و صدا و جنجالی ابراهیم حاتمی کیا نقل شده است .

کاش لازم نشود که بگوییم «دهه ات گذشته مربی»! / یادداشت نیما حسنی نسب درباره حاتمی کیای این روزها

سینمای ما- ابراهیم حاتمی کیا را دوست دارم، خیلی زیاد. چندتا از فیلم هایش جزو فهرست بهترین های سینمای ایرانم است، آزانس شیشه ای هم که جای خود دارد. همین هاست که آدم هول برش می دارد، نگران و مشکوک کارهای اخیرش را پی گیری می کند و مدام با خودش می گوید نکند تمام شده باشد؟ نکند همه آن شرایط و تناقض ها و دغدغه هایی که حاتمی کیا با آن شاخک های حساس و آن هوش خلاقش درک می کرد، حل شده و رفته پی کارش؟ حالا گمانم موقعی رسیده که باید دل نگران باشیم و این دل نگرانی را – هر جور که می شود – به گوش فیلمساز محبوب مان برسانیم.


قصه از «موج مرده» شروع شد؛ از فیلمی که قربانی شد و فیلمساز را هم چند سالی به قربان گاهش برد. حاتمی کیا دلزده از مناسبات، دلگیر از آرمانگراهایی که فقط شعار می دادند، با فیلمی که حلقه هایش را روی میز جلسه مطبوعاتی جشنواره چید، تنها ماند. روایت فتح مرتضی آوینی کجا و این شرایط که «موج مرده» را غیر قابل تماشا تشخیص می داد کجا؟ حاتمی کیا سرخورده شد، جوری که زد به سیم آخر و برای اولین بار فیلمی ساخت که اسمی از جنگ و جبهه و بسیجی و شهادت درش نبود، حتی پلاک هم درش نبود. «ارتفاع پست» فیلم بدی نبود، اما توقع از حاتمی کیا زیادتر از این حرف ها بود. حرف هایی که آدم هایش روی زمین بارها گفته بودند، حالا روی آسمان شنیده می شد و لطف تکرارش به اندازه حرف های تازه نبود.


خبر رسید که قرار است سریال بسازد. با یک فهرست چشمگیر از بازیگرهای خوب. «خاک سرخ» شروع راهی بود که امروز را شبیه بن بست کرده است. سریال از هر نظر ناموفق بود؛ منتقدان تحویلش نگرفتند و مردم خیلی نپسندیدند. حاتمی کیا دوباره رفت سراغ سینما و «به نام پدر» را ساخت که نگران ترمان کرد. فیلم بدجوری توی ذوق می زد. هوش فیلمساز صرف سرهم بندی 100 دقیقه ای یک قصه یک خطی شده بود و خلاقیتش وقف نمایش مداوم گوشی های موبایل اسپانسر فیلم. حالا باید چه کرد؟ تکلیف ما و فیلمساز چیست، وقتی حرفش دیگر به دل نمی نشیند و حرفه ای شدنش – برعکس خیلی ها – خبر خوشحال کننده ای نیست؟ وقتی می شد به راحتی فهمید که فیلمساز دارد به سندرم چهل سالگی اغلب آرمان گراها در شرایط متفاوت اجتماعی جواب می دهد؛ آنهایی که بعد از چند سال وقتی پشت سرشان را نگاه کردند، دیدند که ای دل غافل... پس ماراتون تازه شروع شد. ماراتونی که نتیجه اش سریال متوسط و کش دار و کسالت بار «حلقه سبز» است، با فهرست بازیگران درجه دویی که احتمالا دستمزد کمی گرفته اند تا در سریالی بازی کنند که مجری طرحش موسسه «حک فیلم» است. ح (حاتمی) و ک(کیا) نام اختصاری نگران کننده ای است، همان طور که کیفیت قصه و اجرا و اصلا اوضاع و احوال سریال «حلقه سبز» در این پنج قسمت نگران کننده است.


حالا که سر فیلم آخرش این همه سروصدا شده، حالا که خبرهای درگوشی و تاییدنشده فیلم هم می تواند تیتر اول هر رسانه ای باشد، انگار که حاتمی کیا باز هم فرصت دارد تا محبوب و دوست داشتنی بماند. او هنوز جایگاه یگانه ای بین هم نسلانش دارد و ممکن است «دعوت» آخرین فرصت باشد؛ هدر دادن این فرصت، از هوش حاتمی کیا بعید است.


نیش عقرب / یادداشت امیر قادری درباره بازیگران فیلم‌ حاتمی‌کیا و همه جنجال‌هایی که به پا کرده

سینمای ما - امیر قادری: 1- نکته مثبت‌اش این است که آقای ابراهیم حاتمی‌کیا ظاهرا خیلی برای مردم کشورش مهم است. این که فیلم‌های حاتمی‌کیا، نه فقط برای نهادهای رسمی و جمع اندک نخبه‌ها و تماشاگر جدی‌تر سینما، که برای قشر وسیع‌تری از سینماروها، اهمیت دارد. داشتن این قشر کار آسانی نیست. تعداد فیلمسازانی که در تاریخ این سرزمین به چنین افتخاری رسیده‌اند، به تعداد انگشت‌های یک دست نمی‌رسند و این برای خودش افتخار بزرگی است. به همین خاطر خبر انتخاب بازیگرهای فیلم تازه او، با چنین واکنش‌های گسترده‌ای رو به رو می‌‌شود. کاربرهای سایت سینمای ما این قدر کامنت می‌گذارند و دو خبرگزاری مهم کشور، این کامنت‌ها را بازتاب می‌دهند.
2- از ماجرا اما اگر فاصله بگیریم، می‌بینیم که ظاهرا اتفاق چندان مهمی نیفتاده. حاتمی‌کیا سراغ گروهی از بازیگران رفته که تا پیش از این در آثارش حضور نداشته‌اند. اتفاقی که مثلا در مورد نیکی کریمی و بازی‌اش در برج مینو و بوی پیراهن یوسف افتاد. آن زمان هم عده‌ای شاکی شدند و اعتقاد داشتند حاتمی‌کیا با این کار، شان خود و سینما و حوزه‌ای را که در آن فیلم می‌سازد، رعایت نکرده است. ایراد اساسی شاید از جای دیگری می‌آید. علاقه‌مندان حاتمی‌کیا نگرانند که بازیگران جدید، حال و هوا و فضا و داستان‌های جدید را با خودشان به همراه بیاورند.


3- به این ترتیب، فیلمساز پرطرفدار سینمای ما دچار یکی دیگر از همان تناقض‌ها در زمانه‌ای شده است که روزگاری خود او ویژگی‌های این زمانه را در آثارش با هوشمندی بازتاب می‌داد. دورانی که اسطوره‌ها به خیابان می‌آیند و با مردم عادی دم‌خور می‌شوند. وقتی آرمان‌های دوران قدیم با حال و هوای روزگار تازه پیوند می‌خورند و همه چیز به هم می‌ریزد. اخلاقیات و اهداف سال‌های آرمان‌گرایانه دهه 1360، به سنگ واقعیت کوبیده می‌شود و با دورانی گره می‌خورد که زنده ماندن و منفعت بردن، هدف اصلی آدم‌هایش می‌شود. در این جنجال اخیر، ابراهیم حاتمی‌کیا، خودش در جایگاه متهمان فیلم‌هایش قرار گرفته است. کسی که برای منفعت بردن، می‌کوشد از دست آرمان‌های دیروزش خلاص شود.


4- فیلمسازهای خوب، اغلب در زندگی واقعی همان اتفاقاتی را تجربه می‌کنند که شکل دراماتیک‌ترش را در آثارشان بازتاب داده بودند. حالا به نظر می‌رسد ابراهیم حاتمی‌کیا، لباس مثلا سلحشور در آژانس شیشه‌ای را پوشیده و دور و بر ما پر شده از حاج کاظم‌هایی که از حاتمی‌کیا، توقع آرمان‌های قدیم را دارند. او حالا دارد تاوان همان شعارهایی را می‌پردازد که خودش در بیست سال گذشته و از زبان – اغلب – پرویز پرستویی سر داده بود. همان فرمان‌هایی را که تبلیغ کرده بود، حالا برگشته‌اند و بیخ ریش خودش را گرفته‌اند. و گرنه نمایش آرم سامسونگ و پول گرفتن از پارس قائم، آن قدر که سر به نام پدر جنجال به پا کرد، برای هر فیلم و فیلمساز دیگری اگر اتفاق می‌افتاد، این قدر بازتاب منفی نداشت. حاتمی‌کیا حالا با حاج کاظم‌هایی رو به رو شده که در آژانس شیشه‌ای به رویش اسلحه کشیده‌اند و می‌خواهند فیلمساز محبوب‌شان را از دست حاتمی‌کیا/سلحشور بدجنس نجات دهند. مریم رحمانی در یکی از کامنت‌های سایت سینمای ما، خاطره‌ای از دیدار با فیلمساز را سال‌ها پیش به یاد می‌آورد. وقتی سر از کرخه تا راین، حاتمی‌کیا به عنوان امضا، برای این هوادارش نوشته بود: دعا کنید در کرخه بمانم و در راین غرق نشوم... می‌بینید؟ از همان زمان، خودش بین این دو مسیر، خط به این محکمی کشیده بود و حالا به دام همین خط افتاده است.


5- واکنش کاربران سایت، اما وجوه جالب دیگری هم دارد. این سوء تفاهم که بازیگرانی مثل محمدرضا گلزار به درد فیلم‌های حاتمی‌کیا نمی‌خورد. ( واقعا چرا؟ به خاطر دلایل زیبایی‌شناسانه یا اخلاقی؟ ) این جا هم خط محکمی بین دو چیز کشیده شده، درست مثل خطی که کرخه را از راین جدا می‌کرد و حالا معلوم نیست به چه دلیل گلزار را از مثلا حمید فرخ‌نژاد و پرویز پرستویی جدا می‌کند. می‌بینیم که مثل بسیاری از موارد، قضاوت‌های زیبایی شناسانه، ریشه در بنیان‌های ایدئولوژیک دارند. که اگر به بازیگری باشد، محمدرضا گلزار به نظرم به احتمال زیاد، بتواند در فیلمی از ابراهیم حاتمی‌کیا بازی کند و خوب هم بازی کند. مشکل اما این چیزها نیست. اتهام حاتمی‌کیا فعلا این است که چرا می‌خواهد با چهره‌های « تو دل برو »، فیلم بسازد.


6- من اما اگر بخواهم نگران حاتمی‌کیا باشم، به خاطر استفاده از رادان و گلزار و مهناز افشار نیست. نگرانی من از به نام پدر شروع شد. فیلمی که در آن فیلمساز کوشید از روی دست خودش کپی کند. که اله‌مان‌ها و مضامین مورد علاقه هواداران‌اش را به قصد تاثیر بیش‌تر و ساختن یک فیلم دیگر ( که آگهی گرفتن از سامسونگ، یکی از جنبه‌هایش بود ) در فیلم‌اش بچپاند. تناقض‌های ذهنی فیلمساز در این فیلم، به نظرم صادقانه نیامدند و این چیزی است که هواداران حاتمی‌کیا باید از وقوع‌اش نگران باشند. این که هنرمند محبوب‌شان دروغ بگوید. اما این که بخواهد واکنش‌ صادقانه‌ای به محیط اطراف‌اش نشان دهد، اصلا یکی از ما شود و منفعت گرایی پیشه کند، مشکل اصلی نیست. تازه از این به بعد می‌تواند بحث تازه‌ای را شروع کنیم در این باب که منفعت‌گرایی چیست، و این که مطمئنیم در همه وجوه خودش با مثلا ایثار و ایثارگری متناقض است؟


7- ابراهیم حاتمی‌کیا، به گواهی همین کامنت‌ها و همین اعتراض‌ها، جایگاه غبطه‌برانگیزی در کشورش به دست آورده است. تماشاگران شاید حالا اعتراض کنند، اما ته‌اش صداقت را می‌پذیرند. تکرار کنم که مشکل اصلی حضور گلزار نیست، عدم صداقت فیلمساز است. کاش به نام پدر تکرار نشود. این جایگاه حیف است.


نظرات تعدادی از کابران سایت سینمای ما در مورد مطالب بالا:

مریم رحمانی مینویسد :

بعد از ديدن فيلم هاي عمو ابراهيم يك احساس خنك در زير

پوستمان حس مي كرديم،....

حس سردي كه تنها بچه هاي هم نسل من خوب مي فهمند

حالا بايد التماسش كنيم ...

؟

؟

آقاي قادري ممنونم از تحليل شما

ولي...

تا آقاي حاتمي كيا،همون عمو ابراهيم سابق را برايمان زنده كند..

به نظر شما چقدر صبر كنيم كافي است؟؟؟؟

بیتا نیز مینویسد :

ممنونم آقاي قادري مثل هميشه اصل مطلب رو گفتيد... نميدونم به هر حال آقاي حاتمي كيا هم بعنوان يك انسان حق دارند كه تغيير كنند و نظراتشون عوض بشه... اون روزها اونطوري فكر ميكردند و حالا اينطوري فكر ميكنند..

شخصاً ترجيح ميدم به خاطر تمامي لحظه‌هاي نابي كه با فيلمهاي ايشون تجربه كردم اميدوارانه منتظر باشم...

در مورد بازيگرايي كه كانديد شدند هم فقط ميدونم كه حضور در فيلمي از آقاي حاتمي‌كيا يك فرصت عاليه كه بنظرم نبايد از دست بدنش...(البته بجز آقاي رادان چون ايشون براي فيلم ترديد تعهد دارند.)

فرزانه مینویسد :

استاد بیا به اینا بگوکه فیلمساز محبوب من دروغگو نیست

بیا بگو که هنوزم تو فیلمات صداقت وراستی حرف اولو میزنن

بیا بگو که هنوز تو رو نمیشناسن بیا بگو که راهت را گم نکردی که هنوزم آرمانهایت رو از دست ندادی بیا بگو که هنوزم حاج کاظمی

بیا بگو که در کرخه هستم ودر راین غرق نشدم بیا بگو که دارن اشتباه می کنن

تو رو به جان قاسم قسمت میدم بیا بگو

شخصی با نام کاربری اقلیما وبلاگ هواداران حاتمی کیا نیز اینگونه مینویسد :

سلام

شما خیلی راحت راجع به آقای حاتمی کیا و فیلم هاشون اظهار نظر میکنید.

شما از آژانس به عنوان بهترین فیلم دوران خود یاد میکنید ولی با تعجب بسیار خاک سرخ را فیلمی ضعیف قلمداد میکنید.خاک سرخ سریالی بود که خیلی زیبا و در قالب قصه غصب خرمشهر رو نشون داد.در ضمن من اون موقع جایی نخوندم که از این سریال ایراد گرفته باشن.

شما آقای حسنی نسب از اون آدمهایی هستین که فیلمی رو دوست دارین که حرفاشو راحت بهتون بگه و اصلا به خودتون اجازه فکر کردن راجع به سکانس ها رو نمیدید.

برام جالب بود که از حلقه سبز به عنوان سریالی کسالت بار نام بردید سریالی که اگر یک مقدار توی دیالوگ های اون دقت میکردین دیگه این حرف رو نمی زدید.سریالی که توی خیلی از سکانسها دیالوگ نداره ولی پر از حرف.

وحرفهایی که در اون زده میشه در عین سادگی پر از مفهوم.

یه دیالوگ خیلی رات براتون مثال میزنم و اون دیالوگ قسمت قبل بود که حسن به گلبهار گفت"تو خودت احتیاج به قلب داری نه اون بدبختهایی که اونجان"

(اینجا ما منظورمون یه قلب مهربون)چیزی که فکر کنم شما تو تخریب یه هنرمند اصلا نداشته باشین.

...............

یه جایی از فرمایشات دوست مهترمتون آقای قادری بود که با اجازشون همین جا جوابشو میدم و اون تیترش بود که جنجالهایی که راه افتاده.

یه سوال؟

کی این جنجال ها رو راه انداخته؟

خود شما نیستین که الکی جنجال راه انداختین

دوست دارین تیترهایی که این چند وقت زدید رو یادآوری کنم.

حضور بهرام رادان در فیلم ابراهیم حاتمی کیا

حضور محمد رضا گلزار در فیلم حاتمی کیا

تکذیب حضور گلزار و بهرام رادان در فیلم حاتمی کیا

اعتراض کاربران سایت به این فیلم حاتمی کیا

و......

شماها حتی به خودتون زحمت اینو که تحقیق کنید رو نمیدید اون وقت سایت اختصاصی سینمایی زدید؟

شماها به خودتون اجازه اظهار نظر در مورد فیلمی که هنوز ساخته نشده رو دادید.و نمیدونم چه طوری میتونید در مورد اون فیلم قضاوت کنید.

شماها به جای اینکه بیاین از این فیلم حمایت کنید و جو رو آروم تر کنید میاین بدتر شعله به باروت میزنید.

نمیدونم شاید این کار رو انجام میدید که بازدید کننده ها از سایتتون بازدید کنن؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

دوستتون آقای قادری هم خیلی راحت فرمودند که صداقت فیلم ساز از بین رفته؟

شما ها چه طور به خودتون اجازه میدین که راجع به آقای حاتمی کیا این طور اظهار نظر کنید شما ها مگه فیلم نامه رو خوندید که با کمال بیشرمی این طور حرف میزنید

همون بهتر که آقای حاتمی کیا طرفدارانی مثل شما نداشته باشه.

راستش سایت شما اصلا یه سایت تخصصی نیست و بیشتر شبیه روزنامه های زرد میمونه.

من دیگه حرفی ندارم اینجا هم نمیام.

راستش زیر قولم زدم که اومدم چون قول داده بودم که توی این بحثها اصلا شرکت نکنم و مطمئن باشین دیگه شرکت نمیکنم., و از همین جا از کسایی که توی وبلاگم میان عذر خواهی میکنم.

نظر مدیریت این وبلاگ در مورد حاشیه های فیلم حاتمی کیا

او را چه شده است ؟

مدتی است صحبت از حضور عده ای از ستارگان نازل سینمای ایران در فیلم ابراهیم حاتمی کیا شده است ... براستی شنیدن این خبر جنجال آفرینی نیاز ندارند چون خودش عین جنجال است .

استاد بزرگ سینمای ایران ابراهیم حاتمی کیا بیاید و در فیلم جدیدش از عده ای بازیگر و نابازیگر فیلمهای سطح پایین و گیشه ای و بعضا غیر حرفه ای در کار جدیدش استفاده کند ؟

این مهم باعث شده تا عده ای از طرفداران حاتمی کیا که سالهای سال با او بوده و با او گریسته اند و عاشقانه به سینمای او وفادار و پایبند هستند ناگهان عصیان کنند و رو از او برگردانند ...

برای ما نیز جای بسی تعجب و سوال است که چگونه ممکن است حاتمی کیا در کارش از بازیگرانی چون افشار و گلزار و رادان و امثالهم استفاده کند ؟

مگر رضا کیانیان و حمید فرخ نژاد و پرویز پرستویی و گلشیفته فراهانی و نیکی کریمی و علی نصیریان و ... بد شده اند که او میخواهد از چنین بازیگران سطح پایینی در کار جدیدش استفاده کند ؟

درهر حال باید منتظر باشیم و ببینیم آینده چه چیزی را رقم میزند ؟  

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و هشتم آبان 1386ساعت 23:44  توسط هنرمند | 

در دنیای امروز اکثر مردم دنیا علی الخصوص جوانان بسیار بسیار از دیده شدن و شهرت لذت میبرند . خیلیها برای ارضای روحشان و خیلیها برای ارضای امیال اطرافیانشان مایلند دست به هر کاری بزنند تا مشهور شوند .

در قرنهای گذشته بودند مخترعان بزرگی چون : الکساندر گراهامبل – ادیسون – رازی  و... که کشفیات بزرگی را به عمل آوردند و تا دنیا دنیا هست نامشان زنده خواد ماند ...

اما قصد و غرض ما از مشهور شدن در دنیای اختراعات و اکتشافات نیست ...

بحث ما بحث سینماست ....

بله سینما ...

شاید خیلیها بگویند این که دیگر نیازی به بحث کردن ندارد ، اما ما در پاسخ میگوییم اتفاقا یکی از معضلات امروز جامعه ما همین بحث سینماست ...

شاید بپرسید چرا ؟

و ما پاسختان را میدهیم :

امروزه در کشور ایران بیش از میلیونها نفر آرزو دارند که بتوانند روزی هنرپیشه مشهوری بشوند اما متاسفانه به دلیل اینکه نمیتوانند راه را از چاه تشخیص بدهند و یا کسی نیست که آنها را یاری رساند دچار سردرگمی میشوند...

مدیریت و اعضاء و کارکنان این وبلاگ سینمایی بنا به دلیل اینکه میخواهد برای هدایت و آگاهی اینگونه افراد قدم بردارد و ذهن مردم را در مورد دنیای بازیگری روشن سازد مقاله ای منتشر کرده با عنوان :

چگونگی راهیابی به سینما

در این مقاله چگونگی راهیابی و ورود یکایک بازیگران سینما و تلویزیون و تئاتر ایران که بیش از 2800 نفر هستند یکایک مورد بحث و بررسی قرار گرفته است .

قبل از هر چیز لازم است بدانید که برای ورود به دنیای بازیگری چند شرط اصلی لازم است :

1-   کسی که میخواهد وارد دنیای بازیگری شود باید عملا استعداد ورود به این رشته را داشته باشد ، البته خود شخص نمیتواند در مورد خودش نظری بدهد بلکه باید فرد پیش افراد ذی صلاح رفته تست بدهد تا بداند که واقعا لیاقت ورود به دنیای بازیگری را دارد یا خیر ...

2-   کسی که میخواهد وارد دنیای بازیگری شود باید عملا صبر و تحمل کافی داشته باشد . یعنی کسانی که خیلی مغرور هستند و یا با کوچکترین مشکلی دست و پای خود را گم میکنند به هیچ عنوان نمیتوانند بازیگران خوبی باشند .

3-   کسی که میخواهد وارد دنیای بازیگری شود باید از یک بدن سالم و فیزیک مناسب بدنی برخوردار باشد . به عنوان مثال یک فرد معلول و یا نابینا نمیتواند آرزوی این را داشته باشد که روزی بازیگر شود .

اینها تعدادی از اصولهای اولیه برای ورود به دنیای بازیگری بود ...

 

حالا میرسیم به اینکه طرق ورود به دنیای بازیگری چگونه است ؟

 

این را بدانید که فقط و فقط ۷ راه برای ورود به دنیای بازیگری وجود دارد :

۱-     پول

۲-     پارتی

۳-     پررویی

۴-     پدر و مادر شخص سینمایی باشد .

۵-     تحصیلات آکادمیک

۶-     تجربه و استعداد ذاتی

۷-     کلاسهای بازیگری معتبر

 

بزودی و تا چند هفته آینده در ۲۵ بخش این مقاله را برای شما عزیزان منتشر خواهیم نمود تا علاقه شما را در دام کلاهبرداران و شیادان و کلاسهای آزادی که مثل قارچ سر از اینجا و آنجا برآورده اند نیندازد ....

منتظر باشید

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و هشتم آبان 1386ساعت 23:19  توسط هنرمند | 

تعدادی از کارگردانان سینما از جمله داریوش فرهنگ، مسعود کرامتی، سعید ابراهیمی‌فر و محمدعلی نجفی مدتی است فعالیت‌های خود را به حوزه بازیگری معطوف کرده‌اند.
به گزارش خبرنگار مهر، فرهنگ پس از ساخت مجموعه تلویزیونی "راه شب" که سال 85 از شبکه سه پخش شد، فعالیت‌های خود را معطوف بازیگری کرد. او ابتدا در فیلم سینمایی "روز برمی‌آید" به کارگردانی بیژن میرباقری ظاهر شد و همزمان با عقد قرارداد با پروژه "کلاه پهلوی" نقش اصلی این فیلم را بر عهده گرفت.

او در این اثر تاریخی کنار امین حیایی، سیروس گرجستانی، شقایق فراهانی و گوهر خیراندیش به ایفای نقش پرداخت. فرهنگ امسال نیز در مجموعه جدید احمد امینی "بیگناهان" عهده‌دار نقش اصلی شد. این مجموعه مراحل تصویربرداری خود را سپری می‌کند و با توجه به مشغله‌های فرهنگ در این عرصه از حالا می‌توان مطمئن بود به این زودی‌ها فیلم یا سریالی نخواهد ساخت.
محمدعلی نجفی هم مدتی است به عنوان بازیگر جلو دوربین رفته است. او در فاز اول مجموعه تلویزیونی "در چشم باد" ساخته مسعود جعفری جوزانی نقشی را عهده‌دار شد و اخیرا نیز نقشی کوتاه و محوری را در سریال امینی به عهده گرفت. آخرین فعالیت کارگردانی نجفی به فیلم "زاگرس" برمی‌گردد که این فیلم در نوبت اکران عمومی است.

مسعود کرامتی هم چند صباحی است در عرصه کارگردانی فعال نیست. او پس از ساخت فیلم‌های "روز کارنامه" و "کودکانه" فعالیت‌های بازیگری خود را که مدتی بود متوقف کرده بود از سر گرفت. او که بازیگر فیلم‌های مرحوم رسول ملاقلی‌پور در آثاری چون "مجنون"، "پناهنده" و "سفر به چزابه" بود، در از سرگیری مجدد فعالیت‌های بازیگری با بیژن میرباقری در مجموعه تلویزیونی "رو به آسمان" همکاری کرد.

کرامتی در "باغ‌های کندلوس" ایرج کریمی هم نقشی اصلی بر عهده گرفت. ایفای نقشی کوتاه در مجموعه "راه بی‌پایان" و هم اکنون بازی در مجموعه "بیگناهان" از دیگر فعالیت‌های بازیگری این کارگردان است. کرامتی اخیرا فیلمی تلویزیونی با عنوان "آژانس دوچرخه" را برای شبکه تهران کارگردانی کرده است.

دیگر کارگردان و بازیگر سینمای ایران سعید ابراهیمی‌فر است. او که بین ساخته‌های سینمایی‌اش فاصله‌های چند ساله وجود دارد، در این سال‌ها در مجموعه تلویزیونی "زیر تیغ" به کارگردانی محمدرضا هنرمند و فیلم تلویزیونی "فراموشی" ساخته مسعود مددی به ایفای نقش پرداخته است.

حضور در فیلم سینمایی "یک شب" ساخته نیکی کریمی نیز دیگر فعالیت بازیگری این کارگردان سینما و تلویزیون است. او در حال حاضر دو فیلم "مواجهه" و "تکدرخت‌ها" را در نوبت اکران دارد و درصدد است فیلم سینمایی "تنهایی، تنهایی، تنهایی" را در مقام کارگردان جلو دوربین ببرد.

دسته دیگری از کارگردانان هم هستند که معمولا در آثار خودشان نقشی را بر عهده می‌گیرند. ایرج قادری یکی از همین افراد است. او پس از حل مشکلاتش برای حضور در سینما به عنوان بازیگر در دو فیلم آخرش "آکواریوم" و "محاکمه" نقش‌های محوری فیلم را بر عهده داشت و قرار است در فیلم جدیدش "عاشق‌کشی" هم نقش اصلی را بازی کند.



فخیم‌زاده در "بیصدا فریاد کن"

در کنار او می‌توان از مهدی فخیم‌زاده نام برد. او که غالبا نقش‌های اصلی آثارش را بر عهده می‌گیرد، اخیرا مجموعه "بیصدا فریاد کن" را به عنوان بازیگر و کارگردان روی آنتن دارد، اما درباره فعالیت‌های بازیگری او باید به این نکته اشاره کرد که او اواخر دهه 60 به عنوان بازیگر در آثار دیگر کارگردانان هم بازی می کرد که از آن جمله می‌توان به فیلم‌های "رنو تهران 29" و "فرار" اشاره کرد.

اما فخیم زاده بعد ازآن، فعالیت‌های بازیگری اش را فقط معطوف به آثار خودش کرد تا اینکه سه سال قبل از سوی داود میرباقری با پیشنهاد بازی در مجموعه تلویزیونی "مختارنامه" رو به رو شد و پس از سال‌ها به عنوان بازیگر مقابل دوربین کارگردانی دیگر رفت.

+ نوشته شده در  جمعه بیست و پنجم آبان 1386ساعت 13:41  توسط هنرمند | 
 
صفحه نخست
پست الکترونیک
آرشیو
درباره وبلاگ
1- این وبلاگ از قوانین جمهوری اسلامی ایران پیروی میکند ...


2- بزرگترین وبلاگ سینمایی ایران به هیچ شخص یا گروه خاصی اعم از هیچ نهاد و سازمان و ارگان و دسته ای وابسته نبوده و نیست و به صورت کاملا مستقل تنها نظرات نویسندگان وبلاگ در مورد سینما و تلویزیون و تئاتر ایران را منتشر مینماید .


3- بزرگترین وبلاگ سینمایی ایران هیچ خبری در مورد سینمای جهان را ارائه نمیدهد مگر در مورد خبرهایی که به حضور یکی از فیلمها و یا هنرمندان ایرانی در سینمای خارج از کشور مربوط باشد .


4- در صورتی که در نظرات هر یک از کاربران توهینی به هر یک از ادیان ، مذاهب ، مقامات سیاسی و شخصیتهای هنری ( و یا کلا توهینی به هر شخص و نهاد حقیقی و یا حقوقی ) صورت گیرد نظر آن کاربر در وبلاگ نمایش داده نخواهد شد . همچنین لازم به ذکر است که نظراتی که راجع به فعالیتهای خارج از حوزه وبلاگ یعنی سینما و تلویزیون و تئاتر ایران نیز باشد در وبلاگ نمایش داده نخواهد شد .



5- این وبلاگ به منظور دسترسی هنرمندان و هنردوستان به آخرین مطالب روز سینما و تلویزیون و تئاتر جمهوری اسلامی ایران میباشد لازم به ذکر است یک تیم چندنفره اداره این وبلاگ را عهده دار میباشند / در صورت تمایل میتوانید برای تبادل لینک نظر خود را در بخش نظرات اعلام فرمایید .
لازم به ذکر است که پیش از این تماس از طریق ایمیل آدرس مدیریت بزرگترین وبلاگ سینمایی ایران نیز امکان پذیر بود اما اکنون این ایمیل آدرس بسته شده و تا اطلاع ثانوی هیچگونه آدرس ایمیلی برای ارتباط با شما گرامیان فراهم نمیباشد .


6- نسخه جدید بزرگترین وبلاگ سینمایی ایران در سرویس پرشین بلاگ به منظور دربرگرفتن این وبلاگ بزرگ سینمایی برای همه کاربران اینترنت افتتاح و در تاریخ 23 آبان ماه 1387 مصادف با سالروز تولد وبلاگ اجرایی خواهد شد . http://cinema-tv-teater.persianblog.ir

لازم به ذکر است این آدرس جدید که تا چندی قبل غیر فعال شده بود مجددا راه اندازی شد و اکنون مشغول اطلاع رسانی به اهالی و دوستداران سینمای ایران میباشد .


7- منتظر نظرات کارساز شما کاربران گرامی برای بهبود مطالب این وبلاگ هستیم .


8- این وبلاگ سینمایی ( بزرگترین وبلاگ سینمایی ایران ) بزودی به سایت سینمایی تبدیل خواهد شد ... اخبار نهایی در این رابطه بزودی به اطلاع شما کاربران گرامی خواهد رسید ...


توضیح مهم به کاربران بزرگترین وبلاگ سینمایی ایران :
در پی تغییر مدیریت این وبلاگ سینمایی روند آماده سازی سایت به تعویق افتاد ... اخبار نهایی بزودی به اطلاع شما کاربران محترم خواهد رسید ...


9- برداشتن هرگونه مطلب ، عکس ، مقاله و... فقط با ذکر منبع ( بنام بزرگترین وبلاگ سینمایی ایران ) با درج لینک وبلاگ مجاز میباشد ... در صورت مشاهده تخلف پیگرد قانونی خواهد شد .


10- در صورت تمایل برای تبادل لینک با بزرگترین وبلاگ سینمایی ایران میتوانید ابتدا ما را با عنوان بزرگترین وبلاگ سینمایی ایران در سایت یا وبلاگ خود لینک فرمایید سپس توسط کامنت خصوصی ما را در جریان قرار دهید تا ما هم شما را در بزرگترین وبلاگ سینمایی ایران لینک نماییم .
خواهشمند است این نکته ضروری را حتما رعایت بفرمایید چرا که بزرگترین وبلاگ سینمایی ایران به هیچ عنوان هیچ وبلاگ و سایتی را پیش از اینکه آن وبلاگ و سایت قبلا لینک بزرگترین وبلاگ سینمایی ایران را قرار داده باشند لینک نخواهد نمود .


11- بزرگترین وبلاگ سینمایی ایران به عنوان یک رسانه معتبر سینمای ایران که همه روزه با آخرین اخبار و تحلیلهای سینمایی به روز رسانی میشود از شما کاربران خواهشمند است که این وبلاگ معتبر را به دوستان و آشنایان خود معرفی فرمایید .



12- بزرگترین وبلاگ سینمایی ایران از شما دعوت مینماید تا هرگونه نقد و نظرات خود را برای بزرگترین وبلاگ سینمایی ایران بفرستید تا بزرگترین وبلاگ سینمایی ایران نقدهای شما را به نام خودتان در هر دو سرویس فعال بزرگترین وبلاگ سینمایی ایران قرار دهد .


13- بزرگترین وبلاگ سینمایی ایران از شما کاربران ارجمند دعوت مینماید تا از همه بخشهای بزرگترین وبلاگ سینمایی ایران بازدید نمایید .




14- بزرگترین وبلاگ سینمایی ایران اوقات خوشی را برای شما کاربران گرامی آرزو میکند .


تذکر مهم به کاربران بخش آرشیو بزرگترین وبلاگ سینمایی ایران :

کاربران گرامی چنانچه شما از بخشهای قدیمی و آرشیو بزرگترین وبلاگ سینمایی ایران استفاده میفرمایید به شما توصیه میشود از صفحه نخست این وبلاگ سینمایی بازدید فرمایید همچنین به کاربران محترم بخش نخست وبلاگ نیز توصیه میگردد از بخش آرشیوهای پر محتوای وبلاگ بازدید فرمایند .

نوشته های پیشین
آبان 1391
مهر 1390
تیر 1390
خرداد 1390
اردیبهشت 1390
فروردین 1390
اسفند 1389
بهمن 1389
دی 1389
آذر 1389
آبان 1389
مهر 1389
شهریور 1389
مرداد 1389
تیر 1389
خرداد 1389
اردیبهشت 1389
فروردین 1389
دی 1388
آذر 1388
آبان 1388
مهر 1388
شهریور 1388
تیر 1388
خرداد 1388
اردیبهشت 1388
فروردین 1388
اسفند 1387
بهمن 1387
دی 1387
آذر 1387
آبان 1387
مهر 1387
مرداد 1387
تیر 1387
اردیبهشت 1387
آرشيو
آرشیو موضوعی
اخبار سینما و تلویزیون و تئاتر ایران
اخبار سینمای ایران
اخبار تلویزیون ایران
اخبار تئاتر ایران
اخبار فوری
مقاله سینمایی
نقد فیلم
معرفی فیلمها و سریالهای خاطره انگیز ایرانی ...
معرفی فیلم بلند
معرفی فیلم کوتاه
معرفی سریال
بیوگرافی بازیگران قدیمی
بیوگرافی سایر بازیگران
گفتگو با هنرمندان
سینما ... سیاست
فراخوان و بیانیه های بزرگترین وبلاگ سینمایی ایران
عرض تسلیت به جامعه هنری کشور
عرض تبریک بزرگترین وبلاگ سینمایی ایران
آموزش قدم به قدم بازیگری از طریق اینترنت ...
اخبار و مطالب جشنواره بین المللی فیلم فجر
متفرقه
پیوندها
کیش بهشت گمشده ایران - ( بزرگترین وبلاگ اطلاع رسانی جزیره کیش )
بزرگترین سایت راهنمای سفر به جزیره کیش - هلو کیش
بزرگترین وبلاگ سینمایی ایران - در سرویس بلاگفا ( اصلی )
بزرگترین وبلاگ سینمایی ایران - در سرویس پرشین بلاگ ( فرعی )
پرده سینما - پایگاه تحلیلی سینمای ایران و جهان به مدیریت غلامعباس فاضلی
خبرگزاری سینمای ایران
سایت منتقد - ویژه منتقدان نامدار سینمای ایران
هنرمندان - سایت خبری تحلیلی
سینمای ما
سوره سینما - پایگاه خبری تحلیلی
سوره سینما - بانک جامع اطلاعات سینمای ایران
ایران اکتور
30نما - پایگاه خبری سینمای ایران و جهان
سینما روز - پایگاه خبری تحلیلی
ایراسان - پایگاه خبری سینمای ایران و جهان
سینما فا
اولین مجله سینمایی ایران
ایران تئاتر - سایت خبری تحلیلی تئاتر ایران
سایت اطلاع رسانی تئاتر ایران
تئاتر ما
مرکز عکس تئاتر
کافه نمایش
تئاتر درمانی
تئاتر روهر آلمان
سینما - تئاتر - برنامه سینماها و تئاترها
وبلاگ معرفی تئاترهای کمدی موزیکال شهر تهران
روزنامه سینمایی بانی فیلم
ماهنامه سینمایی فیلم
مجله فیلم نگار - اولین ماهنامه تخصصی فیلمنامه نویسی
پایگاه خبری فیلم کوتاه ایران
مرکز اطلاع رسانی فیلم کوتاه
کانون سینماگران جوان
سازمان سینمایی فجر - عبدالرضا ساعتچی فرد
موسسه سینمایی آمایش هنر
میلاد فیلم - رسول صدرعاملی
بامداد فیلم - منیژه حکمت
هیلاج فیلم - امیرشهاب رضویان
هدایت فیلم - مرتضی و مصطفی شایسته
وبلاگ رسمی سازمان سینمایی 79 - جهانگیر کوثری - رخشان بنی اعتماد
وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی
معاونت سینمایی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی
بنیاد سینمایی فارابی
خانه سینمای ایران
خانه تئاتر ایران
وبلاگ رسمی اداره تئاتر ایران
خانه هنرمندان ایران
خانه سینماگران جوان
فرهنگستان هنر
مرکز گسترش سینمای مستند و تجربی
کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان
تولیدات کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان
موسسه رسانه های تصویری
شرکت تصویر دنیای هنر
موسسه سینما 24
موسسه هنرنمای پارسیان
بنیان فرهنگ و هنر ایرانیان
وبلاگ رسمی انجمن منتقدان و نویسندگان سینمایی ایران
سایت رسمی انجمن بازیگران سینمای ایران
انجمن مستندسازان سینمای ایران
انجمن فیلم کوتاه ایران
کانون برنامه ریزان و دستیاران کارگردان سینمای ایران
انجمن گویندگان و سرپرستان گفتار فیلم
جشنواره فیلم کوتاه تهران
جشنواره فیلم شهر
جشنواره بین المللی فیلم فجر
جشنواره بین المللی فیلمهای ورزشی و تلویزیونی تهران
جشنواره فیلم کودک
جشنواره بین المللی فیلمهای آموزشی رشد
جشنواره فیلم سه تاک
جشنواره فیلم کوثر
جشنواره فیلم رویش
جشنواره فیلم پلیس
جشنواره فیلم رحمت
جشنواره فیلمهای دانشجویی / دانشکده صدا و سیمای جمهوری اسلامی ایران
آکادمی ملی المپیک و پاراالمپیک ( جشنواره فیلمهای ورزشی )
موج نو - فراخوان جشنواره های داخلی و خارجی
پردیس سینمایی ملت
سینما فرهنگ
سینما آزادی
سازمان صدا و سیمای جمهوری اسلامی ایران
شبکه اول سیمای جمهوری اسلامی ایران
شبکه دوم سیمای جمهوری اسلامی ایران
شبکه سوم سیمای جمهوری اسلامی ایران
شبکه چهارم سیمای جمهوری اسلامی ایران
شبکه پنجم سیمای جمهوری اسلامی ایران ( شبکه تهران )
شبکه خبر
شبکه آموزش سیمای جمهوری اسلامی ایران
شبکه قرآن
شبکه جهانی جام جم
مرکز تحقیقات و نظرسنجی سیمای جمهوری اسلامی ایران
سایت رسمی بهرام بیضایی
سایت رسمی بهمن فرمان آرا
سایت رسمی پرویز شهبازی
سایت رسمی سید رضا میرکریمی
سایت رسمی بهمن قبادی
سایت رسمی مجید مجیدی
سایت رسمی ابراهیم حاتمی کیا
سایت رسمی تهمینه میلانی
سایت رسمی پوران درخشنده
سایت رسمی خانواده مخملباف
سایت رسمی رضا عطاران
سایت رسمی مهران مدیری
سایت رسمی سامان مقدم
سایت رسمی رامبد جوان
سایت رسمی مهدی کرم پور
سایت رسمی بهروز وثوقی
سایت رسمی پرویز صیاد
سایت رسمی فرزانه تاییدی
سایت رسمی حسین پاکدل
سایت رسمی زنده یاد حسین پناهی
سایت رسمی بهرام رادان
سایت رسمی مریلا زارعی
سایت رسمی فاطمه معتمدآریا
سایت رسمی ماهایا پطروسیان
سایت رسمی گلشیفته فراهانی
سایت رسمی لیلا حاتمی
سایت رسمی مهناز افشار
سایت رسمی محمدرضا گلزار
سایت رسمی کامبیز دیرباز
سایت رسمی شهاب حسینی
سایت رسمی شهرام حقیقت دوست
سایت رسمی مهدی احمدی
سایت رسمی پژمان بازغی
سایت رسمی پانته آ بهرام
سایت رسمی لادن طباطبایی
سایت رسمی بهناز جعفری
سایت رسمی نیوشا ضیغمی
سایت رسمی محمدرضا هدایتی
سایت رسمی سیامک انصاری
سایت رسمی بهزاد محمدی - کمدین تئاتر
سایت رسمی امیرحسین صدیق
سایت رسمی سید جواد هاشمی
سایت رسمی نفیسه روشن
سایت رسمی باران کوثری
سایت رسمی علی صادقی
سایت رسمی هنگامه قاضیانی
سایت رسمی شیوا بلوریان
سایت رسمی حسام نواب صفوی
سایت رسمی الیزابت امینی
سایت رسمی عبدالرضا زهره کرمانی
سایت رسمی لیلا اوتادی
سایت رسمی شقایق دهقان
سایت رسمی نیکی کریمی
سایت رسمی مهدی سلوکی - محمد سلوکی
سایت رسمی حدیث فولادوند
سایت رسمی رضا رشید پور
وبلاگ رسمی رضا رشید پور
وبلاگ رسمی اسماعیل میهن دوست - کارگردان سینما
وبلاگ رسمی مسعود ده نمکی
وبلاگ رسمی مجید تربتی فرد - کارگردان تلویزیون و سینما
وبلاگ رسمی بهاره رهنما ( ماه هفت شب )
وبلاگ رسمی الهام پاوه نژاد
وبلاگ رسمی امیریل ارجمند
وبلاگ رسمی چیستا یثربی - نمایشنامه نویس
تالار گفتمان دوستداران صادق هدایت
سایت رسمی صادق هدایت
سایت رسمی نیلوفر بیضایی ( نویسنده و کارگردان )
سایت رسمی پرویز خطیبی ( نویسنده )
وبلاگ رسمی کیومرث صمدی طاری ( فیلمساز و نویسنده )
وبلاگ هواداران پیمان قاسم خانی ( فیلمنامه نویس و بازیگر )
وبلاگ رسمی قربان محمدپور ( فیلمنامه نویس طنز )
سایت رسمی قربان محمدپور ( فیلمنامه نویس طنز )
وبلاگ رسمی هوشنگ گلمکانی - منتقد سینما
آیدین آغداشلو - منتقد سینما
سایت مصطفی جلالی فخر - منتقد سینما
وبلاگ رسمی طهماسب صلح جو - منتقد سینما
وبلاگ رسمی کیوان کثیریان - منتقد سینما
وبلاگ رسمی محسن آذرم - منتقد سینما
وبلاگ رسمی مجید رحیمی جعفری - کارشناس ادبیات دراماتیک
وبلاگ رسمی رضا کردبچه - نویسنده و منتقد و رئیس انجمن سینماگر آینده
سایت رسمی فریبرز لاچینی ( آهنگساز )
سایت رسمی مهری شیرازی ( چهره پرداز )
سایت رسمی ایرج رامین فر ( طراح صحنه و لباس )
دکور – آکسسوار – ماکت ( وبلاگ رسمی عباس بهشتی )
کافه دیزاین ( باشگاه طراحان ایران )
سایت انجمن طراحان لباس و پارچه ایران
طراحی صحنه تئاتر و سینما و برنامه های تلویزیونی
پایگاه جامع فیلمنامه نویسی
وبلاگ رسمی روبرت صافاریان - عکاس - مستند ساز و...
فتو بازیگر - سایت رسمی بابک برزویه عکاس - مکانی برای معرفی بازیگران آماتور
موسسه انتخاب بازیگر ایرانیان
باشگاه خبرنگاران جوان
خبرگزاری جهان نیوز
خبرگزاری ایسکا نیوز
خبر آن لاین
خبرگزاری فارس
خبرگزاری دانشجویان ایران - ایسنا
خبرگزاری بین المللی زنان ایران - ایونا
خبرگزاری ایرنا
خبرگزاری ایلنا
خبرگزاری شهر
خبرگزاری آریا
خبرگزاری برنا
خبرگزاری موج
خبرگزاری آنا
خبرگزاری مهر
خبرگزاری آفتاب
خبرگزاری تابناک
اسکار
اسکار
سینمای کلاسیک
هنرپیشه های قدیم و خواننده های ایرانی
سایت هنرپیشه / بیوگرافی بازیگران ایرانی و خارجی
تئاتر مشدی !!!
ادبیات - نویسنده وبلاگ یاشار
عشق ورزیدن یعنی همکاری با خدا - وبلاگ گل دختر
زیگزاگ فیلم
نرم افزارهای فارسی در مشمیل
مجله الکترونیکی سینما و تلویزیون
سایت تئاتر کرگدن به کارگردانی فرهاد آییش
سایت سریال طنز قهوه تلخ به کارگردانی مهران مدیری
جشنواره لوکارنو - سوئیس
جشنواره ی کارلو ویواری - چک
جشنواره ی فیلم ونیز - ایتالیا
جشنواره ی فیلمهای انیمیشن اَنِسی - فرانسه
جشنواره ی فیلم کن - فرانسه
جشنواره ی فیلم برلین - آلمان
جشنواره ی جهانی فیلم مونترال - کانادا
جشنواره ی فیلم ساندنس - آمریکا
جشنواره ی فیلم شیکاگو - آمریکا
جشنواره ی فیلم قاهره - مصر
جشنواره ی بین المللی فیلم مسکو - روسیه
جشنواره ی سه قاره ی نانت - فرانسه
جشنواره ی بین المللی فیلم تورنتو - کانادا
جشنواره ی فیلم ترایبکا - آمریکا
جشنواره ی فیلم سیدنی - استرالیا
جشنواره ی بین المللی فیلم سباستین - اسپانیا
جشنواره ی بین المللی توکیو - ژاپن
جشنواره ی بین المللی فیلم مراکش
جشنواره ی فیلم کارتاژ - تونس
جشنواره ی فیلم سارایوو - بوسنی و هرزگوین
جشنواره ی بین المللی فیلم کوالالامپور - مالزی
جشنواره ی بین المللی فیلم هندوستان
جشنواره ی بین المللی فیلمهای مستند آمستردام - هلند
جشنواره ی بین المللی فیلم ادینبورگ - انگلستان
جشنواره ی بین المللی فیلم ابوظبی - امارات
جشنواره ی فیلمهای آسیایی بارسلونا - اسپانیا
جشنواره ی بین المللی فیلم بوسان – کره ی جنوبی
جشنواره ی آثار تلویزیونی، سینمایی و رسانههای نوین برای کودکان - هلند
جشنواره ی بین المللی فیلمهای کودکان وین - اتریش
جشنواره ی آسیا پسیفیک - استرالیا
جشنواره ی بین المللی فیلم استانبول - ترکیه
جشنواره ی بین المللی فیلم راه ابریشم - ترکیه
جشنواره ی بین المللی فیلم بیروت - لبنان
جشنواره ی بین المللی فیلم جاکارتا - اندونزی
جشنواره ی فیلم دوبی - امارات
جشنواره ی بین المللی فیلم گونگمورو – کره ی جنوبی
جشنواره ی بین المللی فیلمهای خانوادگی سئول – کره ی جنوبی
جشنواره ی فیلم کمبریج - انگلستان
جشنواره ی بین المللی فیلمنامه نویسان - انگلستان
جشنواره ی فیلم جیفونی - ایتالیا
جشنواره ی جهانی فیلم کوتاه اوبرهازن - آلمان
جشنواره ی بین المللی فیلمهای مستند شفیلد - انگلستان
جشنواره ی فیلم مستند تسالونیکی - یونان
موزه ی فیلم بریتانیا
موزه ی فیلم مصر
موزه ی فیلم هلند
موزه ی فیلم جرج ایستمن
موزه ی فیلم و تلویزیون آلمان
موزه ی فیلم آکادمی علوم و فنون سینمایی
موزه ی سینمای لهستان
موزه ی ملی سینما تورین - ایتالیا
موزه ی ملی رسانه ها - انگلستان
موزه ی فیلم پست دام - آلمان
موسسه خیریه حمایت از کودکان مبتلا به سرطان - محک
موسسه خیریه بهنام دهشپور - حامی بیماران مبتلا به سرطان
موسسه خیریه نوید سبز شهرستان بابل - حمایت از کودکان نیازمند
انجمن معلولین ضایعات نخاعی
انجمن خیریه حمایت از بیماران دیابتی کشور
وبلاگ انجمن حمایت از بیماران دیابتی
انجمن خیریه حمایت از بیماران کلیوی ایران
انجمن حمایت از بیماران مبتلا به دیستروفی
مرکز آن لاین اطلاعات بیماری ام اس
سایت رسمی بنیاد امور بیماریهای خاص
شبکه اطلاع رسانی موسسات خیریه ایران
موسسه خیریه رفاه کوذک
موسسه نیکوکاری مهرآفرین - حامی زنان و کودکان و خانواده های نیازمند
موسسه نیکوکاری ریحانه سعادت
پایگاه اطلاع رسانی سازمان بهزیستی کشور
سازمان بهزیستی استان تهران
انجمن مبارزه و پیشگیری از اعتیاد بهروزان
موسسه عصای سفید - حمایت از نابینایان و کم بینایان کشور
کانون ناشنوایان ایران
وبلاگ مرکز نگهداری کم توانان ذهنی فرخنده
آسایشگاه معلولین ذهنی خانه دوست
مرکز توانبخشی و نگهداری شبانه روزی معلولین ذهنی
موسسه خیریه شمیم یاس نرجس
موسسه خیریه پیام امید
موسسه خیریه هیوای ژیان
موسسه خیریه حضرت ولیعصر (ع) شهرستان دیلم
موسسه خیریه بنت الرسول فاطمه زهرا (س)
موسسه خیریه علی ابن ابی طالب استان یزد - ایتام و نیازمندان
مهیار - موسسه خیریه همیاری به بیماران مبتلا به سرطان
موسسه خیریه خانه فرزندان کوثر گناباد - مرکز نگهداری از دختران یتیم و بی سرپرست
موسسه خیریه حمایت از کودکان نیازمند به پیوند مغز استخوان
موسسه خیریه شفاجویان کودک مبتلا به سرطان ( مشک )
انجمن حمایت از بیماران اختلال جنسی و هویتی ایران
مینای شب
خرید فیلمهای برتر سینمای جهان
 

 RSS

POWERED BY
BLOGFA.COM

طراح قالب

دیجیتال کیوان

 

افراد حاضر در اين وب



كمياب ترين كدهای جاوا برای وبلاگ نويسان